[ad_1]

فساد بخشی از مشکل بود. همانطور که مشهور است ، اثربخشی سربازان و پلیس به این دلیل آسیب می بیند که مقامات دولتی یا فرماندهان نظامی حقوق خود را در جیب خود قرار می دهند ، مهمات را ذخیره می کنند و لیست سربازان ارواح را رقیق می کنند. با این حال ، حتی پس از گزارش فساد ، پلیس و ارتش معمولاً در هر نبردی از طالبان برتر و مجهزتر هستند.

توضیح قوی تر این بود که پلیس و سربازان نمی خواهند جان خود را برای دولتی فاسد و مایل به نادیده گرفتن آنها به خطر بیندازند. هنوز هم من تعدادی از فرماندهان افغان را می شناختم که سعی داشتند از مردم خود مراقبت کنند. آیا طالبان با داشتن سلاح های سنگین کمتر ، مراقبت های پزشکی بسیار ضعیف تر و رهبرانی که سالها در پاکستان مخفی شده بودند ، در حالی که سربازانشان در حال جنگ بودند ، می توانستیم به رهبران فاسد و بی خیال دولت اعتماد کنیم؟ علاوه بر این ، نیروهای ویژه افغان – که رهبران بهتری نسبت به طالبان دارند و به خوبی پشتیبانی می شوند – هنوز بدون پشتیبانی هوایی و مشاوران ایالات متحده در جنگ بسیار دشوار بودند.

این سوال وقتی آگوست 2014 افغانستان را ترک کردم باعث آزار و اذیت من شد. همه این عوامل بدیهی است که مهم بودند ، اما مجموع آنها کمتر از دشواری هایی بود که در مقابل چشمان من ظاهر شد.

چند ماه پس از بازگشت به خانه ، من در بحث در وزارت امور خارجه با مایکل مک کینلی ، سفیر ایالات متحده در افغانستان شرکت کردم. ما در مورد چگونگی جنگ طالبان هنگام ورود سفیر بحث و گفتگوهای جنجالی داشتیم. وی با اشاره به فیلسوف قرن بیستم که معتقد است اعمال انسان ناشی از ترس و تجربیات گذشته است ، گفت: “ممکن است من زیاد هانا آرنت را خوانده باشم ،” اما من فکر نمی کنم که این موضوع مربوط به پول یا کار باشد. طالبان برای چیز بزرگتری می جنگند. “مک کینلی آنچه را که من احساس کردم اما بیان نکردم و آنچه دانشمند طالبان پنج سال بعد برای من تکرار می کند ، تصرف کرد.

طالبان نمونه ای از مواردی است که الهام بخش است ، چیزی است که آنها را در جنگ قدرتمند می کند ، چیزی که به معنای افغان بودن آن است. آنها خود را نماینده اسلام معرفی کردند و خواستار مقاومت در برابر اشغال خارجی شدند. با هم ، این دو ایده ترکیبی قدرتمند برای افغانهای عادی ، که تمایل دارند مسلمان مومن باشند اما افراطی نیستند ، شکل گرفت. برابر با اشغالگران خارجی ، دولت چنین الهام بخشی را جمع نکرد. او نتوانست طرفداران خود را حتی اگر بزرگتر از طالبان باشند ، به همان طول برساند. با توجه به روابط وی با آمریکایی ها ، ادعاهای دولت در مورد اسلام برآورده شد ، حتی زمانی که طالبان موفق شدند دین داری افغان ها را در خدمت دید افراطی خود بپذیرند. طالبان به همان اندازه که اشتباه است ، می توانند از اشغال آمریکایی ها برای تمایز خود از دولت به عنوان نمایندگان واقعی اسلام استفاده کنند. تعداد بیشتری از افغانها تمایل دارند که به نمایندگی از دولت خدمت کنند تا طالبان. اما تعداد بیشتری از افغان ها مایل بودند برای طالبان بکشند و کشته شوند. این برتری در میدان جنگ تفاوت ایجاد کرد.

توضیح قدرتمند است ، اما همچنین خطرناک است. این می تواند تحریف شود به این معنی که همه مسلمانان مستعد جنگ هستند یا متعصب هستند. چنین تعبیری اشتباه خواهد بود: اسلام منبع وحدت و الهام است ، نه تروریسم یا بی رحمی. اینکه بگوییم مردم با هموطنان خود و مردم متدین با خارجی ها همدردی می کنند به سختی به معنای شیطانی بودن اسلام است. نکته این است که به خطر انداختن جان خود برای کشور دشوارتر است وقتی که در کنار آنچه برخی اشغالگران می نامند جنگ کنید ، به ویژه هنگامی که آنها ایمان شما را ندارند.

این توضیحات در مکالمات و مکاتبات مختلفی که طی سالها با افغانها ، فرماندهان نظامی ، سران قبایل و خود طالبان داشتم ، ارائه شد. رئیس مشهور پلیس قندهار ، مرحوم عبدالرضیک ، به خاطر مراقبت از افسران خود و به عنوان نوعی اقتدار در مبارزه با طالبان مشهور بود. او به من گفت: “روحیه طالبان از روحیه دولت بهتر است. روحیه طالبان بسیار بالا است. به بمب گذاران انتحاری آنها نگاه کنید. طالبان به مردم انگیزه می دهند تا کارهای شگفت انگیزی انجام دهند. ”

یک رهبر مذهبی طالبان پاکستانی نیز نظریه مشابهی را ابراز داشت:

من هر روز در مورد حادثه ای می شنوم که در آن افسران پلیس یا سربازان ارتش کشته شده اند. … نمی دانم آنها مصمم هستند که با طالبان بجنگند یا نه. بسیاری از پلیس و سربازان فقط با دلار در آنجا هستند. آنها حقوق خوبی می گیرند اما انگیزه ای برای دفاع از دولت ندارند. … طالبان به جهاد متعهد هستند. این بزرگترین پیروزی برای آنها است.

متقاعد کننده تر ، نظرسنجی های متعدد طالبان توسط گراهام اسمیت ، اشلی جکسون ، تئو فارل ، آنتونیو جیوستوزی و دیگران تأیید کرده اند که طالبان تا حدی در حال جنگ هستند زیرا آنها معتقدند که مخالفت با اشغالگری وظیفه اسلامی آنها است و متقاعد شده اند که علت آنها اجازه می دهد آنها را به نفع خود. نظرسنجی جکسون در مورد 50 طالبان ، که در سال 2019 منتشر شد ، نشان می دهد که آنها تصمیم خود را برای پیوستن به جنبش “از نظر فداکاری مذهبی و جهاد – احساس وظیفه شخصی و عمومی” توصیف می کنند. به گفته آنها ، جهاد علیه اشغال خارجی یک تعهد شرعی است که برای محافظت از ارزش های آنها انجام می شود. وی در پایان گفت: “جهاد درباره هویت بود.”

این تفکر به افغانهای عادی نیز کشیده می شود ، بسیاری از آنها به دیدگاه سیاسی افراطی طالبان پایبند نیستند ، اما با دعوت خود به اصول اسلامی علیه اشغالگران خارجی همدل هستند. نظرسنجی بنیاد آسیا در سال 2012 ، معتبرترین نظرسنجی در مورد مردم افغانستان ، نشان داد که از میان افغان هایی که به شدت با طالبان همدردی می کنند ، 77 درصد گفتند که این کار را انجام داده اند زیرا طالبان افغان ، مسلمان و جهاد هستند.

با گذشت زمان ، رهبران افغانستان با درک موقعیت آسیب پذیر دولت ، به یک منبع خارجی برای تغذیه مردم مراجعه کردند: پاکستان. رازیک ، رئیس جمهور حامد کرزی و بعداً رئیس جمهور اشرف غنی از پاکستان به عنوان تهدید خارجی برای اتحاد مجدد افغان های پشت سر خود استفاده کردند. آنها از توصیف طالبان به عنوان چیزی جز ایجاد اسلام آباد خودداری کردند. رازیک بی امان ادعا می کند که با حمله خارجی پاکستان مبارزه می کند. اما پاکستان هرگز نتوانست بر اشغالگری کاملاً غلبه کند. یک داستان مشهور مربوط به من در سال 2018 توسط یک کارمند دولت افغانستان واقعیت را روشن می کند:

یک افسر ارتش افغانستان و یک فرمانده طالبان در حالی که این طرف و آن طرف شلیک می کردند از رادیوی خود جرم گرفتند. فرمانده طالبان با تمسخر گفت: “شما عروسک های آمریکایی هستید!” افسر ارتش فریاد زد: “شما عروسک های پاکستان هستید!” فرمانده طالبان پاسخ داد: “آمریکایی ها کافر هستند. پاکستانی ها مسلمان هستند. “افسر افغان پاسخی ندارد.

یا در ضرب المثل کوتاهتر افغان: “بیش از یک کافر ، با یک مسلمان ضعیف خوشحال باش”.

[ad_2]

منبع: white-news.ir