آنچه ترامپ درباره آمریکا به ما نشان داد



جان آستین مرکز اقتصادی میشیگان را اداره می کند و یک عضو ارشد غیر مقیم ارشد موسسه بروکینگز و هیئت امور جهانی شیکاگو است.

منطی چهار سال گذشته ، روشن شده است که اگر به دلایل اصلی خشم و بیگانگی اجتماعی بسیاری از رای دهندگان آمریکایی نپردازیم ، ما یک ملت تفرقه یافته باقی خواهیم ماند ، بسیاری از آنها پذیرای پیام عوام فریبانه ای مانند دونالد ترامپ خواهند بود. در بیشتر مناطق روستایی متروکه آمریکا و جوامعی که هنوز در حال مبارزه هستند و میانه غرب صنعتی را در اطراف خانه من قرار داده اند ، نگرانی در مورد آینده اقتصادی با احساس از دست دادن هویت ، وضعیت و کنترل در یک جامعه در حال تغییر ارتباط دارد. این پویایی موج سمی نارضایتی از “دیگران” ، خواه نخبگان ساحلی یا مهاجر و تمایل به بازگشت به زمان ساده تر و منظم تری را ایجاد می کند.

از دور ، به نظر می رسد جو بایدن دیوار آبی ایالات صنعتی در غرب میانه را از نو ساخته و رای دهندگان طبقه سفید کارگر را که ترامپ را به سمت ریاست جمهوری در سال 2016 افزایش داده اند ، به دست آورد. اما پیروزی نزدیک بایدن در ویسکانسین ، میشیگان و پنسیلوانیا اتفاق افتاده بود فقط از طریق مشارکت تاریخی رای دهندگان در برابر ترامپ ، به ویژه در میان آفریقایی-آمریکایی ها در شهرها ، ممکن است. سفیدپوستان طبقه کارگر سفیدپوست شهرهای تولیدی و کشورهای کشاورزی که هنوز در حال مبارزه هستند ، ترامپیسم را دو چندان کرده اند و بیش از هر زمان دیگری از ترکیب نوستالژی اقتصادی ، ملی گرایی و بومی گرایی ترامپ هیجان زده شده اند.

وقتی ساکنان جوامع با اقتصاد قدیمی در میشیگان و جاهای دیگر موفق به یافتن خریدهای اقتصادی جدید می شوند ، نگرش آنها متفاوت است و نتایج صندوق رای نیز متفاوت است. ما این را در گهواره های غرب میانه دیده ایم، جایی که رأی دهندگان در جوامع صنعتی سابق تازه تأسیس – مانند پیتسبورگ و گراند رپیدز ، میشیگان – نگرشی خوش بینانه و آینده نگرانه نشان می دهند و آبی می شوند. من روندهای شدیدی را دیدم که به دور از ملی گرایی و نوستالژی برای بازسازی جوامع کمربند خشم بود ، که هم در انتخابات میان دوره ای 2018 و هم در نتایج امسال توسط مرکز گرایان معتدل پشتیبانی می شد. دولت و كنگره بایدن باید اقتصاد نوپای جدید را به تعداد بیشتری از مردم و مكان های قلب آمریكایی بازسازی و گسترش دهد. فقط در این صورت است که ما سیاست خود را درمان خواهیم کرد.

سهراب احماری سردبیر مجله نیویورک پست و نویسنده آینده موضوع پیوسته: کشف حکمت سنت در عصر هرج و مرج.

Fیا محافظه کاران ، تیزترین درس در چهار سال گذشته این بوده است که آمریکای سازمانی – صاحبان سرمایه و تکنوکرات های بسیار تحصیل کرده که به آنها خدمت می کنند – با ما طرف نیست. علاوه بر این ، نخبگان شرکتی فعالانه با چپ فرهنگی و سیاسی همسو هستند: یک تعدیل دوره ای.

این تغییر قبلاً به صورت نهفته در زمان دولت اوباما آشکار بود ، اما در دوران رئیس جمهور دونالد ترامپ کاملاً غیرقابل بحث شد: از پذیرش کامل مارک ها تا آخرین دگم ها برای جنسیت و جنسیت ؛ برای بیدار کردن لیگ های ورزشی (حتی وقتی آنها متفاوت به ستم نفرت انگیز مسلمانان توسط شرکای تجاری چینی خود نگاه می کردند) به روشی که اعضای سیلیکون ولی در برخی از دقیق ترین محله های آمریکا زندگی می کنند ، علیه اجرای قانون روی آورده اند. همه اینها برای ما در سمت راست بسیار هیجان انگیز است: ایستادن در کنار طبقات کارگر نجیب تر و مفیدتر از جستجوی حداقل کاهش مالیات و معاملات تجاری است!


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*