[ad_1]

این خبر خوبی است. خبر بد این است که گذشته نژادپرستانه ملت که هرگز در گذشته نبوده است نیز دوباره ظاهر شده است. بیداری جورج فلوید با مخالفت انتخابات ریاست جمهوری روبرو شد که حزب جمهوری خواه ، که به طور فزاینده ای به دونالد ترامپ چسبیده است ، پس از رأی های رنگارنگ به تعداد بی سابقه ، به عنوان نامشروع اعلام کرد. در ماه ژانویه ، جمعیت بیشتر مردم سفیدپوست به دلیل عدم تمایل به قبول نتیجه انتخابات غیر از آنچه که حق دارند ، به پایتخت ایالات متحده حمله و هتک حرمت کردند. شکاف عمده ای میان کسانی که معتقدند برتری سفید در آمریکا حتی از نظر اخلاقی کاملاً عملی است و کسانی که معتقدند این ضد آمریکایی بودن بسیار عمیق است و مصمم هستند یک بار برای همیشه آن را ترک کنند ، ایجاد شده است. این دروغ بزرگ علیه حقیقت بزرگ است.

در اعتراضات جورج فلوید تأکید شده بود که در این نبرد هیچ راه میانه ای وجود ندارد ، همانطور که هرگز نباید اتفاق می افتاد. این مسخره است ، اما بسیار آموزنده است که نژادپرستی سیستمی که زمانی مشاهده و نام بردن از آن بسیار دشوار بود اکنون هر روز در تیراندازی های مداوم پلیس بر روی سیاه پوستان ، بلکه در گفته ها و اقدامات مقامات منتخب کشور نیز مشاهده می شود. حالا حداقل همه ما می دانیم که طرف کدام یک هستیم.

بناهای تاریخی بیشتری پایین آمد

از میچ لندری

میچ لندری ، بنیانگذار و رئیس E Pluribus Unum ، شهردار سابق نیواورلئان و فرماندار ستوان سابق لوئیزیانا است.

در سال پس از ترور جورج فلوید ، ملت فصل جدیدی را در گفتگوهای سراسری مورد نیاز ما در مورد نژاد گشودند. این امر ناگزیر به بحث های بیشتری در مورد چگونگی یادگیری تاریخ و چگونگی یادآوری آن منجر شد ، به ویژه هنگامی که صحبت از یادبودهای بزرگداشت و لغو کنفدراسیون می شود.

من بعنوان یک مادام العمر در نیواورلئان ، سالها تقریباً هر روز از یادگارهای کنفدراسیون عبور می کردم بدون اینکه زیاد به آنها فکر کنم. اما زمانی که من شهردار نیواورلئان بودم ، از جمله پس از قتل های کلیسای چارلستون AME در سال 2015 ، از طریق تحقیق و بحث فهمیدم که بیشتر بناهای یادشده در کنفدراسیون ها تبلیغاتی بودند که سالها و اغلب دهه ها پس از جنگ داخلی برپا داشتند. برای من روشن شد که این نمادها برای ارسال پیام خاصی به سیاه پوستان آمریکایی است ، نه به عنوان علامت عزاداری میراث برده داری و جدایی ، بلکه با احترام به آن. این تندیس ها بر روی پایه های سراسر کشور ، نه فقط جنوب ، مدت ها نمایانگر برتری سفیدپوستان و ناتوانی جمعی ما در مقابله با گذشته ما بوده اند.

در نتیجه ، در سال 2017 ، پس از یک محاکمه جنجالی که برای چندین سال انجام شد ، شهر نیواورلئان چهار مجسمه کنفدراسیون را به علت از دست دادن حذف کرد ، از جمله Robert E. Lee و Jefferson Davis. نیواورلئان به هیچ وجه یک جامعه بعد از شور و اشتیاق نیست ، اما روند بسیار دردناک اجتماعی مبارزه با گذشته ما – مجسمه ها ، نام خیابان ها و غیره – باعث پیشرفت شهر ما می شود.

با ترور فلوید و تکیه گسترده تری که به دنبال داشت ، فقط در ایالات متحده ، شهرها و دانشگاه ها امکان استفاده از نمادهای کنفدراسیون بیشتر شد و از نظر سیاسی امکان پذیر شد. طی سال گذشته ده ها مجسمه و بنای تاریخی ساخته شده است ، از جمله تصاویر برخی از بلندترین چهره های اساطیر جنوب: استون وال جکسون در ریچموند ، جان سی کالون در چارلستون و جفرسون دیویس در پایتخت کنتاکی. این پیشرفت است. با توجه به اینکه این نبردها برای یادبودها چقدر سخت شده است ، نمی توانیم حرکتی را که این لحظه ایجاد کرده کمرنگ کنند.

این مجسمه ها بسیار بیشتر از سنگ و فلز هستند. از بین بردن آنها می تواند کاتالیزوری برای یادگیری و بهبود عمیق تر ، اصلاح تاریخ ما و فراگیرتر کردن جوامع ما باشد. حتی یک نتیجه ماندگارتر نیاز به تغییر یا تعدیل نگرشهایی دارد که اجازه می دهد این نمادها در وهله اول قرار گیرند و باقی بمانند. به عنوان یک ایالت ، ما باید سیستم ها و م institutionsسساتی را که به ضرر سیاهان آمریکایی و سایر رنگین پوستان کار می کنند ، بررسی کنیم. ما باید به بیان حقیقت در مورد گذشته و حال خود ادامه دهیم و اختلافات نژادی را در سراسر کشور بهبود بخشیم. ما هرگز ثمرات کامل آزادی را نخواهیم چشید مگر اینکه تا همه احساس کنیم که شامل این کار شده ایم.

زندگی زنان سیاه پوست نیز اهمیت داشت.

توسط کیشا N. بلین

کیشا ن. بلین دانشیار تاریخ دانشگاه پیتسبورگ ، عضو هیئت علمی 2020-201 در مرکز سیاست حقوق بشر کار در دانشگاه هاروارد و نویسنده دنیا را روشن کنید و تا آزاد شوم.

ترور جورج فلوید توسط پلیس – که توسط یک زن جوان سیاه پوست شجاع به تصویر کشیده شد – ملت را متحیر کرد و فعالان را ترغیب کرد تا حتی در یک بیماری همه گیر جهانی به خیابان ها سرازیر شوند. این اعتراضات ، به نوبه خود ، جنبش جهانی را برای پایان دادن به نژادپرستی ضد سیاه پوستی و خشونت های مجازات شده توسط دولت تجدید کرد.

در حالی که هزاران نفر با استناد به یک مشکل سیستمی از خشونت پلیس در ایالات متحده ، مرگ فلوید را محکوم کردند ، گروهی از فعالان در لوئیزویل ، کنتاکی ، برای روشن کردن یک اقدام خشونت بی معنی دیگر تلاش کردند که تا حد زیادی مورد توجه قرار نگرفت: قتل پلیس برونا تیلور. دو ماه قبل از مرگ فلوید ، هنگامی که گروهی از افسران بدون هشدار به عنوان بخشی از تحقیقات مواد مخدر وارد آنجا شدند ، تیلور در خانه خود به ضرب گلوله کشته شد. هنوز هم پس از مرگ فلوید ، بیشتر آمریکایی ها نام تیلور را آموختند. و این تنها به دلیل شبکه ای از فعالان سیاه پوست ، بسیاری از آنها زن ، امکان پذیر بود که آمریکایی ها را به توجه به چگونگی تأثیر خشونت پلیس دعوت کردند. همه چيز سیاه پوستان

نمی توان انکار کرد که مردان و پسران سیاه پوست اکثر سیاه پوستان کشته شده توسط پلیس در ایالات متحده را تشکیل می دهند. با این حال زنان و دختران سیاه پوست نیز در معرض خشونت های مجازات شده توسط دولت هستند. اگرچه داستان های آنها غالباً به حاشیه رانده می شوند ، اما از اهمیت کمتری برخوردار نیستند. فعالان در لوئیزویل ، از جمله مادر تیلور تامیکا پارکر و خواهر تیلور جوینا پالمر ، هنگامی که در بهار و تابستان گذشته برای گفتن نام برونا تیلور به خیابان ها آمدند ، این موضوع را روشن کردند.

هنگامی که اعتراضات در لوئیزویل آغاز شد ، کیت یانگ ، نویسنده ای از لس آنجلس ، # تولد برای فریادونا را در مورد تولد 27 سالگی تیلور (5 ژوئن 2020) ارائه داد. او به دنبال کنندگان خود در توییتر و دیگران در رسانه های اجتماعی و شبکه های شخصی خود روی آورد. وی همچنین صفحه ای ایجاد کرد که در آن گام های واقعی که دیگران می توانند برای مبارزه با عدالت برای خانواده تیلور بردارند ، از جمله ارسال نامه های الکترونیکی و کارت های تولد تیلور برای دادستان کل کنتاکی ، دانیل کامرون و شهردار تیلور است. مرگ تیلور. برای چند هفته ، برونا تیلور یک نام خانوادگی بود.

تلاش های یانگ ، همراه با فعالیت فعالان در لوئیزویل و فراتر از آن ، با افزایش کمپین #SayHerName ، که در سال 2014 با هدف تمرکز بر خشونت علیه زنان سیاه پوست آغاز شد ، به یک ملی تجمع گریه کردن. و سر و صدای پس از مرگ فلوید شرایطی را ایجاد کرد که این امکان را فراهم آورد. قیامهای توده ای متعاقب آن ، گردهم آوردن افراد از طیف های مختلف ، روزنه ای از امید را در افق تغییرات ایجاد کرد.

این اعتراضات شهرها را تغییر شکل داد.

توسط کایل شلتون

کایل شلتون معاون موسسه مطالعات شهری در دانشگاه رایس است.

اعتراضات نژادپرستی سیستمی که یک سال پیش در سراسر کشور آغاز شد ، نه تنها طرز فکر مردم در مورد پلیس را در ایالات متحده تغییر داد – بلکه مکان های واقعی را دگرگون کرد و تغییراتی عینی در نحوه برنامه ریزی ، ساخت و مدیریت شهرهای ما ایجاد کرد.

در میان نمادین ترین تصاویر تابستان گذشته معترضان و عزاداران در مینیاپولیس ، صحنه قتل جورج فلوید ، یک خیابان عمومی را به میدانی تبدیل کردند که اکنون به عنوان یک محل تجمع ، محلی برای ابراز اندوه ، یادآوری و تظاهرات است.

اعتراضات در شهرهای دیگر منجر به تحولات مشابهی شده است ، مانند واشنگتن ، جایی که شهردار موریل بوثر بخشی از خیابان شانزدهم را به سمت شمال تعیین کرده است ، محلی که شرکت کنندگان درست در تقاطع های کاخ سفید مانند محل زندگی سیاه زندگی می کنند . معترضین از سیاتل تا نیویورک از جاده ها ، پل ها ، بزرگراه ها و سایر حقوق عمومی در جاده ها برای ابراز خشم و غم و اندوه خواستار جوان سازی سیستم های ناعادلانه شدند. در این روند ، آنها مجبور شدند فضای شهری را دوباره تنظیم کنند. این اقدامات اعم از دائمی یا زودگذر ، اهداف اعتراض را وارد ساختمانهای واقعی شهرهای ما می کند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir