[ad_1]

اولیویا بیورز: ما هنوز در گالری مطبوعات هستیم و سیگنال هایی را می بینیم. این به ما نزدیک می شود.

سارا فریس: در یک لحظه ، گروهی از افسران را دیدم که رئیس خانه اکثریت ، استانی هویر و خانه اکثریت ، ویچ کلیبرن را از زمین بیرون کشیدند.

اولیویا بیورز: سپس یکی از کارمندان گالری مطبوعات هاوس پشت سر ما دوید و درها را قفل کرد.

ماریان لوین، خبرنگار سنا: سپس پیغامی مبنی بر حفاظت از ساختمان نبود. آی فون ، احتمالاً پلیس کاپیتول. ما تصمیم گرفتیم درها را با مبل و صندلی محصور کنیم. چراغ ها را خاموش کردیم و پشت میزها پنهان شدیم.

ماریان لوین: ما شروع به شنیدن سر و صدا کردیم. شنیدیم که آنها وارد پایتخت شدند. صدای کف زدن و کف زدن و مردم زیاد شنیدیم. می توانستیم شعار “چهار سال دیگر!” و همه اینها را بشنویم.

برگس اورت: شنیدیم که مردم دیوارها را تکان می دهند. در این مرحله ، مردم در مجلس سنا و در سراسر پایتخت نشین زمین هستند ، که نباید باشد. ما حتی این را نمی دانیم چون همه چیز را خاموش کرده ایم ، زیرا سعی می کنیم در این اتاق به نظر هیچ کس نرسد. ما نمی دانیم چه کسی جهنم است. … من فقط صدای کوبیدن و فریاد زدن ، و همچنین فریادهای پلیس و رادیو را شنیدم. منظورم این است که فقط به نظر می رسید مثل گل مینا بود

استفان ووس: در ضلع شمالی پایتخت یک دروازه امنیتی وجود دارد. آنجا خیلی آشفته بود. حدود دوازده شورشی از داخل در مجبور شده بودند ، اما سپس با فلفل پاشیده و بیرون رانده شدند. آنها روی توده ای روی هم افتادند. پلیس کاپیتول سعی کرد در را ببندد ، اما شورشی یک تیر پرچم را در بالای درب گیر کرده بود تا در باز بماند. پلیس مدام سعی می کرد در را ببندد و سرانجام میله پرچم را خم می کند. این حدود 45 دقیقه طول کشید. در یک زمان ، آشوبگران با استفاده از یک مانع فلزی سعی در شکستن در داشتند. سرانجام شیشه در شکست ، اما پلیس موفق شد شورشیان را تحت کنترل نگه دارد.

اولیویا بیورز: سپس این تغییر قابل توجه را در کف زیر مشاهده می کنید ، به خصوص در مورد دموکرات ها ، که من آن را واضح تر دیدم ، زیرا من نزدیکتر به گفتن بودم ، “اوه ، گه ، چیزی در جریان است.”

سارا فریس: صدها نماینده ای که روی زمین یا گالری های فوقانی نشسته بودند شروع به زمزمه کردن کردند ، بعضی ها وقتی می پرسیدند چه خبر است صدای خود را بلند می کنند ، در حالی که دیگران با عصبانیت تلفن های خود را چک می کردند.

اولیویا بیورز: آنچه می توانستیم ببینیم نگاه اعضای آن است: “آیا واقعاً این اتفاق می افتد؟”

ملانی زنونا: اعضا شروع به قوی شدن کردند ، با یکدیگر صحبت کردند و شروع به انتخاب یکدیگر کردند. در یک زمان ، یک دموکرات ، استیو کوهن ، به طرف جمهوریخواه اتاق دعوت شد و گفت: “با ترامپ تماس بگیرید و به او بگویید جلوی این کار را بگیرد.” و کمی بعد ، یک نماینده جمهوری خواه نشست و چیزی گفت با روحیه ، “شرط می بندم شما لیبرال ها خوشحالیم که پلیس را خنثی نکرده اید.” و سپس او گفت ، “بیایید در مورد پلیس کاپیتول بشنویم.” چند نفر شروع به کف زدن می کنند.

سارا فریس: همچنین به ما گفته شد که با شروع کار سرعت کارکنان در توزیع پوشش های اضطراری ، که کنگره پس از 11 سپتامبر به عنوان احتیاط اضطراری دستور داد ، گاز اشک آور پراکنده شده است.

اولیویا بیورز: ما شاهد بیرون کشیدن این ماسک های گاز توسط اعضا هستیم و صدای خرد کننده بسته بندی را می شنوید.

ملانی زنونا: و یک افسر پلیس کاپیتول گفت که معترضین وجود دارند [in Statuary Hall]، گاز اشک آور پراکنده می شود. و او شروع به مشاوره كردن همه افراد در محل قرار گرفتن هودهاي اضطراري در گالري كرد. سپس کارمندان گالری دست به کار شدند – این کیسه های بزرگ سیاه وجود داشت و آنها شروع به بیرون کشیدن این هودها کردند. آنها در این فویل قرار داشتند ، در این فویل پیچیده شده اند. مثل یک بسته دوتایی بود.

اولیویا بیورز: نماینده مجلس [Ruben] گلاگوگو روی صندلی ایستاد و به مردم گفت كه آرام باشند و نفس عمیق بكشند ، در غیر اینصورت از دنیا می روند.

ملانی زنونا: وقتی آنها هودهای اضطراری را در بالکن تحویل دادند ، افسر پلیس کاپیتول مانند این بود که ، خوب ، همه ، می دانید ، کاپوت های خود را گذاشتند و سپس شخص دیگری روی میکروفون نشست. من فکر می کنم کشیش جدید ، که صدایی زنانه و زنانه است ، هنوز بر روی میکروفون قرار گرفت و گفت: “بیایید دعا کنیم” ، و وقتی همه اعضا و کارمندان و همه آن هودها را می پوشند ، شروع به دعا کرد آماده شدن برای تخلیه او دعایی خواند.

اولیویا بیورز: آنها در حال تخلیه هستند. این واقعاً در حال افزایش است.

ملانی زنونا: و سپس یک پلیس مانند این است: “بسیار خوب ، همه ، مرا دنبال کنید.” نحوه چیدمان بالکن ها به گونه ای است که گویی از هم جدا شده اند. بنابراین ما باید از این نرده های طلایی بالا برویم.

اولیویا بیورز: هنگامی که از بالای نرده بالا می رفتم ، این افسر با فریاد ما را مخفی کرد و خم شد.

اولیویا بیورز: لحظه ای بود که خبرنگاری از من پرسید: “فکر می کنی باید نشان های مطبوعاتی خود را برداریم؟” من گفتم نه.

سارا فریس: بعداً پلیس تخلیه گروههای زیادی از اعضا را از زمین آغاز کرد. آنها از طرف جمهوری خواهان شروع کردند و من می دیدم که آنها به سمت خروج می دوند. سپس نوبت ما در گالری بود ، کارکنان با فریاد مطبوعات شروع به راه رفتن به در از طریق سالن کردند ، مانوری که نیاز به بالا رفتن از صندلی ها و نرده ها در پرتنش ترین زمان دارد. یک خبرنگار مسن وقتی سعی در صعود داشت زمین خورد و در حالی که ما به او کمک می کردیم سخت نفس می کشید.

سارا فریس: من از چندین ردیف صندلی بالا رفتم و از جلو فرود آمدم ، جایی که می توانستم پشت یک نرده کوتاه خم شوم. بالاتر از من ، پراميلا جياپال ، نماينده كنگره را ديدم كه اخيراً تحت عمل جراحي مفصل ران قرار گرفته بود و با عصا راه مي رفت و فهميدم كه نمي تواند جلو بيايد ، كمي هم بزنم و جايي براي او باز كردم.

سارا فریس: دوربین زیر ما تقریباً خالی بود. اعضای دیگر و مطبوعات در گالری بالا جمع شده بودند.

ملانی زنونا: اعضایی بودند که با اقوام خود تماس می گرفتند. فقط چند دقیقه خیلی ترسناک بود.

سارا فریس: در کنار ما ، دعای مستحکم و ناامیدانه ای را از زبان لیزا بلانت روچستر ، نماینده کنگره شنیدم. وی شیلا جکسون لی نماینده کنگره را که تقریباً روی زمین بین دو صندلی دراز کشیده بود و وال دمینگ نماینده مجلس را که در آن طرف نشسته بود ، گرفت.

ملانی زنونا: بنابراین پلیس تکه بزرگی از گچ چوبی را جلوی در قرار داد ، موانع برپا کرد و آنها اسلحه های خود را بیرون کشیدند. و ما درست مثل رعد و برق ، درهم شکستن ، کوبیدن درها را شنیدیم. در آن لحظه ما نمی دانستیم این چیست.

سارا فریس: صدای کفش اصلی و اصابت صدای رعد و برق را در کف دوربین اصلی بیرون شنیدیم و بعد به نظر می رسید مثل عکس.

ملانی زنونا: افسران دیگر ، جایی که ما در بالکن بالا بودیم ، گفتند همه مخفی شده اند. و بدین ترتیب کاپوتم را بلند کردم. بعضی از افراد کاپوت می پوشیدند. بعضی ها این کار را نکردند. من هود داشتم تازه پشت صندلی بالکن خم شده بودم. درست کنار یک خبرنگار دیگر ، درست مثل این که دست در دست هم بگیرید و فقط انتظار را در آنجا چمباتمه بزنید. و من شنیدم که چیزی شبیه یک شلیک است.

سارا فریس: صد یاردی جلوی ما ، نیم دوازده پلیس که فقط به اسلحه تپانچه مسلح بودند ، در مقابل آنچه مبلمان بزرگ جلوی درب اصلی سلول فشار می داد ایستاده بودند. نمی توانم اغراق کنم بدون اینکه بدانیم چه خواهد آمد ، چقدر همه ما وحشت زده بودیم.

اولیویا بیورز: من این عکس واقعاً واضح از پلیس را با سلاح هایی که به سمت این سوراخ های شیشه است ، نشان دادم. من دید کاملی از معترضانی داشتم که می خواستند وارد شوند. می توان گفت که در آن طرف افرادی وجود دارند [of the door] اما نمی توانستید آنها را ببینید.

سارا فریس: شیشه شکست ، هنوز کوبیده شد. سپس در بزرگ و عظیم چوبی گالری خود را زدیم. پلیس فریاد زد تا هویت آنها را تأیید کند ، سپس آن را باز کرد و سرانجام شروع به تخلیه ما کرد.

اولیویا بیورز: دستانم شروع به لرزیدن کرد. دستم را به سمت کوله پشتی ام گرفتم. من در صورت شلیک چیزی برای مانع اضافی در پشت یا شکمم می خواستم.

ملانی زنونا: فکر می کنم شاید 10 دقیقه گذشت و آنها مانند این بودند: “باشه ، حالا ما قصد داریم شما را از این در خارج کنیم.” و سپس کسی در آن خانه را می زد و ما نمی دانستیم که کیست. و آنها گفتند: “اوه ، نه ، این تمام است. پسران ، پلیس دیگری سعی می کند شما را سوار کند. ” و بعد این لحظه سردرگمی به وجود آمد ، مثل اینکه “از کجا بفهمیم چه کسی آن طرف در است؟” و بعضی از افراد مانند “آن را باز نکنید” ، و افراد دیگر مانند “بفهمید که کیست”. نمی دانم از کجا فهمیدند که او مرد خوبی است. آنها این کار را کردند و در را باز کردند و این افسران پلیس بودند. و در آن لحظه ما را از اتاق ، از بالکن بیرون آوردند.

تینا نگوین: در ضلع غربی پایتخت شایعه شایعه ای مبنی بر تیراندازی کسی شنیده شد. من از برخی از افراد اطرافم شنیدم که می گفتند: “کسی تیرباران شد ، ما اینجا خواهیم ماند.” به نظر می رسید آنها جشن می گرفتند که کسی تاکنون وارد کپیتول شده بود که مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

III “در ضلع شرقی پایتخت نبرد بود”

از آنجایی که جهان خارج از وقفه کنگره آمریکا مطلع شده و به دنبال شوک است ، مقامات در حال بحث در مورد چگونگی کنترل مجدد ساختمان و اینکه آیا گارد ملی باید مستقر شود یا خیر. در داخل ، قانونگذاران از طریق بخشهایی ترجمه می شوند. دیگران هر جا که بتوانند پناه می گیرند. با از بین رفتن ساختمان توسط مواد منفجره و تهدیدهای دیگر ، بسیاری از مردم در Capitol محبوس خواهند ماند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir