ابرقدرت آسیایی-آمریکایی اندرو یانگ



من پرسیدم چگونه بود ، وقتی او روسری خود را درآورد و ماسک ساده ای زد و شبیه شخص آسیایی دیگری شد؟

وی پس از مکث گفت: “من چندین بار در خیابان های نیویورک و مترو حضور داشتم که ماسک Ian for New York و بقیه آن را نداشتم.” “و اولین باری که کسی در مترو از شما دور می شود یا کمی طولانی به شما نگاه می کند ، شما فکر می کنید ،” خوب ، شاید این در ذهن من بود. ” اما پس از آن ، اگر این اتفاق چندین بار رخ دهد ، پس فکر می کنید ، “این در ذهن من نیست.” و ممکن است درجاتی از دید و خصومت یا آگاهی از حضور خود را احساس کنید ، اما نه به روشی پسندیده. این مانند این است: “من از حضور شما آگاهم و از آن هیجان زده نیستم.” و این یک احساس کاملاً متفاوت و یک انرژی کاملاً متفاوت است. “

اما در آن خیابان آفتابی در محله چینی ها ، همه می دانستند که مردی با ماسک “ایان برای نیویورک” و توسط یک عکاس حرفه ای دنبال می شود بر اندرو یانگ: مردی با درآمد پایه جهانی ، نامزد سابق ریاست جمهوری ، شهردار بالقوه – مردی که معلوم شد مشهورترین شخصیت سیاسی آسیایی-آمریکایی در این کشور است. انگار یانگ سلبریتی پرشور خودش را خلق کرده بود ، فقط تا آنجا که می توانست به خودش اعتقاد دارد.

“راستش را بخواهید ، بیشتر زندگی من عادت داشتم به نجاری درگیر شوم. وی گفت: “از آنجا که من فکر می کنم نوعی ابرقدرت آسیایی-آمریکایی است که در آن مانند 14 ماه گذشته می توانید کاملاً مورد توجه قرار نگیرید.” “وقتی من کاملاً واضح هستم که اندرو یان – روسری ، ماسک – پس از آن عشق و گرمی و حمایت زیادی می کنم. اما اگر به راحتی قابل تشخیص نباشم ، انرژی متفاوتی وجود دارد. ”

***

اصطلاح “اقلیت نمونه” در سال 1966 وارد نیویورک تایمز شد. مقاله ای که در آن ویلیام پیترسون ، استاد جامعه شناسی ، خطی پاک نشدنی بین آمریکایی های ژاپنی و “اقلیت های آشفته” دارد که شکست های مختلف – و از نظر او ، انواع مختلفی را متحمل شده اند.

پترسون نوشت: “هنگامی که سفیدپوستان ، Negroes را به عنوان مثال اساساً دارای هوش کمتری تعریف می کنند و بنابراین مدارس پایین تری را در اختیار آنها قرار می دهند ، محصولات این مدارس اغلب کلیشه اصلی را تأیید می کنند.” “هنگامی که تخریب تجمعی به اندازه کافی پیش رفت ، معکوس کردن روند کار بسیار دشوار است.”

و با این حال ، او تعجب کرد ، ژاپنی آمریکایی ها این کار را کرده بودند ، کمتر از 20 سال پس از اردوگاه های اجباری جنگ جهانی دوم. “با هر معیار شهروندی خوب ، آمریکایی های ژاپنی بهتر از هر گروه دیگری در جامعه ما ، از جمله سفیدپوستان هستند. علاوه بر این ، آنها با تلاش های تقریباً درمانده خود ، این رکورد قابل توجه را ثبت کردند. هر گونه تلاش برای جلوگیری از پیشرفت آنها ، عزم آنها را برای موفقیت تقویت می کند. ”

با این تعریف و تمجید از بازگشت ، ژاپنی های آمریکایی و میلیون ها نفر دیگر از آسیایی ها که آنها را در تغییر قوانین مهاجرت ایالات متحده دنبال کردند ، تقریباً غیرممکن بود که از آنها جلوگیری شود: اگر همه فکر می کردند مظهر “قهرمان هوراسیو الجزایر ، “همانطور که پیترسون گفت؟ اگر همه فکر می کردند به دلیل نوعی قومیت موفق هستند ، چگونه می توانند متحدان خود را برای دستیابی به برابری – فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی – پیدا کنند؟ و اگر آنها موفق نبودند ، خوب ، آیا آنها فقط در آسیایی بودن بد نبودند؟

بی شمار کتاب ، مقاله ، فیلم و نمایش وجود دارد که سعی در شکستن این ایده دارند. اما برخی از آنها وجود دارد بسیاری از آمریکایی های آسیایی تبار که تمام معیارهای این افسانه را دارند ، و حتی والدین آسیایی بیشتری که فرزندان خود را به تجسم آن تشویق می کنند. اندرو یانگ به عنوان یکی از آن کودکان بزرگ شد.

با دو پدر و مادر با مدرک فارغ التحصیل در برکلی ، تربیت در نیویورک ، سامرز به سبک قدیمی ، و تحصیلات از فیلیپس اکستر ، دانشگاه براون و حقوق کلمبیا – شجره نامه ای که می فلاور فرزندان برای پیروزی به یکدیگر خنجر می زنند – یانگ یک شکاف جمعیتی نخبه را اشغال می کند زیرا برنده جایزه پولیتزر Viet Thanh Nguyen (بدون ارتباط) ، که با یانگ مصاحبه کرد ، به من گفت: “لیگ پیچک ، ساحل شرقی ، یک مدل از اقلیت آسیایی آمریکایی ، خواه او خودش را چنین صدا می کند یا نه. “

نگوین گفت: “من تا حدودی با او همدردی دارم زیرا او شیفته پویایی مسابقه است ، كه در آن نمی خواهد گرفتار شود و هیچ كسی نباید درگیر شود.” “اما این فقط ماهیت رقابت در کشور است. اگر [he] او می تواند یک سیاستمدار خوب باشد ، باید جوابی برای آن پیدا کند. نه به این دلیل که ممکن است به او اهمیت بدهد ، بلکه به دلیل علاقه دیگران است. “

من تعجب کردم که آیا ایان در طول سفر خود به آمریکا از جامعه AAPI یا برخی از ویژگی های یک کودک مهاجر تایوانی فاصله گرفته است ، خصوصاً پس از صحبت با پیتر کیانگ ، مدیر مطالعات آسیا-آمریکایی در دانشگاه ماساچوست بوستون.

از اوایل دهه 1980 ، کیانگ به من گفت که او به عنوان مشاور در مدارس مقدماتی در نیوانگلند ، از جمله اکستر – مادر بزرگ میلیاردرها ، دیپلمات ها و نخبگان حاکم انگلیس-ساکسون – در مورد نحوه تنوع بخشیدن به دانشگاه های خود کار کرده است. آمریکایی های آسیایی ، به ویژه برای کودکان مهاجر ، پس از یک سری داستان هایی که نژادپرستی را در پردیس های مخفی این مدارس افشا می کند.

وی یادآور شد: “آنها با این جمعیت جدید روبرو شدند و هیچ تصوری از نحوه برخورد با آنها نداشتند” و خاطرنشان كرد: مدارس یا سعی می كنند آنها را در گروه دانش آموزان ادغام كنند – از جمله شامل مطالعات آسیایی-آمریكایی در برنامه درسی ، یا فقط کلاس ورودی را با کافی آسیایی ها ، ترک این کلاس جدید برای تأمین هزینه های خود و پذیرفتن اینکه آنها اقلیت های نمونه ای هستند که می توانند میزان پذیرش خود را از لیگ پیچک افزایش دهند.

کیانگ یک گروه متمرکز را که با گروهی از دانش آموزان آسیایی آمریکایی در یکی از این مدارس انجام داده بود به یاد آورد و از آنها پرسید که آیا شکایتی دارند؟ پس از تحریک آنها ، آنها اعتراف كردند كه طرفدار كیفیت برنج نیستند ، اما احساس كردند كه نمی توانند چیزی در این باره بگویند و در عوض اجاق های برنج را در اتاق های خوابگاه خود نگه داشتند.

کیانگ یادآوری می کند: “آنها نمی دانستند اگر شکایت یا اعتراض کنند ، از مدرسه اخراج می شوند و آرزوهای والدین آنها تبخیر می شود.” او گفت ، آنها هیچ زبانی ندارند که مردم سفیدپوست را صدا کنند.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*