[ad_1]

براون شخصیتی منحصر به فرد بود و غم و اندوه همکارانش به سختی در ماه از دست رفته او کاسته شد. اما چهار هفته گذشته به ما اجازه داده است تا در مورد شیوه های منحصر به فرد ، بلکه نشانگر نسل روزنامه نگاران خود تأمل کنیم.

من و براون در هفته های آخر سال 1963 به دنیا آمدیم. در پرونده من ، چند هفته قبل از قتل JFK و در پرونده او ، چند هفته بعد بود.

این لحظه یک مورد خالی است ، اما بر چیزی اساسی تأکید دارد. ما دیدگاه نسلی در مورد حرفه روزنامه نگاری مشترک داشتیم. من معتقدم که توسط بسیاری از خبرنگاران و سردبیران ، بطور گسترده در گروه سنی ما – متولدین سالهای 1958 تا 1970 انجام می شود. به عبارت دیگر ، گروه سنی به احتمال زیاد امروزه از انواع مختلف تحریریه ها ، تقریباً در همه جا پشتیبانی خواهد کرد.

این دیدگاه در بخشی از احساس توهم به وجود آمده است که ما خیلی دیر به سن رسیده ایم تا بتوانیم در دوره درخشان روزنامه نگاری که توسط نسل قبل از ما انجام می شود – خبرنگاران و نویسندگانی که تاریخ واقعی را در طول جنگ جهانی دوم و ویتنام ثبت کرده اند – شرکت کنیم. ، جنگ سرد و جنبش های آزادی استعمار ، رسوایی واترگیت در ایالات متحده یا ماجرای پروفومو در انگلستان.

هنگامی که ما جوان بودیم ، این افراد مسن را با شهرت می شناختیم – با خواندن داستان های آنها یا تماشای نمایش های آنها ، و سپس ، با بزرگتر شدن ، با بلعیدن خاطرات آنها. داستان های آنها تخیل ، احترام و حسادت را تحریک می کرد. در حالی که ما واقعاً به تنهایی به اتاق خبر رسیدیم ، بسیاری از این افراد هنوز در مرحله پاییز حرفه خود در پاتوق بودند. در مورد من ، من می توانم بن بردلی را بشنوم که در حال قصه گفتن و غیبت کردن است واشنگتن پست کافه. اما شهرت روزنامه نگاری این نسل در گذشته بود.

و با این حال ، همانطور که برای یک نسل خیلی دیر به دنیا آمدیم ، برای نسل دیگر هم خیلی زود متولد شدیم. در عمق مشاغل خود ، بعضی اوقات همکاران جوان خود را با احساسات متفاوت می بینیم.

بیشتر مثبت: برای آرمان گرایی و جاه طلبی و سیری ناپذیری آنها احترام زیادی قائل هستند ، و آنها با فرهنگ دمیده می شوند و در هر زمان از روز در رسانه ها مصرف و اشباع می شوند. اما تحسین ما با اضطراب آمیخته است. همانطور که استیفن و من آموخته ایم ، فرهنگ رسانه های اجتماعی – با انگیزه های قدرتمند خود برای توهین ، کینه و خودمانی – می تواند حرفه روزنامه نگاری را تحریف کند.

عمیق تر ، تجزیه مدل های سنتی تجارت به بسترهای رسانه ای کاملاً تثبیت شده ، که از اواخر قرن گذشته آغاز می شود و در این کشور سرعت می گیرد ، تهدیدی وجودی برای این صنعت و ارزش های پایدار آن محسوب می شود. نسلی که پیرو ماست ، در دنیای رسانه ای بسیار متفاوتی زندگی می کند. حداقل در بعضی حالات ، نه استفان و نه من به خصوص آن را دوست نداشتیم.

اما آنچه در واقع به نظر می رسد انتقاد از دیگران باشد ، انتقاد از خود است. نسل قدیمی روزنامه نگاران به ما تعلیم و الهام بخشیدند. آیا معادل آن را برای افراد کوچکتر از خود درست می کنیم؟ خنجر زدن به این مسئله انگیزه اصلی بود که باعث شد بعد از چندین دهه از گزارش دادن به مدیریت تحریریه و سرمقاله و سرانجام به تأسیس POLITICO در واشنگتن در سال 2007 نقل مکان کنم.

من مطمئن هستم که این نیز بخشی از مواردی بود كه باعث شد استفن ترك حرفه ای برجسته خود به عنوان خبرنگار جهانی رویترز را ترك كند ، در واقع تخیلات همینگوی را كه توسط بسیاری از روزنامه نگاران مطرح شده بود ، برای مصاحبه شغلی در اوایل بهار به ارمغان آورد. 2015. او پرواز كرده بود از برلین به بروکسل بروید. من از واشنگتن به عنوان بخشی از تیمی که به راه اندازی POLITICO اروپا کمک می کرد وارد هواپیما شده بودم. ما در یک اتاق کنفرانس کثیف در Residence Palace ، ساختمانی قدیمی که مدت کوتاهی به عنوان خانه پست جدید ما خدمت می کرد ، نشسته بودیم.

حدس زدن حباب های تفکر مربوطه کاملاً آسان بود. استفان تعجب کرد که آیا این آمریکایی ها در بروکسل با سر و صدا راهپیمایی می کنند (با کمک ضروری شریک آلمانی برای همکاری مشترک Axel Springer SE) و آیا می توانیم چشم اندازهای واقعی برای موفقیت داشته باشیم؟ من فکر کردم آیا استفان با زندگی نامه سنتی خود می تواند به اندازه کافی خلاق باشد ، در معرض ابتکار و نوآوری باشد ، تا بتواند با یک حساسیت جدید به انتشار جدید کمک کند.

مصاحبه خوب پیش رفت. ما استفان را می خواستیم. و برای منافع پایدار ما ، او می خواست به ما بپیوندد. بنابراین ، پس از ترک حوزه و مدیریت تحریریه ، به عضویت تیم بنیانگذار POLITICO اروپا درآمد.

روزنامه نگاران با هر عقیده ای دوست دارند خود را مانند طرف پسران خوب بدانند. اما به بیان ملایم ، بسیاری از روزنامه نگاران چنین آدمهای خوبی نیستند. استفان بود رفتارش ملایم مودبانه و کچل بود ، نوعی منظم و بی ادعا. اما حتی اندکی وقت را با او سپری کنید و به شوخ طبعی و تدبیر او پی ببرید. او زبانهای خارجی را با همان سهولتی که بسیاری از روزنامه نگاران لکه های پیراهن خود را برای ناهار می گیرند ، برداشت. همکار وی در POLITICO ، اندرو گری ، فارغ التحصیل دیگر رویترز ، در مراسم یادبود وی را “استاد زبانشناسی با تحصیلات در کمبریج با استعداد فحاشی مستقیم از انتهای شرقی” خواند. [London] ریشه “

با چرخش های منظم ، مسئولیت های وی گسترش یافت. و در هر یک از این چرخش ها ، او انتظارات را برآورده کرد و فراتر از آنها رفت. او توانایی های ذاتی رهبری را – قضاوت برتر ، همدلی با تیمش ، یک هدیه طبیعی برای طراحی مسئولیت و فرماندهی – نشان داد که به اعتقاد من ممکن است خودش کاملاً از بودن در آن استقبال نکرده باشد.

این ما را به نسل من باز می گرداند. تعلق داشتن به یک پل جمعیتی – خیلی جوان بودن در یک دوره در خانه و برای دوره دیگر خیلی پیر – می تواند مزایای قدرتمندی داشته باشد. در حالی که دنیای رسانه به پیشرفت خود ادامه می دهد ، به ما این چشم انداز را می دهد که بین ارزش های ابدی این صنعت و عادت های قدیمی که می توانیم آن را کنار بگذاریم ، تمایز قائل شویم.

عادت های قدیمی قراردادی است که باید آنها را به چالش بکشیم: عملکردهایی که ممکن است فضیلت به نظر برسند زیرا برای آنها آشنا هستند ، اما ممکن است بیشتر از نیازها یا علایق خواننده در خدمت نظم روزنامه نگار باشند.

توجیه آنها به این نتیجه می رسد که “ما این کار را می کنیم.” وقتی یک سیاستمدار سخنرانی بزرگی انجام می دهد ، ما خبرهای سخت “برای همه” و “تحلیل اخبار” مشاهده ای را می نویسیم ، هم با ساختاری استاندارد و هم با صدا. همه عادت ها بد نیستند ، اما باید آنها را در معرض دید قرار دهیم – و پس از آن ، بسیاری از آنها می توانند با خیال راحت کنار گذاشته شوند.

در مقابل ، نباید از این ارزش صرف نظر کرد. وظیفه نسل من روزنامه نگار ، در عصر آشوب رسانه ای ، محافظت و تأیید اهمیت آنها است. اینها شامل انصاف ، ارتباط ، تعهد به منافع عمومی عمومی و بیش از همه تمایل به دفاع از واقعیت سخت واقعیت ها در برابر چریک ها ، عوام فریب ها و زورگویی است که سعی می کنند آنها را برای اهداف خود انکار ، سرکوب و تحریف کنند.

استفان آنقدر بزرگ بود که راه های قدیمی را بشناسد – نه تنها اسطوره های شکوهمند ، بلکه واقعیت های پیچیده آنها را نیز می دانست. او نیز به اندازه کافی جوان بود که راههای جدید را بشناسد – نه فقط درخشش و کمبودهای تصادفی رسانه های مدرن ، بلکه ایده آل گرایی و فرصت هایی برای نسل دیگر داستان پردازی مبتنی بر ارزش.

او خیلی زود ما را ترک کرد ، اما برای کار زندگی اش به موقع متولد شد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir