[ad_1]

سال 1787 بود و سوال این بود که آیا قانون اساسی جدید ایالات متحده تصویب می شود؟ کنگره قانون اساسی جدید پیشنهادی را به مجلس قانونگذاری ایالت فرستاد و از آنها خواست کنوانسیون های تصویب را انجام دهند. در پنسیلوانیا ، اکثریت کمی در قوه مقننه از قانون اساسی جدید حمایت کردند. اما اقلیت قابل توجهی که با آن مخالفت کردند ، مصمم بود که از تصویب دولت جلوگیری کند. اعضای اقلیت با نداشتن آرا برای به دست آوردن قطعنامه ای که خواستار کنوانسیون تصویب است ، تصمیم گرفتند به راحتی مانع هرگونه تجارت قانونگذاری شوند. آنها به جای قبول ضرر ، از حضور در مقابل دادگاه خودداری کردند و حد نصاب لازم برای تجارت را از اکثریت محروم کردند.

به نظر می رسید این یک تاکتیک هوشمندانه است. اما طرفداران قانون اساسی و همچنین مخالفان مصمم به راه خود بودند. بنابراین ، چندین طرفدار اکثریت به یک پانسیون در فیلادلفیا رفتند ، جایی که دو مخالف غایب در آنجا زندگی می کردند ، آنها را به طور فیزیکی توقیف کردند ، آنها را به مجلس قانونگذاری کشاندند و به زور از خروج آنها از سالن جلوگیری کردند ، بنابراین حداقل حضور لازم برای کسب حد نصاب را ایجاد کردند.

با این حال ، بازی کاملاً آماده نبود. یکی از قانونگذاران ضد تصویب ، که به اتاق کشانده شد ، با حیله گری اعلام کرد که در آنجا نیز صندلی خود را واگذار می کند. از این طریق ، وی معتقد است ، حتی اگر بدن از نظر جسمی حضور داشته باشد ، می تواند از حد نصاب قانونگذار خودداری کند. اما رئیس جمهور ، که برای تصویب عضو اکثریت بود ، تلاش برای استعفا را بی نتیجه اعلام کرد. (دلایل این تصمیم کاملاً مشخص نبود.) این حد نصاب را حفظ کرد. قانونگذار به تشکیل کنوانسیون ادامه داد و پنسیلوانیا قانون اساسی را تصویب کرد.

بسیاری از مردم با لبخندی خردمندانه از دنیا به این داستانهای شیدایی تاریخی پاسخ می دهند و این احساس را دارند که اخلاق داستان این است که اکنون هیچ اتفاق جدید و ناراحت کننده ای اتفاق نمی افتد ، حتی اگر نظم عادی از بین برود. گذشته از این ، تفکر ادامه دارد ، مردم برای همیشه در سیاست چنین کارهایی می کردند. در حقیقت ، می توان در مورد تاریخ پنسیلوانیا در سال 1787 گفت ، خوب است که چنین مواردی گاهی اتفاق می افتد: بدون آن ما قانون اساسی را به دست نمی آوردیم.

این مهم بخشی از حقیقت است که بعضی اوقات چیزهای خوب خوب فقط با خم کردن یا حتی شکستن قوانین به دنیا می آیند – همانطور که قانون اساسی قطعاً این کار را کرده است. اما این لنز چیزی به همان اندازه مهم را از دست می دهد ، این است که چیزهای بزرگی که به این ترتیب اتفاق می افتند همیشه خوب نیستند. دلیل افراط و تفریط طرفین در کاخ ایالتی پنسیلوانیا در سال 1787 این بود که خطرات مشکلی که آنها را تقسیم کرد چیزی نبود جز تغییر رژیم. یک طرف – طرفدار مشروطه – فکر می کرد که سیستم قدیمی کار نمی کند و خواهان یک سیستم بهتر است. طرف دیگر می خواست سیستم قدیمی را به هر قیمتی حفظ کند. با توجه به شرط بندی ، هر دو طرف حاضرند برای جلوگیری از نتیجه ای که او نمی خواهد ، تمام توقف ها را پس بگیرند.

به عبارت دیگر ، تاریخ 1787 نشان نمی دهد که چنین بازیهای عادی طبیعی است. اگر چیز دیگری باشد ، نشان می دهد که آنها باید نگران باشند. طرفین این درگیری بودند درست فکر کنند که سیستم آنها از هم می پاشد. این تمام هدف بود. ما نگران این عقب نشینی نیستیم ، زیرا در حال جشن گرفتن سیستمی هستیم که جایگزین آن شده است: قانون اساسی ایالات متحده. اما از نظر سال 1787 ، رسیدن به قانون اساسی مثل همیشه خوب نبود. این یک تغییر رژیم بود.

یک تفاوت اخلاقی مهم بین هارد بال مجلس و خشونت فیزیکی وجود دارد. اما ما نمی توانیم فاجعه چهارشنبه را بدون در نظر گرفتن ارتباط آن با مضحکه روز سه شنبه درک کنیم یا به درستی با آن کنار بیاییم. جمعیتی که به پایتخت آمریکا حمله کردند از هیچ جا بیرون نیامدند. وی توسط رئیس جمهور و سایر رهبران جمهوری خواه و فعالان جناح راست تربیت و تشویق شد که مطابق با قوانین معمول بازی از قبول باخت در انتخابات خودداری کردند. و هنگامی که رهبری ملی اعلام می کند که به جای اینکه اجازه دهد طرف مقابل به پیروزی های انتخاباتی خود دست یابد ، باید به طور قطع مبارزه کرد ، نتیجه قابل پیش بینی طیف گسترده ای از بازی های دروغین است – غالباً بدون خشونت ، اما نه همیشه.

تاریخ جهان شامل تصاویری از تغییر رژیم است که شامل طوفان اجباری ساختمانهای دولتی است. تاریخ ملی ما شامل تغییر رژیم است که از طریق هارد بال بدست آمده است ، که بیشتر شبیه همان چیزی است که در هریسبورگ اتفاق افتاده است. ما اکنون هر دو را همزمان تجربه می کنیم ، نه تصادفی. درست وقتی دیگر قبول نداریم که سیستمی که داریم ارزش نگهداری آن را داریم ، مردم بیشتر تمایل به انجام همه کارها دارند – کارهایی که در زمان های عادی دیوانه به نظر می رسند – تا بر نظرات خود غلبه کنند. درس 1787 این نیست که سیاستمداران گاهی اوقات سخت بازی می کنند: این است که این اتفاق می افتد زمانی که سیستم خود در جای خود باشد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir