[ad_1]

چرا همه غم و اندوه برای آرمان از دست رفته همکاری؟ اگرچه هنگام هماهنگی دو طرف لزوماً چیز بدی نیست ، اما به طور خودکار چیز خوبی نیست. وقتی جمهوری خواهان و دموکرات ها توافق می کنند ، اتفاقات وحشتناک و وحشتناک اغلب می تواند رخ دهد. در موارد دیگر ، بهترین سیاست تصمیم گیری های قانونی مغرضانه است. و اگر به گذشته گلگون و مبهم به اندازه کافی دقت کنید ، بارها متوجه خواهید شد که آنچه به نظر می رسد ایده آل ناب دو حزب است ، یک تجارت کاملا سیاسی با اسب است ، زیرا یک حزب جای خود را به صدایی می دهد که مهم نیست طرف مقابل را ترغیب کنید موقعیتی را که به آن اهمیت خاصی نمی دهند از دست بدهد.

با مرور كتابهای درسی تاریخ آمریكا ، یافتن نمونه هایی از دو حزب بودن كه از آن پشیمان هستیم آسان است. بازداشت شهروندان ژاپنی تبار؟ دو طرفه قانون میهن پرستی و جنگ عراق؟ دو طرفه خلیج تونکین؟ قانون حمایت از ازدواج؟ کد مالیاتی فوق العاده پیچیده؟ قانون جرم رئیس جمهور بیل کلینتون؟ همه دو حزب حداکثر. اگر فقط در آن صورت بود كه كمي همكاري ميان احزاب و مطالعه كمي انتقادي تر در مورد آنچه را كه واقعاً به آن راي داده اند ، وجود داشت. طرفداران تأمین اجتماعی ، مدیکر ، اوباماکر ، قانون قانون مدنی دهه 1960 و سایر اقدامات بنیادی به شما می گویند که اگر قانونگذاران گرایش حزب دو طرفه را بپرستند این اقدامات هرگز تصویب نمی شد.

شما باید هر وقت سیاستمداری به نام جستجوی “زبان مشترک” یا “بالاتر رفتن از سیاست” یا “رد بدبینی” خواستار دو طرفه شد ، به کیف پول خود بروید. هیچ چیز سیاسی تر از این نیست که ادعا کنید موضع شما بالاتر از سیاست است و مواضع دشمنان با آن خیس شده است. به همین ترتیب ، “خودكر” های خود خوانده را كه ادعا می كنند حافظ سازش هستند ، مشاهده كنید تا روح اصلی دو حزب باشند. سنت گرایی موضعی است که کمتر از لیبرالیسم یا محافظه کاری متمایز نیست. مراقب کمیسیون های به اصطلاح ریاست جمهوری دو حزبی باشید که توسط کاخ های سفید مختلف برگزار می شود. پسندیدن شیکاگو تریبوناستیو چاپمن ، که در سال 2014 مشاهده کرد ، معمولاً یک استراتژی است که نه برای نزدیک کردن طرف های درگیر به هم ، بلکه برای ایجاد پوشش اعتماد به نفس به لگد زدن قوطی در جاده است. چاپمن در پایان گفت: “مقالات جشن بزرگی برای نویسندگان تحریریه است ، اما یک کاسه غذای یک روزه سگ برای سیاست گذاران است.”

برای هرکسی که تغییرات واشنگتن را طی سالهای گذشته مشاهده کرده باشد ، واضح است که اعتبار دو حزب برای مدتی نوستالژی بوده است – که در اواخر دهه 1960 شروع به کمرنگ شدن می کند – زمانی که آنچه به دو حزب تبدیل شد حزب گرایی شدید بود. با نام دیگر. در آن زمان ، این دو حزب هنوز از تنوع ایدئولوژیک بیشتری در صفوف خود استقبال می کردند: جمهوری خواهان لیبرالی مانند جان لیندزی ، که طبقه بندی گران سیاسی اکنون آنها را یک دموکرات می یافتند (و سرانجام یکی شد) ، و دموکرات های محافظه کار مانند استروم تورموند ، که به عنوان یک جمهوریخواه عمل می کرد ، وجود داشتند. سرانجام نیز یکی شد). رای دهندگان در آن روزها توهم همکاری جمهوری خواهان و دموکرات ها را هنگامی ایجاد کردند که آنچه اتفاق می افتاد ، اتحاد لیبرال های طبیعی دو حزب در برابر محافظه کاران طبیعی در تپه بود.

اما در دهه 1970 ، سیاستمداران با تهاجمی خود را به حزبی نزدیک به موقعیت خود تقسیم می کردند ، و دیگر راحت با “طرف مقابل” سازگار نشدند. دو حزبي بودن دهه 1960 تنها با عدم موفقيت شخصيت وجود ندارد: نمي تواند وجود داشته باشد. همه لیبرال ها برای حزب دموکرات درخواست داده اند و همه محافظه کاران جمهوریخواه هستند. گونه هایی که این معاملات “دو طرفه” را انجام داده اند به اندازه دارکوب عاج منقرض شده اند. آن را جستجوی رمزنگاری بنامید.

هیچ یک از این تجزیه و تحلیل ها حاکی از آن نیست که دو طرف باید هرگز برای تصویب قوانین با یکدیگر کار کنند. اما به عنوان کاربران اخبار و رأی دهندگان ، باید به یاد داشته باشیم که هاله ای که خبرنگاران و کارشناسان و همچنین خود سیاستمداران بالاتر از “حزب دو حزب” مطرح می کنند ، تقلبی است. و هنگامی که این کلاهبرداری نیست ، کارکنان شعاری است که سیاستمداران با استفاده از آنها خود را نجیب و معقول معرفی می کنند در حالی که مخالفان خود را به عنوان خرده ریز و کینه توز می کوبند.

علی رغم ناله های اعتراض آمیز نسبت به پایان دو حزب بودن ، اعضای کنگره می فهمند چه اتفاقی می افتد: محل اقامت در مدارس قدیمی بسیار مرده است و کنگره به یک سیستم پارلمانی عملاً تبدیل شده است که اکثریت در آن همه را می گیرد. بهترین راه تصویب قانون ، کسب کرسی های بیشتر است. اگر به حاکمیت اکثریت اعتقاد دارید ، واژگونی را فراموش کنید: اکثریت را جمع کنید و بر آن حکومت کنید.

******

“دو حزب” ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری در سال 2020 مایکل بلومبرگ بود و وی 1 میلیارد دلار برای کسب 31 نماینده در کنوانسیون ملی دموکرات هزینه کرد. میلیاردها بیت کوین برای ارسال کنید [email protected]. هشدارهای ایمیل من به دردناک هر دو حزب هستند حساب توییتر مرکز است و خوراک RSS من فکر می کند مائو نرم است.



[ad_2]

منبع: white-news.ir