[ad_1]

بنابراین ، هنگامی که فرانسیس ویلارد ، رئیس اتحادیه بانفوذ مسیحی با نفوذ زنان ، به هارپر تبدیل شد تا رئیس ملی بخش WCTU شود ، SEVERAL هارپر قبلاً به خاطر اعتماد به نفس (مبارزه برای حقوق زنان) و مدافع حقوق سیاه شناخته شده بود. “کار در میان افراد رنگارنگ. “هارپر با شور و اشتیاق موافقت کرد. ریشه در تفرجگاههای بی خشونت سالنها در غرب میانه غرب در سالهای 74-1873 ، WCTU نسلی از زنان آمریکایی را وارد فعالیت سیاسی کرد ، ابتدا در شمال اما خیلی زود در سراسر کشور گسترش یافت. از هر طرف سازمانهای محدود ایجاد سر در کنفدراسیون سابق در نسل پس از جنگ داخلی دشوار است ، زخم های سیاسی شمال / جنوب ، خصومت و سو mutual ظن متقابل بسیار عمیق بود. اما بین تورهای سالانه ویلارد در ایالت های جنوبی و فعالیت گسترده هارپر ، WCTU به بهبود آن کمک کرد این زخمها

هارپر در پیوستن به WCTU به سختی تنها بود. گلندا گیلمور ، مورخ گفت: “زنان سیاه پوست WCTU را فرصتی برای ایجاد یک جامعه مسیحی می دانستند که به عنوان الگویی برای همکاری نژادی در جبهه های دیگر عمل می کند.” جنسیت و جیم کرو. WCTU با تمرکز بر روی انجام این کارها ، همکاری های میان نژادی در زمینه ضد لینچ ، تربیت و ضد سواد را گسترش داده است که هم به سود سیاه پوستان و هم سفید پوستان است. “WCTU جایی بود که زنان می توانستند رنگ پوست خود را در گذشته ببینند تا انسانیت خود را تشخیص دهند.” این امر همچنین به بسیاری از زنان ، سیاه و سفید ، اولین طعم فعالیت سیاسی را می دهد. به گفته یکی از فعالان می سی سی پی ، WCTU “آزاد کننده سخاوتمند ، شمایل گرای خوشحال ، کاشف ، توسعه دهنده زنان جنوبی” بود.

بازسازی در جنوب کانون فعالیتهای مقطعی بود ، مدتها قبل از معرفی این اصطلاح.

با این وجود نبرد برای برابری نژادی حتی در درون سازمان نیز رخ داد. هنگامی که زنان سیاه پوست از تبعیض توسط WCTU عمدتا سفیدپوستان جورجیا شکایت داشتند ، برای فصل جداگانه خود ، جایی که زنان آفریقایی-آمریکایی در سازماندهی آزاد بودند ، به هارپر مراجعه کردند. هارپر و ویلارد توافق کردند. جوش های سرسیاه WCTU بزودی در ایالت های جنوبی سازمان یافت.

علی رغم چنین تنش های سازمانی ، WCTU – و به طور کلی جنبش مهار – موتور اصلاحات مترقی ، آشتی و آزادی های مدنی بودند: نیاز به رهایی از تبعیت ناعادلانه سیاسی و اقتصادی. در دهه 1880 ، حتی هنگامی که خشونت و لینچ به پایان کار بازسازی و پایان دوره جیم کرو منجر شد ، تجمع ها باعث شد تا اعلام شود که همه بدون توجه به رنگ از حضور در آن استقبال می کنند. سخنرانان خویشتنداری سیاه و سفید همان صحنه را به اشتراک گذاشتند و علی رغم تفکیک سازمانی ، دستاوردهای یکدیگر را تحسین کردند ، زیرا رأی دهندگان سیاه پوست مورد محاکمه سیاستمداران سفیدپوست قرار گرفتند. چنین پل های بین نژادی با همدلی های مذهبی و طبقاتی تقویت می شد. کسانی که تمام تعالیم مسیح را جدی گرفتند ، هم احکام اساسی برابری انسان و هم نیاز به ایجاد جوامع افسرده را تشخیص دادند. ادوارد ال. آیرز ، مورخ در نتیجه خود می گوید: “از همه این راه ها.” نوید جنوب جدید (2007) ، “منع كننده ها ائتلاف های نژادی نسبتاً باز و دموكراتیك ایجاد می كنند – اگر موقت باشند.”

چالش اعتدال سیاه

برای بیشتر جنوب آمریکا ، ممنوعیت ساخته شده نه با تصویب متمم هجدهم در سال 1919 و نه با لازم الاجرا شدن قانون والستد در سال 1920 آمده است. در واقع ، این یک دهه قبل ، از 1907 تا 1910 ، “موج خشک” ممنوعیتی که از اوکلاهما منتقل شده بود ، آمد. ، آرکانزاس و می سی سی پی به آلاباما ، جورجیا و کارولینای شمالی. همچنین از طرف بالا ممنوعیتی – توسط دولت فدرال یا سفیدپوستان در جیم کرو ساوت – اعمال نشده است بلکه ناشی از همکاری های مردمی اصیل دو طرفه است.

اگر اعتدال سیاه رنگ در فصل آمریكا بسیار مغفول مانده است ، توضیح ممنوعیت جنوب برای مورخان رمز و راز مضاعفی است. از این گذشته ، آیا نباید انتظار پیروزی در این ممنوعیت در شمال را داشته باشیم ، جایی که هر شهر و شهرستانی دارای بسیاری از فصل های محدودیت است ، و نه در جنوب ، که فعالان – از جمله WCTU – به سختی در ایجاد حمایت سازمانی اعتراف می کنند؟

پاسخ معمول مورخان کنار گذاشتن همان گفتمان بی اعتبار و بی اعتبار استعمارگر در مورد الکل است: ممنوعیت شکسته جنوب در کو کلوکس کلان و نژادپرستان سفیدپوست از ترس مستی سیاه به قصد “انضباط” آفریقایی آمریکایی ها.

گرچه منطقی است که KKK و رهبران سفیدپوست به گفتگوی الکل ریوی محکم نگاه داشته باشند ، اما این بدان معنا نیست که مورخان مدرن نیز باید چنین کنند. به خصوص که آب را در خود نگه نمی دارد. از یک طرف ، KKK مدرن در سال 1915 ظاهر شد ، بعید به نظر می رسد که باعث ایجاد ممنوعیت در سال 1908 شود. دوم ، تمام هدف از ممنوعیت مخالفت با نوشیدنی غارتگر است. ترافیک، که عمدتا در دستان مرفه سفید بود ، در حالی که قربانیان او سفید پوستان فقیر و سیاه پوستان فقیر بودند. اگر هدف واقعاً حفظ آفریقایی آمریکایی ها و اطمینان از برتری سفیدپوستان بود ، هیچ نظامی بهتر از تجارت سالن های کنترل نشده ای که قبلاً وجود داشت ، نمی توانست وجود داشته باشد.

سوم ، با صرف سرزنش قبیله ، مورخان در همان دام تضعیف فعالیت سیاه پوستان قرار می گیرند: آنها آفریقایی آمریکایی ها را به عنوان اشیا pass منفعل ، مطابق با هوی و هوس بازیگران سفیدپوست نشان می دهند ، نه به خودی خود بازیگران قانونی. از زمان بازسازی در جنوب – و حتی نسل های قبل از آن در ناحیه انتبلوم شمالی – كلیساهای سیاه پوست و فعالان اعتدال ، به صراحت ، به طور مداوم و با صدای بلند اظهار داشتند كه الكل اطاعت است و راه آزادی و پیشرفت جامعه ، نگه داشتن قاچاق غارتگرانه الكل است. ممنوعیت

توضیح بهتر برای “موج خشک” که از سال 1907 تا 1910 جنوب را در برگرفت این است که توجه داشته باشید که نیروهای “مرطوب” جنوب بسیار ضعیف تر ، از نظر جغرافیایی پراکنده تر و سازماندهی بسیار کمتری از کارخانه های کارخانه های تولید آبجو و کارخانه های تقطیر در شمال هستند. و بنابراین کمتر قادر به دفاع از خود در برابر فعالیت جامعه متحد بودند. همچنین ، در جنوب تک حزبی دموکراتها ، منافع الکلی فرصت کمتری برای تغییر قدرت سیاسی خود را با انداختن وزن مالی خود در پشت احزاب سیاسی رقیب یا نامزدهای تمایل بیشتری به دفاع از منافع خود داشتند. حداقل ، درج عوامل سیاسی و اقتصادی ، نه فقط عوامل فرهنگی ، درک بهتری از پویایی ممنوعیت ها در سرتاسر جنوب ، که برای بازیگران سیاسی آن زمان کاملاً واضح بود ، به ما می دهد.

پس از آنکه جورجیا در سال 1908 به رأی خشک رسید ، روزنامه نگار Frank Foxcroft از ماهانه آتلانتیک برای خوانندگان عمدتا شمالی خود توضیح داد که پویایی نژادی “فقط توضیحی جزئی برای ممنوعیت حرکت به جنوب ارائه می دهد. قابل ذکر است که در جریان بحث در مجلس قانونگذاری گرجستان در مورد لایحه در انتظار ، هرگز از Negro به عنوان دلیل تصویب این ممنوعیت نام برده نشده است. “در عوض ، او خاطر نشان كرد كه قاچاق درنده توسط هر دو جامعه سفیدپوست و سیاهپوست تحمل می شود ، و با مخالفت جوامع سفید پوست و سیاهپوست روبرو می شود ، و” قادرترین و دوراندیش ترین رهبران جنوب تحریک می شوند. هم سفید و هم سیاه.

[ad_2]

منبع: white-news.ir