تظاهرات مشعل ، رأی دادن در سالن ها ، آجرها و رولورها: در آن زمان سیاست های آمریکا حتی دیوانه کننده تر از امروز بود


بازدید کنندگان اروپایی متحیر شده بودند. بسیاری در خانه درباره تماشای وحشی انتخابات ایالات متحده نوشتند و تماشا کردند “مردم ساکن مردم پاریس مردم سن پترزبورگ هستند” به طور همزمان در یک بحث سیاسی فوران کرد. از نظر اروپایی ها ، این جشنواره مانند جشنواره ای از تنوع به نظر می رسید ، که توسط جوانان سفیدپوست طبقه کارگر برگزار می شود و مملو از باشگاههای آفریقایی آمریکایی ، کوبایی یا ایتالیایی است ، همه به “جمعیت رنگارنگ – آمریکایی ، ایرلندی ، مکزیکی و چینی” می پیوندند – مانند یک مبهوت خبرنگار لندن. از سانفرانسیسکو گزارش داد. مسافران دیگر با تعجب از زنان آمریكا ، حق رأی را نپذیرفتند ، اما با این وجود خشمگین بودند. گردشگران هرگز عادت ندارند که دختران مدرسه راجع به سیاست تراموا بحث کنند.

یک مهاجر سوئدی در خانه می نویسد ، با افتخار از کشور جدید خود ، جایی که “به نظر می رسد” هر دو میلیونر و مرد بیکار “آماده انفجار در یک سخنرانی سیاسی قانع کننده هستند ،”[a]من با دو دست و پا کار می کنم تا از مهمانی که متعلق به آن هستند صعود کنم. “

این احزاب همه چیز را تعیین کردند. هنگامی که در هنگام آزمایش تابعیت ، از یک مهاجر در پنسیلوانیا خواسته شد تا ساختار دولت ایالات متحده را توضیح دهد ، او کاملا پاسخ داد که “دو طرفه” است. این خلاصه شد ، در حالی که جمهوری خواهان و دموکرات ها در یک جنگ ابدی محبوس بودند. احزاب شناسائی چیزی بزرگتر از سیاست شده اند ، دو قبیله از سیاست برای مبارزه برای نژاد ، طبقه ، مذهب ، مهاجرت ، نابرابری و موارد دیگر استفاده می کنند. همانطور که امروز ، بسیاری از آمریکایی ها با یک نگاه سریع می توانند تشخیص دهند که چه کسی دموکرات و چه جمهوریخواه است.

و جای تعجب نیست که بسیاری از مردم به سمت این مهمانی ها گرایش پیدا کردند: هیچ چیز دیگری برای لنگر انداختن زندگی آنها وجود نداشت. در یک کشور شکوفا ، متنوع و متلاشی شده ، پر از مهاجران جدید و کارخانه های جدید و شهرهای جدید ، احزاب نهادهای کمیاب بودند که ثبات را ارائه می دادند. ریچارد كراكر ، رئیس تامین هال (كه خودش یك بار برای روز انتخابات در زندان بود) گفت كه دستگاه او “سیستم هضم عالی جمهوری” است و فقیر بی ادب و متولد خارجی را به سوخت ملت تبدیل می كند. در سالن حزب بنوشید ، در راهپیمایی های حزب راهپیمایی کنید ، دشمنان حزب را لعنت کنید و ناگهان یک شخص منزوی قبیله ای پیدا می کند. حزب هویت خوب و بد ارائه می دهد.

چنین مبارزات عمومی و حزبی شعله های ملت را شعله ور می کند. هزاران روزنامه با بیان اهانت های بی ادبانه و اتهامات کنایه آمیز ، دستگاه فحاشی بخار پانک را به آتش کشیدند. هیچ پیش فرضی برای عینیت وجود نداشت – کمتر از 5 درصد روزنامه هایی که به عنوان “مستقل” تعریف می شدند ، بیشتر خوانندگان را در حباب های حزب خود حبس می کردند. چنین احساسات داغی تحت تأثیر آنچه كه یك دانشمند سیاسی تحت تأثیر “دولت خشم” خواند ، بود.

روزكو كانكلینگ ، سناتور آمریكایی عاشق دكترین جدید بقا of با استعداد ترین ، توضیح داد: “قانون همه چیز” ، رقابت است.

در دهه 1870 ، خوش بینی به دوران پس از جنگ داخلی این در حال تبدیل شدن به یک تشخیص عمومی بود که آنچه باعث هیجان انگیز سیاست آمریکا شد نیز او را دیوانه کرد. هیچ یک از دو طرف قانون تعیین کننده ای تصویب نکرده اند. روسای جمهور تقریباً هیچ کاری نکردند. با این وجود مبارزه برای دفتر آنها به آنچه تدی روزولت “قیام چهار ساله ریاست جمهوری” خوانده تبدیل شده است. ر bossسای حزب ، مانند جورج واشنگتن پلونكیت از منهتن ، اگر كلاً از موضوع قانونگذاری پرهیز كند ، ترجیح می دهد خوراك جنگ فرهنگی یا نوشیدنی رایگان و مشاغل آزاد را آزار دهد رای دهندگان آسان تر بودند. پلونکیت لبخندی زد: “من آنها را با استدلال های سیاسی آزار نمی دهم.”

در ابتدا ، رهبران فکر و غرغرهای موجود در بار ، سیاستمداران را مقصر می دانستند. ثروتمندان از سیاستمداران طبقه قدرت که اینقدر قدرت را به دست آورده بودند و به عنوان کرکسهای دزد کاریکاتور شده بودند ، “به قول هنری سیدل کنبی ، کوالاریست ثروتمند دلاور ،” با کبودی دزد ، تنباکو ، لباس بد پوشیده بودند “را تحقیر می کردند. اهداف آسان بسیاری وجود داشت ، مردانی با نام های مستعار مانند Boss Tweed و Lord Roscoe ، Pig Iron Kelly و Black Jack Logan ، Bill Butcher و Bath John. سایر آمریکایی ها گردن فزاینده ای از مجرمان واقعی – احزاب ، مطبوعات ، انحصارها – و همچنین کله های قربانی مانند رای دهندگان سیاه پوست ، مهاجران کاتولیک و سوسیالیست های یهودی را مقصر می دانند.

اما برخی اظهار داشتند كه دموكراسی خود مسئله است. در اواخر دهه 1970 ، طبقه ای از نخبگان نخبه تلخ – که از سکوت در دموکراسی طبقه کارگر آمریکا خسته شده اند – اظهار داشتند که حاکمیت اکثریت و برابری انسانی چیزی بیش از برنامه هایی برای بیرون راندن قدرت از “بالاتر از افراد پایین تر” نیست. ” فرانسیس پاركمن ، مورخ بوستون ، این پرونده را در یك شیرین کاری معروف با عنوان “عدم موفقیت در قانون انتخابات جهانی” مطرح كرد ، كه در آن وی رای دهندگان را به اتهام “آفت عمومی” با حكم “حق رأی بی رویه” علیه بهتر خود متهم كرد.

“اصلاح طلبان” نخبه ، اعم از شمالی و جنوبی ، در برابر گسترش دموکراسی عقب نشینی کردند. در جنوب ، دموکرات های سفیدپوست به رأی دادن به آمریکایی های آفریقایی تبار حمله کردند. آنها از تروریسم روز انتخابات به سمت مبارزات انتخاباتی جیم کرو حرکت کردند ، آنها نسلی از سیاستمداران سیاه پوست را که خادم برده بودند اما اعضای کنگره ، سناتورها و فرمانداران را انتخاب کردند ، خفه کردند. پس از معرفی قانون اساسی جدید ایالتی ، مانند لوئیزیانا ، تعداد رأی دهندگان سیاه پوست ثبت شده در آن فقط از هشت هزار سال به 1304 نفر به 1334 نفر رسید. در شمال ، “اصلاحات” ظریف تر بود. هنگامی که نخبگان نیویورک حق 69 درصد از رأی دهندگان نیویورک را که مالکیت چندانی نداشتند از دست دادند ، کارگران سازمان یافته با شورش ، پر کردن خیابان ها ، تهدید به خشونت و شکستن این طرح.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*