[ad_1]

این همان ترامپ واقعی بود که دفتر بیضی شکل را اشغال کرد. بازیکنان سیاسی مادام العمر که وارد مدار او شدند ، به استثنای موارد کمی ، سرانجام توسط ترامپ مشخص و دوباره کار شد. واشنگتن ، که وی در آن درگیر بود ، مدینه فاضله ای نبود که او از آن آزرده شود ، بلکه یک کارخانه معیوب بود که به دلیل بسیاری از نقاط ضعفش ، آن را آشکار کرد.

و تماشای آن برای بسیاری شیدایی بود. طی پنج سال گذشته ، شدیدترین تماشاگران نفرت و بزرگترین هواداران حرکات و توییت های او را به روشی که تماشاگران معتاد انجام می دهند تماشا کرده اند: قادر به نگاه کردن نیست ، مجبور به محاسبه مجدد و روایت هر لحظه تاریک است. درام ترامپ در چندین فصل جداگانه شکل می گیرد. فصل اول تاریخچه مبارزات بود که با یک پیروزی باورنکردنی به پایان رسید. در فصل دو یک بازی تصادفی همراه بود و نقش های مکمل شان اسپایسر ، استیو بانون و آنتونی اسکاراموچی را بازی می کرد. فصل سوم تحقیق مولر است. (طرح های سری میانی همیشه برای مدتی آب را تحت فشار قرار می دهند ، در حالی که فیلمنامه نویسان به دنبال زمان هستند تا فینال.) فصل چهارم با انتخابات و همه گیری جهانی روند چشمگیر را افزایش می دهد.

مقایسه ها به قدری وهم آورانه دقیق است که درخواست پیش بینی از تلویزیون برای پایان همه چیز وسوسه انگیز است. اگر نمایش های کابل حماسی را دنبال کرده باشید ، آموزش دیده اید که انتظار نوع خاصی از فینال را داشته باشید و از بسیاری جهات ، دو هفته گذشته به خوبی با این مدل متناسب است. قیام 6 ژانویه ، هنگامی که اوج عمل رخ داد ، مانند آخرین قسمت بود. ترامپ در موقعیت نهایی قرار گرفت تا در قدرت بماند ، و هر پیشگویی زشت از توییت های خود را انجام داد زیرا وفادارانش یک به یک به او خیانت کردند – سرانجام حتی مایک پنس.

و در تلویزیون ، درگیری نهایی انفجاری معمولاً ظاهر می شود.

با تماشای موفقیت یک ضدقهرمان تلویزیونی لذت زیادی حاصل می شود – ماهی صید شده ای که دوباره و دوباره از دست سرنوشت می لغزد ، اما ما همچنین می فهمیم که گناهان باید قیمت کارما داشته باشند. برخی از نمایش ها انتخاب می کنند که با یک بسته شدن ، آخرین ضربه منفی به پایان برسند. (هشدار: اسپویلرها دنبال می کنند.) وقتی صفحه نمایش در فینال 2007 سیاه شد سوپرانوها، منصفانه است که باور کنیم تونی سوپرانو ، اوباش در یک غذاخوری در نیوجرسی به ضرب گلوله کشته شد. در سال 2013 در کفش شیطان نهایی ، سلطان مت ، والتر وایت ، پس از تبدیل شدن کاملاً از یک دانشکده به یک قشر خونسرد ، احتمالاً در آزمایشگاه درگذشت ، جایی که خیلی هیجان زده بود. بسیاری از متنفران ترامپ آرزوی این پایان صریح را دارند: نه مرگ ، بلکه پیامد تلخ و بزرگی. پیگرد قانونی از طریق دادستانی منطقه منهتن. انفجار تجارت او. آینده ای در زندان یا شاید به همین بدی ، یک خانه دو طبقه در جزیره استاتن.

اما یک مدل دیگر برای پایان یک ضد قهرمان وجود دارد که حتی احتمال دارد ترامپ باشد: پیروزی در جشن ، که در آن ضد قهرمان از بدترین سرنوشتی که می ترسد جلوگیری می کند ، اما هنوز هم موفق به از دست دادن آن می شود. جاسوسان مخفی روسی در FX آمریکایی ها از FBI فرار کردند اما ارتباطشان با فرزندانشان قطع شد. دون درایپر آدم های دیوانه آرامش درونی یافت – و شاید یک تبلیغات کوکاکولا ایجاد کرد – اما توسط خانواده اش کاملا رد شد. اما از نظر اخلاقی مناسب ترین خاتمه برای همه این درام های ضد قهرمان شاید همان است که در آن پایان یافته است سپر ، پخش فاجعه FX از گزارش پلیس فاسد در لس آنجلس.

سپر شخصیت اصلی یک کارآگاه بود به نام ویک مکی. کچل ، ضعیف و پر از اعتماد به نفس ، او تیمی از پلیس های ناپاک را هدایت کرد که دستگیری های گروه های عالی رتبه را جمع کردند اما به تدریج بیشتر درگیر سرقت و قتل شدند – به همان اندازه خطرناک بود که جنایتکارانی که مجبور به رانده شدن آنها بودند. در طول هفت فصل ، ویک موفق شد یک قدم جلوتر از رهبران باند ، رئیسان و خانواده شکاک باشد ، هرچند این کار سخت و دشوارتر شد. فصل گذشته ، او حدود 9 توپ شعله ور را در هوا بازی کرد و تلاش کرد از زندگی در زندان جلوگیری کند. و او موفق شد ، مقامات فدرال را فریب داد و به او مصونیت همه جنایات متعدد خود را در گذشته داد.

اما قیمت بسیار ناخوشایند و تقریباً خنده دار بود. شرط مصونیت وی کار در یک میز کار در ساختمان دفتر فدرال بود ، و او را ملزم به پوشیدن کت و شلوار و کراوات و ساعت 8 ساعت در روز در مزرعه کابین می کند ، مانند هر ازدواج در کارتون دیلبرت. تپانچه وی در گاوصندوق قفل شده بود. نشان او از بین رفته بود او فکر می کرد که این سیستم را شکست داده است ، اما در واقع این سیستم با شکست دادن قهرمان با نقص در بوروکراتیک پیروز شد. (در آخرین صحنه ، در پایان روز دفتر ، او اسلحه خود را از گاوصندوق برداشت و آن را بیرون کشید ، شاید به سمت یک اقدام خودشکشی برود.)

برای مدتی به نظر می رسید که ترامپ بدون هیچ شکی پایان شعله های آتش را انتخاب کرده است. وی از پیروان خود خواست كه از نظر جسمی به پایتخت آمریكا بروند ، از چادر تماشا می كردند كه دیوارها را می شكنند و هیچ كاری برای جلوگیری از تخریب سیستمی كه برای چهار سال گذشته به رهبری آن انتخاب شده بود ، انجام نداد.

اما این سیستم به سختی دوام می آورد. کنگره به جلسه بازگشت و به طور خلاصه جو بایدن را برنده و ترامپ را بازنده اعلام کرد. او توسط توییتر ، پلتفرم مورد علاقه خود در شبکه های اجتماعی و همچنین یوتیوب و فیس بوک که به تغذیه منیت او کمک کرده بود ، راه اندازی شد. او برای بار دوم به سرعت تحت تأثیر قرار گرفت و این یک علامت آزار دهنده در کتاب های تاریخ بود.

حالا او خود را خیره نگاه می کند ، شاید نه تمام زندگی خود را پشت میز ، اما در آینده به عنوان یک کنسرت سرگرم کننده ، بر خلاف مرد در صحنه مرکزی است. بعید است ترامپ پایگاه حامیان واقعی خود را از دست بدهد. خانواده اش کنار او خواهند ایستاد. داستان گزاف گویی وی نشان می دهد که او احتمالاً راهی برای نگهداری محل زندگی شیک خود پیدا خواهد کرد. او می تواند-می تواند ، شاید“از عواقب جدی حقوقی اجتناب کنید یا سعی کنید قبل از ترک دفتر از بخشش بگذرد.” حتی ممکن است جدایی وجود داشته باشد: الف وراثتیک درام به سبک شامل یکی از فرزندان بلند پروازانه وی یا امپراتوری-تلاشی که در آن او سعی در ایجاد یک شرکت رسانه ای راست گرا دارد.

اما به محض ترک ترامپ ، پاداشهایی که اشتهای او را تقویت می کنند و ریاست جمهوری او را تحریک می کنند – ستایش ، اهمیت ، توجه وسواسی – از بین می روند. تاریخ وی را به عنوان رئیس جمهور برای دوره ای تقویت می کند که با سوار برقی چشمگیر وارد دنیای سیاسی شد و از چسبیدن به سفره بیرون آمد تا اینکه ظروف چینی روی زمین فرو ریخت. صدور حکم استیضاح در سنا می تواند مانع از تصدی مجدد وی شود و ماشین سیاسی اش را مشخص کند. دوستان مشهور او از نام تجاری او خارج می شوند. شبکه های بزرگ آن را سمی می نامند. هیچ یک از عواقب دوباره تماس نخواهد گرفت.

می توانید این کد را تصور کنید: ترامپ روزهای خود را راحت اما بی روح در یک زندان طلاکاری شده در زمین گلف می گذراند. او گلف بازی می کند ، شام می خورد ، او نسخه خود را از جهان را پخش می کند که یک واکی تاکی در مقیاس بزرگ است. وی پول را برای تأمین هزینه دفاع از صف طولانی دادگاه های اشخاصی که هرگز از آنها هراس نداشته است ، خراش داد: دادگاه منطقه ای نیویورک ، گوشه های مختلف وزارت دادگستری. شاید یک نمایش در Newsmax باشد ، یا یک تجارت شلوغ با کلاه های MAGA ، یا فروش بلیط برای تجمع ها برای کسب درآمد.

در این مرحله ، هیچ تضمینی برای پایان وجود ندارد. ترامپ در بازنویسی فیلم نامه خود ، حتی یک اختراع جدید از این رسانه ، استاد است. اما تا چه حد توانبخشی تصویر او می تواند محدود شود. در زندگی تلویزیونی خود ، حق رای دادن به گرسنگی رتبه Apprentice یک بار ملتهب ترین ایده ترامپ را رد کرد – فصلی که بازیکنان سیاه پوست را در برابر سفیدپوشان قرار داد. در زندگی واقعی حتی برخی از جمهوری خواهان در کنگره به استیضاح رأی دادند و همه نشانه ها نشان می دهد که آخرین اقدام وی صدمات دائمی به برند وی وارد کرده است. تصور یک تور PGA در زمین گلف ترامپ برای مدت طولانی بسیار دشوار است. او در این مرحله حتی موفق نمی شود با ستاره ها می رقصم. برای یک پیگیر رسانه جویای توجه ، فردی خودخواه مانند دونالد ترامپ ، هیچ چیز دردناک تر از بی ربطی نیست. در اعتبارات پیمایش کنید و کانال را تغییر دهید.

جوانا ویس ، سردبیر مجله POLITICO ، سردبیر مجله Experience است که توسط دانشگاه شمال شرقی منتشر می شود.

[ad_2]

منبع: white-news.ir