[ad_1]

لرد ساکس یک استثنا بود. بدون شکست ، دوره ای آن است مشارکت ها ارائه های واضح و دو دقیقه ای بود که داستانی را روایت می کرد و چیزهای مشخصی را می گفت. بدون اینکه مات و مبهوت باشد می توان به او دسترسی داشت و نیازی احساس نمی کرد که برای بیان عقاید خود به ارجاعات سنتی ربانی ، از شکسپیر گرفته تا فوتبال محدود شود. در نتیجه ، مردم گوش می دادند ، حتی اگر همیشه با او موافق نبودند.

این حضورهای رادیویی تنها بخشی از سهم خاخام ساکس در زندگی عمومی است که شامل ده ها کتاب ، سخنرانی های بی شماری و زمان وی به عنوان خاخام رئیس است. اما آنها عقیده او را در این زمینه بیان می کنند که تنوع نباید به معنای زوال باشد ، و گفتگوها میان مذاهب مختلف و دیدگاه های مختلف دقیقاً ارزش دارد زیرا برخی از این اختلافات قابل سازش نیستند. سهم وی در گفتگوی عمومی توسط بسیاری در ایالات متحده شناخته شده است. وی دارای استادی دوگانه در دانشگاه نیویورک و دانشگاه یشیوا است و در سال 2016 جایزه تمپلتون ، یک جایزه 1.5 میلیون دلاری که کنجکاوی علمی و معنوی را جشن می گیرد و جایزه ایروینگ کریستال موسسه شرکت های آمریکایی در سال 2017 به وی تعلق گرفت.

پسر یک تاجر نساجی لهستانی ، ساکس در شرق شرقی لندن بزرگ شد. او برخلاف رئیس خاخام های قبلی ، تحصیلات یهودی را ندیده و در عوض در کالج مسیح ، دبیرستان محلی (دبیرستان انتخابی از نظر مالی توسط دولت) تحصیل کرده و سپس در کمبریج فلسفه خوانده است. پس از فارغ التحصیلی ، تحصیلات خاخام خود را آغاز کرد و به یشیوا پیوست.

این زمینه به یک طناب محکمی اشاره داشت که ساکس به عنوان خاخام اصلی و روشنفکر عمومی قدم می زد و خاص گرایی دین خود را با جهانی بودن فلسفه اخلاقی خود متعادل می کرد. گاهی لغزید. در سال 2002 ، خاخام های ارتدکس پس از نوشتن وی در کتاب خود ، وی را به بدعت متهم کردند شأن تفاوت که “خداوند با انسانها به بسیاری از زبانها صحبت کرده است: از طریق یهودیت یهودیان ، مسیحیت مسیحیان ، اسلام مسلمانان. … هیچ ایمانی انحصار حقیقت معنوی را ندارد. ”

این بخش در نسخه بعدی اصلاح می شود – اما آنچه که باعث تأسف است باعث ناراحتی وی نیست ، بلکه تصوری است که از ساخس بر می آید از یک نگاه ترد و نسبی نسبت به دین ، ​​در حالی که کاملاً برعکس است. او هیچ تضادی بین اعتقادات مطلق و تعهد خود به گفتگو و بحث و گفتگو نداشت. او کمی قبل از اینکه خاخام ارشد شود در مصاحبه ای گفت: “من خیلی تلاش می کنم موقعیت هایی را که متفاوت از من هستند درک و احترام بگذارم.” “اما این بدان معنا نیست که من هیچ اعتقادی مطلق به وجود حقیقت و دروغ ، وجود خوب و بد ندارم. فکر نمی کنم همه چیز درست باشد. فکر نمی کنم همه چیز نسبی باشد. ”

او می تواند در موضوعات مستقیم سیاسی اینقدر صریح باشد. متأسفانه ، این شامل نیاز به مبارزه با یهودستیزی ، نیرویی دوباره در اروپا در زمان خاخام ارشد بود. در سال 2018 ، پنج سال پس از کناره گیری از قدرت ، ساکس رهبر وقت حزب کارگر جرمی کوربین را به “حمایت از نژادپرستان ، تروریست ها و قاچاقچیان نفرت که می خواهند یهودیان را بکشند و اسرائیل را از نقشه حذف کنند” متهم کرد. ” این تقبیح برای یک رهبر بزرگ مذهبی غیر منتظره صریح بود و نشان داد که ساکس مشکل یهودی ستیزی در حزب کارگر کوربین را جدی گرفت.

از همه نقش هایی که ایفا کرد ، ساکس بیش از هر چیز معلمی باقی ماند که مشتاق انتقال خردی بود که به هر کسی که به حرف های او گوش دهد ، منتقل کند. وی در اولین سخنرانی خود در مجلس لردها در سال 2009 گفت: “آزادی دموکراتیک فقط مربوط به تنظیمات سیاسی ، قانون اساسی و قوانین ، انتخابات و اکثریت نیست. این امر همچنین به آنچه الکسی دو توکویل “عادات قلبی” می نامد بستگی دارد: مهربانی ، تمایل به گوش دادن به طرف مقابل ، احترام به کسانی که با آنها مخالف هستید و دوستی هایی که از مرزهای بین احزاب مختلف و عقاید مختلف فراتر می رود. و این موارد باید بارها و بارها در هر نسلی آموزش داده شود. ”

گونی ها این عادات قلبی را به بهترین شکل ممکن آموزش می دادند: تجسم آنها در هر کاری که انجام می داد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir