دانشمند سیاسی که درباره نظرسنجی ها به ما هشدار داد



اما ، البته ، ترومن دیوی را شکست داد ، نه برعکس. این یک شکست نظرسنجی بود که شایسته سال 2016 یا 2020 بود (برای ارائه ایده ای از خلاsهای امسال: ورود به روز انتخابات ، 538 پیش افتادن بایدن را در فلوریدا 2.5٪ قرار داد ، در حالی که Real Clear Politics آن را تعیین کرد با 0.9٪ ، ترامپ در حال حاضر با 3.4 درصد با 96 درصد آرا شمارش شده در آنجا پیشتاز است – خطایی بین 4.3 تا 5.9 درصد). و درست همانطور که کسانی که ناآرامی های بایدن را در این هفته پیش بینی می کردند خشمگین به نظر می رسیدند ، روزنامه نگارانی که گزارش خود را به داده های گالوپ پیوست کردند ، مورد تمسخر قرار گرفتند. برخی از حضور کارشناسان و مصاحبه گران استقبال کردند. که در جمهوری جدید، ریچارد استروت ، با نام مستعار معمول خود “TRB” ، “یک احساس درخشان و شگفت آور را جشن گرفت که مردم آمریکا نمی توانند در نظرسنجی ها منعکس شوند [and] او ذهن خودش را می دانست. “

هیچ کس بیش از لیندسی راجرز ، دانشمند مشهور سیاسی دانشگاه کلمبیا ، از این شکست حماسی خوشحال نشد. برای سالها ، راجرز دلیل غیرقابل اعتماد بودن رأی و مهمتر از آن ، ایمان بی اساس مردم به او بود. در زمان بسیار کوتاهی ، راجرز در سال 1949 کتابی با عنوان منتشر کرد پاسخ دهندگان. (سکه ، یادداشت های واگ ، این اصطلاح را تداعی می کند کلبه ها، هرچند راجرز هرگونه کنایه عمدی را انکار کرد.) جنجال راجرز نوعی رد کتاب بود که گالوپ خود چند سال قبل منتشر کرده بود ، انگیزه دموکراسی.

گالوپ در کتاب خود (که توسط Saul Forbes Ray نوشته شده است) اصرار داشت که نظرسنجی های “علمی” بهترین ابزاری است که تاکنون برای ارزیابی خواسته های مردم و در نتیجه خدمت به دموکراسی ابداع شده است. علوم پایه کلمه کلیدی بود گالوپ خود را در شرکت شیمی دانان و فیزیکدانان ، مردانی با کت سفید قرار داد. وی نوشت: “اندازه گیری افکار عمومی به طرز تفکر” آزمایشگاهی “خاصی نیاز دارد.” “ما به افراد آموزش دیده در علوم احتیاج داریم.” او از دانش ناچیز خود در زمینه آمار می بالید – كتاب او به تئوری های قرن 17th در مورد احتمال ریاضیات توسط جیكوب برنولی استناد می كند – كه كار وی را خارج از برج لائیك قرار می دهد. وی اصرار داشت که کارش فقط خرد کردن اعداد است ، عاری از رنگ آمیزی تفسیری. او افراد ناراضی را که وقتی “نظرسنجی” را تغییر می دهد ، نقل قول “علمی” را مسخره می کند. گالوپ می نویسد: “اگر كار ما علمی نباشد ، هیچ كسی در علوم اجتماعی و تعداد معدودی در علوم طبیعی حق استفاده از آن كلمه را ندارند.”

راجرز هیچ یک از اینها را نداشت. وی دانشجوی دکترا از جان هاپکینز ، کرسی دانشگاه کلمبیا و روزنامه نگار سابق ، سخنران دانشگاهی و باسوادی بود. او مردی خواستگار با پخش های دنیای قدیم بود ، او در کار خود تفاوت های زیادی داشت و از جنجال ها لذت می برد. در نوامبر 1941 او مقاله طولانی در مورد به هارپر Gallup را کنار می گذارد و “ادعاهای اغراق آمیز درباره معنی داده ها” را آلوده می کند. او از آن زمان در یک جنگ صلیبی بوده است تا ادعاهای پاسخ دهندگان مبنی بر اینکه آنها می توانند اذهان عمومی را با هر دقتی درست کنند منفجر کند.

بسیاری از استدلال های راجرز در مورد پیش بینی نبود ، بلکه در مورد نظرسنجی س questionsالات بود – این سال که آیا رهبران منتخب باید هنگام تصمیم گیری در مورد سیاست ها نظرسنجی ها را در ذهن داشته باشند. اما مجموعه دیگری از شکایات وی معطوف به مشکلات حل نشدنی مربوط به کسب اطلاعات واقعاً عینی از روشهای تحقیق بود. تاکنون کاملاً مشهور بوده است که ماهیت نمونه ، عبارت س theالات ، انواع پاسخهایی که پاسخ دهندگان می توانند ارائه دهند و روشهای جدول بندی آنها می تواند منجر به اشتباه شود یا منجر به نتایج گمراه کننده شود.

البته می توان روش ها را تغییر داد و حتی اصلاح کرد (اگرچه باید توجه داشت که گالوپ و سایر مصاحبه کنندگان با حاشیه های کوچک و بزرگ ، در انتخابات 1952 ، 1968 ، 1976 ، 1980 ، 1996 ، 2000 ، 2004 به قضاوت نادرست ادامه دادند. و 2012 – به سختی یک رکورد افتخارآمیز است). در انتها ، انتقاد راجرز روشمند نبود. در سطح فلسفی ، وی این ایده را که افکار عمومی قابل اندازه گیری است به روشی مشخص که جامعه شناسان ادعا می کنند ، رد کرد. افکار عمومی بیش از حد عادی بوده و قابل اندازه گیری دقیق نیست ، حتی اگر با س questionsالات باز ، مقیاس های شدت و سایر اصلاحات روش شناختی که طی سالها ارائه شده ، اصلاح شود. افکار عمومی ، او گفت ، مانند فاصله یا جرم یا سایر پدیده های قابل اندازه گیری علمی نیست. هیچ موجود مستقلی غیر از اندازه گیری آن وجود نداشت. از این طریق ، نظرسنجی وانمود می کند که مقدار قابل اندازه گیری را کمی می کند. راجرز استدلال می کند ، مانند دیگران در علوم اجتماعی که به طور فزاینده ای مبتنی بر داده است ، تحلیلگران عقاید خدای دروغین روش شناسی را دنبال می کنند. درک صحیح عمومی به روشهای شبه علمی احتیاج ندارد ، بلکه به بصیرت انسانی نیاز دارد.

گالوپ همراه با بسیاری دیگر در برابر لیندسی قدم برداشت و او را “آخرین فیلسوف صندلی در این منطقه” خواند. و در حالی که نام گالوپ ، به لطف تجارت پرسود نظرسنجی ، برای دهه ها ادامه داشت ، راجرز در مبهم شدن نسبی ناپدید شد. علوم سیاسی به طور غیرقابل تجزیه کمی و مبتنی بر داده ها شده است ، و نگرانی ها درباره ادعاهای خود را در مورد وضعیت علمی به جای می گذارد. علاوه بر این ، سودهایی که نظرسنجی کنندگان کسب و کار کسب کرده اند – همراه با شاید امیدهای Gallup برای دموکراسی بهتر – تضمین کرده اند که روند نظرسنجی در فصل انتخابات به زودی از بین نخواهد رفت. در طول سالها ، منتقدین هم از دنیای روزنامه نگاری (ستون نویس مایک رویکو ، هم اندیشی کریستوفر هیتچنس) و هم از دانشگاهیان (دانشمند سیاسی بنیامین گینزبرگ ، مورخ روزنامه نگاری دبلیو جوزف کمپبل) شک و تردید راجرز را حفظ کرده اند ، اما آمریکایی ها عموماً ادامه ندارند. هر فصل انتخابات با جذب پاسخ دهندگان.

شاید با توجه به دو شعله ور شدن متوالی جورج گالوپ امروزی ، استدلال های لیندسی راجرز در مورد عدم امکان سنجش افکار عمومی با دقت علمی باید دوباره شنیده شود.

در موارد پس از مرگ پس از شوک 2016 ، شکایات مربوط به مدل های معیوب و اصلاحات فنی وجود داشت. برخی از مصاحبه کنندگان از خود دفاع کردند و خاطرنشان کردند که درخواستهای محدود آنها از هیلاری کلینتون اشتباه است. در سال 2020 ، با نظرسنجی های پیش از انتخابات در فلوریدا و سایر ایالت های مورد مناقشه تاکنون – و با نتایج اخیر غیرمعمول مانند ویسکانسین +17 برای بایدن ، که حتی توسط شرکت های دارای درجه A گزارش شده است – فریاد هایی وجود دارد که موضوع عمیق تر شده است. انتخابات اکنون به نحوی توسط فناوری ، روش ها یا سیاست های کنونی در هم شکسته است.

اما ممکن است لیندسی راجرز انتقاد اساسی تری از این داشته باشد: ایده انتخابات سیاسی کوتاه شد. این یک روش علمی نادرست برای قرار دادن اعداد بر روی مفهومی بود که در وهله اول قابل اندازه گیری نیست و هر زمان که سعی کنید شکل آن تغییر می کند. در واقع ، گریزان بودن عقاید سیاسی – مقاومت در برابر محکم شدن – دموکراسی را ضروری می کند. وقتی جرم یا فاصله را اندازه می گیریم ، می دانیم که می توانیم آن را به طور دقیق انجام دهیم. اما ارزش ها ، نگرش ها و نظرات ما مشخص نیست ، بلکه روان است. آنها با گذشت زمان تغییر می کنند – در روزها و هفته های قبل از انتخابات ، و همچنین در سال های بین آنها. به همین دلیل دموکراسی ایجاب می کند هر چند سال یک بار دیگر رأی دهیم.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*