در اینجا آنچه برای یک حزب تحت رهبری توطئه اتفاق می افتد



انفجار ناگهانی دانستن هیچ چیز نباید به عنوان یک هشدار برای جمهوری خواهان باشد که نیروهایی که آنها را به اوج سیاست های آمریکا سوق داده و به دونالد ترامپ در پیروزی در کاخ سفید کمک می کنند نیز می توانند آنها را از هم پاشند و آثار کمی باقی بگذارند. امروز ، Know Nothings پاورقی که به سختی به یاد می آید تاریخ آمریکا است. اگر به مسیر فعلی خود ادامه دهد ، نسخه امروز می تواند تقریباً به همین ترتیب پایان یابد.

مانند QAnon ، Know Me Nothings زندگی خود را به عنوان كابالای مخفی آغاز كردند ، متقاعد شدند كه این كشور توسط كابالای مخفی تری نیز كنترل می شود – و مانند جمهوری خواهان دوران ترامپ ، نگرانی های آنها ریشه در كشوری دارد كه به نظر می رسد در اطراف آنها تغییر می كند.

در اواخر دهه 40 ، ایالات متحده مملو از مهاجران بود ، در این مورد از ایرلند بود. ورود صدها هزار کاتولیک ایرلندی فقیر منجر به ظهور گروه های سیاسی در نیویورک ، بوستون ، بالتیمور و فیلادلفیا شد ، متقاعد شدند که این مهاجران می توانند ستون پنجم را تشکیل دهند ، از پاپ دستورالعمل بگیرند. به دستور رم ، این مهاجران دموکراسی آمریکایی را لغو کرده و مشاغل محلی سخت کوش را که چشم انداز اقتصادی آنها حتی در بهترین زمانها به سختی امن بود ، می دزدند.

اگرچه این گروهها نامهای واقعی مانند سفارش پرچم ستاره داشتند ، اما در ابتدا عضویت آنها محرمانه و مخفی بود. در مورد نظرات و برنامه های سیاسی آنها ، اعضا فقط پاسخ می دهند ، “من چیزی نمی دانم.” لقب متولد شد.

حرکات حاشیه هم به اکسیژن و هم به سوخت نیاز دارند. وحشت ناشی از هجوم کاتولیک های ایرلند اکسیژن بود و سوخت از طریق فروپاشی یکی از دو حزب مهم سیاسی آمریکا ، ویگ ها ، پس از سال 1850 تأمین می شد. حزب ویگ هرگز ائتلافی منسجم نبود و بالاخره تحت وزن تقسیم شمال و جنوب به دلیل برده داری ، چیزهای جدید ناگهان از سایه ظهور کرد و به یک نیروی سیاسی قابل قبول تبدیل شد.

با توجه به اینکه هم نیروهای شمال و هم جنوب وجود داشت ، جنبش هیچ چیز از مسئله برده داری اجتناب کرد ، در عوض علاقه طرفداران خود را به قوانین ضد مشروبات الکلی معطوف کرد (ایرلندی ها بیش از حد به نوشیدن علاقه داشتند ؛ آنها کاتولیک بودند ؛ در اسارت بودند از پاپ ؛ بنابراین الکل شر بود) ؛ قوانین ضد مهاجرتی؛ قوانینی در شهرهایی مانند شیکاگو که مهاجران جدید را از مشاغل شهرداری منع می کند. قوانینی برای جلوگیری از اخذ تابعیت مهاجران.

اینها حرکات حاشیه ای نبود. در روزهای اوج خود ، Know Nothings ، که اخیراً حزب هندی نامیده شد (مدتها قبل از آنکه ساکنان اصلی آمریکای شمالی را معرفی کند) ، قوه مقننه و فرمانداری های ماساچوست ، پنسیلوانیا ، رود آیلند ، ماین و کالیفرنیا را کنترل کرد. آنها همچنین دارای کرسیهای زیادی در مجامع ایالتی در جنوب بودند و بیش از 40 نماینده به مجلس و چندین سناتور فرستادند ، همه قاطع بودند. اکثر آنها از قوانینی کاملاً ساده انگارانه و ضد مهاجر حمایت می کردند. همه از کلوپ های توطئه ای که نظریه هایی در مورد تجاوزات احتمالی پاپیست ها و توطئه ها علیه حاکمیت ایالات متحده را گسترش داده بودند ، ظهور کردند. (در اتهامات ناخوشایند آنها به کشیش ها و راهبه های کاتولیک که بچه ها را خفه می کنند و زنان جوان را برخلاف میلشان نگه داشته اند ، دیدن نسخه اولیه وسواس اساسی QAnon با بچه گرایان خیالی جهانی گرچه دشوار نیست.) در سال 1856 ، این نام به آمریکایی ها کوتاه شد. حزب و رهبران آن با شعار “آمریکایی ها باید بر آمریکا حکومت کنند” رئیس جمهور پیشین میلارد فیلمور را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری خود معرفی کردند.

و سپس ، تقریباً به سرعت دانش فزاینده ، آنها از هم جدا شدند. این حزب که توسط گروههای پراکنده ای به اشتراک گذاشته شده و در یک ائتلاف ملی آزاد حساسیت و انیمیسم دارند ، هرگز نظیر حزب چای در زمان ما کاملاً سازماندهی نشده است. شاخه های شمالی و جنوبی به اندازه حزب دموکرات در دهه 1850 در مورد مسئله برده داری اختلاف نظر داشتند که آنها نیز به دو اردوگاه جداگانه تقسیم شدند. ظهور حزب جمهوری خواه تازه تاسیس در ایالت های شمالی نیز باعث حمایت از “من چیزی نمی دانم” شد. فیلمور موفق شد 21 درصد آرا را در انتخابات ریاست جمهوری 1856 به دست آورد و مریلند (که در آن زمان بر سر برده داری به سختی تقسیم شد ، که در آن ایالت قانونی بود) پیروز شود. اما این آغاز حزب ملی نبود؛ این پایان یکی بود.

گرچه جنبش سیاسی فروپاشید ، اما ذات گرایی ضد مهاجر شما چیزی نمی دانید هرگز واقعاً از بین نرفت. حتی در طول جنگ داخلی ، زمانی که همه مسائل دیگر نیز در آن گنجانده شده بود ، احساساتی که شما می دانید هیچ چیز دامن نمی زند هرگز دور از ذهن نبود. شورش های ضد نیویورک در سال 1863 بخشی از شورش مهاجران ایرلندی پس از سالها تبعیض بود و آفریقایی آمریکایی ها خشم خود را متحمل شدند. پس از جنگ داخلی ، یک کنگره تحت کنترل جمهوری خواهان قانون منع قانون چین در سال 1882 را تصویب کرد که به موجب آن 20 سال تمام مهاجرت ممنوع بود. این جریانات همچنین در جنبش های پوپولیستی و مترقی اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 نفوذ کردند که سرانجام به جریان اصلی برجسته هر دو حزب ، جمهوری خواهان تحت رهبری تدی روزولت و دموکرات ها در سالهای وودرو ویلسون تبدیل شدند.

امروز در اینجا برای حزب جمهوریخواه درسهایی وجود دارد. تاریخ تکرار نمی شود. همانطور که مارک تواین گفت ، این کار اغلب با قافیه انجام می شود ، این بدان معنی است که پژواک او در میان نسل های آینده به طریقی بازتاب می یابد که می تواند مسیر را ارائه دهد ، هرچند مسیرهای مشخص هرگز. یک درس برای جمهوری خواهان در سال 2021 این است که مخالف چیزی باشند و کسی فقط می تواند شما را تا این حد برساند. بدانید که هیچ چیز به این جهش در مهاجرت در دهه 1940 احتیاج نداشت و برای ایجاد شکافی برای جنبشی که ایده های آن عمدتاً یک بعدی یا حداقل یکنواخت بود ، به شرایط اقتصادی و سیاسی کاملاً متناسب نیاز داشت.

در اهداف سیاسی خود ، هیچ چیز را نمی دانید تا حدی یک حزب اصلاح طلب بود که نماینده آمریکایی های زحمتکش علیه نخبگان بود. سرانجام آنها قوانین مختلفی را درباره شرایط کار تصویب کردند ، که پیش بینی اتحادیه های کارگری و جنبش های کارگری پس از جنگ داخلی بود. اما این جنبش کاملاً با قدرت خشم و کینه بنیان نهاده شد و رشد کرد. و فقط به دلیل بی ثباتی در سیستم سیاسی – فروپاشی ویگ ها و گسترش اختلاف بین دموکرات های شمالی و جنوبی – بود که در وهله اول گشایشی برای آنها وجود داشت.

حتی در آن زمان ، خشم پوپولیستی فقط می توانست آنها را به سمت اتاق های دولت و مجلس نمایندگان سوق دهد. پس از آن ، مانند اکنون ، این پاداش آورترین فرصت ها برای مبارزات گسترده و گسترده است. دستیابی به بخشهای بزرگتر پشتیبانی بعنوان یک جنبش ملی یک چالش بسیار بزرگتر است و نیاز به سازمان و انسجام و توانایی ایجاد و حفظ نوعی ائتلاف دارد. نظریه های توطئه ، که DNA اساسی در مورد هیچ چیز نمی دانند ، به روش خاص خود انسجام دارند ، اما وقتی از زیر نظر نظارت عمومی جلوگیری کنند ، بهترین نتیجه را می دهند. به عنوان یک پدیده محلی ، بدانید هیچ چیز گرایی رشد می کند. به عنوان یک جنبش ملی ، می تواند پیش از تجزیه ، شکسته شدن و فروپاشی ، تا آنجا پیش رود.

اگر جناح توطئه گر ترامپ جایگاه حیاتی خود را در حزب حفظ کند ، این یکی از راه های ممکن امروز حزب جمهوری خواه است. ترامپ به دفتر رسید ، با صدای بلند جریان های زیرآبی را که حزب جمهوری خواه تا حد زیادی کنترل می کرد صدا می داد و در صورت انتخاب مجدد وی ، البته این احتمال وجود دارد که حکومت طولانی مدت وی منجر به یک جنبش ملی قدرتمندتر شود. اما حتی در آن زمان ، او هرگز نتوانست به نتایج واقعی دست یابد یا دولت را مجبور کند مجموعه ایده های خود را شل کند. جناحی با روحیه اصلی نهفته در یک رهبر اصلی تنها در صورتی می تواند زنده باشد که ترامپ در واقع در ساختارشکنی سیستم های دولتی به روشی که عمدتاً در انجام آن موفق نبوده باشد ، موفق باشد.

بدون چنین موفقیتی در ایجاد پایگاه وسیع تر ، جناح QAnon اکنون تهدید می کند که جمهوری خواهان را بسیار نزدیکتر به سرنوشت حزب هیچ چیز نمی داند ، گرچه آنها از آن خبر ندارند. بسیاری از رأی دهندگان جمهوری خواه ، مانند رأی دهندگان هیچ چیز بدانید در اواسط دهه 1950 ، شکایت های مشروع از عدالت اقتصادی و فرصت ها دارند ، اما حزب خود به جریانات توطئه ای عمیق تر و استثنایی متکی است ، ما با آنها مخالف هستیم ، ضد مهاجرت و بومی گرایی. ترامپ مهمترین چهره حزب ، حتی بدون قدرت است ، اما هواداران پرشوری که وی را در آنجا نگه می دارند رای دهندگان اصلی نیستند ، بلکه سلولهای آنلاین و احزاب محلی که به سختی قابل کنترل هستند.

این بدان معنا نیست که همه رای دهندگان پزشک عمومی همه اینها را – حتی نزدیک – خریداری می کنند. اما این بدان معنی است که حزب خود برای زنده ماندن به عنوان یک نیروی سازمان دهنده بدون این انرژی تلاش خواهد کرد و به دلیل آن به عنوان یک حزب ملی محدود خواهد شد. این محدودیت درس شما چیزی نمی دانید.

این امکان وجود دارد که جمهوری خواهان متحول شوند ، اگرچه Know Nothings نمی توانست. همچنین ممکن است در آغاز قرن بیست و یکم تحرکات سیاسی به اندازه کافی تغییر کرده باشند که یک حزب اقلیت با گرایش توطئه آمیز و منوی کوچکی از مسائل مربوط به رقابت بتواند قدرت را در یک دموکراسی بزرگ و کثیف تحکیم کند. اما مورد دوم بعید است و این شرط خوبی نیست که حزب جمهوری خواه پس از چهار سال ترامپ الگوی مناسبی پیدا کند.

آخرین درس “هیچ چیز را بدانید” این است که این رای دهندگان به جایی نمی روند ، حتی اگر حزب شروع به فروپاشی کند. برخی ممکن است در تفکر توطئه گم شوند و بنابراین بهتر است که افراط نکنند. برخی ممکن است نژادپرست باشند (اگرچه برخی از رای دهندگان دموکرات نیز همه این موارد هستند). خیلی ها فقط از نظر قانونی از طبقه سیاسی که آنها را شکست داده و اقتصادی که خیلی سریع و بسیار مخرب تغییر کرده عصبانی هستند و وسیله نقلیه ای که آنها انتخاب کرده اند بسیار ناقص است. وظیفه پیش رو برخورد با آرا متفاوت از توطئه و ذات گرایی است – و تصدیق اینکه برخی از رای دهندگان چیزی را می دانند ، حتی اگر حزب آنها چیزی نمی داند.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*