دیوید دینکینز: شهردار مناسب در زمان نامناسب



او به سختی می توانست غیر از این عمل کند. دینکینز از طریق باشگاه دموکراتیک جورج واشنگتن کارور در هارلم ، که در زمان یخ زدگی دموکرات های آفریقایی-آمریکایی توسط دستگاه تامانی هال تاسیس شد ، ظهور کرد. واکنش دینکینز و فارغ التحصیلان کارور او عصبانی شدن نبود ، بلکه قدرت گرفتن بود. دینکینز به همراه باسیل پترسون ، پرسی ساتون و چارلی رنجل به یکی از “باند چهار نفره” هارلم تبدیل می شود ، متخصصان سیاسی که با منفجر شدن شهر خونسرد می مانند.

راهپیمایی آنها طولانی بود. دینکینز از شورای ملی ، در دوره مسئولیت خود به عنوان مقام شهری ، به دوره ریاست جمهوری منهتن رفت ، کرسی ای که در سومین تلاش خود برای رسیدن به مقام کسب کرد. او در سال 1989 هنگامی که اد کوچ را که برای چهارمین بار به عنوان شهردار کاندیدا شده بود به چالش کشید ، یک فرد خارجی بود.

اما اوضاع در نیویورک به نقطه عطفی رسیده است. کراک موج جنایتکار دیگری را به راه انداخته بود ، چرا که به نظر می رسید هر ساله تاریخ این شهر با عنوان جدیدی ترسناک مخفیانه نوشته می شود: قتل های ویلی ترک ، مایکل گریفیت و یوسف هاوکینز در حالی که پا به محله های سفید بروکلین می گذاشتند. برنی گوتز ، نگهبان مترو ؛ بریدن صورت مارلا هانسون جنیفر لوین “Preppy Murder”؛ و سرانجام ، تجاوز و ضرب و شتم تقریباً مرگبار یک آهسته دویدن در مرکز پارک توسط آنچه پلیس به ما گفت – به دروغ – مزخرف جوانان غارتگر سیاه پوست بود.

دینکینز کوچ قهرمانی دموکراتیک را ناراحت کرد ، سپس در انتخابات عمومی رودی جولیانی را شکست داد. وی متعهد شد “شهردار همه انسانها” در آنچه كه “موزائیك باشكوه” یك شهر “بزرگترین شهر یك ملت بزرگ” نامیده است ، كه در آن اجداد من را در آنجا آورده ، زنجیر زده و مورد ضرب و شتم قرار داده اند ، “شهردار همه انسانها” باشد. کشتی برده “

هنگامی که قتل های شهر در اولین سال کار خود به یک رکورد رسید ، دینکینز کمیساری پلیس ری کلی را بر عهده گرفت و خود را بابت پول استخدام 6000 پلیس دیگر – و نگه داشتن مدارس تا عصر با دهها هزار نوجوان ، خود را به قانونگذار ایالت تحمیل کرد. انجام می دهند. حرکات م workedثر واقع شد. بیش از تصدی دینکینز ، جرم تقریباً در همه دسته های اصلی نیویورک قرار گرفته و روند 30 ساله را معکوس کرده است. قتل ها 13.7 درصد کاهش یافته است. سرقت ، 14.6 درصد سرقت ، 17.6 درصد ؛ سرقت اتومبیل ، 23.8 درصد.

دینکینز با همکاری با فرماندار ماریو کوومو تحول برنامه ریزی شده میدان تایمز را به یک جنبش تحریک کرد. هزاران خانه جدید را در جنوب برانکس ، هارلم و بروکلین بازسازی می کند. و تعداد نیویورک نشینان بی خانمان را به کمترین میزان در 20 سال گذشته کاهش داد – و امروز کمتر از نیمی از آنها است. او حتی “خیابان هایی” را بیرون کشید که جولیانی در دو کارزار بیرون از خیابان نمونه آن را نشان داد. در جایی که سایر شهرداران میلیاردها دلار به سمت تیمهای ورزشی می اندازند تا اطمینان حاصل کنند که آنها در شهری که هرگز قصد ترک آن را نداشته اند ، می مانند ، دولت دینکینز در حال آماده سازی معامله ای برای راه اندازی مرکز ملی تنیس ایالات متحده در فلاشینگ است – که کمتر از مایکل بلومبرگ به اصطلاح “تنها معامله خوب استادیوم های ورزشی نه تنها در نیویورک بلکه در کشور” است. مدیریت اقتصادی نیویورک دوباره رشد کرد.

اشتباهاتی وجود داشت دینکینز ، در تلاش برای جلوگیری از آتش سوزی بزرگتر ، به دلیل نرفتن به اندازه کافی سریع یا سخت برای جلوگیری از شورش های ضد یهودی وحشیانه در کرون هایتز در آگوست 1991 مجازات شد. هم ملایم ، بیش از حد منفعل اهالی نیویورک می خواستند یک شهردار متخلف برای مبارزه با اختلال عملکرد شهر خود داشته باشند.

اما این همه ی ماجرا نیست. سطحی از تضاد نژادپرستانه علیه دینکینی وجود داشت که امروز ما آن را خیره کننده خواهیم دید – که در آن زمان بسیاری از ما آن را خیره کننده می دانستیم. شهردار به دلیل عشق به تنیس و حضور مکرر در تنیس سفید مورد تمسخر قرار گرفت – گویی که حق چنین لباسی را ندارد. وقتی جکی میسون ، کمدین ، ​​دوست جولیانی ، دینکینز را به عنوان یک “خیال” کنار زد لنگر انداختن با سبیل ، دوستان میسون عجله کردند تا تظاهر کنند لنگر انداختن این یک توهین نبود ، و اینکه میسون نژادپرستانه او نبود.

در پاییز سال 1992 ، جولیانی دومین مبارزات انتخاباتی خود را برای شهردار آغاز کرد و در شورش وحشتناک و مستی هزاران پلیس در تالار شهر با عبارات ناپسند به هنگام شادی ، فریاد زدن عناوین نژادپرستانه ، عبور از ماشین های تخریبی ، توهین به اعضای شورای شهر روبرو شد. و نشانه های ناپسندی برپا داشت ، که از جمله چیزهای دیگر ، شستشوی Dinkins نامیده می شود.

به نوعی این نوع اختلال اجتماعی به وجود آمد برای بسیاری از رای دهندگان سفیدپوست قابل قبول است. این ایده ، با ورود به عمیق ترین و پوسیده ترین مکان های نژادپرستی آمریکایی ، مبنی بر این که آمریکایی های آفریقایی تبار مقلد هستند ، هیچ کاری برای بهره مندی از هیچ یک از مزایای زندگی متمدن و یا به دست آوردن هر موقعیتی از قدرت ندارند. برای برخی از اهالی نیویورک ، شما هنوز نمی توانید این ایده را باور کنید که در واقع یک فرد رنگین پوست می تواند اوضاع بهتر شود.

مشاغل دینکینز و جولیانی ، که به طور جدایی ناپذیری با یکدیگر پیوند خورده اند ، نشان دهنده بسیاری از سیاست های ملی آینده است.

جولیانی در مسابقه دوم خود مقابل دینکینز یک پیروزی اندک کسب کرد. دلایل مختلف بود. جرم و جنایت به اندازه کافی سریع سقوط نمی کرد ، ساکنان جزیره استاتن با اصلاحیه ای برای جداسازی آرا به بخش های رای گیری جلب شدند ، مردم بالاتر از آنچه در ارتفاعات تاج رخ داده بود بالاتر نبودند. اما بیشتر از همه ، مردم نیویورک می خواستند كه كسی به سراسر هوارد بیل به شهر خود برود – از پشت بام ها فریاد بزند كه دیوانه هستند و دیگر تحمل نمی كنند. مردی که تجسم این خشم بود ، جولیانی بود.

با ادامه بهبود اوضاع در نیویورک در سالهای بعد ، رودی با شكست كلی مجدداً انتخاب شد و برنده ترین محله های لیبرال این شهر شد. معلوم شد که برای بسیاری از اهالی نیویورک ، کاهش جرم تحت نظر دینکینز واقعاً یک جرم رو به زوال نبوده است – تا جولیانی. اقتصاد رو به رشد دینکینز در واقع یک اقتصاد در حال رشد نبود – درست همانطور که در زمان رئیس جمهور باراک اوباما نبود.

بیشتر نیویورکی های سفیدپوست جولیانی را تا زمانی که روی سنگ تاریکی که دونالد ترامپ است مالش ندهیم ، آنطور که هست نمی بینند. بعضی ها حتی الان آن را نمی بینند. از طرف دیگر ، دینكین همان عزت ساكت و ساكت را در سالهای پس از شهر خود كه در تالار شهر داشت ، نشان داد ، در هیئت های خیریه خدمت می كرد ، به سیاست ادامه می داد – حتی هنگام اعتراض به قتل آمادو دیالو توسط پلیس دستگیر شد. . مرگ دینکینز در این سال ، در سن 93 سالگی ، باعث ایجاد انواع مختلفی شد ، و آن را عملی طبقاتی توصیف کرد که شایسته بهتر از ما است. در زمان وی بهتر بود که این را قدر می دانستیم.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*