[ad_1]

گربر فکر کرد که اقتصاددانان نمی توانند این مسئله را درک کنند زیرا آنها نمی توانند به اندازه کافی از آب بلند شوند تا بتوانند تصویر کلی را بدست آورند. همه آنها ادعا کردند ، به عنوان مثال ، پول از مبادله تکامل یافت ، زیرا با مفهوم دست نامرئی آدام اسمیت مطابقت دارد. در حقیقت ، گربر خاطرنشان كرد ، انسان شناسان مدتهاست دریافتند كه پول به جای محاسبه بدهی ، كه شبیه “پول مجازی” امروز است ، تكامل یافته است. با پیش بینی سکه های ساخته شده از فلزات گرانبها ، این طرح های حسابداری از خراش های بین النهرین روی لوح های سفالی تا رشته های گره خورده در چین باستان متغیر بود.

اقتصاددانان خطر جدی نگرفتن بدهی ها را “خطر اخلاقی” می خوانند ، عبارتی که ظاهراً به نظر می رسد بدهی فقط یک بار ، تحقیرآمیز گربر معتقد بود که استدلال اخلاقی جایی در بحث وام ندارد. اگر امروز بدهی با “گناه و گناه پایدار ناشی از نفرت از خود و بیزاری از شکنجه” همراه است ، گربر معتقد است ، این فقط به این دلیل است که ادیان بزرگ جهان ، حداقل تا حدی ، آموزه های اخلاقی و معنوی خود را از آموزه های موجود گرفته اند. شیوه های مالی گریبر یادآور شد: عیسی مسیح “فدیه دهنده” نامیده می شود و “رستگاری” به معنای “بدست آوردن چیزی با پرداخت بدهی” است. بنابراین ، “هسته اصلی پیام مسیحیان ، خود نجات ، فداکاری فرزند خود خدا برای نجات بشر از لعنت ابدی” ، “به زبان معاملات مالی شکل گرفته است”.

همانطور که می بینید ، گریبر علاقه آنارشیست به دردسر و خشم نه تنها از طرف میانه رو و راست ، بلکه از جناحهای مختلف در جناح چپ جنجالی را داشت (که به گفته وی ، از جمله چیزهای دیگر او را به بی توجهی نسبی به کارل مارکس متهم کرد گرابر ، فقط یک اقتصاددان دیگر).

گرابر با صداقت صادقانه مشکل ساز شد. وی در یک خانواده طبقه کارگر با ریشه عمیق در چپ قدیمی در دهه 1930 متولد شد. پدرش یک عکاس افست سنگی بود که داوطلبانه در نبرد وفاداران در جنگ داخلی اسپانیا حضور داشت و مادرش یک کارگر لباس بود که در یک نمایش مد برادوی در صحنه کارگر لباس بین المللی زنان شرکت کرد. سوزن و سوزن. گرابر به عنوان یک استاد ارشد در ییل ، ​​در اعتراضات ضد جهانی سازی علیه مجمع جهانی اقتصاد و صندوق بین المللی پول شرکت کرد و در سال 2005 ، پس از حمایت علنی از ابتکار اتحادیه کارگری برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی ، ییل قبل از تصدی مسئولیت قرارداد خود را لغو کرد. (گرابر و بسیاری دیگر اخراج وی را ناشی از حمایت وی از آرمان های اتحادیه می دانند ؛ ییل آن را انکار می کند)

شش سال بعد ، گربر به سازماندهی اعتراض اشغال وال استریت علیه نابرابری درآمد در پارک زوکوتی در نیویورک کمک کرد ، جایی که به وی کمک کردند فرمول “ما 99 درصد هستیم” بود. با این حال اعتبار بیشتری باید به توماس پیکت و امانوئل سائز ، دو ساله ، اقتصاددانان، که سند 2003 برای اولین بار شکاف بزرگ ، به سرعت در حال افزایش بین کمترین 99 درصد در توزیع درآمد و 1 درصد بالایی را مستند می کند.

انتقاد رایج از جنبش اشغال این بود که جنبش راه حل های بالقوه ای برای رشد نابرابری درآمد در نظر نگرفته است. برای برخی از منتقدان ، این کار چیزی بیشتر از یک اردوگاه طولانی مدت نداشت. چنین انتقادی را می توان در نوشته های گربر وارد کرد. وی اذعان داشت: “من به ایده سیاست مشکوک هستم.” “سیاست پیش بینی وجود یک گروه نخبه است – معمولاً کارمندان دولت – که باید در مورد چیزی تصمیم بگیرند (” سیاست “) ، سپس آنها را سازمان می دهند تا به دیگران تحمیل شود.”

این شناخت در پایان کتاب Graeber برای سال 2018 آمده است ، مشاغل بی معنی: نظریه، ادامه بدهی این ادعا می کند که حداکثر 40 درصد از مشاغل موجود در اقتصاد ایالات متحده آنقدر بی معنی است که حتی افرادی که آنها را پر می کنند اگر تحت فشار قرار بگیرند موافقت می کنند. Graeber پنج دسته از مزخرفات را نام برد: “مشاغل ناپایدار” که “فقط برای ایجاد جلوه یا احساس مهم دیگری وجود دارد”. “دیوانگان” (مشاغل با “عنصر تهاجمی”: لابی گران ، پولک ها ، بازاریابی تلفنی و بحث برانگیز سربازان). “کانال های مخروطی” (“افرادی که شغل آنها فقط به دلیل اشکال یا سوf عملکرد در سازمان وجود دارد” ، مانند “زیردستان که شغل آنها برای رفع خسارت ناشی از سوپراستارهای سهل انگار یا بی کفایت است”) ؛ “جعبه” (“کارکنانی که فقط یا در درجه اول وجود دارند تا به سازمان اجازه دهند ادعا کند کاری را انجام می دهد که در واقع انجام نمی دهد”) ؛ و “مدیران وظیفه” (افرادی که کارهایی را انجام می دهند که حتی اگر آنها در آنجا کار نکنند یا حتی بدتر از این ، افرادی هستند که کارهای احمقانه ای برای افراد دیگر انجام می دهند)

گرابر به عنوان یک آنارشیست ، قضاوت کرد که سیاست گذاری نیز مزخرف است. وی نوشت: “من نه تنها در انتظار روزی در آینده هستم كه دولت ها ، شركت ها و دیگران به عنوان كنجكاوی تاریخی تلقی شوند به همان روشی كه اكنون ما به تفتیش عقاید اسپانیا یا حملات عشایری نگاه می كنیم ،” آنها دیگر به دولت ها یا شرکت ها قدرت نمی دهند ، بلکه به مردم وسیله ای برای مدیریت امور خود می دهند. “(احتمالاً به اصرار سردبیر خود ، گربر مجبور شد که کار را تمام کند.) مشاغل مزخرف با تصویب جالب درآمد پایه جهانی.)

گربر کاملا فکر می کرد که بازی لیوان برای بهتر کردن دولت است. بپذیریم که آنارشیسم یک نقطه شروع کاملاً بی فایده برای آزمایشات است. اما چشم انداز Graber برای گسترش مزایایی داشت. اشغال وال استریت ممکن است هیچ راه حلی برای نابرابری درآمد ارائه نداده باشد ، اما این موضوع را در دستور کار عمومی قرار داد ، جایی که برای دهه گذشته باقی مانده است.

بدهی چنان کتابی جاه طلبانه و دیوانه وار است که خواننده یک کار تمام وقت است ، فقط به منظور پیگیری اینکه بحث های گربر چگونه پیش می رود و آیا منطقی است. (بسیارند اما منظور من در واقع این نیست در Graeber ، نوعی از خواندن که ممکن است باعث شود خواننده بخواهد او را به بیرون از اتاق بیندازد.) شما باید دیوانه باشید تا بخواهید دستورات او را همانطور که عملی است عملی کنید. اما مرگ گرابر ما را از صدایی نادر محروم می کند که نه با عصبانیت و امنیت در گفتمان عمومی امروز حاکم ، بلکه با بازی ، شوخ طبعی ، خلاقیت و تمایل به بازاندیشی ، اما همه چیز. او خوانندگان خود را از آب بیرون کشید و گفت: “ببین! این اقیانوسی است که در آن شنا می کنید! کاری که با این اطلاعات انجام می دهید به خود شما بستگی دارد ، اما به من نگویید که دیگر از بین رفته است. “

[ad_2]

منبع: white-news.ir