رابطه جان کری و تونی بلینکن از دهه 1950 رابطه ای ناراحت کننده دارد



ایده ایده آیزنهاور برای دور زدن یک مقام کابینه مستقر از ابتدا به نظر می رسید آیزنهاور اعتقاد جدی به دولت کابینه داشت و معتقد بود که جهت گیری سیاسی باید از سوی رهبران کابینه باشد ، نه کارمندان کاخ سفید. بر این اساس ، وی به مدیران بخش های خود آزادی زیادی در مدیریت امور به دلخواه خود می داد و اگر با مشکلات ناچیزی که وی می دید زیاد به او مراجعه می کنند ، اذیت می شود. ایک همچنین معمولاً کارها را به گونه ای تنظیم می کند تا با تعیین افراد همفکر از کابینه ، درگیری ها را به حداقل برساند.

اما آیزنهاور در 19 مارس 1955 تعادل ظریف خود را بر هم زد ، هنگامی که نگران این بود که وزیر امور خارجه جان فوستر دالس در مذاکرات خلع سلاح با شوروی خیلی کند پیش رود ، استاسن را به عنوان رئیس خلع سلاح منصوب کرد. در بیانیه ای با جزئیات انتصاب استاسن ، این پست از درجه کابینه است و “مسئولیت توسعه از طرف رئیس جمهور و وزارت امور خارجه ، تحقیقات ، تحقیقات و نتیجه گیری های گسترده ، که با موافقت شورای ملی ، امنیت و تأیید شده توسط رئیس جمهور به یک سیاست عمده خلع سلاح تبدیل خواهد شد. “

نیویورک تایمز هیئت تحریریه موقعیت استاسن را “وزیر صلح” خواند و این باعث دلخوری دالس آشفته و رسمی شد. دالس برای مرد هوشیار زمزمه کرد: “اگر او وزیر صلح است ، من چه شخصیتی هستم که وزیر جنگ هستم؟” علاوه بر صدمه زدن به احساسات دالس ، مبهم بودن نقش استاسن منجر به تنش و سردرگمی می شود. او دستیار کاخ سفید بود یا کارمند وزارت امور خارجه؟ عنوان وی به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور یک عنوان کاخ سفید بود ، و همچنین یک دفتر کاخ سفید داشت. اما وی دارای کابینه ای برای یک دستیار کاخ سفید غیرمعمول بود و مسئولیت تنظیم مواضع هر دو کاخ سفید و وزارت امور خارجه را داشت. این انتصاب همچنین مانع از سلسله مراتب فرماندهی شد. استاسن در حالی که از نظر درجه ای معادل دالس بود ، هنگام مذاکره با دولت های خارجی هر دو تحت هدایت دالس بود. همانطور که دیوید تال ، مورخ نوشت ، این تنظیمات مبهم “به استاسن اجازه می داد تا با سلسله مراتب روشن مخالفت كند”.

استاسن ، به اعتبار او ، در ابتدا احترام گذاشت. به گفته نویسنده آیزنهاور ، امت هیوز ، مطمئناً استاسن اظهارات اطمینان بخشی مانند “هرچه فکر می کنی ، فاستر” و “تحت رهبری تو ، فاستر” را صادر خواهد کرد. اما درگیری اجتناب ناپذیر بود. استاسن 20 سال از دالس جوانتر بود و هیچ نزدیکی به سیاست خارجی پیرمرد نداشت. هنوز هم استاسن در توانایی های خود شك چندانی نداشت. همانطور که هیوز اشاره کرد ، “بسیاری از [Stassen’s] همکاران در کابینه تحت تأثیر اهمیت فوق العاده ای که به نظر می رسید استازن به سخنان و جاه طلبی های خود قائل است تحت تأثیر قرار می گیرند و نه با تشکر. “ممکن است استاسن نیز به این عقیده که ایک از کندی سرعت دالس و عدم دستیابی به نتیجه ناامید شده است ، ماموریت خود را نیز بیش از حد ارزیابی کرده است. ارتباط پذیری – و استازن در این جبهه ها شکست خورد.

دالس نقایص خودش را در این رابطه معرفی کرد. به گفته استاسن ، “بهترین خلاصه من از دالس این است که او همیشه می دانست کاملاً درست است. علاوه بر این ، او می دانست که هرکسی با او مخالف باشد از نظر منطقی همیشه اشتباه می کند. سرانجام ، او نمی توانست بفهمد که چگونه کسی جرات می کند این واقعیت را که همیشه حق با او است زیر سوال ببرد. (و فقط استاسن نیست که با دالس نفخ دار مشکل دارد. همانطور که ویلیام او. داگلاس قاضی دادگاه عالی یک بار گفت: “من مطمئن نیستم که می خواهم به بهشت ​​بروم. می ترسم که در آنجا با جان فاستر دالس ملاقات کنم.)” وینستون چرچیل همچنین یک بار دالس را با عبارت “Dumb، Duller، Dulles” تمسخر کرد.)

به طور جدی ، این دو نفر اختلاف اساسی در سیاست کنترل اسلحه داشتند. استاسن از رویكرد بلند پروازانه تری حمایت كرد و از انجماد كامل انرژی هسته ای حمایت كرد. دالس با احتیاط بیشتری انجام می شد ، و به طور کلی حرکت آرام تر ، با مراحل اعتماد به نفس مانند بررسی های متقابل ، می خواست.

به نظر می رسد ، آیزنهاور از رویكرد سوم به نام آسمان باز استفاده كرد ، پیشنهادی كه شامل توافق خلع سلاح نبود اما به پروازهای آمریكا و شوروی اجازه می داد تا قلمرو طرف دیگر را كنترل كنند تا راهی برای اطمینان هر یك از طرفین باشد. قصد حمله دارد. شوروی با جلوگیری از احتمال موفقیت دیپلماتیک ، آن را رد کرد ، اما عملاً به سیاست آمریکا تبدیل شد. با این حال ، استاسن و دالس همچنین در مورد چگونگی اجرای آسمان باز اختلاف نظر داشتند که منجر به یک مبارزه مداوم و حتی شخصی بین آنها شد.

در یک حادثه خنده دار در سال 1955 ، دالس تیم امنیتی خود را مجبور کرد ماشین تعیین شده توسط استاسن را در یک جلسه سیاست خارجی بردارند. وی در مثالی نه چندان خوب از قلمرو واشنگتن ، پیشنهاد کرد که استاسن سوار اتومبیلی شود که قرار بود اتومبیل شخصی استاسن باشد.

در نهایت ، تجاوزات استاسن نابودی او بود. در جریان بحث های تسلیحاتی در لندن در سال 1958 ، استاسن موضع خود را در مورد کنترل تسلیحات با دی.پ. زورین ، دیپلمات شوروی ، به اشتراک گذاشت که این موضع آمریکا است. این مزخرفات باعث خشم دالس ، بلکه آیزنهاور و متحدان انگلیس انگلیس شد. در پاسخ ، دالس با استاسن در واشنگتن دی سی تماس گرفت و او را به برکت آیزنهاور تنزل داد و در کار حرفه ای خود به او یک کارمند وزارت امور خارجه داد. کارکنان استازن از کاخ سفید به مکان دیگری منتقل شده اند.

استاسن دوام نیاورد ، و استعفای خود را به آیزنهاور ، نه دالس ، در 18 فوریه 1958 تحویل داد. بیانیه ایک در مورد عزیمت استاسن خاطرنشان کرد: “افسوس رئیس جمهور برای اینکه امروز دولت فدرال را به زور می خواهید ترک کنید ، که باید انجمن پنج ساله ما در خدمات ملکی خاتمه یابد. “هیچ اشاره ای به پشیمانی های احتمالی دیگر نمی کند ، یعنی اینکه ، بر خلاف غریزه خود او برای نحوه اداره دولت خود ، این امر منجر به یک رابطه ناموفق بین استاسن و دالس ، عدم دستیابی به توافق اسلحه با شوروی و نقض نگران کننده شده است. با انگلیسی ها

در پایان ، جنگ آنها مانع پیشرفت قابل توجه دالس و استاسن شده بود. استاسن خلاق تر از دالس بود و اگر دولتمرد مسن را از خود دور نمی کرد ، احتمالاً می توانست کارهای بیشتری در این نقش انجام دهد. از نظر دالس ، اگر او بر تجاوزات استاسن غلبه می کرد ، شاید می توانست از انرژی و ذکاوت استاسن در تلاش های مذاکره خود بهره مند شود.

بنابراین این سالهای سنگین برای دولت جو بایدن چه معنایی دارد؟

رئیس جمهور منتخب برای شرایط مشابه آماده است: کری دارای کابینه و موقعیتی مشابه موقعیت استاسن خواهد بود ، البته برای شرایط آب و هوایی به جای سیاست خلع سلاح. علاوه بر این ، پیش بینی می شود كه كری هم در وزارت امور خارجه و هم در كاخ سفید كه در آنجا بخشی از شورای امنیت ملی خواهد بود به زمین بنشیند كه این امر خطر دخالت در امور خارج از صلاحیت وی را افزایش می دهد. همچنین ، زنجیره فرماندهی چیست و چگونه نقش های بلینکن و کری با هم تداخل دارند؟ در مذاکرات آب و هوایی با دولت های خارجی که پیامدهای عظیمی به همراه دارد ، آیا کری کارت بلانچ وجود خواهد داشت یا مشاوران اقتصادی بلینکن و بایدن می توانند امتیازات پیشنهادی کری را وتو کنند؟

بیشتر به شخصیت و رویکردهای این دو کارگردان بستگی دارد. گفته می شود کری به پیروزی های توافق شده علاقه “جنون” دارد. وی همچنین بیشتر از بلینکن شناخته شده است و بایدن را از زمان انتخاب به سنا در سال 1984 بیشتر می شناسد. بر خلاف استاسن ، کری پیرمرد و وزیر امور خارجه است که می تواند امور را بیشتر پیچیده کند. کری همچنین کمبود نفس کمی دارد. 2010 سنگ لوح شاخص غرور وی را به عنوان بزرگترین خودخواهی سنا نشان می دهد که واقعاً هر چیزی را می گوید.

در طرف دیگر دفتر کل Blinken قرار دارد. در اینجا شخصیت دشوار دالس کاملاً در تضاد با بلینکن است که تقریباً با تمام نشانه ها هم انسانی خوشایند است و هم کاملاً خاکی. همانطور که دیمون ویلسون از شورای آتلانتیک به بلینکن گفت: “او یک استراتژیست است ، اما بسیار منطقی است. او خیلی خوب است. با این حال ، گاهی اوقات فرد خوب بودن می تواند به مشکلاتی نیز منجر شود ، زیرا باعث می شود بازیگران پرخاشگری شما را محاصره کنند یا از شما سو advantageاستفاده کنند.

همانطور که آیزنهاور مقصر شکست استازن-دالس است ، بایدن مسئولیت موفقیت یا شکست روابط کری و بلینکن را بر عهده دارد. بایدن باید رهنمودهای روشنی در مورد اینکه کری می خواهد چه کاری انجام دهد و چطور کری می خواهد این کار را انجام دهد. اگر اختلافاتی بین این دو نفر وجود داشته باشد ، بایدن یا رئیس ستاد وی ، ران کلین ، باید آنها را حل کند. اگر این دو نفر برای حل اختلافات خیلی زیاد به بایدن یا کلاین مراجعه کنند ، این یک علامت قوی است که نشان می دهد همه چیز کار نمی کند و باید تغییراتی رخ دهد.

بایدن همچنین باید راهی برای به حداکثر رساندن دارایی و به حداقل رساندن تعهدات دو مرد زیر او پیدا کند. آیزنهاور نتوانست کار استاسن را با اقتدار دالس ادغام کند. برای رسیدن به موفقیت ، بایدن باید از رشد کری و نزدیک بودن بلینکن با او استفاده کند بدون اینکه شرکای مذاکره ما را گیج کند و هیچ یک از دو شخصیت برتر سیاست خارجی خود را از خود دور نکند.

مسئله پیچیده دیگر مطبوعات است: چرخه رسانه 24-7 بسیار سرزنده تر از دهه 1950 است و مطبوعات به دنبال هرگونه شواهدی از رقابت بین کری و بلینکن می گردند. در حقیقت ، POLITICO قبلاً نگرانی هایی را در دنیای بایدن در مورد احتمال سردرگمی ناشی از این دو نقش گزارش کرده است. همچنین ، بایدن و تیم ارتباطی وی نه تنها در مورد مسائل آب و هوایی بلکه در مورد سیاست خارجی نیز باید رهنمودهای روشنی در مورد ارتباط با مطبوعات ایجاد کنند. اگر کری و تیمش شروع به ارزیابی مسائل امنیت ملی خارج از شرایط آب و هوایی می کنند ، این باید به عنوان یک نشانه به بایدن باشد که مشکلی در این رابطه وجود ندارد. به همین ترتیب ، اگر نقل قول های بازگشت از هر دو اردوگاه در مطبوعات شروع شود ، این نشانه دیگری است که بایدن می گوید که اوضاع بدتر می شود.

دلایلی وجود دارد که می توان امیدوار بود این توافق نامه کارساز باشد: برخلاف دالس و استاسن ، بلینکن و کری در ابتدا کار خود را در دولت آغاز کردند. این ممکن است به این معنی باشد که هر دو مرد در یک صفحه هستند ، یا حداقل این که دولت نوپا در حال بررسی نحوه کار کردن برهم کنش دو موقعیت است. بعلاوه ، مانند استاسن-دالس ، هیچ جای سوال نیست که بایدن باعث شود کری از ناامیدی خود از بلینکن صرف نظر کند ، زیرا دولت هنوز آغاز نشده است. فال مثبت دیگر نزدیک بودن هر دو مرد به بایدن است. بایدن و کری با هم تداخل طولانی مدت در مجلس سنا دارند و بلینکن مدتهاست که به عنوان دستیار بایدن فعالیت می کند و حتی به عنوان “آلتر ایگو” رئیس جمهور منتخب شناخته می شود.

اما حتی این پایه محکم نیز ممکن است کافی نباشد. تنش ذاتی بین وزیر امور خارجه و یک مذاکره کننده برجسته کابینه می تواند تحمل هر اداره ای بیش از حد باشد. اگر همه چیز باید تغییر کند ، از کری بخواهید که قبل از Blinken برود. به هر حال ، فرستاده ویژه آب و هوا موضوعی کاملاً جدید است ، اما ما از زمان روی کار آمدن توماس جفرسون در سال 1790 وزیر امور خارجه داشته ایم.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*