فوتبال نه تنها در بازار سرمایه نفوذ کرده بلکه در منزل و زندگی و در زبان و فهم و شعور مردم وارد شده و کلیدی آن درآمیخته می باشد تا جایی که می قدرت گفت در دنیا ما از در میان شئون تجدد کمتر چیزی به میزان فوتبال در سراسر دنیا فراگیر شده و به پستوی زندگی مردمان شیوه یافته است. همین بی تعادلی در جهان بسط نیافته و در درحال حاضر گسترش که تجدد را اقتباس کرده هست و میکند، یک فرمان قهری و طبیعی اخبار فوتبال طرفداری است. هیچکس دانش یا سیاست و ادبیات جدید را عین تجدد نمیداند و چنانچه اینها را متجدد بخوانند، می پندارند که تجدد بر آنها عارض شده هست نیکی این‌که در جوهر خود متجدد باشند. یزدانی در سال 1400 توانست در 39 دیدار استقلال در رقابتهای متعدد به میدان برود که حاصل آن 24 کلینشیت بود. آخرین روزهای علیرضا جهانبخش در پایان سه فصل حضورش در برایتون، در سهماهه ابتدایی سال 1400 حادثه زمین‌خورد که طی همین مدت او سه توشه بهطور تام نیمکتنشین بود، پنج بار بهعنوان ملازم جانشین به عرصه رفت و در چهار مسابقه من جمله دیدار اصلی منچستر سیتی و آرسنال در ترکیب قرار گرفت؛ اگر‌چه در همین مدت به مرور زمانه به مخلوط رسیده بود، ولی در غایت دوباره به هلند رجوع و راهی فاینورد شد تا مجدد آمار گلزنی و پاس گل خوب سالهای حضورش در این کشور را تکرار کند. ولی همین به‌این معنی وجود ندارد که فوتبال دقیقا در این روز رخ گرفته و پیش از آن، موجودیت رسمی نداشته است.فوتبال از قرن ۱۴ تا ۱۹ میلادی (قبل از این که بهطور رسمی نامش مطرح شود) در میان مردمان انگلستان جایگاهی مختص داشته است؛ بهطوری که قدیمیترین اشارات تاریخی به ورزش فوتبال، در سال ۱۳۱۴ میلادی انجام شده میباشد و این نشان می‌دهد که فوتبال با قدمتتر از چیزی می باشد که فکرش را میکنیم! درصورتیکه همین را می دانستیم زمانی می دیدیم در فلان میهن بسط نیافته یا این که در اکنون بسط در میان دانش گاه و سیاست و اقتصاد و صنعت هیچ تناسبی وجود ندارد، به فکر فرو می رفتیم که بدانیم این بی تعادلی و عدم تناسب از کجاست و اگر دوام یابد چه دلایل و ایراداتی از آن ناشی می شود ولی می بینیم و می دانیم که تا کنون نپرسیده ایم و این بدان معنا می باشد که ما هنوز به تاریخ و تعادل آن چنانکه باید نیندیشیده ایم و بی تعادلی هنوز به شکل مورد قضیه در نیامده است.

ایندکسر