[ad_1]

حزب جمهوری خواه در بحران است. اگرچه بیش از 70 میلیون آمریکایی در ماه نوامبر به رئیس جمهور دونالد ترامپ رأی دادند ، اما از همان زمان انتخابات ، تعداد آمریکایی هایی که خود را جمهوری خواه می نامند ، کاهش چشمگیری داشته است – و این قبل از یک گروه طرفدار ترامپ ، پایتخت ایالات متحده را محاصره کرد.

برای حزب جمهوریخواه سه راه وجود دارد ، اما فقط یک راه برای پیشرفت.

یک گزینه این است که با استخدام بیشتر مارجوری تیلور سبزها ، بیگانه ستیزی و حمایت گرایی را دو برابر کنید ، امیدوار است که با افزایش لفاظی ها پایه را افزایش دهید. اما به نظر می رسد یک سقف داخلی در این استراتژی وجود دارد: این به شما هواداران پرشوری می بخشد ، اما بسیاری دیگر را مستثنی می کند. حتی در مشهورترین برآوردهای وی ، تأیید ترامپ هرگز 50 درصد را شکست ، و بیشتر در 40 سال پایین بود. وی در شرف کناره گیری به عنوان یکی از محبوب ترین روسای جمهور ثبت شده نیست.

راه دوم راهی است که حزب در حال حاضر طی می کند و اگر کاری برای فاصله گرفتن از ترامپ انجام ندهد راهی که در آن باقی خواهد ماند. این مسیر تقسیم در GP است و این گزینه در واقع به نفع ترامپ است – شاید حتی فراتر از مسیر 1. ترامپ بعد از 20 ژانویه چه می خواهد؟ او خواهان توجه است ، می خواهد درآمد ، نفوذ مداوم به عنوان راهی ممکن برای دفع پرونده ها دارد. این آخرین بازی او برای راهپیمایی به پایتخت بود. او می دانست که این نتایج تغییری در انتخابات ایجاد نخواهد کرد ، اما می تواند با شکوه بیرون بیاید ، شرم از دست دادن را از بین ببرد و شکایت را برای همیشه حفظ کند.

اوضاع طبق برنامه پیش نرفت ، اما ممکن است ترامپ با برپایی دوباره تجمع های قدیمی و تکرار حوادث 6 ژانویه برگردد. “آنها فقط یک سلفی گرفتند. از چه زمانی قدم زدن در اطراف ساختمان کاپیتول جرم است؟ لطفاً برای یک هدف بزرگ درگذشت. والدین او برای پیوستن به من روی صحنه ، افراد شگفت انگیز … “). اکنون می توانید غرش جمعیت را بشنوید. ترامپ می تواند از حوادث 10 روز گذشته برای جمع آوری کمکهای مالی و هدایت و هدایت پیروان خود به رای دادن به سیاستمداران وفادار به ترامپیسم استفاده کند ، حتی اگر به تنهایی کاندید نشود.

و با انجام این کار ، او CSO را تقسیم کرده ، به بالهای میانه رو و فاسد تقسیم می کند که برای کار مشترک می جنگند. تجزیه حزب جمهوری خواه مدل تجاری جدید ترامپ است.

بار سوم وجود دارد. تمام جمهوریخواهان باید از رونالد ریگان تقلید کنند.

برای توضیح چگونگی حرکت حزب به جلو ، ما باید از چگونگی ورود جمهوری خواهان به اینجا حمایت کنیم و بفهمیم که چگونه حزب لینکلن برای اتحاد اعضای خود بیش از اصول محدود دولتی در بازار آزاد ، به قانون گرایی ملی گرایانه و نژادپرستانه اعتماد کرد. جمهوریخواهان مدتهاست اعتقاد دارند که آنها آرمانهای اصلی حزب هستند.

مشکل اصلی حزب جمهوری خواه در قرن گذشته این است که آمریکایی ها در واقع یک دولت بزرگ را دوست دارند. آنها می گویند که این کار را نمی کنند ، اما اگر از آنها بپرسید که می خواهند چه هزینه هایی را کاهش دهند ، آنها نمی خواهند هیچ کدام را کاهش دهند. تأمین اجتماعی و مدیکر ، بزرگترین بخشهای بودجه؟ خارج از محدوده. آموزش ، راه ، تحقیق و توسعه؟ البته که نه. حتی کمک به فقرا نیز محبوبیت دارد ، به شرطی که به آن “ثروت” نگویند. جمهوری خواهان هرگز نتوانسته اند دولت را به همان جایی که قبل از دوره مترقی یا قبل از معامله جدید یا حتی قبل از جامعه بزرگ لیندون جانسون بود برگردانند. و آنها کم و بیش از تلاش برای انجام آن منصرف شده اند زیرا می دانند که نمی توانند.

بنابراین چگونه می توانید به عنوان حزب یک دولت کوچک در کشوری که یک دولت بزرگ را دوست دارد اداره و اداره کنید؟ در بیشتر قرن بیستم ، جمهوریخواهان نتوانستند به طور کامل به این س answerال پاسخ دهند و دموکرات ها پس از فرانکلین روزولت چهار دهه کنگره را کنترل کردند. اولین پاسخ موفقی که GOP تحت نظر ریگان ارائه داد ، پایین آمدن مالیات بود. اگر می توانید از گفتن اینکه چه برنامه هایی ممکن است لازم باشد قطع کنید ، جلوگیری کنید و اگر این تصور را دارید که بدون کاهش برنامه ها ، امکان کاهش مالیات وجود دارد ، کاهش مالیات رای کسب کرده است. او برای ریگان کار کرد ، اگرچه با ایجاد کسری بازنشسته شد. و این برای جورج دبلیو بوش م worksثر است ، خصوصاً از آنجا که جمهوری خواهان در آن زمان آموخته بودند که رای دهندگان آنها را به دلیل تولید کسری مجازات نمی کنند.

اکنون مشکلی برای جمهوری خواهان وجود دارد که کاهش مکرر مالیات منجر به کم شدن مالیات شده است به گونه ای که آمریکایی ها دیگر نگران آن نیستند. از زمان شروع نظرسنجی ها در دهه 1950 ، مخالفت های مالیاتی در پایین ترین سطح قرار دارند. علاوه بر این ، جمهوری خواهان آنقدر مالیات را کاهش داده اند که جمع آوری بزرگ و چشمگیر کاهش مالیات بدون کاهش مالیات ، به ویژه برای ثروتمندان دشوار است. این پویایی است که باعث کاهش محبوبیت مالیات در سال 2017 شده است.

جمهوریخواهان چه کسی هستند که جادوی کاهش مالیات را که باعث کور شدن ائتلاف آنها شد ، نداشته باشند؟ آنها همان چیزی بودند که بودند قبل از اینکه ریگان راهی برای جلوگیری از مسابقه به آنها بدهد. در صورت کاهش مالیات ، جمهوری خواهان به استراتژی جنوبی ریچارد نیکسون برمی گردند. اینگونه بود که ما به جایی که اکنون هستیم رسیدیم: با فراخوان کاهش مالیات ، جمهوری خواهان در ایجاد یک بستر بازار آزاد که در واقع به آنها رأی می دهد ، ناکام مانده اند و این حزب را در برابر یک عوام فریب آسیب پذیر می کند که مایل است از غرایز ابتدایی و نژادپرستانه استفاده کند.

اما حتی اگر آنچه را که یک استراتژی نژادپرستانه برای کشور انجام می دهد کنار بگذاریم ، بعید به نظر می رسد که در دراز مدت از نظر سیاسی موفق باشد و حتی در کوتاه مدت نیز قابل پیش بینی نیست. عملکرد ضعیف جمهوری خواهان در دور دوم انتخابات جورجیا این موضوع را روشن کرد. واقعیت این است که بسیاری از جمهوری خواهان از نظر ماهوی و همچنین در سیاست های ملی گرایانه ، بیگانه هراسی ، حمایت گرایانه احساس ناراحتی می کنند ، در حالی که نژادپرستی و افراط گرایی جمهوری خواه دموکرات ها را نیرو بخشیده و متحد می کند و آنها را به صندوق های رای می کشاند.

رونالد ریگان نشان داده است که راه دیگری نیز وجود دارد.

من زمان زیادی را صرف مطالعه ریگان کردم و یکی از جنبه های سیر سیاسی وی که چندان مورد توجه قرار نمی گیرد این است که او و سخنانش از زمان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در سال 1980 تا چه اندازه تغییر کرده است. هنگامی که وی برای ریاست جمهوری نامزد شد (و از دست داد ) در سال 1976 ، او از خانمها برای کمک های اجتماعی و کلاهبرداری برای کمک های اجتماعی شکایت کرد ، مواردی که بسیاری از مردم فکر می کردند فقط نژادپرستی است در یک نقاب دیگر. اما سخنرانی های ملکه رفاه تا سال 1980 ناپدید شده بود ، وعده ای خوش بینانه و آفتابی درباره کاهش مالیات بود که بسیاری از مردم ، از جمله حوزه های انتخابیه مهم دموکرات مانند اعضای اتحادیه و رای دهندگان آفریقایی-آمریکایی را به خود جلب کرد.

درس این است که اگرچه سیاستی مبتنی بر نژادپرستی همیشه می تواند برای شما چند رأی بیاورد ، اما به اندازه کافی به شما نمی دهد. جمهوری خواهان برای تشکیل یک ائتلاف سیاسی جدید و پایدار ، به استراتژی ای نیاز دارند که بیشتر از امیدها و منافع شخصی مردم صحبت کند تا ترس آنها. سیاست کاهش مالیات به همه جا برگشته است – از جمله نژادپرستان ، اما نه تنها آنها.

برای تکرار تحول حزب مانند ریگان ، جمهوری خواهان باید چشم انداز جایگزینی را پیشنهاد دهند که به اندازه کافی برای رای دهندگان جذاب باشد و بتواند جایگزینی برای سیاست کاهش مالیات باشد.

این گفته آسان تر از انجام است ، اما موارد زیادی در مجموعه ابزار جمهوری خواه وجود دارد که می تواند هسته اصلی این سیاست جایگزین را تشکیل دهد. به عنوان مثال ، یک موضوع می تواند تأکید بر برابری فرصت ها باشد – یک نگرانی عمیق آمریکایی – از طریق فشار زیاد بر آموزش ، از آموزش ابتدایی و متوسطه ، آموزش حرفه ای ، بازآموزی و بازآموزی ، دسترسی به دانشگاه و امکان دسترسی. حزب جمهوری خواه می تواند به حزبی از فرصت ها ، تحرک ، آرزوها ، رویاها تبدیل شود. آنها نباید دست از مخالفت خود با “سوسیالیسم” بردارند – نقطه مقابل سوسیالیسم بازگشت افراد به کار در یک اقتصاد آزاد است. سیاست های متمرکز بر بهبود کیفیت و دسترسی به آموزش می توانند این کار را انجام دهند ، همچنین فشارهای مرخصی والدین که مانع از حذف کارگران از نیروی کار می شوند ، یا سیاست های بهداشتی که باعث تحرک بیشتر کارگران و قادر به انجام خطرات کارآفرینی یا مشاغل مرتبط با تغییرات آب و هوایی است که می تواند طبقه کارگر را بازگرداند. این سیاست ها ممکن است از جمله برای رأی دهندگان طبقه کارگر که ترامپ را جذب خود می کنند ، مورد توجه قرار گیرد.

ریگان نشان داده است که تغییر جهت کامل یک حزب سیاسی امکان پذیر است. فقط فکر کنید که قبل از ریگان ، حزب جمهوری خواه به عنوان حزبی دیده می شد که احتمال بیشتری برای انجام این کار داشت در حال رشد مالیات. اما همچنین نباید دست کم بگیریم که ایجاد این جهت گیری جدید و انتقال آن به رأی دهندگان دشوار است. ریگان و متحدانش ، مانند جك كمپ فقید ، سالها در اقناع ، آزار و تأمل و تأمل به سر بردند و در ابتدا حتی نتوانستند جمهوریخواهان دیگر را ترغیب كنند.

به همین دلیل ، جمهوری خواهان نباید این فرصت را از دست بدهند. یک راه برای شروع این تغییر جهت مجدد امروز انجام اقدامی چشمگیر برای فاصله گرفتن حزب از ترامپ است. نظرسنجی در 6 ژانویه ، روزی که شورشیان طرفدار ترامپ به پایتخت حمله کردند ، نشان داد که 43 درصد جمهوری خواهان مخالف حمله هستند. فقط دو روز بعد ، با جزئیات بیشتر ، نظرسنجی دیگری نشان داد که 71 درصد جمهوری خواهان با حمله مخالفت می کنند و 58 درصد نیز به شدت مخالف آن هستند. به عبارت دیگر ، حداقل نیمی از جمهوری خواهان می دانند که مشکلی در حزب آنها وجود دارد.

این شامل رهبران جمهوری خواه نیز می شود. اگر بخش قابل توجهی از حزب جمهوری خواه به شدت علیه افراط گرایی صحبت کند و به سادگی حقیقت را در مورد انتخابات بیان کند ، بسیاری از رای دهندگان توجه خواهند کرد. بسیاری از کسانی که از حزب دور می شوند ، ممکن است به اندازه کافی اطمینان داشته باشند که برگردند و آماده شنیدن احضار حزب جمهوری خواه در مورد پیشنهادات مثبت برای بازگرداندن طبقه کارگر و ایجاد اقتصادی مناسب برای همه باشند.

این یک لحظه خطر برای حزب جمهوری خواه است ، اما همچنین فرصتی است که ممکن است دوباره ظاهر نشود ، زیرا ترامپ توسط توئیتر ممنوع است ، اهدا کنندگان جای خود را می دهند ، تمام ملت خشمگین می شوند و انتخابات دو سال دیگر باقی است.

وقتی مشخص نیست که از نظر سیاسی عاقلانه ترین مسیر چیست ، شما ممکن است کار درستی انجام دهید. اگر جمهوری خواهان این کار را بکنند ، جمهوری خواهان می توانند برای همیشه بگویند که وقتی مسئله به ما می رسد ، ما واقعیت را گفتیم ، مشاغل خود را به خطر انداختیم ، حزب خود را نجات دادیم ، کشور را نجات دادیم. گزینه دیگر این است که جمهوری خواهان ، تفرقه خورده و از نظر روحیه ، 40 سالی را که در خارج از کنگره به سر بردند ، دوباره مرور کنند. آنها ممکن است به زودی وقت کافی برای خواندن این کتاب های تاریخ داشته باشند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir