فکر کردم می دانم چگونه می توانم به عنوان یک آسیایی در سیاست آمریکا موفق شوم. پسر ، من اشتباه کردم؟



سایر جوامع رنگی ، سایر گروههای حاشیه ای تاریخی پس از به چالش کشیدن وضعیت موجود آوازی ، دستاوردهای قابل توجه و پیشرفت طولانی مدت داشته اند. آمریکایی های آسیایی نیز باید همین کار را انجام دهند.

جورجیا ، ایالتی که خانواده من مزرعه مرغ خود را اداره می کنند و با خانه تماس می گیرند ، برای بیدار کردن AAPI صفر است – محلی که قبل از تیراندازی در آتلانتا آغاز شد و به بایدن پیروز این ایالت بود. با این وجود ، انباشت قدرت سیاسی واقعی کار دشواری بود. احزاب سیاسی هنوز جامعه AAPI را به اندازه طیف وسیعی از استعدادهای سیاسی یا نفوذ به اندازه سایر گروه ها درک نمی کنند. یعنی در آخرین انتخابات ، مشارکت در AAPI را ثبت کنید ، کارمندان منتخب AAPI و افراد متناوب را ثبت کنید ، جمع آوری کمک مالی و تعهدات را ثبت کنید. در بالاترین سطوح دولتی ، ما هنوز دیده نمی شویم – بدون وجود حتی یک رئیس اداره اجرایی.

انباشت نیرو خطرناک است. که شامل نوعی درگیری عمومی است که به بسیاری از ما آموخته ایم که از آن جلوگیری کنیم. اما این تنها راه واقعی برای تغییر ساختارهای سیاسی و دیوان سالاری است که ما را جدی نمی گیرد.

در زندگی خودم ، این تحقق طولانی و دردناکی بود که پس از سالها تلاش برای بالا رفتن از نردبان سیاست آمریکا و سیاست جهانی آموختم. مهم نبود که چه نمره هایی کسب کردم. چه دوره های کارآموزی ، بورسیه یا مشاغل معتبری را برگزار کردم. فداکاری های شخصی و خانوادگی که برای تیم ، سازمان و مأموریت انجام دادم. خودم را گیر افتادم و نتوانستم به نقش های رهبری که در آن دیگران ارتقا می یابند ، برسم. من نردبان نبودم. من روی تردمیل بودم ، سخت کار می کردم ، اما جایی نمی رفتم. مانند جامعه AAPI گسترده تر ، من در سازه هایی پنهان شدم که به درد من نمی خورد – این مرا جدی نمی گرفت. چالش برای من – و برای جامعه سیاسی گسترده تری که من عضو آن هستم – این است که بفهمم کی و چگونه ، “کافی” بگویم و در عوض با این ساختارها بجنگم.

***

اولین خاطره من از سیاست من مناظره ریاست جمهوری در سال 1992 بین رئیس جمهور جورج دبلیو بوش ، بیل کلینتون و راس پرو را با مادرم تماشا کردم. من مجذوب شده بودم بنابراین اغلب من صحبت هایی درباره اولین رئیس جمهور آینده سیاه پوست ، آمریکای لاتین یا زن می شنیدم. اما من هرگز در مورد رئیس جمهور آسیا پچ پچ نشنیده بودم. از مادرم پرسیدم که آیا می توانم روزی کاندیدای ریاست جمهوری شوم؟ مکث کرد و زمزمه کرد: “حضور در سیاست خطرناک است. و فکر نمی کنند ما آمریکایی هستیم. فقط روی مدرسه تمرکز کنید. ”

من تصور می کردم که او در مورد خطر اغراق می کند ، اما خیلی زود فهمیدم که او در مورد بقیه حق دارد. ماه بعد به این فکر می کردم که برای دبستان پنجم دبستان در مدرسه ابتدایی حومه خود کاندیدا شوم. وقتی به یکی از همکلاسی هایم گفتم ، او به طور خلاصه توضیح داد که “هیچ کس به کسی که سگ می خورد رای نخواهد داد.” بعداً ، روی میز خود نقاشی ای پیدا کردم که یک دوست خزدار چهار پا را بلعیده بود. بچه ها از خنده ترکیدند. من در دستشویی به تنهایی گریه کردم تا اینکه کسی از من س askedال کرد که آیا این به دلیل نتایج ریاضی من است؟

من هرگز کاندیدای پست های دولتی نشده ام. اما من هنوز هم می خواستم به خدمات ملکی بپیوندم. من فکر کردم که ارائه کشورمان در خارج از کشور به عنوان پسر مرغداران پناهنده به بهترین وجه می تواند آنچه را که آمریکا را بسیار خاص می کند – رویای آمریکایی – بدست آورد. در سال 2004 ، اولین کارآموزی عمده خود را در وزارت امور خارجه در دفتر امور عمومی گذراندم. کیسه های ناهار قهوه ای هفتگی برجسته ترین تجربه ، جایی که ما مجبور شدیم با مقامات ارشد و انتصابات سیاسی دیدار کنیم ، بود. سخنرانان ما رفتند و از ما پرسیدند که چه کاری انجام داده ایم؟ من غالباً تنها اقلیت آنجا بودم و وقتی به من رسیدند ، از من س theyال کردند که در کدام قسمت از آسیا کار می کنم. من پیام را با صدای بلند و واضح دریافت کردم: دامنه وسیع تری از سیاست خارجی و دولت برای افرادی مثل من نبود.

گزارش های اخیر در مورد عدم تنوع وزارت امور خارجه نشان می دهد که از آن زمان تاکنون پیشرفتی حاصل نشده است. در واقع بدتر شد. امروزه فقط 13 درصد مدیران ارشد از اجتماعات رنگارنگ تشکیل شده اند. برای کسانی که این کار را درب منزل انجام می دهند ، می توان از دو طریق فرضیات را کاهش داد: اندی کیم (D-NJ) نماینده اخیراً گفت که هنگامی که در این کشور بود ، کار در مورد مسائل مربوط به شبه جزیره کره را ممنوع کرده است. آیا می توانید تصور کنید اگر وزارت امور خارجه تعداد زیادی از کارمندان اروپایی تبار خود را از کار در امور اروپا منع کند؟ یا فرض بر این است که همه کارمندان سفید پوست باید به وضوح در اروپا تخصص داشته باشند؟

من شخصاً به نتیجه ای رسیدم که می دانم بسیاری از هم سن و سالانم به آن رسیده اند: اگر می خواستم در خدمات عمومی در ایالات متحده موفق شوم ، مجبور نبودم فقط از تبار ویتنامی ام آمریکا فاصله بگیرم ، بلکه به طور فعال از آن فرار می کنم.

سپس کار تصفیه من را به Capitol Hill ، سازمان ملل ، کمک های بین المللی به افغانستان و چندین سازمان غیر انتفاعی جهانی برد. در این مشاغل ، من متوجه سه روند شدم. اول ، هر رئیس من سفید بود. دوم ، بسیاری از همسالان اقلیت سرانجام آنجا را ترک می کنند زیرا فکر نمی کنند در آینده ارتقا پیدا کنند. سوم ، فرصت های راهنمایی برای من صفر بود. آمریکایی آسیایی بودن در این خط کاری فوق العاده تنها بود.

این کنگره به ویژه چالش برانگیز بود. در حالی که سال 2021 از نظر تنوع تاریخی دارای تنوع تاریخی است ، اما کارمندان ارشد هنوز از نظر تنوع عقب هستند. مقامات آمریکایی آسیایی-آمریکایی گزارش می کنند که به دلیل “نرم خویی که در نظر گرفته شده است” در ترفیع تبلیغات مشکل دارند.

در سال 2014 ، من به ساکرامنتو رفتم تا در امور خارجه و کابینه برای فرماندار کالیفرنیا ، جری براون کار کنم. نظارت بر نمونه کارها از موضوعات و ادارات سیاسی در کشوری با 40 میلیون نفر جمعیت و پنجمین اقتصاد بزرگ جهان یک کار چالش برانگیز و تحقق پذیر بوده است. اما من همچنین بسیاری از جلسات را با سازمان ها و انجمن های ناخوشایند ، لابی گران کارخانه و کارمندان و کارمندان منتخب فراموش کردم. اوایل فهمیدم که بسیاری از احزاب در تلاشند تا از من سو take استفاده کنند. شاید به این دلیل که در سیاست های عمومی تازه کار بودم. یا شاید آنها فکر می کردند یک آسیایی احتمالاً پیروز خواهد بود. بسیاری از اوقات قول هایی که داده ایم شکسته شد. جلسات اغلب خصمانه و گاه تهدیدآمیز بود.

به نظر می رسد این سیاست سختگیرانه ای باشد اما فراتر از این بود. من می دانم زیرا در نهایت یک سیستم دوستانه ایجاد کردم. من شروع به ملاقات با یک همکار غیر آسیایی کردم که کنارم نشسته است. نتیجه داد جلسات کمتر رقابتی شد و توافقات مورد احترام قرار گرفتند. افرادی که با آنها ملاقات می کردم معمولاً تعجب می کردند که با همکارانم برابر هستم یا از این جهت که در این زمینه پیشرو هستم. من یک بار در مورد قوانین نامزدی خود به یک کارمند بازنشسته گفتم ، و او با سر اشاره کرد و پوزخند پوزخندی زد: من دقیقاً همان کاری را کردم که زنان مانند او در دهه 80 انجام دادند وقتی که مردان را به عنوان پشتیبان برای همراهی در جلسات جذب می کردند.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*