[ad_1]

او از من برای شناخت چهره جدیدش تشکر کرد. گویی که من اثربخشی آن را به عنوان مبدل تأیید کرده ام. تریپ با اشاره به رسانه هایی که روزگاری او را به عنوان یک هیولا به تصویر می کشیدند ، گفت: “من می خواهم آنها بگویند که من دیگر چنین ظاهری ندارم.” “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم. اما من آن را نمی شنوم. ”

Tripp در آخرین سالهای زندگی خود واقعاً نمی خواست کسی باشد که بیشتر ما از او یاد می کنیم. او پس از رسوایی زندگی جدیدی ساخته بود. او و همسرش ، که در سال 2004 با او ازدواج کرد ، صاحب یک مغازه کریسمس بودند که خیلی دور از مزرعه اسب نیست و نوه هایی داشت که دوستشان داشت.

سوالی که در ذهن من وجود داشت این بود که آیا زندگی جدید و ظاهر جدید آن تغییر عمیق تری را منعکس می کند؟ آیا او هنگامی که یکی از رسوا ترین خیانت های تاریخ را مرتکب شد همان شخصی بود که بود؟ و چه چیزی می تواند بگوید تا نشان دهد متفاوت است؟

مسئله این بود که من Linda Trip را خیلی دوست داشتم. می توانم بگویم که او در واقع به جای اینکه فقط به صورت بازتابنده تلاوت کند ، به س questionsالات من فکر می کرد و فکر کردم او سعی دارد صادقانه به من پاسخ دهد. او همچنین با من و سازنده من ساندویچ درست کرد. همانطور که در عکس بالا مشاهده می کنید ، در حیاط خانه او سیگار داشتیم. ما بعد از بیرون آمدن Slow Burn از طریق متن در تماس بودیم. او به خاطر آن از من تشکر کرد و ما کریسمس را برای هم تبریک گفتیم. به نوعی من او را به روشی جوی ریشه دادم. و وقتی از مرگ او مطلع شدم ناراحت شدم.

نه اینکه از گرمای او کور شوم. این واقعیت که او کاری را انجام داد که به نظر من کاملاً قابل بخشش بود ، هرگز از ذهنم دور نمی شد. در بعضی از سطوح ، احتمالاً می خواستم او به من بگوید که متاسف است و اشتباه می کند ، فقط برای این که بتوانم دلبستگی خود را به او توجیه کنم.

اما او این حرف را نزده است. در طول مصاحبه چهار ساعته ما ، مشخص بود که تریپ تصمیمات خود را حفظ می کند و وضوح اخلاقی مورد آگاهی خود را از دست نداده است. او فکر کرد که کشف این ماجرا (برنامه اصلی او نوشتن کتابی در مورد آن بود) تنها راه نجات یک “بچه گیج شده” از کلینتون بود که تریپ آن را تحقیر می کرد. وی اعتراف کرد که با توصیف ماجرا روی نوار لوینسکی را بطور سیستماتیک فریب داده و او را ترغیب کرده تا لباس آبی که در انتهای استیضاح کلینتون قرار داشت را حفظ کند. تریپ گفت که او به دلیل همه دروغ ها “توسط گناه آزمایش شده است” ، اما او از این اطمینان داشت [her] روح “که” در نهایت مفید خواهد بود “لوینسکی.

تریپ به من گفت از آنچه انجام داده متاسف است ، اما فقط به این دلیل که نتیجه نگرفت: کلینتون همچنان رئیس جمهور می شود و نگرشهای فرهنگی در مورد “سو ab استفاده از زنان در محل کار” ، به گفته وی ، در پاسخ به رسوایی تغییر نکرد. حداقل برای مدت طولانی

من نه او و نه سفرم را برای مصاحبه با او در اوج جنبش #MeToo از دست ندادم. همانطور که تریپ مشاهده کرد ، بین نحوه صحبت لیبرال ها در مورد رابطه جنسی و قدرت در سال 2018 و نحوه شیطان پرستی در سفر فاصله ای وجود داشت. وی پرسید: “وقتی به آداب امروز فکر می کنید ، 20 سال پیش کجا بودند؟” “چه چیزی شناخته شده است که در آن زمان شناخته نشده بود؟”

اگر اعتقاد دارید که به قول او سفر می کنید – که انگیزه او بیشتر کمک به لوینسکی و خنثی کردن یک شکارچی جنسی است – باید چند سوال را در نظر بگیرید که من هیچ جوابی برای آنها ندارم. تا کی می توانید خیالات مردم را در برابر آنها حفظ کنید؟ در چه شرایطی نیت خیر توجیه می شود؟ و چه موقع عادلانه است که شخص را بر اساس اینکه چه کسی بوده است و نیمی از زندگی قبل چه کرده است ، تعیین کرد؟

Tripp یک مورد دشوار است یا حداقل برای من بود. بخشی از من تعجب می کنم که آیا او بیش از آنچه به خودش اجازه داده در خودش شک دارد. وقتی او به او گفتم که حداقل از نظر جسمی او را نمی بینم ، آرامش او را راحت کرد ، زیرا همان شخصی که در سال 1998 بود ، باعث شد فکر کنم که او خیلی دوست ندارد با آن شخص کار کند. اما برخلاف همه ما ، او فرصت نداشت که فقط پس از رسوایی کلینتون به فکر خودش نماند. شاید این امر او را مجبور به آماده سازی کرده و متعهد به پشیمانی واقعی شود ، زیرا اگر جای خود را برای آن باز بگذارد ، زندگی بیش از حد خواهد بود.

اما اکنون من در مورد مردی حدس می زنم که دیگر نمی تواند در مورد خودش صحبت کند. وقتی که توانست ، آنچه به من گفت این بود: “من نمی خواستم این کار را انجام دهم. تا به امروز ، من معتقد هستم که این کار درستی بوده است. ”

[ad_2]

منبع: white-news.ir