[ad_1]

از آنجا ، حرفه من به عنوان خبرنگار در اوایل دهه 1990 به ریچموند رفتم ، و در آنجا مجمع عمومی ویرجینیا را پوشش دادم پست. هنگام دیدار قانونگذار ، صحنه شب بسیاری از نمایندگان مجلس در اطراف بار در Holiday Inn وجود داشت. برای بسیاری از سیاستمداران روشن بود که یکی از انگیزه های آنها برای خدمت این است که سالی چند ماه از خانه خود با نوشیدنی و شام و هرزگریزی بگذرند ، هزینه ای که معمولاً توسط مودیان ، مشارکت کنندگان یا لابی گران شرکت تأمین می شود. داستانی در مورد سناتوری از ویرجینیا شمالی وجود داشت که به شوهر ترسناک خود گفت که او تا دیر وقت در دفتر کار می کند ، پس از آن خبر دریافت که در همان زمان است که می خواهد او را در بار Holiday Holiday بگذارد. سناتور نه چندان ترسیده برای چند ثانیه از پنجره حمام خزید.

مجمع عمومی مانند بسیاری از مجالس قانونگذاری بود – تأثیر واقعی در یک گروه متمرکز از افراد بسیار توانمند بود.

یک سخنگوی اخمو و رواقی در مجلس وجود داشت ، AL Philpott ، یک عضو سابق تفکیک دموکرات از ساوتساید ، ویرجینیا ، که عقاید نژادی وی از ترکیب ترکیبی از محکومیت و ضرورت تکامل یافت. او هر جمله از قوانین جزایی مدرن ویرجینیا را می دانست زیرا همه چیز را نوشته یا ویرایش کرده بود. وی با اشاره به نمایندگان دیگر خود ، یک بار به دموکرات دیگری شلیک کرد ، “آنها گوسفند هستند!”

در سنا ، رهبر اکثریت سنای دموکرات ، هانتر بی. اندروز با روحیه غرورآمیز غرورآفرین سلطنت می کند. وی از معدود نمایندگانی بود که هزاران لایحه ارسالی به هر جلسه را خوانده بود. اندروز بدون داشتن شواهد مستدل درباره رشوه ، اما با شهود صحیح یک بار به من گفت ، “فکر می کنم افراد زیادی در راه هستند.” را به قانون تغییر دهید؟

من به عنوان گزارشگر ریتم کنگره را پوشش نمی دادم ، اما من یک پست (این پست) را با مأموریت اصلی شروع به کار در کنگره شروع کردم. احساس شدید من این است که پویایی اصلی قانونگذاری ریچموند در واشنگتن هیچ تفاوتی ندارد: گروهی باریک از کارشناسان سیاسی در مدار تأثیرگذاری متفاوت از دریای بزرگ سیاستمداران متوسط ​​در زیر آنها فعالیت می کنند.

چریکها از یک نوار دیگر ممکن است از میچ مک کانل یا نانسی پلوسی منزجر شود ، اما یکی تمایل به تصور هرگونه بحث جدی دارد که می گوید این تأثیرگذار نیست: به عنوان سیاستمداران ، آنها توانایی غیرمعمولی را در درک قدرت و نحوه کنترل آن نشان داده اند. در مورد زندگی آمریکایی – Pelosi با گذراندن اقدامات محرک عظیم برای باریک ترین اکثریت ؛ مک کانل در ازدحام بیش از حد دادگستری فدرال برای یک نسل. آنها همچنین چند همکار چشمگیر دارند

چه عواملی به این بخش محدود از سیاستمداران کمک می کند تا به این مدار بالاتر بروند؟ یک موضوع در تحقیق من این بود که افرادی که آستانه چشمگیر را پاک می کنند توانایی تفکر در خارج از حوزه و شرایط سیاسی خود را دارند. یکی از پیشکسوتان کاپیتول هیل گفت: “بسیاری از این افراد برای شرکت در کنگره کاندید می شوند زیرا دوست دارند در محله های خود شناخته شوند و دوست دارند بدانند که همیشه می توانند بهترین میز را در رستوران مورد علاقه خود داشته باشند.” به نظر می رسد که حتی بسیاری از کسانی که رویکرد جدی تری دارند غالباً تحت تأثیر محرک های قبل از خود قرار گرفته اند – جلسات شهر ، سیل نامه های عصبانی ، پوشش اخبار محلی – بدون اینکه زمینه گسترده تری را درک کنند. یکی از نمایندگان مجلس به همکاران گفت: “آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که آنچه در منطقه شما صادق است در بسیاری از مناطق دیگر درست نیست؟”

این درک از زمینه ها – از جریان های بزرگ سیاسی و رسانه ای و چگونگی پیمایش در آنها – به همین دلیل است که تعداد کمی از قانون گذاران نفوذ عظیمی حتی بدون ارشدیت مک کانل یا پلوسی به دست می آورند.

بسیاری از دموکراتهای مترقی از راه امانوئل ، نماینده سابق ، از جمله اسکندریه اوکاسیو-کورتس بیزار هستند. اما پس از آنکه امانوئل در انتخابات مجلس در سال 2002 پیروز شد – پس از خدمت به عنوان مشاور کنگره و مشاور ارشد کاخ سفید بیل کلینتون – تقریباً بلافاصله به بازیکن کاپیتول هیل تبدیل شد. وی در دوره دوم ریاست جمهوری خود در راس حزب دموکرات ها بود و به زودی رئیس ستاد کاخ سفید باراک اوباما و سپس شهردار شیکاگو شد.

این اتفاق می افتد که مثال دیگری چیزی نیست جز AOC ، که اعتماد به نفس و هوش او را دارد – چه کسی می تواند استدلال کند که مهارت های او چشمگیر است؟ – او را به یک چهره ملی تبدیل کرد تا در روزهای ابتدایی حضور در کنگره بجنگد.

نادر بودن این نمونه ها نمای بزرگتر را برجسته می کند. بعید به نظر می رسد که انبوهی از سیاستمداران کاملاً مناسب ، اما عمدتا متعارف بالاتر از حد متوسط ​​باشد. و بسیاری دیگر از سیاستمداران دارای ضعف ، که در هر شغلی رایج است ، بعید به نظر می رسد که به زیر میانگین برسند.

این واقعیت ، بیان واقعی دموکراسی ، از زمان های بسیار قدیم وجود داشته است. مارک تواین گفت: “همه كنگره ها و مجلس ها نگرش خوبی نسبت به احمق ها دارند و به دلیل تجربه شخصی و وراثت نسبت به آنها ترحم دارند.” او شوخی كرد ، یا بهتر بگوییم یكی از اظهارنظرهای تندی كه درباره قانونگذار داشت.

اما نظری را به یاد بیاورید که مشخصاً شوخی نبوده است. نیم قرن پیش ، ریچارد نیکسون شخصی به نام جی. هارولد کارسول از فلوریدا را به دیوان عالی کشور معرفی کرد. این نامزدی ناموفق بود ، اما در این راه ، سناتور لیبرال جورج مک گاورن اعتراض کرد: “من فکر می کنم سوابق وی تا حد زیادی با دو ویژگی متفاوت است: نژادپرستی و متوسطی”.

این باعث شد سناتور رومان هروسکا ، جمهوری خواه از نبراسکا ، با نقل قول از اعصار به دفاع از کارسول بیاید. وی خاطرنشان كرد كه افراد متوسط ​​بسیاری وجود دارند – بسیاری از ناظران مدرن ، هروسكا را در ردیف خود شمرده اند – و این نباید مخالفت كند. گروسکا گفت: “آنها حق دارند کمی نمایندگی داشته باشند ، مگر نه ، و کمی فرصت دارند؟”

آن ها مانند امروز دفاتر زیادی داشتند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir