مرگ یک استراتژیست بزرگ



هیل به سبک قدیمی بود ، زیرا امروزه به نظر می رسد که به جای داشتن سه درجه در یک چیز ، چیزهای زیادی را بدانید. به نظر می رسد تمرکز بر ایده ها ، پذیرش الهیات ، شعر یا نظریه سیاسی به عنوان یک لاک الکل تقوایی در مورد منافع مادی یا تعصبات اساسی ، به سبک قدیمی باشد. هنگامی که هیل برای اولین بار در اوایل دهه 1990 به ییل آمد ، از پایان نامه های باریک دکترا در دانشگاه های نخبه و کوته بینی واشنگتن در طول سالهای کلینتون ناامید شد. این زمانی بود که به نظر می رسید نبردهای بزرگ ایدئولوژیک به پایان رسیده است و بسیاری از مقامات بر این عقیده بودند که پیروزی جهانی دموکراسی اکنون صرفاً یک مسئله مدیریت تکنوکراتیک است. هیل به من و همکلاسی هایم یاد داد که ایدئولوژی هنوز هم مهم است. این درست است که او محافظه کار ، تحسین کننده ادموند بورک و رونالد ریگان بود. اما او به ما آموخت که مطالعه جهان از طریق منشور ایده های بزرگ یک کار حزبی نیست – بلکه امری حیاتی است. و می تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

هنگامی که در اوایل دهه 2000 دانشجوی هیل بودم ، اغلب به دفتر او در خیابان هیلهاوس می رفتم تا در مورد مطالعه در طول هفته س askال کنم یا مغز او را برای مشاوره انتخاب کنم. من به صف دانشجویان منتظر درب او می پیوستم ، که در راهرو باریک قرار داشت و نسخه های دور انداخته شده اش را ورق می زد امور خارجه یا یک بولتن از انجمن ملی اسلحه که روی میز سالن پراکنده شده است. من مشتاق دیدن او بودم ، اما از قسمت اول ترسیده بودم – بخشی که نشسته بودم ، او نگاهی به بالا انداخت و ساکت بود تا اینکه جینگل نیمه تمام من آرام شد و به طرز نامناسبی به قفسه های کتاب های پر از افلاطون چینی نگاه کردم شعر ، امرسون ، دو بوئیس ، کتابهایی در مورد بودیسم.

در ییل هیل ، وی “دیپلمات اقامت” بود ، موقعیتی خیالی که به وی امکان می داد خارج از ساختار طبیعی انگیزه علمی وجود داشته باشد ، که به دانشمندانی که بسیار دقیق در موضوعات منتشر می کنند و حداقل زمان صرف آموزش می کنند ، پاداش می دهد. در عوض ، هیل همیشه دوره هایی را به عنوان راهی برای یادگیری چیزهای جدید یا کنار هم قرار دادن کتاب ها و ایده هایی که معمولاً با هم جمع نمی شوند ، آماده می کرد. وی کلاسهایی از فلسفه سیاسی باستان و تاریخ تبت گرفته تا می سی سی پی و ملیت و بیس بال را به عنوان یک استراتژی عالی تدریس می کند. یک ترم ، پیشنهاد وی برای کلاس جدیدی به نام حماسه دموکراتیک این توصیف را ارائه می دهد: “آثاری با جاه طلبی حماسی که در کنار هم ، می توانند یک توالی حماسی ملی از اهمیت را ایجاد کنند: کوپر به ویتمن تا کرواک. متن جنگ داخلی ، جنگ جهانی دوم ، جنگ سرد ؛ نمونه هایی از علم ، قانون ، موسیقی و ضد فرهنگ ، که هر یک به بررسی رابطه شخص با دولت در متن دموکراسی به عنوان “نیروی تاریخ” می پردازند. قرائت (و سوابق) در بازه زمانی بود موبی دیک و سوناتهای چارلز ایوز به WEB Du Bois جان براون و Ann Douglas’s Black Manhattan.

مشهورترین دوره هیل “تحقیق در استراتژی بزرگ” است که وی با همکاری مورخان ییل ، ​​جان گدیس و پل کندی ، بنیان گذارد. ترقی گران شکاک کلاسی را اتخاذ کردند که از دانش آموزان می خواست Sun Tzu و Clausewitz را بخوانند و در مورد نحوه رفتار صریح صحبت کنند باید کاملاً محافظه کارانه باشد. اما این دوره هیچ سیاست ذاتی ای نداشت. آنچه در مورد استراتژی بزرگ رادیکال بود روش التقاطی آن ، برنامه تکان دهنده خواندن از زمانها و مکانهای مختلف و بودجه تابستانی بود که از پروژه های دانشجویی اعم از سفر به مکزیک برای مطالعه خشونت کارتل های مواد مخدر تا مطالعه استراتژی عالی هادریان در رم به مطالعه “استراتژی های عالی برای نوشتن رمان بزرگ آمریکایی” پرداخت.

من در دوران دانشجویی شیفته هیل ، این مرد ذی نفوذ بودم که به نظر می رسید همه پاسخ ها و یک حرفه دیپلماتیک مرموز را دارد که به او اشاره می کند اما هرگز توضیح نمی دهد. می خواستم بدانم استراتژی عالی خودش از کجا آمده است. آنچه به عنوان چند گفتگو و سمینار آغاز شد ، زندگی خود را به خود اختصاص داد و من سرانجام شرح حال کاملی را نوشتم. این مطالعه من را عمیقاً به قسمت های پنهانی دیپلماسی جنگ سرد سوق داد. من با خانواده و دوستانش ، طرفداران و منتقدانش مصاحبه کردم. من آموختم که یک زندگینامه نویس درباره هر انسانی باید چه چیزهایی را بیاموزد: که تعهد او به کارش با هزینه شخصی تمام می شود – و نیازی نیست که او را ایده آل کنم تا از او بیاموزم.

هیل از ابتدای زندگی خود یک دزد عقلی بود ، برای کتاب عجیب و غریب اتاق زیر شیروانی عمه اش را مرور می کرد ، وقتی دوازده ساله بود دائرlopالمعارف را مستقیم می خواند ، از آنجا که باریک بود از دانشکده حقوق بی تاب می شود (او تمام کرد و سپس فوق لیسانس را انجام داد در فرهنگ مادی آمریکا قبل از ورود به خدمات خارجی).

هیل رویكرد همه جانبه خود را در یكی از اولین مأموریتهای خدمات خارجی خود به هنگ كنگ به عنوان ناظر چینی در سالهای اولیه انقلاب فرهنگی كامل كرد. جمهوری خلق برای اکثر دیپلمات های غربی بسته بود ، بنابراین هیل و همکارانش ساعت ها به تحقیق درباره تبلیغات جناح های رقیب گارد سرخ پرداختند. مصاحبه با پناهندگان با داستانهای مشکوک ؛ مطالعه ریزه کاری های عکس های مهمانی مهمانی (این کارمند ماه گذشته در صف اول کجا بود؟ آیا او اکنون در حومه شهر بود و توسط روستاییان دوباره آموزش دیده بود؟). هیل با خواندن داستانهایی از شاهنشاهی پکن ، شعر کلاسیک چینی ، داستانهای تبلیغی قدیمی ، رساله هایی درباره شیوه های بودایی منطقه بیدار ماند. او تصمیم گرفت تا چین را از هر جهت درک کند.

در بهار 1967 ، هرج و مرج این قاره در هنگ کنگ ایجاد شد. درگیری خونین بین شورشیان کمونیست و پلیس از زاغه نشین های کاولون به محله های ثروتمندتر سرازیر شد ، جایی که ساکنان سطل های آب را در آپارتمان های خود ذخیره می کردند و از میان درختان دستشویی نگاه می کردند. هیل به یاد آورد كه پشت بام كنسولگری آمریكا ایستاده است و ستونهای گارد سرخ ساعتها ساختمان را دور می زدند و از جاده گاردن هیل عبور می كردند. بعداً به من گفت: “من هرگز چنین چیزهایی اذیت نشده ام.” “این احساس می کند که جهان چنین است.”

برای من ، این تصویر هیل را ضبط می کند: بلغمی ایستاده و عمدتا ساکت ، پیدا کردن راهی برای “بدست آوردن روحیه مورد نیاز برای پروژه” ، همانطور که بعداً به من گفت که یک استراتژیست بزرگ خوب همیشه باید این کار را انجام دهد با ذکر جزئیات ، کتابهای سرخ و پرتحرک ، پیراهن ها و بینی های خونین ، مرسدس بنز قابل توجه از بهترین عکس های هنگ کنگ در راه رفتن به عمارت فرماندار. چند دهه بعد در کلاس ، او می تواند یک نمودار پررنگ ترسیم کند تا به ما کمک کند تا تصویر بزرگ را ببینیم ، اما این بدان معنا نیست که او دقیقه ها در آنجا شرکت نکرده است.

با گذشت سالها ، او به یک دفترچه یادداشت دقیق تبدیل می شد ، و از هر مکالمه ای که شرکت می کرد تقریباً کلمات کلیدی را ضبط می کرد. در طول چهار سال کار در جورج شولتز ، وی بیش از 20،000 صفحه در دفترچه ها منتشر کرد (یک همکار با وجدان ، 4500 بدبخت را پر کرد). وی به عنوان رئیس انسان شناس آماتور وزارت امور خارجه ، که همیشه معتبرترین روایتی را که قدرت بیان چیزها را با کلمات درک می کرد ، منتشر می کرد ، ضروری شد. یادداشت برداری ، نوشتن سخنرانی و یادداشت برداری به این معنی است که “شما یک سیاستمدار شدید” ، بعداً گفت.

تدریس وی به همان دلیلی که یک مشاور موثر برای دولتمردان بزرگ بود ، مورد پسند نسل دانش آموزان قرار گرفت: او به سبک تفکر ، شیوه ای برای مشاهده چیزها و ایجاد معنا در همه چیز آموزش داد. اما نقش وی در شکل گیری برخی از مهمترین سخنرانیهای کیسینجر یا در شکل گیری اختلاف حقوق بشر که شولتز و ریگان با میخائیل گورباچف ​​دنبال کردند ، در پشت صحنه باقی ماند. “اصل اساسی این است که شما هرگز به گذشته نگاه نکنید. شما ادامه می دهید. اگر به شخصی یادداشت می کنید ، هرگز نگویید: “آیا این را نگاه کردی؟” نظر شما در این باره چیست؟ او به من گفت. “پیگیری مهم است ، اما اگر در یک وضعیت یا موقعیتی هستید که ایده ایجاد می کند ، فقط ایده می اندازید و به سراغ مشکل بعدی می روید. اگر چیزی کار کند ، به نوعی درباره آن می شنوید. “

در عصری که رسانه های اجتماعی جامع ما را ترغیب می کنند که فکر کنیم هیچ چیز مهم نیست مگر اینکه آن را برای مصرف عمومی مستند کنیم ، وقتی مشاوران حرفه ای 18 ساله را تشویق می کنند که “برند خود را بسازند” ، اعتماد به نفس آرام هیل پادزهر دانش آموزان بود. . او به ما یادآوری کرد که اگر شما درگیر شناختن هستید (یا جمع آوری retweets) ، نمی توانید خوب گوش کنید یا اینقدر درک کنید. او غالباً شکایت داشت که هیچ کس دیگر یادداشتهای خوبی نمی گرفت ، نه در دانشگاه ها ، جایی که صفحه های درخشان روی عصا بودند و نه در واشنگتن ، که در سالهای پس از واترگیت ، یک سابقه مکتوب مانعی برای “انکار قابل قبول” بود. دانش آموزان یک بار از او خواستند که یک دوره یادداشت برداری غیر رسمی را تدریس کند – البته او موافقت کرد.

مطبوعات هیل آن را به عنوان “لاکونیک” توصیف می کنند ، یک حضور آرام ، یک ظهور متعالی. او همه آن چیزها بود. اما او همچنین با تقلیدهای مرده از دولتمردان مشهور ما را به خنده خواهد انداخت (همه این مشاهدات دقیق او را به یک مرجع تقلید با استعداد تبدیل می کند). او در ابتدای درس دوست داشت که بسته های التقاطی عجیب و غریب را به ما بدهد و خم شدن ما را تماشا کند در حالی که سعی می کردیم ارتباطات بین فتوکپی یک نقاشی عاشقانه آلمانی ، یک بیت از یک شعر چینی در قرن 4 ، گزیده ای از ایزاک والتون را درک کنیم. ماهیگیر کامل، بریده ای از اخبار مربوط به گرم شدن کره زمین و سایر شواهد از وضعیت انسان.

او جدی به نظر می رسید و بود ، اما کیفیتی که دانشجویان هیل را مسحور خود می کرد همان کیفیتی بود که تجزیه و تحلیل امور جهانی او را بسیار قدرتمند می کرد: بازیگوشی او. او از ارتباط شعر با دین با کتابهای کودکان و ورزشهای حرفه ای با تئوری سیاسی و دیپلماسی بسیار خوشحال شد و چیزی جز جنگیدن بر سر ایده ها با ما هموطنان دیگر دوست نداشت.

سالها پیش ، ریچارد هافستادور ، مورخ ، این بازیگوشی را از ویژگیهای اصلی یک روشنفکر واقعی ، توازن با تقوای مخرب توصیف می کند که بیش از حد در دولت و دانشگاه رواج دارد و مانع طرح س interestingالات جالب است. دانشمندان متعارف و وسوسه های سیاسی می توانند یک جهانشمول مانند هیل را به یک سوسک ساده لوحانه ، یک آماتور غیر عملی اشتباه بگیرند. این یک اشتباه جدی است. “هنگام استفاده از اصطلاحات بازی و بازیگوشی ، من قصد ندارم عدم جدی بودن را فرض کنم. برعکس “، هافستادر نوشت. “هر کسی که کودکان یا بزرگسالان را هنگام بازی تماشا کرده است ، متوجه خواهد شد که هیچ تضادی بین بازی و جدیت وجود ندارد ، و برخی از اشکال بازی مقداری تمرکز جدی را برمی انگیزد که به راحتی با کار برانگیخته نمی شود.” ما به طور جدی به روشی که استادان کمی انجام دادند

نشانه های سطحی وجود دارد که نشان می دهد دیگر رویکرد او چندان عجیب نیست. دوره ییل که توسط هیل بنیانگذار شد ، به مد شدن عبارت مد “استراتژی عالی” در دانشگاه کمک کرد. برنامه هایی با عنوان “استراتژی عالی” در سایر دانشگاه های نخبه ظاهر شدند که هرکدام رویکرد خاص خود را برای پروژه تربیت رهبران جوان بلندپرواز داشتند. کتابهای زیادی در این زمینه (از جمله کتاب هیل) ظاهر شده است استراتژی های عالی، منتشر شده در سال 2010). اکنون که من خودم استاد هستم ، دارم در حال ساخت سهام متوسطی از نمودارهای جسورانه خودم روی صفحه هستم ، و سعی می کنم پاییز سال آینده وقتی یک دوره جدید بی پروا و گسترده به نام مردم و فضا را تدریس می کنم ، هیل را راهنمایی کنم. اما من احساس می کنم که استراتژی کلان ، همانطور که هیل آن را می فهمد – سرسختانه ضد متخصص ، بی رحم اما بی رحم – هنوز هم در دنیای سیاست و دانشگاه ناخوشایند است. او هیچ توهمی در مورد شروع یک حرکت یا تغییر فرهنگ نداشت. اما او موفق شد به هدفی که فکر می کنم در سر داشت برسد: او نسلی از دانش آموزان را پشت سر گذاشت که تمام تلاش خود را می کنند تا چیزها را متوجه شوند ، فکر کنند و لبخندی کوچک و حیله گر بسازند.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*