[ad_1]

در آغاز فهمیدم که آنتونوف یک تیم عالی از زنان جوان در هیئت خود دارد. در حقیقت ، او افتخار می کرد که به من گفت که بهترین زنان جوان دیپلمات را برای شرکت انتخاب کرده است – در همان زمان او شکایت کرد که نمی تواند مردان کافی بدست آورد زیرا آنها وارد وزارت امور خارجه نمی شوند ، بلکه بانک و تجارت هستند. همه زنان به همراه سایر کارشناسان ارشد آژانس های روسی در ردیف عقب نشسته بودند. من تصمیم گرفتم که تمام تلاش خود را برای ارتقا row ردیف عقب او ، به ویژه زنان در آن انجام دهم

من شروع كردم تا تجربه خودم را به اشتراک بگذارم و گزارش دهم كه زنان مي توانند همانند مردان از سياست هسته اي استفاده كنند. من از جلسات عمومی عمومی برای آموختن درسهای دقیق در مورد توانایی موشکهای روسی و چگونگی نگرانی مسکو در مورد دفاع موشکی آمریکا استفاده کردم. آنها این مزیت اضافی را داشتند که نشان دادند من خیلی در مورد مباحث فنی می دانم – از طرف کارشناسان نظامی روسیه سر تکان می خورد.

بعداً ، من مستقیماً با زنان ارتباط برقرار کردم. در دسامبر ، من به هر یک از آنها یک تزئین کریسمس در کاخ سفید دادم ، و وقتی فوریه آمد ، مهره هایی وجود داشت. یکی از اعضای هیئت ما از لوئیزیانا آمد و برای خوشحالی او مهره های ماردی گراس را به هیئت فرستاد. من یک سبد با آنها به مأموریت روسیه فرستادم که مشخصاً “برای زنان هیئت روسی” مشخص شده بود. در آن لحظه ، آنتونوف شکایت کرد که من توجه ناعادلانه ای به جنبه زن تیمش نشان می دهم. “دانه های من کجا هستند؟” او پافشاری کرد.

من مرتباً به او می گفتم که باید برخی از زنان خبره توانمند را از هیئت خود به صف اول راه دهد و به آنها اجازه صحبت داده شود. سرانجام ، در اواخر مذاکرات ، این اتفاق افتاد. وی اعلام کرد که در جلسه عمومی بعدی به همسرش ، یک وکیل ، سخنرانی می شود. وقتی آن روز او در ردیف اول ظاهر شد و او به او برگشت ، او فریاد زد ، “بالاخره من اینجا هستم تا صحبت کنم!” سپس او خلاصه خوبی از برخی از مشاغل حقوقی را که می بستیم شروع کرد.

یک اشتباه من در این کارزار پاسخ دادن به دعوت به شام ​​با شرکت زنان هیئت او بود. هر از گاهی دعوت به شام ​​می دادیم و می گرفتیم و فکر می کردم این فرصتی برای حمایت مداوم از زنان روسی است. به هیچ وجه. من برای شام دیر وقت که کاملاً شلوغ بود ، در یک رستوران تایلندی که خیلی دور از مأموریت روسیه نبود ، خم شدم. واضح بود که آنتونوف به روشی معمول روسی رفتار می کرد ، به دلیل نقش ویژه ای که زنان به عنوان مربیان و حامیان مردان بازی می کردند ، نوشیدنی می داد ، نان تست می داد و با شعر مومی می زد. او در بدو ورود من تکان داد تا به روشی مشابه از من تعریف کند. چند لبخند دلخراش دور میز نبود. من خیلی زود عذرخواهی کردم و آنجا را ترک کردم و گفتم مدتی طول می کشد تا زنان به هیئت دیپلماتیک روسیه بروند. شاید بازی های کوچک من برای آنها سرگرم کننده بود ، اما واقعیت آنها را تغییر نمی دهم.

همانطور که در مورد حادثه “مذاکره کننده دشوار” تأمل می کنم ، فکر می کنم بخشی از آن اجتناب ناپذیر بود. هیچ زنی تاکنون در زمینه کاهش هسته ای در تاریخ 50 ساله مذاکرات آمریکا و شوروی و روسیه مذاکره نکرده است. این واقعیت نظرات را به خود جلب می کند و باعث ناراحتی می شود. من کاملاً انتظار ناراحتی روسیه را داشتم. در پایان ، من و آنتونوف موفق شدیم دوباره او را دوباره کار کنیم ، و او ثابت کرد دیپلمات توانمند ، باتجربه و به هم پیوسته ای است که هست.

من انتظار واکنش مشابه از طرف آمریکایی جدول را نداشتم ، اما باید اعتراف کنم که مجبور شدم با بخشی از آن کنار بیایم. در حالی که ما هنوز در اوایل مبادلات عمومی بودیم ، هیئت من چندین بار مرا در جلسات مقدماتی محرمانه قرار داد تا عصبانیت بیشتری نشان دهم و با روسها سخت گیرتر باشم. من به راه خودم پایبند شدم: من منطقی صحبت کردم و برای روس ها سخنرانی کردم ، اما مردان می خواستند شخصیت خاصی را ببینند. بنابراین ، روزی تصمیم گرفتم که رعایت کنم.

این جلسه زودهنگام بود و روس ها همچنان به دنبال این ایده بودند که در پیمان جدید به محدودیت های دفاع موشکی احتیاج دارند. آنها قبلاً در تلاش بودند ، اما من همیشه در پاسخ همان پیام را داشتم: پرزیدنت اوباما و رئیس جمهور مدودف در آوریل در لندن توافق کردند که این مذاکره استراتژیک باشد. توهین آمیزدوره ها ، نه دفاع موشکی ، دوره.

این بار درگیر تئاتر خیابانی شدم. دستم را با صدای بلند به سمت میز بلند کردم و فریاد زدم: “پرزیدنت اوباما و پرزیدنت مدودف در آوریل در لندن توافق کردند که این مذاکره یک استراتژیک باشد توهین آمیزنیروها ، نه دفاع موشکی! “بعداً شنیدم که در معامله قرمز روشن شدم. هیستری تأثیر مطلوبی داشت: روسها تعجب کردند ، اما مهمتر از همه ، مردان هیئت من خوشحال شدند – او می تواند در صورت لزوم به میز برخورد کند!

آن روز در آخرین جلسه تیم تعارفات زیادی دریافت کردم. مهمتر از همه ، من مجبور نبودم در ادامه مذاکرات هیستری دیگر بیاندازم. کافی بود که ثابت کردم اگر مجبور باشم می توانم این کار را انجام دهم. مذاکره کنندگان مرد سبک های زیادی دارند ، بعضی از آنها تاریخی تر ، برخی دیگر با سنجش بیشتری دارند من توانستم نشان دهم که زنان مذاکره کننده دامنه یکسانی دارند ، اگرچه اگر مجبور نباشم منفجر شوم ، چنین نخواهم کرد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir