مهمترین درسی که من به عنوان دبیر کشاورزی آموختم: چگونه رنج ببریم



اما همچنین یاد گرفتم که نمایه بالاتر همیشه یک امتیاز مثبت نیست. آن را از من بگیرید ، حمله شده ترین عضو کابینه تاریخ.

درست است که من نمی توانم از این عالی اطمینان داشته باشم. هیچ سازمانی برای پیگیری این موارد وجود ندارد. اما من هرگز نشنیده ام که دبیران کشاورزی گذشته با همان مقدار پوسته ای که در طول مدت حضورم در USDA بوده ام ، قرار بگیرند. تا آنجا که من می دانم ، هیچ کس خاطره ای از نزدیک شدن یکی از اعضای کابینه به بایگانی من نداشت.

من همه چیز را به عنوان وزیر کشاورزی به من انداخته بودند – دانه های ارگانیک از زنان و مردان برهنه در رم ، روده های گاومیش در مونتانا و پای توفو در دی سی. معلوم شد که مردم واقعاً به غذای آنها علاقه مند هستند. به تعبیری ، من فکر می کنم حرفه من پیش نمایشی از بی دقتی بود که در نهایت سیاست ما را در بر خواهد گرفت. فقط به جای باربری با توییت های نفرت انگیز و آزار و اذیت عمومی ، آنها غذا را به صورت من انداختند.

من در اوضاع جالبی ، از اواسط تا اواخر دهه 1990 ، وقتی بحث بزرگی درباره غذای ارگانیک وجود داشت ، به این موقعیت رسیدم. گروه های فعال در مسائل غذایی پرانرژی بودند و به هر دلیلی ، من آن را به عنوان وزیر کشاورزی تحمل کردم. (طی سالهای پس از دوره من در وزارت USDA ، امنیت اعضای کابینه افزایش یافته است ، بنابراین من مطمئن هستم که اعضای کابینه ، از جمله وزیر کشاورزی ، اکنون از این نوع حملات بسیار کمتری انجام می شوند).

در سال 1996 ، من هیئت آمریکایی را به اجلاس غذایی سازمان ملل در رم هدایت کردم. وقتی نمایندگان برای میزگرد جمع شدند و آماده سخنرانی شدند ، حدود دوازده زن و مرد خط مقدم برخاسته و لباسهای خود را درآوردند. درست در مقابل من ، یک آقایی نسبتاً معتاد به من برگشته ، برهنه همان روز تولدش ، و یک راهپیمایی علیه مهندسی زیستی را به عنوان راهی برای تولید محصولات بیشتر آغاز کرد. او و دیگر معترضانش با رنگ آمیزی بدن ، با نوشتن شعارهای “بدون ویرایش ژن” و “حقیقت برهنه” آراسته شدند.

چند ثانیه بعد ، قبل از اینکه پلیس ایتالیا با او برخورد کند ، مرد مستقیماً به من و بقیه اعضای هیئت ما نگاه کرد و اعلام کرد که “بذرهای تولید شده از طریق ارگانیک” را توزیع خواهد کرد. در آن زمان من تقریبا کچل بودم ، به این امید که او بتواند موهایی را که از دست داده ام تولید کند.

در حقیقت ، من کاملاً یخ زده و در انتظار وحشت از آنچه قرار بود پیش روی من باشد ، ایستادم و پسر ، آیا وقتی تنها چیزی که پخش کردم بذرهای واقعی بودند ، احساس آرامش کردم ، اگرچه هنوز مطمئن نیستم که آنها ارگانیک هستند.

پدر و مادرم کل این قسمت را از طریق CNN به صورت زنده تماشا کردند و اگرچه مادرم با شدت ابراز نگرانی کرد که کار جدید من بیش از حد خطرناک است ، اما به نظر می رسید پدر من علاقه بیشتری به برهنگی دارد. بعد از اینکه مادرم رانندگی و نگرانی او را متوقف کرد ، سرانجام پدر من حرف را خورد.

بنابراین همه آنها چه شکلی بودند؟

پدر من بیشتر به شکل زنان علاقه داشت. خیلی زود فهمیدم که آن روز در رم نسبتاً راحت جدا شده ام. در داخل آمریکا ، حملات ادامه یافت.

چند ماه بعد ، من در پارک ملی یلوستون با دو سناتور مونتانا و فرماندار مارک راچیکوت ملاقات کردم. این رویداد بر اوضاع و احوال بیسون ها متمرکز بود زیرا آنها از مناطق منطقه ای خود در سرزمین فدرال دور می شوند. هر وقت این اتفاق می افتد ، آنها مدفوعی را ترک می کنند که در نهایت توسط چرا گاو مصرف می شود و باعث بیماری هایی می شود که اغلب برای دام ها کشنده و برای انسان خطرناک است. برای جلوگیری از شیوع بیماری ، ایالت بیزانس ولگرد را شلیک کرد – سیاستی که ما در آن روز برای بحث در آنجا بودیم.

در حالیکه فرماندار اظهارات خود را بیان کرد ، زنی با سطلی از روده های گاومیش پوسیده به سکو نزدیک شد و محتوای آن را به سمت ما انداخت. بعداً فهمیدم كه او یك فعال بود كه با كشتن گاومیش مخالف بود. گرچه فرماندار راچیکو بیشترین بار گلوله را به دوش گرفت ، همه ما با روده های پوسیده پراکنده بودیم. CNN دوباره در آنجا بود و پوشش هایی را که به ویچیتا می رسید ارائه می داد. مادرم هیچ وقت تلف نکرد و به من اطلاع داد که چقدر نگران پسرانش است.

در توصیف شغلی من هیچ روده گاومیش هوا وجود ندارد ، اما خیلی زود فهمیدم که درون گاومیش ها یک مشکل واقعی برای برخی از مردم منطقه است.

در جلسه استماع بعدی کمیته کشاورزی مجلس ، درست در وسط شهادتم قرار گرفتم که مردی ایستاد و اعلام کرد که خودکشی خواهد کرد. همانطور که بعدا فهمیدیم ، او از تهیه سودای آلوده به اروپای شرقی ناراحت بود. در طول معاملات تيراژ خود ، او دو بطري را خرد كرد و من و اتاق را با شيشه و نوشابه دوش گرفت. همانطور که بطری های روی میز را چرخ می داد ، با تهدید به من نگاه کرد ، بطری های شکسته هنوز در دستان او بودند. من فکر کردم که او قصد دارد مرا پرتاب کند ، وقتی ارل پومروی ، نماینده کنگره ، بازیکن راگبی قابل توجه در دانشگاه داکوتای شمالی ، از تمام آموزشهای خود به طور م usedثر استفاده کرد و با جمعیتی از شاهدان روبرو شد. او ابزارهایی برای نجات جان ساخت که باعث افتخار وینس لومباردی می شود.

تمام این صحنه در رسانه ها به طور گسترده ای پوشش داده شد و تماس های تلفنی مادرم برای یافتن شغل جدید خندیدن بیش از پیش دشوار شد. شاید یک نکته وجود داشت.

بعضی اوقات در سیاست می توانید درگیر مسائلی شوید که به هیچ وجه مسئولیتی در قبال آنها نداشتید. تا به امروز ، من نمی دانم که من در مورد هر یک از این حملات شخصی به من چقدر مقصر بوده ام ، غیر از این که آنها به مدیر ارشد مواد غذایی دولت ایالات متحده حمله کرده اند. آنها واقعاً به دن گلیکمن حمله نمی کردند. شاید من فقط در زمان اشتباه در جای اشتباه قرار داشتم.

تنها چند هفته پس از اجتناب از حادثه منفجر شدن نوشابه ، من سخنران اصلی جلسه ملی تغذیه در واشنگتن دی سی بودم. من تازه شروع به صحبت کرده بودم که معترضین روی صحنه پریدند و برایم پای انداختند.

شرمنده دن گلیکمن! شما گوشت هستید شرمنده شما که یک دلال صنعت گوشت هستید! ”

پای مورد نظر توفو بود ، البته با خامه زده شده.

در آن زمان ، من قادر به جلوگیری از این مسئله بودم – حتی اگر این بدان معنا بود که بخشی از آن به عهده وزیر بهداشت و خدمات انسانی ، دونا شالالا بود. پس از یادگیری درس من در آن زمان که مردم – برهنه یا لباس پوشیده – از پرتاب هر چیز به سمت وزیر کشاورزی لذت می بردند ، من سریع افتادم و عنکبوت از من دور شد و فقط یک لمس خامه زده شده روی ژاکت من را ترک کرد.

اقتباس شده از به خودم می خندم: تحصیلاتم در کنگره ، مزرعه و فیلم ها، توسط دان گلیکمن ، منتشر شده توسط انتشارات دانشگاه در کانزاس ، © 2021. www.kansaspress.ku.edu.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*