[ad_1]

وقتی در سال 2017 به عنوان معاون مأموریت به کابل بازگشتم ، اوضاع تغییر کرد ، تا حدی به دلیل تغییر سیاست های آمریکا. نیروهای آمریکایی دیگر در نقش رزمی نبودند و انتقال مسئولیت ها را به نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان (ANDSF) آغاز کرده بودند. خروج برنامه ریزی شده از دولت اوباما در واقع باعث تقویت طالبان و همچنین لفاظی های عقب نشینی رئیس جمهور ترامپ در پی مبارزات انتخاباتی شده است. با این حال ، بررسی دولت ترامپ منجر به “استراتژی جنوب آسیا” با ظرافت بیشتری در آگوست 2017 شد ، که خواستار حل و فصل اختلافات با مذاکره بود ، اما یک تصمیم نهایی بر اساس شرایط خاص ، نه تاریخ

به عنوان یک کشور ، افغانستان نشانه هایی از رشد جدید را نشان می دهد. نقش های اصلی وزیر شامل دانشگاه های جدید و جوانان افغان بود که به آرامی جایگزین نسلی از رهبران نظامی شدند که در دهه 1980 و 1990 وحشیانه با شوروی و یکدیگر جنگیدند. روابط انرژی با آسیای میانه و فرصت های جدید تجاری افزایش یافت.

فرمول تسویه حساب مبتنی بر شرایط ، گزارش طالبان درباره پیروزی قریب الوقوع را زیر سوال برد و بازداشت مبارزان خسته را دشوار کرد. این امر همچنین به ANDSF که متحمل خسارات سنگینی شد ادامه داد. با حمله شدید افغانستان در زمستان 2017 و با وجود حملات وحشتناک تروریستی طالبان در کابل در ژانویه 2018 ، زمینه ای برای پیشنهاد طالبان برای آتش بس متقابل فراهم شد. این اتفاق در ژوئن 2018 رخ داد ، زمانی که برای اولین بار و متأسفانه آخرین بار افغانستان یک تعطیلات عید سه روزه را داشت. برای بسیاری از ما ، هوای امید در آن زمان به جای بمب و تلفات ، به بررسی پتانسیل افغانستان به عنوان کشوری می پرداخت که به خاطر تجارت ، صنایع دستی ، غذا و جشن های خانوادگی اش مشهور است.

اکنون ، با رئیس جمهور بایدن به نظر می رسد تصمیم برای پذیرش عقب نشینی بدون قید و شرط تا 11 سپتامبر امید چندانی به این آینده عادی ندارد یا در واقع ادعایی مبنی بر اینکه می خواهیم به تنها هدف نظامی برسیم که از ابتدا منطقی است: پیشبرد منافع امنیتی جهانی ایالات متحده در جنوب آسیا. با ارائه آموزش و مقدمات کافی ANDSF برای کنترل قلمرو خود در برابر تروریست ها و همسایگان درنده. ما فقط بیرون رفتیم ، هرچه می توانیم بیا.

در حال حاضر ، از دست دادن قدرت ما اعتماد طالبان را در تکرار غم انگیز پویایی پس از 2009 افزایش می دهد. در جایی که مذاکرات قبلی دوحه شکست خورده است ، موفق شوید. یادم می آید یک بار در مراسمی در کابل شرکت کردم که به افتخار عقب نشینی از آخرین تانک های شوروی ، هر 15 فوریه برگزار می شد. اکنون تصور اینکه طالبان همیشه آماده برای نشان دادن خود به عنوان قاتل غول پیکر هستند ، ایجاد یک سالگرد دیگر در 11 سپتامبر برای بدست آوردن تاریخ خروج رسمی نیروهای آمریکایی و ناتو ، آسان است.

رئیس جمهور بایدن قبلا تصمیم گرفته است که از قدرت کناره گیری کند و ما نباید انتظار داشته باشیم که او نظر خود را تغییر دهد. اما علی رغم اهرمی که سیاست جدید از دست داده است ، هنوز برخی از آنها برای جلوگیری از فاجعه وجود دارد.

از دیدگاه اخلاقی و استراتژیک ، کنار گذاشتن سیاسی افغانستان فایده ای ندارد. بدون حضور آمریکا و بدون هیچ گونه شرط و وعده بازگشت ، اکنون می توان پیش بینی کرد که طالبان تلاش خواهند کرد تا کنترل ارضی و حکومت دیکتاتوری خود را افزایش دهند ، و سایر افغان ها خود را مسلح کرده و مقاومت می کنند. همچنین اثرات موجی از درگیری وجود دارد: القاعده ، داعش و گروه های تروریستی منطقه ای فرصت های کافی برای تجدید سازمان را دارند. همچنین می تواند بحرانی انسانی را در پی داشته باشد که مردم را در سراسر افغانستان به اردوگاه های پناهندگان با بودجه سازمان ملل سوق می دهد. ایالات متحده به جای جلب صبر استراتژیک برای رسیدن به یک بازی پایان مناسب و تأمین اعتبار خود به عنوان متحد در بخشی از مهمانپذیر جهان ، خواستار هرج و مرج منطقه ای است که به هر حال مجبور خواهیم شد با آن کنار بیاییم (و هزینه آن را پرداخت کنیم).

هنگامی که نیروهای ما و بسیاری دیگر از نیروهای کمکی آمریکایی تا 11 سپتامبر خارج شوند ، ایالات متحده نباید خود را بسته به افغانستان اعلام کند. عزیمت ما پیامدهای بزرگی برای مردم افغانستان به دنبال خواهد داشت ، که ما آنها را محکوم به آینده ای ترسناک کرده ایم. بیرون رفتن به ما مجوزی نمی دهد که از اتفاقات بعدی چشم پوشی کنیم. بعد از عقب نشینی نیروها چندین روش برای درگیر ماندن وجود دارد.

اول و مهمترین ، ادامه کمک های آمریکا به نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان ضروری است. تعهد عمومی ما در قبال این نیرو که اخیراً در وزارت دفاع ناتو انجام شده است ، باید ثابت بماند. این بهترین راه برای مقابله با مزیت روانی است که ما به طالبان داده ایم ، برای محافظت از حقوق زنان و سایر اقلیت های آسیب پذیر ، و جلوگیری از جنایاتی که در یک محیط غیرقانونی رخ خواهد داد.

دوم ، تحریم های سازمان ملل ، ایالات متحده و اروپا علیه رهبری طالبان باید تا زمانی که طالبان و سایر بازیگران بد رفتار خود را تغییر ندهند – بویژه تا زمانی که دیگر “تهدیدی برای امنیت و ثبات افغانستان” نباشند ، پابرجا بمانند. در حقیقت ، ما باید تحریم های جدید و با دقت هدفمند را علیه کسانی که از حمایت از گفتگوهای صلح امتناع می کنند ، در نظر بگیریم.

سوم ، ما همچنین باید از اهرم دیپلماتیک قوی برای همسایگان افغانستان ، به ویژه پاکستان و آسیای میانه استفاده کنیم تا روابط تجاری و انرژی موجود خود را در اولویت قرار دهیم و برای ایجاد یک روند صلح که به رونق منطقه کمک می کند ، فشار بیاوریم. کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر حامیان طالبان سابق و فعلی باید درک کنند که نتیجه صلح آمیز هدف اصلی دولت ایالات متحده است.

چهارم ، و کنگره باید دولت را متعهد خود کند ، ما همچنین می توانیم روشن کنیم که ، همانطور که در دهه 1990 ، اگر طالبان حقوق اساسی انسانی خود را برای شهروندان خود انکار کند ، هنوز هیچ تشخیص دیپلماتیک توسط دولت وجود نخواهد داشت. سرانجام ، هرگونه کمک توسعه ای به همین دلیل می تواند مشروط یا رد شود ، اگرچه گروه های آسیب پذیر نباید از جنایات رهبران منتخب خود رنج ببرند.

خروج بی قید و شرط نیروها یا ماندن در یک “جنگ” به طور نامحدود تنها دو گزینه نیستند. آنها هرگز نبودند. در کابل 2009 ما اشاره کردیم که مبارزه با فساد و توسعه طولانی مدت سرمایه گذاری بهتری نسبت به تعداد بیشتری از نیروها است. به جای ترکیب اشتباهات گذشته ما ، ایالات متحده اکنون باید به هدف ثبات ، حفظ اهرم باقی مانده ما – و استفاده مناسب از آن متعهد شود.

[ad_2]

منبع: white-news.ir