[ad_1]

اما در راهروهای طولانی و آرام سیاست واشنگتن ، تصویری متفاوت از نگرش دولت به اروپا ظاهر می شود. در آنجا ، چین تمرکز واضح ، حتی سرزده ، در سیاست خارجی بایدن است. به گفته دولت جدید ، این چالش جهانی و ایدئولوژیکی نسل بعدی ، جانشین آشکار جنگ سرد و جنگ با تروریسم به عنوان یک اصل سازمان دهنده سیاست خارجی آمریکا است. رسیدگی به این چالش نسلی مستلزم قرار دادن هر مسئله سیاست خارجی دیگر در معرض درگیری جهانی با یک شریک رقیب است. جلسات کاخ سفید با عناوینی مانند “چین و آمریکای لاتین” ، “چین و 5G” و “چین و آب و هوا” از این سناریو پیروی می کنند.

مقامات بایدن اغلب می گویند و حتی به نظر می رسد که آنها برتری اصلی آمریکا در مبارزه با چین هستند. متحدان اروپایی بخش مهمی از این شبکه نوپای اتحاد ضدچینی هستند ، اما برخلاف جنگ سرد ، اروپا دیگر جبهه مرکزی نیست. در بهترین حالت می تواند نقش پشتیبانی کننده ای در مبارزه آمریکا علیه اقتدارگرایی چین داشته باشد.

گذشته از توجه اجلاس و توجه دیپلماتیک ، اقدامات اولیه دولت بایدن نشان می دهد که او معتقد نیست که اروپا برای این مبارزه ژئوپلیتیک جدید هرگز حیاتی خواهد بود. رئیس جمهور ، که به عنوان یک قهرمان دیرپای آتلانتیک شناخته می شود ، اولویت های سیاست اروپا را لغو کرده است. با توجه به بسیاری از مشکلات سیاست خارجی دولت ، این حذف قابل درک است. اما این فرصت طولانی مدت را برای پرورش یک شریک اروپایی م effectiveثرتر و ژئوپلیتیکی تر که می تواند با ایالات متحده همکاری کند برای مدیریت ظهور چین از دست می دهد.

این واقعیت که اروپا برای بیدن در اولویت نیست ، در حال حاضر در انتخاب کارمندان و سیاست های دولت وی منعکس شده است. بایدن موقعیت های “هماهنگ کننده” قدرتمند جدیدی را در کارمندان شورای امنیت ملی هندو-اقیانوس آرام و خاورمیانه ایجاد کرد و آنها را به ترتیب با کارمندان باتجربه ، کرت کمپبل و برت مک گورک منصوب کرد ، که به دلیل توانایی خود در اداره بوروکراسی شناخته می شوند. اما دولت چنین موقعیتی را برای اروپا ایجاد نکرده است.

این واقعیت را نشان می دهد که خاورمیانه بیش از اروپا نگران کننده است ، در حالی که شرکای آسیایی آمریکا – ژاپن ، کره جنوبی ، استرالیا و هند – در مبارزات مرکزی با چین از اروپایی های دور مهم ترند. نکته قابل توجه این است که نخست وزیر ژاپن و رئیس جمهور کره جنوبی اولین و تاکنون تنها رهبران خارجی بودند که از کاخ سفید بایدن در کوید دیدار کردند.

دولت بایدن هنوز تعرفه های مربوط به دوران ترامپ بر روی فولاد و آلومینیوم اروپا را که گفته می شود به دلایل امنیت ملی وضع شده اند ، لغو نکرده است (سرانجام گفتگوهای این موضوع در اواسط ماه مه آغاز شد). وی ممنوعیت سفر به اتحادیه اروپا با الهام از کوید را حفظ کرد و تصمیم دیرهنگام دولت ترامپ در ژانویه را لغو کرد. و این اساساً وقتی که سیاست ناگهانی واکسن Covid-19 باید از دارایی معنوی محافظت کند ، اروپاییان را متوقف کرد. به نظر می رسد در مورد این موضوع ، دولت تصمیم گرفته است که اروپایی ها را بد جلوه دهد تا ایالات متحده بتواند در دیپلماسی واکسن با چین رقابت کند.

به طور گسترده تر ، تیم بایدن مدلی از همکاری با اروپا را ایجاد کرده اند که در آن ، با احترام سطحی ، نسبتاً کمی به مسائل اروپا توجه می کنند. در مورد موضوعات اصلی اروپایی ها ، مانند تصمیم در مورد واکسن مالکیت معنوی و تصمیم گیری برای خروج نیروهای ناتو از افغانستان (بیشتر آنها اروپایی هستند) ، رایزنی های ایالات متحده با متحدان اروپایی کمی قبل از اعلام تصمیم انجام شد. این یک پیشرفت بزرگ در طول سالهای ترامپ است ، زمانی که اروپایی ها اغلب از طریق توییت ها یا در مطبوعات متوجه تصمیمات مهم ایالات متحده می شوند. اما هنوز هیچ مشارکت واقعی وجود ندارد. مقامات اروپایی گاهاً با صدای بلند از این مدل به طور خصوصی شکایت می کنند. و اگرچه مقامات اروپایی با روند تصمیم گیری در افغانستان مخالفت کردند ، اما آنها به اتفاق آرا به طرح ناتو رأی دادند.

این مدل احساس مشترک در محافل دولت آمریكا را تأیید می كند كه اروپاییان تقریباً ناگزیر از كمك در تصمیم گیری های آمریكا گله خواهند كرد ، اما هرگز در این زمینه كاری انجام ندهند. فقدان مشاوره واقعی از حمایت اروپا کم نمی کند و رایزنی گسترده باعث افزایش آن نمی شود. چرا وقتی با نتیجه نهایی تقریباً یکسان روبرو می شویم با سازش های وقت گیر برخورد کنیم؟

اولویت بندی دولت چین حتی به یک موضوع سیاسی در اروپا نیز مربوط می شود که در دولت اولیه بایدن ، خط لوله انتقال گاز Nord Stream 2 ، که از روسیه به آلمان ساخته شده است ، زمان بر بوده است. آلمان از این پروژه حمایت می کند ، در حالی که بسیاری از متحدان اروپای مرکزی و شرقی آمریکا – و برخی آرا strong قوی در کنگره آمریکا – با این دلیل که این باعث افزایش فشار روسیه در اروپا می شود ، با آن مخالفت می کنند. بایدن با اشاره به دولت آلمان تصمیم گرفت که شرکت آلمانی احداث خط لوله را تحریم نکند.

جن پسکی سخنگوی کاخ سفید در توضیح این تصمیم به اهمیت حفظ روابط خوب با آلمان اشاره کرد و افزود: “ما از طریق تعدادی از عوامل جهانی تعدادی تصمیم می گیریم.” عامل جهانی مورد بحث تقریباً به طور قطع چین بود – آلمان بزرگترین مشتری چین و بزرگترین تامین کننده اروپا و مهمترین متحد اروپا در مدیریت صعود چین است. به طور کلی ، دولت موضع قاطعانه ای در برابر روسیه اتخاذ کرده و شرکت های روسی درگیر در جریان نورد 2 را تحریم کرده است. اما کالیبراسیون دقیق آن نشان می دهد که حفظ جبهه مشترک چین با آلمان را بر حفظ همبستگی با متحدان مرکزی و شرقی اروپا برای روسیه در اولویت قرار داده است.

دلایل بایدن برای لغو اولویت های متحدان اروپایی فراتر از جغرافیا است. در واشنگتن تردید قابل توجهی وجود دارد که اروپای متفرق و علاقه مند بتواند از تلاش های ایالات متحده علیه چین حمایت کند. پس از دهه ها انتظار برای ظهور یک اروپای کارآمدتر و ژئوپلیتیکی ، پس از تلاش های بی پایان و ناامیدکننده برای جلب هزینه اروپایی ها تا 2 درصد از تولید ناخالص داخلی برای دفاع ، و پس از تماشای نمایش دیگری در طول همه گیر ناتوانی مزمن اروپا در گرفتن سهم خود با همكاری ، مقامات آمریكایی عمدتاً به این نتیجه رسیده اند كه اروپا هرگز قادر به مراقبت از خود نخواهد بود ، چه رسد به اینكه در امنیت سایر مناطق سهیم باشد. به نظر می رسد بسیاری در اروپا با این نظر موافق هستند.

در نتیجه ، اروپا تا حد زیادی به مکانی برای سخنرانی و دیپلماسی در مکانهای زیبا تبدیل شده است. مقامات آمریکایی همچنان ظاهر می شوند و شعائر آیین همبستگی بین اقیانوس اطلس را تقویت می کنند. آنها همچنان اروپاییان را به هزینه بیشتر در امور دفاعی و پشتیبانی از تلاشهای آمریكا برای “مدیریت ظهور چین” ادامه خواهند داد.

اما سیاستمداران آمریکایی دیگر به توانایی اروپا برای کمک بیش از حفظ روابط اقتصادی ماوراlantالنهر (که کاملاً مهم هستند) اعتقاد ندارند. انزجار اروپاییان از هزینه های دفاعی بدان معنی است که آنها بازیگران مهم ژئوپلیتیکی در شرق آسیا نخواهند بود. وابستگی آنها به بازار چین به این معنی است که آنها هرگز طرفدار کارزار فشار اقتصادی اقتصادی بر چین نخواهند بود. و ، همانطور که Brexit اخیراً به وضوح نشان داده است ، اختلافات داخلی مزمن آنها به این معنی است که آنها هرگز در این تلاش ها موثر نخواهند بود ، حتی اگر بخواهند. با این وجود ارزشهای دموکراتیک اروپا و اتحاد طولانی مدت با آمریکا به این معنی است که چین هرگز نخواهد توانست اروپاییان را علیه ایالات متحده رو کند. به طور خلاصه ، اروپا راه حل شیدایی سیاسی فراگیر آمریکایی برای چین نیست ، اما این مسئله نیست.

سرزنش یک دولت جدید شلوغ به دلیل اولویت کم به اروپا دشوار است. در دراز مدت ، هر دو ایالات متحده و اروپا فرصت مهمی برای شکل گیری یک مشارکت واقعی را از دست می دهند که توانایی آنها را برای مقابله با مسائلی مانند چین ، روسیه و حتی تغییرات آب و هوایی افزایش می دهد.

مشکل اصلی نه استکبار آمریکایی است و نه بی تدبیری اروپا. بلکه تعامل سمی بین این دو است. به مدت 70 سال ، ایالات متحده و متحدانش در اروپا چرخه وابستگی عمیق الگویی را ایجاد كرده اند كه در آن ناامیدی آمریكا از انفعال اروپا دولت های آمریكا را ترغیب می كند تا با یاران اروپایی خود به عنوان نوجوانانی رفتار كنند كه نمی توان از آنها مراقبت كرد. همانطور که اغلب در مورد نوجوانان اتفاق می افتد ، این پدرپرستی فقط با آزمایش حرکت اولیه آمریکایی ، باعث عدم مسئولیت بیشتر اروپا می شود. با هم ، دو کشور توطئه ضمنی آمریکا و اروپا را برای تبدیل اروپا به یک زندان ژئوپلیتیک ایجاد کرده اند.

این یک ضرر بزرگ برای هر دو طرف است. آمریکایی ها خواهان پشتیبانی عمیق و واقعی اروپایی خواهند بود که مطمئناً یک مبارزه طولانی برای کنترل روند صعود چین خواهد بود. اروپایی ها می گویند – و احتمالاً منظور آنها از برخی سطح نیز این است – كه آنها می خواهند بازیگران ژئوپلیتیك در جهان باشند و مسئولیت شكل گیری سیستم بین المللی جدید را كه در حال ظهور است ، تقسیم كنند. با هم ، ایالات متحده ، اتحادیه اروپا و انگلستان می توانند به این اهداف برسند ، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که هرکدام از آنها بخواهند چرخه وابستگی متقابل را بشکنند. اما حداقل می توان اطمینان داشت که کنفرانس های مطبوعاتی در اجلاس ها به خوبی پیش می روند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir