نظر بهتر است که به طور همزمان با چین و روسیه برخورد کنیم


ناظران دیگر با استفاده از این عدم تقارن بزرگ در ماهیت چالش های چین و روسیه خواستار این شده اند که دولت جدید تقریباً منحصراً بر روی چین تمرکز کند. تحت این گزینه ، روسیه به عنوان یک بازیگر استراتژیک توجه کمی به خود جلب خواهد کرد. بلکه از منشور روابط ایالات متحده با چین مشاهده خواهد شد. در این صورت هدف سیاست روسیه آمریکا چیزی بیش از جلوگیری از نزدیک شدن روسیه به چین و افزایش قدرت این کشور خواهد بود. مقاله ای ناشناس در مورد سیاست چین ایالات متحده ، که اخیراً در POLITICO منتشر شده است ، تجسم این رویکرد است.

شکل دادن به چالش سیاسی از هر دو طریق دو نکته مهم را از دست نمی دهد. اول ، این سهم واقعاً بزرگی را که ایالات متحده در روابط بهتر بین ایالات متحده و روسیه دارد پنهان می کند. این موارد شامل از دست دادن کنترل بر جهان هسته ای چند قطبی فزاینده ای پیچیده و خطرناک است که فقط با رهبری ایالات متحده و روسیه قابل تغییر است. یک تقابل نظامی تازه در اروپای مرکزی ، که فقط با همکاری روسیه ، ناتو و ایالات متحده می تواند محدود شود. تهدید فزاینده برای امنیت سایبری ایالات متحده ، که فقط با برخی از محدودیت های متقابل بین ایالات متحده و روسیه قابل کاهش است. و خطرات امنیتی و زیست محیطی مرتبط با تغییرات آب و هوایی در قطب شمال ، که فقط در صورت هماهنگی تلاشهای ایالات متحده و روسیه می تواند کاهش یابد.

دوم ، تقسیم سیاست آمریکا در قبال دو کشور یا تمرکز منحصراً بر چین دلایل فوری سیاستگذاری پشت سرهم را نادیده می گیرد. رویکرد اول ، اگر نه رویکرد دوم ، درک ما از روند فشردن این دو و خطرات جنگ سرد ایالات متحده و چین را پنهان می کند ، که اگر روسیه وارد اتحاد محکم با چین شود ، این حتی بیشتر خواهد بود. با این حال ، هر دو تأثیر سیاست هایی را که برای تغییر مشابه رفتار ناخوشایند روسیه و چین طراحی شده اند ، ضعیف می کند. و آنها حساسیت را نسبت به مناطقی که همکاری سه جانبه در آنها ضروری است و همچنین روشهای اجرای آن را بی حس می کنند.

همانطور که به طور فزاینده ای درست می شود ، روسیه و چین عناصر اصلی سیاست خود را در قبال ایالات متحده هماهنگ می کنند. آنها این کار را می کنند ، به عنوان مثال ، وقتی هر دو از کشورهای ثالث خصمانه با ایالات متحده حمایت می کنند ، تمرینات نظامی را برای مقابله با شرایط پیش بینی نشده در ایالات متحده انجام می دهند و با هنجارهایی حمایت می کنند که از نظم بین المللی لیبرال حمایت شده توسط ایالات متحده پشتیبانی می کنند. همکاری آنها پاسخ ایالات متحده را به صورت جداگانه پیچیده می کند. به همین ترتیب ، تنش های مداوم با روسیه و تنش های فزاینده با چین به همکاری بیشتر این دو دامن می زند. همانطور که از نظر اقتصادی ، فنی ، نظامی و دیپلماتیک همگرایی دارند و همکاری آنها در هر یک از این مناطق از آستانه های جدید عبور می کند ، وزن ترکیبی آنها در آسیای شرقی و اوراسیا مرکزی چالش را فراتر از چالش مطرح شده توسط خودشان باد می کند.

علاوه بر این ، سیاست های طراحی شده در سیلوهای جداگانه به طور حتم تعهد لازم برای تدوین و در نظر گرفتن برنامه ای را که در آن همکاری بین ایالات متحده ، روسیه و چین منافع زیادی به همراه خواهد داشت ، با مشکل روبرو می کند. چنین برنامه ای سه جانبه بدون شک محدود است ، اما بسیار حیاتی است. در حالی که رهبری ایالات متحده و روسیه برای به دست آوردن مجدد کنترل روند بی ثبات کننده هسته ای ضروری است ، ثبات استراتژیک تقویت شده در میان قدرتهای بزرگ هسته ای بدون خرید چین حاصل نمی شود. کندی تغییرات آب و هوایی اگر این سه کشور از چهار کشور بزرگ انتشار دهنده گازهای گلخانه ای نقش پیشگویی جمعی نداشته باشند ، یک خیال باقی خواهد ماند. اگر از همه گیری های بهداشتی در آینده جلوگیری یا کاهش یابد ، منابع علمی و استعداد روسیه ، چین و ایالات متحده بسیار مهم خواهد بود. اگر قرار است نهادهای مهم در حاکمیت جهانی ، مانند صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی ، اصلاح شوند و تقویت شوند ، نه اینکه بین اردوگاه های رقیب تقسیم شوند ، روسیه ، چین و ایالات متحده باید نقاط مشترک را پیدا کنند . و اگر لازم است تعادل جهانی با ثبات جدیدی برقرار شود و تنش بین سیستم های مختلف ارزشی کاهش یابد ، این سه کشور کلید را دارند.

در این شرایط ، چه راهنمایی هایی باید برای دولت بایدن در هماهنگی سیاست ها در قبال روسیه و چین ارائه شود؟ نقطه شروع باید همان چیزی باشد که ستون اصلی استراتژی بزرگ ایالات متحده در اوایل قرن 20 است ، یعنی جلوگیری از تسلط یک دشمن یا ائتلاف دشمنان بر ابر قاره اوراسیا یا مناطق مهم استراتژیک آن ، اروپا ، خاورمیانه و شرق آسیا امروز ، این به معنای جلوگیری از ظهور یک اتحاد قوی روسیه و چین است که می تواند پویایی چین را با منابع طبیعی روسیه در یک تهدید قدرتمند برای تسلط بر اوراسیا ازدواج کند.

موفقیت نیاز به ظرافت و صبر دارد. یک استراتژی سختگیرانه آمریکایی که برای بیرون کشیدن روسیه از چین و یا ایجاد گوه بین آنها طراحی شده است ، هیچ شانسی برای موفقیت ندارد و مطمئناً نتیجه معکوس خواهد داشت. سیستم های سیاسی هر دو کشور ، ماهیت رهبران آنها ، مکمل بودن اقتصاد آنها و موازی بودن برنامه های سیاست خارجی آنها مبنایی طبیعی برای آنچه آنها “مشارکت استراتژیک جامع برای هماهنگی” تعریف می کنند فراهم می کند. اما دلایلی وجود دارد – از جمله گله مندی های تاریخی و محاسبات استراتژیک – که این دو نفر دو بار در مورد هم ترازی عمده فکر کنند ، و یک سیاست ظریف ایالات متحده که برای بهره برداری از این واقعیت طراحی شده است ، خطر “مشارکت استراتژیک” به ضد اتحادیه خصمانه را به حداقل می رساند. ایالات متحده آمریکا. تعامل دیپلماتیک ترمیم شده با روسیه و رژیم تحریم مجدد که برای حل منازعات و نه فقط مجازات طراحی شده است ، اولین گام ها در ایجاد فرصت های استراتژیک برای روسیه در خارج از چین است.

در عین حال ، ایالات متحده باید از سیاست هایی که می تواند تنش های موجود با چین را به یک جنگ سرد تمام عیار تبدیل کند ، اجتناب کند. در اینجا ، تعاملات ایالات متحده و چین به وضوح تعیین کننده خواهد بود. اما بهبود روابط با روسیه می تواند به کاهش خطرات کمک کند. در حالی که روسیه از برخی تنش ها در روابط ایالات متحده و چین سو استفاده می کند ، در جنگ سرد تحت فشار خواهد بود که کشورها را انتخاب کند و بنابراین استقلال استراتژیک خود را که عنصر اصلی هویت ملی است ، قربانی کند. رهبران روسیه تمایلی به این کار ندارند. روسیه ممکن است تأثیر مستقیم کمی بر رفتار چین داشته باشد ، اما بهبود روابط ایالات متحده و روسیه و از بین بردن انگیزه ها برای همسویی استراتژیک روسیه و چین محاسبات پکن را پیچیده می کند و می تواند منجر به سیاست های کمتر تهاجمی چین شود.

بخش مهم دیگر این چالش ، البته ، ناشی از قدرت نظامی چین و روسیه است. هرگونه تلاش برای کاهش این چالش از طریق گفتگوی استراتژیک و اقدامات کنترل تسلیحات باید به عزم ایالات متحده در انکار مزیت نظامی برای هر دو بستگی داشته باشد. اما همانطور که چین توانایی های خود را تقویت می کند و تقارن های فعلی هسته ای و متعارف به تدریج کم رنگ می شوند ، ایالات متحده باید از نظر ابعاد سه جانبه خود به طور فزاینده ای در مورد چالش فکر کند.

مرحله نهایی سیاست های ایالات متحده و روسیه باید تلاشی برای ایجاد یک چارچوب سیاست سه جانبه باشد. در دنیایی که به طور فزاینده ای از مرکز متمرکز می شود ، پایبندی به دو سویه بودن که در آن سه جانبه گرایی فقط یک قسمت کوچک است دیگر منطقی نیست. کار در مورد موضوعات کلیدی در هر رابطه ای ، البته به صورت دو جانبه انجام می شود ، اما مهم است که روابط ایالات متحده با روسیه و چین در باره بعد سه جانبه در مورد سایر مسائل آموزش ببیند.

رویکرد به سه جانبه باید متنوع باشد. برخی از موضوعات را می توان از طریق بحث و گفتگوهای دو جانبه هماهنگ ، مانند زمینه های اصطکاک اقتصادی یا برخی از جنبه های رقابت نظامی ، بهتر حل کرد. برخی از آنها در قالب های سه جانبه مانند تهدید تروریسم یا چالش مدیریت یک بی نظمی منطقه ای مانند افغانستان است. دیگر در مجامع چند جانبه ، مانند تلاش های شش کشور برای مقابله با کره شمالی هسته ای یا توجه P-5 برای کاهش خطر هسته ای.

در مورد دستور کار ، اهداف باید کم باشد. به جای تصور یک توافقنامه جامع تسلیحات هسته ای که برای هر سه کشور لازم الاجرا باشد ، تمرکز باید بر روی گفتگو در زمینه بررسی زمینه هایی باشد که این سه کشور می توانند با یکدیگر همکاری کنند و مذاکرات متمرکز بر بخشهایی از موضوع است که فوراً نیاز به یک همکاری سه جانبه دارد ، مانند جنگ فضایی ، دوگانه -استفاده از سلاح ، تهدیدات سایبری برای سیستم های فرماندهی و کنترل و موشک های کروز مافوق صوت و موشک های شتابدار. بهتر است به جای انتظار از تشکیل سه معاهده ای برای مقابله با تغییر اقلیم ، اطمینان حاصل شود که پیشرفت در هر توافق نامه دو جانبه مکمل توافق نامه های دیگر است.

یک استراتژی سه جانبه موثر ایالات متحده ، ایالات متحده و متحدانش را مجبور می کند که یکسان فکر کنند و برای اطمینان از تقویت سیاست های خود تلاش کنند. ترمیم ائتلاف های آمریکایی و جمع آوری پشتیبانی از سیاست ایالات متحده در قبال روسیه و چین کافی نخواهد بود. برای ایجاد یک رویکرد منسجم ، تلاشهای قابل توجهی برای سازگاری اولویتها و برداشتهای مختلف از تهدیدهای متحدان اروپایی و آسیای شرقی ما نسبت به روسیه و چین و همسویی استراتژیک آنها باید انجام شود.

از آنجا که ایالات متحده در تلاش است سیاست های روسیه و چین خود را هماهنگ کند ، باید مراقب بود تا در توصیف رفتارهای روسیه و چین و تهدیدهای هر دو طرف ، به طور جداگانه یا همزمان ، از تحریف و اغراق جلوگیری شود. چالشی که آنها برای ایالات متحده و متحدان ما ایجاد می کنند واقعی است و نباید آنها را به حداقل رساند. اما همچنین نباید متناسب و به روشهایی باد شود که هرگونه چشم انداز واقع بینانه همکاری سه جانبه در مورد موضوعاتی را که امکان پذیر و ضروری است ، حذف کند.

اینکه آیا چنین رویکردی مثمر ثمر خواهد بود ، قطعاً به پاسخ روسیه و چین بستگی دارد. موفقیت به سختی تضمین شده است. اما تلاش ایالات متحده ضروری است. به نقل از آخرین سخنان زبیگنیو برژینسکی ، “راه حل ایده آل بلند مدت ، راه حلی است که در آن سه قدرت مسلط نظامی – ایالات متحده ، چین و روسیه – برای حمایت از ثبات جهانی با هم همکاری کنند.” نیازی به گفتن نیست: بدون این ، چه امیدی می توان به ثبات جهانی داشت؟


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*