[ad_1]

در طول دهه گذشته ، من تأثیر آنچه من “سانسور پلت فرم” می نامم ، تاثیری که سیستم عامل های سیلیکون ولی بر بیان آزاد ما دارند ، مطالعه کردم. البته می دانم که حق سازمانهای تعمیرات اول است که فضاهای خود را به دلخواه خود سازماندهی کنند و بخش 230 قانون ایالات متحده از این شرکتها در قبال آنچه که برای ترک یا برداشتن انتخاب می کنند محافظت می کند. از نظر حقوقی کاملا آمریکایی ، این سانسور نیست.

اما از نظر عملکردی ، عملی است است نوعی سانسور فیس بوک میزبان حدود 2.7 میلیارد کاربر است – بیش از دو برابر جمعیت چین – و دارای سازمان های آنلاین متعددی از جمله اینستاگرام و واتس اپ است که از این طریق مرجع بزرگی در بیان جهانی است. انتقال قدرت به موجودی غیرقابل پاسخگویی برای محدود کردن آنچه می توانیم بگوییم یا به اطلاعاتی که به آنها دسترسی داریم قطعاً مانند سانسور احساس می شود ، خصوصاً وقتی دامنه آن فراتر از ایالات متحده باشد.

این شرکت به طور منظم ، گاهی اوقات به طور دائمی ، صدایی را برای همه مردم – از مصرف کنندگان عادی تا فعالان سیاسی – با سر و صدای کم و پیامدهای ناچیز انکار می کند. به ندرت این افراد فرصت دارند كه حتی اگر تصمیم اشتباهی گرفته شود ، به شخصه متوسل شوند ، چه رسد به توصیه. تأثیر چنین تصمیماتی را نباید دست کم گرفت: بهتر یا بد ، فیس بوک و محصولات آن در قلب تعداد زیادی از افراد در سراسر دنیا تجربه اینترنت هستند. از دست دادن دسترسی می تواند تأثیر زیادی بر توانایی فرد در برقراری ارتباط با دیگران یا برقراری ارتباط با دوستان و خانواده دور داشته باشد و حتی پیامدهای مخرب شغلی نیز داشته باشد.

لازم به ذکر است که ممنوعیت ترامپ اولین بار نیست که یک شرکت رسانه های اجتماعی دسترسی به یک سیاستمدار را محروم می کند – مثالهای قبلی شامل حذف توئیتر از نامزد کنگره Supremacist سفیدپوست ، مسدود کردن حسابها در حسابهای برنجی ارتش برمه است. سخنرانی علیه جامعه روهینگیا و تعلیق نیکولاس مادورو رهبر ونزوئلا. تاکنون ، این شرکت اغلب از نظر نیازها و حقوق مردم در سراسر جهان به نفع دولت های اقتدارگرا عمل کرده است ، به این دلیل که مهمتر از موضع گیری اصولی در مورد آزادی بیان ، در دسترس نگه داشتن محصول برای همه است.

در سال های اخیر ، شکاف فزاینده ای بین کسانی که می خواهند این سیستم عامل ها شرکت کنند وجود دارد بیشتر تعدیل محتوا و کسانی که معتقدند شرکت ها باید یک قدم به عقب بروند. در حالی که در ایالات متحده این اغلب به عنوان یک مبارزه حزبی ارائه می شود ، در واقع از همه مرزها عبور می کند و این ایده را نشان می دهد که زمان آن رسیده است که برای مدیریت گفتار قرن بیست و یکم تجدید نظر کنید.

از زمان ظهور شبکه تجارت ، وضع موجود ترکیبی از قوانین آمریکا و اقدامات خودتنظیمی (مبتنی بر هنجارهای گفتاری آمریکا) است که کل جهان تحت آن قرار دارد. اما این تعادل هرگز م workedثر نبود. یک پلت فرم بین المللی مانند فیس بوک باید نیازهای کاربران جهانی خود را در نظر بگیرد. این به معنای تکیه بر استانداردهای بین المللی موجود است – که در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی تدوین شده است – و در نظر گرفتن تغییر چشم انداز جهانی و نیازهای کاربران آن از طریق یک فرایند سیاست گذاری کاملاً فراگیر.

به همین دلیل است که البته هیئت نظارت راه اندازی شده است و تاکنون ثابت شده است که هیئت مدیره یک نیروی اصلاحی قوی برای شرکتی است که همیشه برای مردم سود داشته است – و از این لحاظ قبل از اصول.

با این حال ، باید مراقب باشیم که هیئت نظارت به عنوان جواب نهایی این سالات نباشد. ما باید فکر کنیم که معنای وسیعتر این است که به شرکت های بزرگ اینقدر قدرت بر رهبران ایالت و مقامات منتخب بدهیم. قوانین مربوط به آنچه می توانیم بگوییم و به چه اطلاعاتی می توانیم دسترسی پیدا کنیم دیگر ایجاد “افراد” نیست ، بلکه تصمیمات تعداد معدودی است.

بنابراین در حالی که هیأت نظارت به درستی پیچیدگی پرونده ترامپ را تأیید می کند ، اما در مورد استفاده مداوم از قوانین برای همه چيز مصرف کنندگان و تشخیص می دهد که سخنرانی در جمع تأثیر بیشتری نسبت به افراد عادی دارد – مواردی که جامعه مدنی مدت ها استدلال می کرد – همچنان در محدودیت محدودیت در زمانی باقی می ماند که نمی توان به شرکت اعتماد کرد که با مسئولیت پذیری عمل کند. پیشرفت واقعی تنها زمانی حاصل خواهد شد که فیس بوک در طول فعالیت های خود حقوق بشر را در نظر بگیرد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir