[ad_1]

آرامشی که به استقبال حکم شووین رفت در تضاد با انفجار سال 1992 در پی تبرئه هر چهار افسر لس آنجلسی بود که به طرز وحشیانه ای موتور سیکلت سیاه پوست ، رادنی کینگ را شکست دادند ، اولین و بدنام ترین حادثه بی رحمی پلیس که در فیلم گرفته شده است. این حکم یک آخر هفته تاریخی در ناآرامی های داخلی لس آنجلس را تحت تأثیر قرار داد ، نه به این دلیل که سیاهپوستان را متعجب کرد ، بلکه آنها را عصبانی کرد. برای آنها ، حکم پادشاه توهین دیگری بود که به آسیب دیدگی اضافه شد – به معنای واقعی کلمه در مورد کینگ – و عصبانیت از تخلفات پلیس که سالها بیداد می کرد از خشم فوران کرد. اعتراضات خود به خودی ، آتش سوزی و چپاول گرایانه ، بلکه تقاضای تغییر بود.

کشور تاکنون افزایش نیافته است. جستجوی روح ناشی از شورش های سال 92 سرانجام با ترس روزافزون از خطر شهری – مواد مخدر ، خشونت و باندهایی که به سیاه پوستان و قهوه ای ها در شهرهای بزرگ نسبت داده شده بود ، برطرف شد. میل به شفابخشی نژادی کمتر از نیاز به نظم و قانون پیشرفته است و پلیس در این امر نقشی اساسی داشت. برای بسیاری از سفیدپوستان ، ضرب و شتم کینگ و تبرئه افسران رقت انگیز و حتی غلط بود ، اما نژادپرستی سیستمی آشکاری را تشکیل نمی دهد یا چیزی را به اندازه رد ادارات پلیس توجیه نمی کند. در حقیقت ، این تغییر به صورت دیگری انجام شد: مجازات های سختگیرانه تر ، حبس بیشتر برای مجرمان بدون خشونت ، استقبال عمده از زندان به عنوان کیفری اما ضروری – و به ظاهر نامحدود.

سال گذشته این کشور خود را در مکانی کاملاً متفاوت دید. اعتراضات پس از ترور فلوید در ماه مه سال 2020 نیز خشمگینانه بود که ناشی از ناامیدی بود. اما آنها شامل تعداد بی سابقه ای از سفیدپوستان و سایر غیر سیاه پوستان در سراسر کشور ، از شهرهای بزرگ تا شهرهای کوچک بودند که سرانجام تصویر بزرگ نژادپرستی آمریکا و جایگاه خاص سیاه پوستان را در آن دیدند. به لطف این بیداری ، جورج فلوید بلافاصله به نمادگرایی و نوعی قهرمانی دست یافت که رودنی کینگ به آن نرسید. فلوید فقط یک قربانی سیاه پوست دیگر از سو of رفتار پلیس نبود. این یک فاجعه بود که متعلق به همه ما بود. او یک مرد سیاه پوست و انسانی بود که سزاوار همدلی و همراهی با عدالت بود. این تغییر دیدگاه ساده اما بنیادی بود ، دقیقاً همان نوع تغییر مارتین لوتر کینگ جونیور در تمام زندگی خود لج کرد ، اما فهمید که گریزان است: تغییر در قلب.

حتی اگر بتوانیم این را به عنوان پیشرفت مشخص کنیم ، تغییر قلب فقط آغاز کار است. به رسمیت شناختن دامنه واقعی نژادپرستی به مجازات مناسبی برای شووین و امیدوارم تا حدی برای خانواده فلوید منجر شود. اما غم و اندوه قتل او و نگرانی از چنین مرگ هایی در آینده همچنان ادامه دارد. حتی از ستایش این محکومیت نادر پلیس ، همه ، از دادستان های مینیاپولیس گرفته تا مدافعان اصلاحات پلیس ، نگران این هستند که خشونت پلیس ادامه یابد ، نه اینکه کم شود و احکامی مانند شووین نادر باقی بماند. و البته ، هیچ چیز جورج فلوید را باز نخواهد گرداند. شرودوه تیت ، پسر عموی فلوید ، پس از صدور حکم گفت: “حقیقت گفته شود ، من فکر نمی کنم یک حکم کافی باشد.” برای جبران آنچه انجام شده کافی نیست.

آنچه با جورج فلوید انجام شد – تقریباً 10 دقیقه ای که درک شووین می توانست انتخاب دیگری داشته باشد ، همانطور که یکی از دوستانم دوست دارد بگوید – همیشه ما را آزار خواهد داد. افسرانی که به سختی رادنی کینگ را کتک می زدند نیز می توانستند متفاوت انتخاب کنند. بسیار سخت و دیوانه وار بود که شووین تصمیم می گرفت در زمان واقعی انتخاب کند زیرا پلیس بود و چون می توانست. اما حداقل آنها ما را تعقیب خواهند کرد. آزار و شکنجه به معنای درک خشم درد سیاه پوستان است که در نتیجه ضرب و شتم یا مرگ یا محکومیت ناعادلانه اغلب در خیابان تابیده می شود ، زیرا خشم هیچ جایگاه دیگری نداشت و افراد کمی به جز خود سیاه پوستان. به نظر می رسد این امر به طور قطعی تغییر کرده است – اگرچه هزینه تغییر از سال 1992 تاکنون زیاد است.

[ad_2]

منبع: white-news.ir