[ad_1]

CRT یک ایدئولوژی نژادپرستانه نیست که همه سفیدپوستان را ظالمانه ممتاز اعلام کند و CRT چنین است نه در مدارس دولتی تدریس می کند.

اما در طول نه ماه گذشته ، ابتدا به آرامی در مکالمه رسانه ای راست گرایان ، و اکنون به سرعت در خانه های دولت و حتی روزنامه های جریان اصلی ، فعالان محافظه کار تمام تلاش های خود را برای اصلاح آموزش و اشتغال به عنوان CRT ، یک کمپین ضد اطلاعات طراحی کرده اند برای متحد کردن افراد سفیدپوست طبقه متوسط ​​و کارگر ناراضی در برابر تغییر تدریجی.

اگر درک کنید که CRT واقعاً چیست ، به راحتی می توان فهمید که هیچ ارتباطی با تصویر متحرک نژادپرستی معکوس ندارد که منتقدان آن را به تصویر می کشند. و مهمتر از همه ، CRT لنز خوبی برای درک این است که چرا مبارزه علیه آن خیلی سریع گسترش یافته است.

CRT ، در دنیای واقعی ، کار متنوعی از گروه کوچکی از محققان را توصیف می کند که درباره کاستی رویکردهای متداول حقوق مدنی در درک و تغییر قدرت نژادی در جامعه آمریکا می نویسند. این یک انتقاد پیچیده است که به راحتی در برنامه درسی K-12 نمی گنجد. حتی دانشجویان حقوق ایده ها را به چالش می کشند. ما خودمان برای بیان آن با اصطلاحات قابل فهم تلاش می کنیم. ما یک اصول ساده یا ارتدوکس را قبول نداریم ، بنابراین هیچ کس نمی تواند در CRT “آموزش” یابد. و اگر معلمان توانستند چنین ایده های تحلیلی دشواری را در مدارس دولتی به دانش آموزان بیاموزند ، این باید فرصتی برای جشن وحشیانه باشد ، نه تقبیح.

نقطه شروع مشترک تحلیل ما این است که قدرت نژادی با موفقیت جنبش حقوق مدنی در دهه 1950 و 1960 از بین نرفت. این جنبش موفق شد به سیستم تفکیک آشکار منعکس شده در علائم “فقط برای سفیدپوستان” و “رنگها” که زمانی زندگی روزمره در آمریکا را نشان می داد ، پایان دهد ، اما پس از آن ، در دهه 1970 و 1980 ، اصلاح عدالت نژادی در موسسات بی شماری متوقف شد توسط مقاومت نگهبان قدیمی.

به عنوان مثال ، به عنوان استاد سال اول حقوق در اوایل دهه 1980 ، در کمیته پذیرش دانشکده حقوق دانشگاه ویرجینیا خدمت کردم. UVA تا آن زمان حدود 15 سال به طور منظم تعداد کمی دانشجوی سیاه پوست را پذیرفته است. اما برخی از همکاران من که در کمیته پذیرش مشغول به کار بودند ، همان افرادی بودند که مدرسه را جدا کردند. قوانین تغییر کرده بود ، اما آنها هنوز مسئول بودند. بنابراین ، آنها دهه ها پس از رسمیت زدایی رسمی در آنجا حضور داشتند و اصرار داشتند که همه فارغ التحصیلان م institutionsسسات سیاهپوست تاریخی آمادگی لازم را برای وضع قوانین سختگیرانه در این مدرسه نخبه مانند ویرجینیا ندارند و علیه پذیرش آنها رأی دادند.

همین ماجرا در م institutionسسه ای بعد از م institutionسسه اتفاق افتاد. فقط نشانه های سفید از بین رفته بودند ، اما قدرت نژادی در اعمال اجتماعی بی شماری باقی مانده بود ، و اکنون در معرض زبان بی طرفی نژادی قرار گرفت ، مانند اظهارات مدیران قدیمی نگهبان در مورد “استانداردها” و ایده های آنها در مورد اینکه این استانداردها چگونه باید باشد.

CRT برای اولین بار در دهه 1980 توسط نسل جدیدی از دانشمندان که در دانشگاههایی که ما تحصیل می کنیم و در دانشکده های حقوقی که در نهایت تدریس خواهیم کرد با این نوع نژاد روبرو می شوند ، فرموله شد. از آنجا که قانون اساسی آمریكا “كوررنگی” را ایده آل عدالت نژادی می داند ، ما تمام روشهای اعمال قدرت نژادی را در آنچه “كوررنگی” گفته شده متمركز كرده ایم. و در حالی که ما تعدادی از رویکردها و اعتقادات مختلف داریم ، هدف مشترک ما – به طور کلی صحبت کردن – این است که بفهمیم این ساختارهای ظریف قدرت نژادی چگونه کار می کنند ، چگونه اغلب خود را به عنوان نهادهای “بی طرف” در قانون و جامعه نشان می دهند و چگونه می توان آنها را حذف کرد بی عدالتی هایی که آنها ایجاد می کنند.

از دیدگاه تفکر لیبرال سنتی ، مسئله “حقوق شهروندی” این بود که سیاست ادغام نژادی هرگز به اندازه کافی به شدت اعمال نمی شد. اما از دیدگاه انتقادی ، دانشجویان سیاهپوست پذیرفته شده در م institutionsسسات توده ای برای دستیابی به برابری نژادی کافی نبودند – زیرا هنگامی که وارد دروازه شدند ، با هنجارهایی روبرو می شوند که آنچه را که آموزش داده می شود و نحوه آموزش آن ، منحصرا توسط سفیدپوستان که در م institutionsسسات کاملاً سفید کار می کنند. پویایی از قدرت نژادی حتی در آنچه در دانشگاه “دانش” یا “بی طرفی” در قانون خوانده می شد ، وجود داشت یا می توانست باشد. ما به جای اینکه به “نژادپرستی” به عنوان یک خروج غیر منطقی از عقلانیت نگاه کنیم ، کشف کردیم که چگونه دسته های لیبرال عقل و بی طرفی می توانند از ویژگی های برجسته تاریخ و مبارزه ، از جمله نژاد و سایر اشکال قدرت اجتماعی برخوردار باشند.

نظریه پردازان نژادی انتقادی شیوه های اجتماعی را تجزیه و تحلیل می کنند – و قانون عمل اجتماعی است – از نظر چگونگی کمک به ایجاد یا حفظ تبعیت از جامعه سیاه پوستان. ما “کوررنگی” را به عنوان یک ایده آل رد می کنیم زیرا آگاهی از نژاد تنها راهی است که می تواند بفهمد آیا وضعیت جامعه سیاه پوستان در حال بهبود است یا خیر. همانطور که به نظر می رسد کور رنگی برای برخی از افراد جذاب به نظر برسد ، خطرناک است: این می تواند به اشتباه افرادی را که تصمیم می گیرند تصور کنند که اگر دیگر صریحاً بر اساس پذیرش نژادی یا استخدام تبعیض قائل نشوند ، اقتدار نژادی دیگر نقشی در اجتماعی ندارد زندگی

بنابراین ، وقتی به اصلاحات پلیس فکر می کنیم ، چشم انداز CRT به رابطه تاریخی بین جامعه و پلیس متمرکز می شود و فقط به ایده استفاده بی طرفانه از قوانین به عنوان الزامات یک علت احتمالی متمرکز نمی شود. (ایده اعمال استانداردهای نژادی خنثی بر “معقولیت” پلیس در شرایط واقعی افسران پلیس حومه سفید حبس شده در ماشین های گشت با فن آوری پیشرفته که در خیابان های شهر محله های سیاه گشت می زنند توخالی است.) به همین ترتیب ، برای مخالفت با ادعاهای “عینی “نیروهای بازار ادامه نابرابری ثروت را بین آمریکای سیاه و سفید توضیح می دهند ، چشم انداز CRT نشان دهنده سابقه طولانی تبعیض – در اشتغال ، املاک و مستغلات ، آموزش و مراقبت های بهداشتی – اقتصادی است که امروز ایجاد می کند و هنوز هم آن را پشتیبانی می کند.

به همین ترتیب ، ما روش های سنتی را که لیبرال ها از اقدام مثبت دفاع می کنند به عنوان یک استثنا مفید برای ایده آل کور “شایستگی” ، زیر سال می بریم. از نظر ما ، تعاریف شایستگی منعکس کننده نژادی و سایر اشکال قدرت اجتماعی است.

پرسیدن س criticalالات مهم در مورد ارزشهای گسترده مشترک همیشه باعث احساس ناراحتی و قابل فهم در افراد می شود. مخالفان CRT با انتقاد ما از ایدئولوژی کور رنگی ما را به تفرقه افکنی – یا به قول تد کروز به نژاد پرستی متهم می کنند. اما کوررنگی یک ایده آل پوچ است که برای تأیید مقدمات خود کار می کند: اگر دیدن نتایج اجتماعی سیاست ها بر نژاد مجاز نباشد ، تأثیرات نژادی مختلف سیاست ها به سادگی نامرئی می شوند. وقتی هیچ آمار نژادی از تعاملات پلیس نگهداری نشود ، خشونت پلیس نژادی از بین می رود. توزیع نژادی اگر کسی به نتایج کد پستی پراکنده نگاه نکند ، قیمت گذاری ساده مبتنی بر ریسک به نظر می رسد. راه پایان دادن به اطاعت نژادی پایان دادن به آن است ، نه تعریف آن.

برخلاف تقسیم نژادی ، بخش “حیاتی” CRT معتقد است که هیچ ایده عینی و خنثی شایستگی برای توزیع ثروت ، قدرت و اعتبار در آمریکا وجود ندارد. بی عدالتی هم به سفید پوستان و هم به سیاه پوستان و همچنین به همه کسانی که جایگاهشان در سلسله مراتب زندگی آمریکایی است از طریق روشهایی که “لیاقت” توسط طبقات حرفه ای تعیین می شود مشروعیت دارد.

CRT یک لنز قدرتمند است برای درک پویایی نژادی وضعیت فرهنگی فعلی. مبارزات علیه CRT بسیار سریع گسترش یافته است ، زیرا به دلیل درک نزدیک مقامات نژادی از رویکردهای سنتی حقوق شهروندی. از آنجا که “انقلاب” حقوق مدنی در دهه 1960 در درک فرهنگی آمریکا نهادینه شد ، به سفیدپوستان آموزش داده شد که نژادپرستی را به روشی ساده نسبت به افراد بدی که عقاید نژادپرستانه دارند ، درک کنند. کلانتر جنوبی کلانتر قرمز به یک شرور اجماع برای جریان اصلی آمریکا تبدیل شده است.

اما چنین تجزیه و تحلیل ساده از قدرت نژادی به این معنی بود که هرگز اتکا به تأثیرات ظریف و سیستمیک آپارتاید آمریکا وجود ندارد ، زیرا آنها برای چندین نسل در مدارس و مشاغل مشخص شده اند. و اگر نژادپرستی به معنای شناسایی بازیگران بد ، همانند تصویر متعارف است ، پس سفیدپوستان به طور قابل ملاحظه ای نگران هستند که توجه مجدد به همه این اشکال قدرت نژادی نهادینه شده به این معنی باشد که آنها متهم و رسوا خواهند شد.

منطقی است که تصاویر CRT از مخالفان وی تا حدودی شبیه کارها و ایده های واقعی ما نباشد. مانند درخواست ویلی هورتون در دهه 1980 و اقدام مثبتی که متعاقب آن اتفاق افتاد ، نکته کسانی که به دنبال ممنوع کردن آنچه “CRT” می خوانند نیست ، به چالش کشیدن دیدگاه عدالت نژادی یا بحث در مورد انتقادات اجتماعی ما نیست. در عوض ، این است که یک مخزن قابل اعتماد اضطراب نژادی را در میان سفیدپوشان لمس کنید. این یک استراتژی سیاسی است که تا زمانی که هرکدام از ما بخاطر بسپاریم جواب داده است و CRT به عنوان چهره مناسب مبارزات امروز – هدفی نرم – عمل می کند.

بسیج چند نژادی و چند نسلی از زمان ترور جورج فلوید در تابستان گذشته نشانه ضعف استراتژی قدیمی است. و گرچه این دروغ است که CRT خود به دانش آموزان دبستان و متوسطه آموزش داده می شود ، اما این درست است که بسیاری از معلمان و مدیران سیستم های مدرسه در سراسر کشور انگیزه داشتند پس از ترور جورج فلوید مسائل عدالت نژادی را در آنها بگنجانند. مدارس

این تلاش اساسی برای گفتن حقیقت – الهام بخش و همچنین زشت – در مورد تاریخ و دولت آمریکا باید مورد تشویق قرار گیرد ، نه اینکه افشا شود. اکثر خوانندگان می توانند در آموزش و پرورش خود فیلم های انیمیشن خسته و ایده آل شهروندی مدنی و تاریخ آمریکا را بیاد آورند که برای نسل ها در مدارس آمریکا تأثیر داشته است. خوب است که معلمان و سایر کارکنان مدرسه با رویکرد دقیق تر و دقیق تری به تاریخ ما و صادقانه تر در مورد آنچه باید اصلاح شود ، سعی در تغییر این مسئله دارند. و همانطور که آنها انجام می دهند ، لازم به یادآوری است که آنچه که در حال حاضر مورد حمله واقع می شود ، فریب دهنده “تئوری نژاد حیاتی” نیست – این تغییر متوسط ​​و طولانی مدت است که توسط معلمان و مدیران مدارس وارد شده است. آنها ممکن است هرگز نام CRT را نشنیده باشند ، اما به طور شهودی می فهمند که چرا این CRT وجود دارد – و به درستی پوچ بودن اتهام محافظه کاران مبنی بر اینکه دکترین نژادپرستی به خودی خود نژاد پرستانه است را می بینند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir