[ad_1]

حتی با توجه به معیارهای گفتمان عمومی خردسالان و خردسالان ما که توسط توییتر اداره می شود ، همه اینها احمقانه است. او از تحقیر تلاشهای انسانی به این ترتیب صحبت می کند و بی توجهی به مدل جدید اکتشافات فضایی که نویدبخش بزرگی برای ایالات متحده است.

اول از همه ، غیر معمول نیست که پیشگامان کارآفرینی با وسواس درگیر توسعه یک فناوری جدید می شوند و می خواهند از شهرت معرفی آن بهره ببرند.

تنها می توان تصور کرد که در صورت اعمال استانداردهای امروزی ، در مورد موارد قبلی این پدیده چه گفته می شود.

آیا ساموئل مورس نمی تواند در این مورد قایق نمایشی کمتری داشته باشد هنگامی که پیام معروف خود را در خط جدید تلگراف بین واشنگتن و بالتیمور ارسال کرد که “خدا چه کرده است؟”

آیا برای هنری فورد در اوایل کار خود ایجاد اتومبیل های مسابقه ای کاملاً خودخواهانه نبود که وقتی برنده شدن در مسابقات اتومبیلرانی هیچ کاری در بهبود وضعیت انسانی او انجام نداد؟

چرا برادران رایت وقتی می توانند به سوuses استفاده از صنعت فرآوری گوشت در پایان قرن بپردازند ، وقت خود را برای پرواز به کیتی هاوک تلف می کنند؟

یکی دیگر از کارآفرینان فضایی ، ایلان ماسک ، در اوایل سال جاری خیلی متواضعانه نگفت که می خواهد زندگی چند سیاره ای را تحریک کند و هوشیاری را به ستاره ها گسترش دهد.

پاسخ برنی سندرز اساسی بود: بله ، اما پرولتاریا چطور؟

سناتور ورمونت در توئیتر خود نوشت: “سفر به فضا یک ایده هیجان انگیز است ، اما در حال حاضر ما باید روی زمین تمرکز کنیم و یک سیستم مالیاتی پیشرو ایجاد کنیم تا کودکان گرسنه نمانند ، مردم بی خانمان باشند و همه آمریکایی ها از خدمات بهداشتی برخوردار باشند.”

خوب یا بد ، این نه پیشنهادی است و نه پیشنهادی. می دانید هیچ کاری ماسک ، انقلابی در صنعت خودرو و هوا فضا ایجاد نمی کند ، از جمله دیگر تلاش ها ، مانع از این نمی شود که ساندرز مثلاً لایحه بودجه 3.5 تریلیون دلاری خود را تصویب کند. در حقیقت ، شرکت SpaceX ماسک می تواند کاملاً بیگانه شود و با تخمین حدود 75 میلیارد دلار ، فقط 2 درصد از لایحه بودجه را پرداخت کند.

در مورد پرواز فضایی دولت ، اینطور نیست که ناسا جوراب های کسی را پاره کند. شاتل فضایی یک برنامه ناکافی بود ، اما از آخرین پرواز در سال 2011 ، آژانس نتوانسته است مردم را به تنهایی به فضا بفرستد ، که به نظر می رسد آزمایش آستانه آژانس فضایی کشور پیشرو جهان است.

وی با الزامات سیاسی کنگره که معتقد است تقریباً هر ابتکار دولتی یک برنامه شغلی و مدل معیوب معامله و همچنین دیگر ناکارآمدی های ناگزیر دولت است ، تحت فشار قرار گرفت.

بازیگران خصوصی به خصوص ماسک پا به ورطه گذاشته اند. او اکنون ماهواره ها را به طور منظم برای مدار ناسا و ارتش به مدار پرتاب می کند. او فضانوردان را به ایستگاه فضایی بین المللی آورد. اینها پروژه های بیهوده ای نیستند ، اما سهم مهمی در برنامه فضایی تحریم شده عمومی دارند.

موشک های مشک به طور قابل توجهی ارزان تر از موشک های ناسا هستند. این استثنایی است. پس از دوره قهرمانانه نوآوری با مسابقه فضایی ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی پس از اسپوتنیک ، قیمت پرتاب های فضایی از سال 1970 به طور ثابت باقی مانده است ، گویی که این یک قانون طبیعی است که قابل کاهش نیست. سپس ماسک آمد.

هزینه های پایین کلیدی است ، مهمترین دلیل این امر صرفه جویی در دلار مودیان است. قیمت کمتر به معنای پرتاب بیشتر ماهواره است. پرتاب بیشتر ماهواره ها به دلیل کارآیی مقیاس در تولید ، به معنای ماهواره های ارزان تر است. وقتی کل فرآیند ارزان تر است ، این انگیزه ای برای نوآوری در فن آوری بیشتر ایجاد می کند – مهندسان دیگر لازم نیست اینقدر مراقب باشند.

ماسک به روشی کاملاً کارآفرینانه تلاش می کند تا فناوری خودش را منسوخ کند. او می خواهد موشک قابل استفاده مجدد Falcon 9 را با موشک کاملاً قابل استفاده Starship جایگزین کند. او از آنچه مدل قدیمی هوافضا بود ، راضی نیست که همچنان پول دولت را برای فناوری فعلی خود بگیرد تا زمانی که دولت او را به سمت توسعه فناوری جدید راهنمایی کند.

صنعت فضایی خصوصی چشم اندازهایی را باز می کند که در حال حاضر نمی توان در یک منطقه بسیار مهم پیش بینی کرد. فقط به یک بعد فکر کنید. ایالات متحده و چین در رقابت جدیدی برای تسلط بر فضا هستند که پیامدهای زیادی برای امنیت ملی به همراه دارد. ماهواره ها برای زندگی مدرن ضروری هستند و ارتش مدرن نمی تواند بدون آنها کار کند. در هر درگیری بزرگ که شامل ماهواره های رقیب باشد ، قدرتی که دارای یک مزیت تکنولوژیکی و توانایی پرتاب سریع و آسان ماهواره های جدید باشد ، اولویت خواهد بود. اگر ماسک ، بزوس یا هر کس دیگری به تأمین این مزیت کمک می کند ، آنها به منافع ملی کمک می کنند ، که قابل مقایسه با رئیس کمیته سنا عادی نیست ، چه رسد به اینکه یک مفسر متوسط ​​توییتر باشد.

انتقادات معمول از سرمایه داران طی دهه گذشته این بوده است که آنها شرط بندی های غیرقابل درک پیچیده ای را در بازارها انجام می دهند ، یا اینکه شرکت های موجود را به تمرینات بی معنی “سرمایه داری کرکس” می کشانند ، یا اینکه کار ما را برون سپاری می کنند. اما در اینجا ، در مورد ماسک و بزوس ، سرمایه داران همراه با دولت ایالات متحده محصولات بسیار ملموسی را با اهداف قابل فهم – در واقع الهام بخش – تولید می کنند.

چه چیزی رو دوست نداری؟

[ad_2]

منبع: white-news.ir