[ad_1]

این نمایشی تکان دهنده از انعطاف پذیری ایدئولوژیک است ، که به نظر می رسد رد هر اصلی است که محافظه کاران آن را گرامی می دارند. واقعیت این است که جنگ طبقه کارگر GOP علیه شرکت های بزرگ آمریکایی نه یک جنگ است ، نه یک طبقه کارگر است و نه یک جنگ ضد شرکتی است. مانند تقریباً هر چیز دیگر در سیاست جمهوری خواهان امروز ، مبارزه با سیلی شرکتی حزب جمهوری خواه بیشتر از آنکه جنبه اساسی داشته باشد ، کارساز است. و همه افراد درگیر این موضوع را می دانند.

برای دهه ها ، جمهوری خواهان استدلال می کردند که آنها به کنترل محلی و حق تجارت خصوصی برای تصمیم گیری خود اعتقاد دارند. اما اکنون فعالان جامعه مدنی مانند رون دسانتیس از فلوریدا و گرگ ابوت از تگزاس در حال امضای دستورالعمل هایی هستند که نیاز به “گذرنامه واکسیناسیون” را برای مشاغل منع می کنند.

محافظه کاران که روزگاری ادعا می کردند دولت محدود را ترجیح می دهند ، اکنون برای ایجاد مجموعه ای بلند پروازانه از دستورات و مداخلات دولت تلاش می کنند. سناتورهایی مانند جاش هاولی خواستار بروکراسی های جدید برای حسابرسی و نظارت بر سخنرانی در سیستم عامل های شبکه های اجتماعی شده اند. “محافظه کاران محافظه کار” مانند سناتورهای تد کروز و مایک لی تهدید به استفاده از قدرت دولت برای انتقام گیری از سخنرانی های سیاسی خود هستند.

تا حدود پنج دقیقه پیش ، رهبر اقلیت GOP ، میچ مک کانل ، طرفدار اصلی سنا برای آزادی بیان شرکت ها بود. در اوایل سال 2012 ، زمانی که دموکرات ها خواستار شفافیت بیشتر در هزینه های سیاسی شرکت ها شدند ، مک کانل گفت: “برای همه محافظه کاران – و در واقع همه آمریکایی ها – برای ایستادن و متحد شدن در دفاع از آزادی برای سازماندهی در اطراف اهداف ما و باورهای اساسی آنها در برابر هر تلاشی که توانایی ما را برای انجام این کار محدود کند. “

اما هفته گذشته ، پس از آنکه مدیران عامل شرکت های بزرگ علیه قوانین ضد رأی گرجستان صحبت کردند ، وی گفت: “توصیه من به مدیران عامل شرکت های آمریکایی این است که از سیاست دور باشند. در این نبردهای بزرگ طرفین را انتخاب نکنید. “و او با این تهدید همزمان است:” اگر شركتها به وسیله ای برای توده های چپ افراطی برای ربودن كشورمان خارج از نظم قانون اساسی تبدیل شوند ، عواقب جدی را طلب خواهند كرد.

اما نگران نباشید میچ به بازپرداخت چک های کمپین شرکتی ادامه خواهد داد. و حداقل تحت نظارت وی هیچ “عواقب جدی” نخواهد داشت.

علی رغم همه ادغام انتقام و درخواست تحریم ، هیچ جمهوری خواهی یک درصد مالیات جدید برای شرکت ها رای نخواهد داد. و حزب تازه کار مرد کار هنوز یک متحد قابل اعتماد برای منافع شرکت خواهد بود. میچ مک کانل ابی هافمن نیست و حزب جمهوری اسلامی سیگنال های آنها را از برنی سندرز قبول نمی کند.

پس چرا پانتومیم پیچیده؟ این نمایش برای جمهوریخواهانی که با مشکلی آشکار روبرو هستند ، یک هدف سیاسی مفید دارد. برای سالها ، GOP یاور وفادار منافع شرکت ها بوده است ، تخفیف های مالیاتی ، یارانه ها و خدمات قابل اعتماد به سرمایه گذاران شرکتی خود را که به همان اندازه قابل اعتماد هستند ، ارائه می دهد.

موفقیت ترامپ درمورد رای دهندگان MAGA به این معنی است که اکنون حزب معتقد است که نیاز دارد آشتی شرکت های بزرگ خود را با پوپولیسم مصنوعی جدید سازگار کند.

این امر ناخوشایند است ، زیرا “طبقه کارگر” سازمان امنیت اجتماعی مایل نیست که همه کارها را برای طبقه کارگر انجام دهد. افزایش قابل توجه در حداقل دستمزد ، آموزش بیشتر ، مرخصی استحقاقی ، دسترسی بیشتر به مراقبت های بهداشتی ، حقوق کار یا ایجاد مشاغل بیشتر از طریق یک لایحه اصلی زیرساخت بعید است مورد حمایت قرار گیرد.

در عوض ، وقتی جمهوری خواهان از طبقه کارگر صحبت می کنند ، منظور آنها جنگ های فرهنگی ، اضطراب نژادی و شکایت از نخبگان است. به عبارت دیگر ، دکتر سئوس بیشتر از بهبود اقتصادی است. به راحتی ، وجدان سازمانی اخیر در مورد مسائل نژادی و دموکراسی به جمهوری اسلامی امکان داده است که جنگ طبقاتی دروغین خود را با حمله به هوشیاری ترکیب کند.

بنابراین هنگامی که او می خواست مارکو روبیو قهرمان طبقه کارگر را برای حمایت از مبارزات صنفی کارگران آمازون ، این را اینگونه توضیح داد: “استاندارد من این است: وقتی درگیری بین آمریکایی های شاغل و شرکتی است که رهبری آن تصمیم به جنگ فرهنگی علیه ارزش ها دارد. از طبقه کارگر ، انتخاب آسان است – من از کارگران حمایت می کنم. “

به عبارت دیگر ، روبیو از مذاکرات جمعی فقط به عنوان بازپرداخت شرکتی متعلق به جف بزوس ، شخصی که ترامپ از آن متنفر است ، حمایت کرد. کلاس نبود این همیشه در مورد فرهنگ و دشمن سازی درست بود.

هیچ برنامه قانونی وجود ندارد ، فقط شکل جدیدی از وضعیت کاملاً نمایشی که جایگزین آنچه در محافظه کاری اساسی در حزب جمهوری اسلامی باقی مانده بود ، شد. در دوره ترامپ ، حزب جمهوری خواه به معنای واقعی کلمه تصمیم گرفت که نیازی به بستر نیست. و حتی پس از عزیمت ترامپ ، وی فکر نمی کند که از هر نوعی به یک دستور کار واقعی یا حتی اصول ثابت احتیاج دارد.

CSO فعلی نسبت به خشم عملکردی و meme هایی که در شبکه های اجتماعی و تلویزیون کابلی بازی خوبی دارند ، کمتر به تجارت بی نظم دولت علاقه مند است. نیازی به گفتن نیست که الگوهای رفتاری ایده نیستند و نیازی به مجموعه ای اصولی ندارند. نتیجه یک نوع پوچ گرایی شناور آزاد است ، زیرا GOP داستان هایی را دنبال می کند که باعث خشم ، تولید کلیک ، تکان دادن کمک های رایگان و بازی خوب در Newsmax و Fox می شوند.

ترامپ این را می فهمد. و همچنین سخنگوی جورجیا ، مارجوری تیلور گرین (او 3،2 میلیون دلار در سه ماهه اول سال داشت ، برداشت برای جمع آوری کمک مالی خارج از سال) و سایر ستاره های در حال ظهور GOP اجرایی. نماینده مات گائتز به دلیل نوشتن اینکه “اگر خبر نکنی ، حکومت نمی کنی” مورد تمسخر گسترده قرار گرفت. اما او ساختار واقعی سیاست راست گرایان و دلیل سرنگونی حزب یکبار حزب را مشخص کرده بود دفتر.

اما این عدم وجود اصولاً موضوع بسیار سازگار تری را در میان جمهوری خواهان پنهان می کند. آنها در تعهد خود برای خدمت به منافع ترامپ متحد باقی می مانند و رای دادن و پیروزی به هر قیمتی را دشوار می کنند.

با این حال ، به طور فزاینده ای ، صداهایی از سمت راست شنیده می شود که خواهان کنار کشیدن ارزش هایی مانند محدود کردن ، تعدیل یا نگرانی در مورد ظرافت های رویه ای مانند انتقال صلح آمیز قدرت هستند. و در اینجا اجرا از یک کمدی پوچ به چیزی بسیار تاریک تر تبدیل می شود. با کنار گذاشتن هر دو اصل و حساسیت سنتی محافظه کارانه ، به نظر می رسد برخی از حق آماده اند که ایده آمریکا را کنار بگذارند. در شماره اخیر مجله موسسه کلرمونت ، ذهن آمریکایی، یک نویسنده راست گرای استدلال می کند که هر کسی که در انتخابات گذشته به ترامپ رأی داده باشد یک آمریکایی واقعی نیست. وی نوشت: منظور من فقط میلیون ها مهاجر غیرقانونی نیست. منظور وی از آمریکایی ها بود که “ممکن است از نظر فنی شهروندان ایالات متحده باشند اما دیگر (اگر سابق نبودند) نیستند” آمریکایی ها. “

و سپس این مجله محافظه کار برجسته بیش از 81 میلیون نفر را که به جو بایدن رأی دادند ، به طور موثر تکفیر کرد: “آنها اصول ، سنت ها و آرمان هایی را که تا همین اواخر آمریکا را به عنوان یک ملت و به عنوان یک ملت تعریف می کردند ، باور نمی کنند ، زندگی نمی کنند و حتی دوست ندارند. مشخص نیست که چه کسانی باید این شهروندان بیگانه ، این آمریکایی های غیر آمریکایی را بنامیم. اما آنها چیز دیگری هستند. “

در حال حاضر ، همه اینها می تواند تئاتر باشد. اما جنگ های جعلی می توانند واقعی شوند. همانطور که در 6 ژانویه دیدیم ، خیزش ها می توانند به خشونت و کشنده تبدیل شوند.

محافظه کاران فهمیده اند که کلمات مهم هستند و اعمال عواقبی دارند. حتی وقتی فکر می کنند فقط بازی می کنند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir