[ad_1]

اما افغانستان یک چالش جدید است و ساختن نوع اقدامات مقابله ای از راه دور مورد نیاز آسان یا ارزان نخواهد بود. این کشور محصور در خشکی است و در محله ای تحت سلطه دشمنان آمریکایی قرار دارد و اگرچه ایالات متحده هنوز متحدانی مانند نیروهای مسلح خود را در افغانستان دارد ، اما این متحدان بدون کمک های چشمگیر آمریکا به فعالیت محدود می شوند. برای اینکه هر استراتژی دریایی قابل دوام باشد ، رئیس جمهور بایدن باید آمادگی لازم را برای تعدیل قابل توجه در سیاست کلی ضد تروریسم ایالات متحده و همچنین در سیاست آسیای جنوبی داشته باشد تا اطمینان حاصل کند که افغانستان دوباره به یک پناهگاه امن برای جهادیانی که می خواهند تبدیل نشود. برای برنامه ریزی برای حمله به غرب.

رئیس جمهور در سخنرانی تلویزیونی بایدن در برابر ملت ، در توضیح منطق تصمیم خود ، اظهار داشت كه ایالات متحده با “ترور اسامه بن لادن و برچیدن القاعده” به اهداف خود در افغانستان رسیده است. وی همچنین افزود كه ایالات متحده “چشم ما را از تهدید تروریستی برنمی دارد” و “توانایی های ضد تروریستی خود را از نو سازمان می دهد” ، اما ترسیم روش جدید را متوقف كرده و بسیاری را از جزئیات طرح وی متعجب می كند. وی نگفت هزینه ها و پیامدهای دیپلماتیک رویکرد جدید چقدر خواهد بود. اگر امیدی به موفقیت وجود دارد ، مواردی است که باید به زودی روی آنها تمرکز کند.

هر استراتژی م counterثر ضد تروریستی دریایی دارای دو م mainلفه اصلی خواهد بود ، یکی بر خود افغانستان متمرکز شده و دیگری بر اساس حضور جدید قابل توجه ایالات متحده در منطقه ، خارج از افغانستان متمرکز است.

در داخل افغانستان ، ایالات متحده نیاز به مشارکت با متحدان افغانستانی موجود خود دارد ، از جمله نیروهای مسلحی که در بازسازی طالبان در سال 2001 کمک کردند. با این حال ، ترک واشنگتن نه تنها با شرکای ضعیف شده بلکه به طور بالقوه بیگانه خواهد بود و از رها کردن نیز ناراضی است. . و تصرف مناطق وسیعی از کشور توسط طالبان ، که بسیاری پیش بینی می کنند ، توانایی آنها را برای فعالیت در مناطقی که تهدیدهای عمده برای آمریکا ریشه دارد ، محدود می کند. همه اینها به لزوم حمایت پایدار نظامی و اقتصادی اشاره دارد.

در بدترین حالت ، که در آن نیروهای موجود دولت افغانستان به طور کامل سقوط می کنند ، ایالات متحده مجبور خواهد شد استراتژی داخلی خود را به شدت تنظیم کند. در عمل ، این به معنای پذیرش خطرات بیشتر در کوتاه مدت است ، در حالی که ایجاد یک شبکه جدید از اتحاد با جناح ها و گروه های خاص در افغانستان ، از جمله چند قبیله محلی و شبه نظامیان مسلح. با توجه به سابقه درگیری ایالات متحده ، این عملی است ، اما آسان نخواهد بود. این رویکرد به خشونت دامن می زند و چالش های انسانی را ایجاد می کند. بازیگران محلی افغان ، که شاید بیشترین تمایل به همکاری با ایالات متحده را داشته باشند ، مانند شبه نظامیانی که با CIA در شرق افغانستان کار کرده اند ، خواستار قیمت سیاسی ، از جمله تحمل رفتارهای احتمالی توهین آمیز و سو explo استفاده از غیرنظامیان افغان هستند.

دولت آمریكا می تواند با گوه های موجود در طالبان برای دستیابی به تهدیدهای تروریستی و نظارت بر آنها كار كند. بخشهایی از طالبان افغانستان وجود دارد که می خواهند روابط خود را با دولت ایالات متحده حفظ کنند. اما یک استراتژی گوه موفقیت آمیز می تواند اشکالات مهمی داشته باشد. این احتمال تکه تکه شدن طالبان در محور را با یک خط سخت متوسط ​​افزایش می دهد ، که ممکن است مشکل تروریسم را بدتر کند: یک جناح مستحکم ممکن است علاوه بر پذیرش تعدادی از گروه های جهادی ، برای یک برنامه فراملی نیز بازتر باشد. حتی در بهترین حالت ، وقتی چنین تقسیم بندی به نفع واشنگتن مفید باشد ، می تواند جنگ داخلی و بحران انسانی در افغانستان را به طور جدی تشدید کند.

در خارج از افغانستان ، عقب نشینی نیروهای مسلح بدان معنی است که بایدن باید گزینه های جدیدی را برای عملیات ضدتروریسم ایالات متحده پیدا کند. قرار دادن چشم و گوش و همچنین قابلیت هدف گیری در نزدیکی کشور نیاز به یک پایگاه فیزیکی برای راه اندازی هواپیماهای بدون سرنشین دارد و همچنین به عنوان مرکز لجستیک برای حملات کوتاه مدت علیه تروریست ها عمل خواهد کرد. چنین پایگاه هایی برای نظارت و تخریب هرگونه تهدیدات تروریستی فراملی قبل از اینکه متاستاز کنند ضروری است.

باز هم ، چندین عامل پیچیده وجود دارد. هر پایگاه باید از نظر جغرافیایی به افغانستان نزدیک باشد. هرچه پایگاه های آمریکا از افغانستان دورتر باشند ، حفظ نظارت مداوم دشوارتر است و برای رسیدن به هر هدفی مدت زمان بیشتری طول می کشد. حتی اگر ایالات متحده ترجیح دهد از پایگاه های موجود خود در خاورمیانه فعالیت کند ، برای عبور منظم از حریم هوایی افغانستان که محصور در خشکی است ، برای مثال ممکن است به دلیل ایران ، به دسترسی به شکل خطوط هوایی احتیاج داشته باشد تا تنش های مداوم بر سر برنامه هسته ای تهران.

در میان امکانات واقع بینانه برای چنین پایگاه و دسترسی از دیدگاه صرفاً جغرافیایی ، اولین گزینه اصلی پاکستان است. پاکستان که متحد رسمی ایالات متحده است مدتهاست که با طالبان دوست بوده و سرویس های امنیتی و اطلاعاتی جیوه آن اغلب اهداف آمریکایی را در منطقه هدف قرار می دهد. آیا گزینه مناسبی خواهد بود؟ پاسخ پیچیده ای است. از یک سو ، تاریخ به ما می گوید که پاکستان می خواهد با پایه گذاری ، حتی در یک زمینه ژئوپلیتیکی و داخلی بسیار دشوار ، با ایالات متحده درگیر شود. در دهه 1960 ، دولت آمریكا پایگاههای نظارت و جاسوسی را در اتحاد جماهیر شوروی حفظ كرد. در دهه 1980 ، دولت ایالات متحده با یک آژانس جاسوسی پاکستان برای حمایت از مقاومت مجاهدین در برابر شوراها از پایگاه های شمال غربی پاکستان همکاری کرد. در دهه 1990 ، ایالات متحده تقریباً توانایی هدف گیری سری برای در اختیار گرفتن القاعده را فراهم کرد ، اما سرانجام با یک کودتای نظامی در پاکستان در سال 1999 خنثی شد. به طور قابل توجهی ، در دوران پس از 11 سپتامبر ، دولت ایالات متحده مخفیانه با پاکستان همکاری می کرد اطلاعات در جمع آوری دهها تن از رهبران القاعده در سرزمین اصلی و جنگ هواپیماهای بدون سرنشین پرسرعت در مناطق قبیله ای که بخشی از آنها توسط پایگاه های پاکستان برای از بین بردن رهبران عالی رتبه القاعده انجام شد.

از سوی دیگر ، پاکستان متحد سرسخت طالبان است ، که مدتهاست آن را به عنوان یک وزنه مهم استراتژیک برای نفوذ هند رقیب خود در افغانستان قلمداد می کند. در واقع ، تمایل پاکستان برای دادن پناهندگی به طالبان یکی از دلایل اصلی از دست دادن ایالات متحده در افغانستان است. واشنگتن نتوانسته است راهی پیدا کند تا اسلام آباد از طالبان جدا شود و حتی در برابر سایر گروه های افراطی نیز به آن اعتماد کامل ندارد. هنگامی که ایالات متحده بن لادن را در پاکستان مستقر کرد ، آنها یک جانبه یک عملیات کشتار هدفمند را آغاز کردند. بنابراین بدیهی است که در نوع عملیاتی که پاکستان می تواند با آن موافقت کند محدودیت هایی وجود دارد. سیاست داخلی پاکستان احساسات ضد آمریکایی شدیدی دارد که تاکنون فروکش کرده است. هرگونه همکاری با پاکستانی ها می تواند واکنش بازیگران افغان را نیز به دنبال داشته باشد ، آنها ممکن است مایل به همکاری با ایالات متحده باشند اما پاکستان را به دلیل اتحاد با طالبان به عنوان یک دشمن می بینند.

چالش با پاکستان با تعمیق اتحاد این کشور با چین پیچیده تر است. طی دهه گذشته ، چین به عنوان بخشی از طرح کمربند و جاده شی جین پینگ ، رئیس جمهور چین ، تعدادی از پروژه های زیربنایی را در پاکستان راه اندازی کرده است. همکاری نظامی چین و پاکستان نیز در حال تشدید است. چینی ها احتمالاً حق وتو بر آمریکا مستقر در پاکستان دارند.

هیچ گزینه اجباری وجود ندارد که پاکستان را مجبور به تأمین قلمرو و فضای هوایی برای عملیات ضد تروریسم در افغانستان کند. تحریم پاکستان برای تبدیل اهداف استراتژیک خود به برنامه لازم ، در بهترین حالت تفکر مطلوبی است ، در بدترین حالت ساده لوحانه ، شاید به بهترین شکل با شکست در کارزار ایران برای فشار حداکثر نشان داده شود. هر نسخه ای از پاکستان به یک خرید واقعی پاکستانی احتیاج دارد – با توجه به موفقیت نسبی ایالات متحده در دستیابی به همکاری پاکستان علیه القاعده و شورشیان پاکستانی هم پیمانش ، غیرقابل باور نیست ، اما به مذاکرات ظریف و طولانی مدت احتیاج دارد ، شاید در پشت صحنه با ارتش قدرتمند پاکستان دولت بایدن نیز باید درگیر شود و به چین نفوذ دهد. در این صورت ، بر تلاشهای فعلی ایالات متحده برای ایجاد اتحاد ضدچینی در آسیا تأكید خواهد شد.

اگر دولت بایدن گزینه پاکستانی را کنار بگذارد ، گزینه جایگزین کمتر بهینه کشور آسیای میانه است. محتمل ترین نامزد می تواند ازبکستان باشد ، جایی که ایالات متحده بلافاصله پس از حملات القاعده در 11 سپتامبر 2001 پایگاه نظامی خود را حفظ کرد. این پایگاه برای جنگ آمریکا در افغانستان ضروری بود ، اما پس از استفاده از نیروی نامتناسب توسط امنیت ازبکستان نیروهای در برابر معترضین در اندیجان در ماه مه 2005 ، روابط واشنگتن و تاشکند خراب شد. رئیس جمهور وقت اسلام کریم اف تصمیم گرفت پایگاه ایالات متحده در کرشی-خان آباد را ببندد.

در زمان رئیس جمهور فعلی ازبکستان ، شوکت میرضیایف ، روابط بین ایالات متحده و ازبکستان بهبود یافته است ، بنابراین این می تواند یک گزینه مناسب باشد. وی از زمان روی کار آمدن ، اصلاحات مهمی در بخش امنیت انجام داده است ، اگرچه نگرانی های حقوق بشر همچنان وجود دارد. اما یکی از محدودیت های پایگاه ازبکستان محل استقرار آن است: این کشور با شمال غربی افغانستان هم مرز است و مناطقی که به احتمال زیاد فعالیت تروریستی فراملی را تجربه می کنند در شرق افغانستان است و این گزینه را به عنوان پایگاه عملیاتی نسبتاً گران می کند.

گزینه دیگر مورد استفاده تاجیکستان است ، اما این کشور از نظر اقتصادی به شدت به روسیه وابسته است. روسیه که در دوران اتحاد جماهیر شوروی به طور موثر بر آسیای میانه حکومت می کرد و از نفوذ قابل توجهی در منطقه برخوردار بود ، از ایده گسترش عضو ناتو در حیاط خلوت مسکو طرفداری نمی کند. هر تصمیم مهم در حوزه نفوذ روسیه مورد توجه رئیس جمهور روسیه ، ولادیمیر پوتین ، که سعی در وکالت دارد ، خواهد بود.

موقعیت آمریکا در تلاش برای ایجاد یک استراتژی جدید و موثر ضد تروریسم در یک منطقه چالش برانگیز ایده آل نیست. اما این هزینه لجام گسیخته تصمیم برای خروج نیروها از افغانستان است ، چیزی که روسای جمهور ایالات متحده به طور مداوم به چندین دولت تحمیل کرده اند.

بایدن هنگامی که استعفا را انتخاب می کند ، باید مستقیماً با این هزینه ها روبرو شود و دقیقاً توضیح دهد که ایالات متحده مرحله بعدی رویکرد خود برای مبارزه با تروریسم در افغانستان و سازش های ژئوپلیتیکی را که مایل است انجام دهد ، تصور می کند. در حال حاضر ، دولت در حال فروش عقب نشینی است ، با اشاره به اینكه هوشیاری ادامه می یابد سازش منصفانه ای با وضع موجود ، حفظ امنیت با هزینه های پایین تر در هزینه های زندگی و زندگی است. موانع موفقیت همچنان زیاد است و ایالات متحده را به انتخاب یکی از بهترین گزینه های اضافی در افغانستان وا می دارد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir