نظر چرا ژنرال ها برای رهبری پنتاگون نباید قفل باشند – و چگونه لوید آستین می تواند این نگرانی ها را برطرف کند


دلایل بسیار خوبی وجود دارد که چرا عادی بودن انتصاب یک افسر ارشد نظامی اخیراً بازنشسته به سمت وزیر دفاع آنقدر قوی است که امتناع قانونی وجود دارد که آن را تقویت می کند – و این که فقط در طی 75 سال فقط دوبار رد شده است. کنترل غیرنظامی به معنای داشتن سرباز تحت رهبری رهبران غیرنظامی است ، حتی وقتی ارتش از سیاستمداران غیرنظامی از قدرت یا محبوبیت بیشتری برخوردار است – و حتی وقتی به آنها دستور داده می شود کاری را انجام دهند که ارتش ترجیح می دهد انجام ندهند (به شرطی که دستورات قانونی است). بدون یک ارتش قوی ، دموکراسی به عنوان یک کشور آزاد زنده نخواهد ماند. بدون کنترل غیرنظامی ، دموکراسی به عنوان یک دموکراسی آزاد زنده نخواهد ماند. و هرچه یک نهاد نظامی از نظر مالی ، سیاسی یا اجباری بیشتر باشد ، اطمینان از کنترل غیرنظامی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

در نتیجه ، وزیر دفاع قصد دارد تجسم روزمره “غیرنظامی” در “کنترل غیرنظامی” باشد. غیر از رئیس جمهور ، وزیر دفاع تنها غیرنظامی در زنجیره رسمی فرماندهی است. ما به عنوان یک کشور ، مدتهاست که نیاز به یک وزیر دفاع غیرنظامی قوی و مورد حمایت کارکنان غیرنظامی در دفتر وزیر دفاع را برای تعادل بخشیدن به خدمات یکنواخت قدرتمند و ستاد مشترک در سیاستگذاری روزمره در پنتاگون ، درک کرده ایم.

اما آیا آستین اکنون که بازنشسته شده است غیرنظامی نیست؟ نه دقیقا. تجربه اصلی زندگی او به عنوان یک افسر ارشد نظامی است ، او همچنان تابع قانون یکپارچه عدالت نظامی است و برای اکثر مردم نام کوچک او هنوز “ژنرال” افتخاری است. مشخص نیست که عموم مردم تفاوت زیادی بین بازنشستگان ارشد و کارمندان عمومی فعلی دارند. در آگاهی عمومی همه آنها “نظامی” تلقی می شوند.

البته بسیاری از وزرای دفاع قبلی حداقل برخی از تجربیات نظامی را در CV خود داشتند. اما برای موفق ترین منشی ها ، این تجربه نسبتاً ناچیز بود. بیل پری و باب گیتس ، دو منشی مشهور دوران پس از جنگ سرد ، هر دو در اولین مراحل شغلی خود فقط مدت کوتاهی با لباس فرم خدمت کردند.

کنگره متقاعد شد که دو بار هنجار شکنی کند. در سال 1950 ، کنگره رئیس جمهور ترومن را در اواسط جنگ کره عزل کرد تا وی بتواند ژنرال جورج کی مارشال را به عنوان سومین وزیر دفاع خود منصوب کند. مارشال به دلیل اتهامات مک کارتی مبنی بر نرم بودن کمونیسم در زمان وزیر خارجه بودن ، چمدانی به همراه داشت ، اما همچنین با دویت آیزنهاور و داگلاس مک آرتور ، یکی از محبوب ترین قهرمانان جنگ جهانی دوم ، همراه بود. بلافاصله پس از تأیید ، مارشال عضوی از دولت ترومن بود و از بالاترین حمایت و اعتماد دو جانبه برخوردار بود.

بار دوم 67 سال بعد ، در سال 2017 ، زمانی که کنگره انتصاب ژنرال جیم ماتیس به عنوان اولین وزیر دفاع خود را از رئیس جمهور ترامپ انکار کرد. باز هم ، ماتیس بعنوان ژنرالی وحشی که از سیاست از دست دادن اوباما در خاورمیانه انتقاد کرد ، چند بار سیاسی آورد. اما با تردیدهای جدی در مورد تمایل شخصی ترامپ به فرماندهی کل قوا و نگرانی های گسترده در مورد کیفیت مشاورانی که گوش ترامپ را در کاخ سفید داشتند ، ماتیس به عنوان یک دست ثابت آماده در روز اول دیده شد. بلافاصله پس از تأیید ، ماتیس یکی از اعضای دولت ترامپ بود که بالاترین سطح حمایت و اعتماد دو جانبه را داشت.

این واقعیت ناخوشایند است: از نظر تاریخی ، انتصاب یک ژنرال یا دریادار 4 ستاره بازنشسته به سمت وزیر دفاع نشانه ضعف است – تقریباً رای اعتماد به بقیه تیم غیرنظامی دولت است. ترومن به مارشال احتیاج داشت زیرا ریاست جمهوری وی به مشکل خورده بود ، دو منشی دفاعی پیشین غیرنظامی او به سختی شکست خورده بودند ، او در حال جنگ از دست رفته در کره بود که توسط یک ژنرال قدرتمند محبوب تر از او برگزار می شد – در واقع ، وی یکی از قدرتمندترین رقبای سیاسی او. ترامپ به ماتیس احتیاج داشت زیرا او به وضوح آمادگی فرماندهی کل قوا را نداشت و فقط استعداد ضعیف امنیت ملی را در تیم خود داشت.

امروز هیچ یک از این شرایط اعمال نمی شود ، بنابراین عجیب است که بایدن به آن سمت رفته است.

با این وجود ، در این مرحله ، بار سنگینی بر دوش آستین است تا آسیب احتمالی سنت کنترل غیرنظامی را جبران کند. در اینجا سه ​​کاری وجود دارد که او می تواند انجام دهد.

اول ، او باید روشن کند که نقش خود را به عنوان یک غیرنظامی درک می کند. او می تواند این کار را به روش های نمادین اما معنی دار انجام دهد. یکی اصرار بر این است که “دبیر” خوانده شود و نه “ژنرال”. دیگری امتناع از بازگشت سلام است. طبق عرف صحیح نظامی ، غیرنظامیان فقط پرسنل لباس فرم استقبال نمی کنند. این حرکات کوچک یک پیام سیاسی قوی خواهد داشت.

دوم ، آستین باید غیرنظامیان قدرتمندی را برای تیم مشاوره فوری خود و پست های اصلی در دفتر وزیر انتخاب کند و به آنها اعتماد کند ، نه به دوستان سابق نظامی ، تا تیم سیاستگذاری غیرنظامی خود باشند. وی باید از خدمات و ستاد مشترک بخواهد که تشخیص دهند این غیرنظامیان منصوب نظارت غیرنظامی غیرنظامی بر برنامه ها ، سیاست ها و عملیات دارند. وی همچنین می تواند با ترغیب مشاوران غیرنظامی خود به تعادل و تعادل نظامی و نظامی را بازگرداند تا سعی نکنند از اختیارات خود فراتر روند ، اما در عوض زنجیره فرماندهی را برای هرگونه دستور رسمی از نزدیک تحت نظر دارند.

سوم ، آستین باید در جلسات دادرسی خود روشن کند که دلیل این هنجار و سایر هنجارهای دیگری را که روابط سالم نظامی و نظامی به آنها بستگی دارد ، درک می کند. وی باید متعهد شود که آنها را پس از چهار سال آشفته که به طور مرتب توسط راه های شکستن تابوهای ترامپ مختل می شدند ، تقویت کند.

اگر ژنرال آستین موفقیت خود را به سمت وزیر آستین به اتمام برساند ، یک م welcomeسسه امنیت ملی که مایل به بازگشت به حالت عادی است ، خوش آمد گویی خواهد کرد. در غیر این صورت ، او می تواند قربانی اولیه دوره بایدن شود.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*