[ad_1]

با توجه به چین ، تغییر در رویكرد آمریكا در حال حاضر بیشترین احترام را از جانشینی دارد كه مورد قبول كلیسا است و حرف خوبی در این باره ندارد و در واقع می خواهد تا آنجا كه می تواند از آن فاصله بگیرد.

نمی توان تصور کرد که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در دوران تصدی خود ، فقط 5 سال پیش ، متحدان ناخواسته اروپایی داشته باشد که موضع سختگیرانه تری نسبت به چین اتخاذ کنند ، همانطور که بایدن هفته گذشته این کار را کرد.

پیش از سفر بایدن ، کورت کمپبل ، رئیس کاخ سفید آسیا ، گفت “دوران نامزدی به پایان رسیده است”.

درست است و در سال 2017 پایان یافت ، که احتمالاً به عنوان سیاست ترامپ دیده می شود ، که بزرگترین و متعاقب آن بود.

به مدت 20 سال ، ایالات متحده با این فرض دو طرفه عمل کرده است که استقبال پکن از سیستم بین المللی و ایجاد روابط تجاری نزدیکتر در آزادسازی چین نتیجه خواهد داد.

با پایان سال های اوباما ، به طور فزاینده ای روشن شد که این استراتژی از فرهنگ ناشی می شود. تیم اوباما در مورد “محوری به آسیا” یا تغییر توجه و منابع از خاورمیانه به آسیا صحبت می کنند ، اما این تنبل تر از آنچه بود بود.

حتی زمانی که چینی ها سرمایه گذاری زیادی در ارتش خود انجام می دادند ، و به دریای جنوبی چین می رسیدند ، به جاسوسی سایبری و هک کردن ادامه می دادند ، طرح کمربند و جاده را راه اندازی می کردند ، معماری مالی بین المللی خود را از طریق بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیا انجام می دادند و مبارزات خود را در مورد نسل کشی فرهنگی علیه اویغورها انجام داد ،

این وضعیت یادآور سالهای پایانی جیمی کارتر بود ، وقتی که با حمله به افغانستان تمام امیدهای شوروی برای کاهش رفتارهایشان از بین رفت.

اجماع قدیمی درباره چین ناپایدار شده بود ، اما برای ترامپ ، که نظر نخبگان را نادیده گرفت و می خواست همه چیز را منفجر کند (یا حداقل در مورد آن صحبت کند) ، آن را نابود کرد.

برای سالها ، روابط امنیتی و تجارت با چین مناطق جداگانه ای در نظر گرفته شده بود ، یا بدتر از آن ، ما ترس از فشار بیش از حد بر روی مسائل امنیتی را داشتیم ، زیرا ترس از برهم زدن روابط تجاری بود.

ترامپ تجارت و امنیت را بهم پیوند داده و به جهانیان پیغام داده است که ترکیبی از اقتصاد آمریکا و چین اجتناب ناپذیر نیست و در واقع قابل برگشت است.

ترامپ روابط خود با رئیس جمهور خود را بیش از حد شخصی سازی کرد و آنچه را که ممکن است از جنگ تجاری با چین ناشی شود ، مجدداً فروخت ، اما تغییر جهت مجدد غیرقابل تصور بود.

همانطور که جاش روگین از روزنامه واشنگتن پست در کتاب خود درباره سیاست چینی ترامپ ، هرج و مرج زیر بهشت ​​می گوید ، “تیم اوباما به چین گفته بودند که ایالات متحده رفتار خود را تغییر می دهد تا به رفتار آنها پاسخ دهد. حالا تیم ترامپ این حرف را به چین می زد شما هستید رفتار باید تغییر کند “

در زیر ضرب و شتم روزانه مقامات عالی رتبه ، مقامات ترامپ تلاش های آگاهانه و عمدی برای ارائه استراتژی جدید و آغاز اجرای آن انجام داده اند.

دولت چندین سند مهم از دولت – از وزارت دفاع ، شورای امنیت ملی ، تا وزارت امور خارجه – تهیه كرده است كه تفكر جدید را تبلور می بخشد.

وزیر امور خارجه مایک پمپئو مجموعه سخنرانی های خود را در مورد سوusesاستفاده های چین در سراسر طیف ارائه داد ، در حالی که در تابستان سال 2020 ، وزیر دفاع مارک اسپر ، دادستان کل ویلیام بار و مدیر اف بی آی کریستوفر رای سخنان خود را در مورد تهدید چین ارائه دادند.

دولت در تلاش است تا از اتحاد در آسیا حمایت کند و با موفقیت در حال لابی کردن کشورهای اروپایی است تا Huawei را از شبکه های خود به عنوان بخشی از مقاومت گسترده در همه جبهه ها ، از جمله دفاع ، دیپلماسی ، فضای مجازی ، ارتباطات از راه دور ، تجارت و حقوق بشر ، خارج کند.

با هر معیار عادلانه ای ، این یک کارزار جدی بود و رفتار چین در سال های اخیر فقط نیاز آن را تأیید کرده است.

این کار احمقانه ای خواهد بود که در نهایت همه آن را دور بریزید فقط به این دلیل که نام “دونالد ترامپ” به آن متصل شده بود. به اعتبار وی ، بایدن این کار را نکرد. باید دید سخت فکر کردن چقدر سخت است بایدن در حقیقت هدف چین قرار خواهد گرفت ، اما آرزوی او برای جلب محکومیت متحدان اروپایی به سوuses استفاده های چین قابل استقبال است.

بایدومیتو بایدن با امانوئل ماکرون و آنگلا مرکل در طول سفر تا آنجا که به دست آمد خوب بود و تفاوت چشمگیری با ترامپ.

مهمتر از همه ، تأکید او بر آنچه می تواند تقابل تعیین کننده در نیمه اول قرن 21 باشد ، ناشی از ترامپ است و به طور ضمنی سر تحول استراتژیک پایدار ایجاد شده توسط سلف خود را تکان می دهد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir