نظر چگونه بایدن می توانست ریاست جمهوری شاهنشاهی را سرنگون کند



مورخان و محققان دموکرات برای دهه ها هشدار داده اند که مقامات اجرایی ایالات متحده از مفهوم اصلی خالقان قانون اساسی ، که رئیس جمهور محدود شده توسط کنگره را متصور بود و متهم اصلی در اجرای قوانین تصویب شده توسط قوه مقننه است ، منحرف شده است (اگرچه الکساندر همیلتون برای یک رئیس جمهور با قدرت تقریباً سلطنتی بحث می کند). روسای جمهور حتی از همان روزهای ابتدایی از این حد فراتر رفته اند ، اما این در قرن بیستم نبود که این افراط و تفریط ساختاری شد. وقتی آرتور شلزینگر می نویسد ریاست جمهوری شاهنشاهی در سال 1973 ، او این جمله را نه با احترام ، بلکه به عنوان یک هشدار جدی برای کشور ذکر کرد. از آن زمان به بعد ، ریاست جمهوری امری شاهنشاهی تر ، حتی قدرتمندتر شده و در کارهای روزمره کمتر به رأی دهندگان ، کنگره و حتی دادگاه ها پاسخ می دهد.

تقصیر هر دو طرف است. در یک سریال کمابیش مستمر پس از رکود بزرگ ، هر رئیس جمهور کنترل بیشتری بر بوروکراسی در حال رشد دارد ، که غالباً از یک بحران ملی برای این کار استفاده می کند. زمانی که باراک اوباما رئیس جمهور شد ، قدرت گسترده ای داشت – و در مقابل یک کنگره بی امان جمهوری خواه برای گسترش اهداف سیاسی خود در زمینه هایی مانند مهاجرت ، کنترل هواپیماهای بدون سرنشین ، نظارت بر محیط زیست و فدرال بر پلیس محلی.

منتقدان ترامپ که از آنچه رئیس جمهور فعلی انجام داده یا سعی در انجام آن دارد وحشت دارند ، ممکن است بخشی از خشم خود را از کنگره معطوف به کنارگذاشتن قدرت در طول دهه های گذشته کرده باشند. وقتی ترامپ به طور یک جانبه تعرفه طیف وسیعی از کالاهای وارداتی را گرفت ، این کار را با استفاده از اختیارات تجاری انجام داد که کنگره صریحاً به ریاست جمهوری داد. هنگامی که وی ممنوعیت سفر به چندین کشور را وضع کرد ، این کار را با استفاده از استثنائات امنیت ملی از قدرت کنگره برای کنترل مهاجرت انجام داد – استثناهایی که کنگره در قانون نوشته است. ترامپ با استفاده از ابزارهای اختیاری و استثناهای مبهم از چگونگی توزیع پنتاگون ، از بودجه پنتاگون پول خود را برای ساخت بخشی از دیوار خود منحرف کرده است ، حتی اگر قانون اساسی به کیف پول کنگره قدرت می بخشد. هنگامی که دستورات اجرایی برای لغو حفاظت از محیط زیست و ممنوعیت شرکت های رسانه های اجتماعی چینی صادر شد ، برخی از آنها در صلاحیت این کشور بودند ، زیرا کنگره این اختیار را صادر کرد. برخی از آنها ، مانند ممنوعیت TikTok ، به دلیل تفسیر بیش از حد سخاوتمندانه اما طولانی مدت از اختیارات امنیت ملی رئیس جمهور ، از بین رفته است. و گرچه دادگاه ها برخی از دستورات وی را رد کردند ، اما آنها همچنین بسیاری از اقدامات وی را تأیید کردند زیرا این امر تحت اختیار قانونی بود که به دفتر وی اعطا می شد.

ترامپ برای همه اینها کارهای زیادی کرد کمتر اگر از نظم ، دقت و دقت بالاتری برخوردار بود و توانایی استخدام کارکنان واجد شرایطی را که چگونگی ساخت و اجرای یک مدیر اجرایی پایدار را درک می کنند ، از اختیارات دفتر خود استفاده می کند. وی از مهارت جورج دبلیو بوش و اوباما که چنین افرادی را استخدام کردند و استدلال های مشابهی ارائه دادند و سپس لوحی به ترامپ تحویل داد ، استفاده قابل توجهی کرد. با این حال ترامپ در ابتدا نحوه استفاده از آنها را نمی دانست و در واقع کمتر از اوباما ، بوش یا کلینتون دستورات اجرایی صادر کرد. از این نظر ، ایالات متحده در واقع از چند گلوله در مقایسه با آنچه او می توانست انجام دهد ، پرهیز کرده است.

بنابراین ، وقتی بایدن در ژانویه 2021 در دفتر بیضی شکل می نشیند ، دموکرات ها انتظار دارند – به طور قابل فهم – رئیسی که مایل است با لغو اقدامات ترامپ و پیشروی سریع در دستور کار دموکراتیک ، تمام قدرت اجرایی را بر اهداف سیاسی خود بگذارد. اعتراضات سنا (احتمالاً) جمهوری خواه.

به جای استفاده از اختیارات خود در این راه ، نتیجه بهتر برای کشور ممکن است اخته کردن باشد بعدی دونالد ترامپ و برقراری تعادل در دموکراسی آمریکا با همکاری با کنگره برای کاهش قدرت اجرایی.

هم دموکرات ها در پارلمان و هم جمهوری خواهان سنا شرکای مشتاقانه ای خواهند بود. یک مکان خوب برای شروع محدود کردن بدنه تعرفه ای کاخ سفید است که ده ها سال پیش و در دوره دیگری ارائه شده است. مهاجرت یکی دیگر از این موارد است: کنار گذاشتن هوی و هوس مدیران اجرایی مبنی بر استفاده تهاجمی از مهاجرت و گمرک ، یا سرعت بخشیدن به اخراج و حملات یا متوقف کردن آنها به طور کلی ، قضاوت درباره عدم اطمینان مداوم بر خلاف قاعده قانون است. از قانون

البته چالش یک رئیس جمهور دموکرات این است که کنار گذاشتن قدرت به معنای کنار گذاشتن نفوذ عظیم در حوزه نظارتی است که یکی از راههای اصلی تأثیرگذاری یک رئیس جمهور مدرن بر کشور است. (شایان ذکر است که ترامپ در کاهش ردیابی نظارتی دولت فدرال ، مانند اجازه دادن به نوآوری بیشتر در خدمات مالی ، محبوب ترین شخص بود.) علاوه بر همکاری با کنگره برای تقویت برخی از زبان مبهمی که به آژانس ها اجازه می دهد با وضع قوانینی قانون را تصویب کنند ، دولت بایدن می تواند نسخه ای از “محدودیت قضایی” مقام اجرایی را که به معنای نه حوزه نظارتی را در خدمت اهداف سیاسی خود به مرزهای خارجی خود سوق می دهد. روسای جمهور کلینتون ، بوش و اوباما شرایط خود را با قول کاهش مقررات دقیق آغاز کردند. بایدن در واقع می توانست چنین کاری کند.

چشم انداز تلاش دولت بایدن برای تأیید صلاحیت های ریاست جمهوری ضعیف به نظر می رسد ، اما این زمین لاکلا نیست. در تاریخ اخیر مواردی وجود دارد که مقامات اجرایی واقعاً به عقب برگشته اند. پس از واترگیت و افشاگری های همزمان مبنی بر اینکه روسای جمهور قبل از نیکسون از CIA و سایر سازمان ها بدون موافقت صریح کنگره برای انجام جنگ پنهانی استفاده می کردند ، قانونگذار مقداری قدرت را از آن خود کرد. جرالد فورد و جیمی کارتر هر دو با هم اختلاف داشتند و به عنوان رئیس جمهور ضعیفی دیده می شدند ، که فقط عزم روسای جمهور را تجدید می کرد ، زیرا آنها در ابتدا اختیارات خود را داشتند و سپس از کنگره و دادگاه ها اجازه می گرفتند. سپس ، با پایان جنگ سرد و ریاست جمهوری بیل کلینتون ، کنگره مجدداً تلاش کرد تا کنترل بیشتری را ایجاد کند – برخی تخریب کننده ، در طی روند استیضاح ، اما همچنین به طور قانونی ، و تلاش های کلینتون برای استناد امتیاز اجرایی برای خنثی کردن تحقیقات

این تغییرات مختصر در توازن قوا نشان می دهد که رشد ریاست جمهوری شاهنشاهی قابل توقف نیست. به نظر می رسد که فقط در 20 سال گذشته ، که از زمان 11 سپتامبر و بحران مالی ، شاهد گسترش گسترده اقتدار ریاست جمهوری بوده ایم. و با این استدلال که هیچ کس به طور داوطلبانه قدرت را رها نمی کند ، ما مثال خیره کننده ای از کاهش قابل توجه زرادخانه های هسته ای از سال 1990 داریم ، با برخی از کشورها مانند اوکراین به طور کامل خلع سلاح هسته ای و برخی دیگر مانند روسیه و ایالات متحده قسمت های قابل توجهی از زرادخانه های خود را نابود می کنند.

درس ترامپ باید این باشد که ایالات متحده از یک گلوله پرهیز کرده است. سرانجام ، ترامپ بسیار ناچیزتر از آنچه مخالفانش ترسیده بودند یا آنچه حامیانش می خواستند ، چه به دلیل بی کفایتی یا موشکافی توسط سایر نهادها و مراکز قدرت ، انجام داد. اما انتخاب وی و انتخاب مجدد نزدیک وی همچنین نشان داد که بسیاری از آمریکایی ها اگر معتقد باشند که برنامه اصلی آنها بهبود خواهد یافت ، خواه شامل سقط جنین ، مخالفت با چین ، محدودیت مهاجرت یا حفظ امنیت داخلی و بین المللی باشد ، برخی از آزادی ها را به خطر می اندازند. و حتی اگر این موضوع بحث برانگیز باشد (و مطمئناً مورد بحث است) ، چهار سال گذشته نیز باید آنچه پدران بنیانگذار آن را قطعاً می دانند نشان دهد: آزادی و جامعه ای باز برای همه شهروندان در همه زمان ها مهم نیست و هر دموکراسی کاملاً قادر به انتخاب رهبرانی است که تعهد آنها به حاکمیت قانون و این آزادیها مورد تردید است. بهترین راه برای جلوگیری از سوusing استفاده از قدرت و تخریب سیستم ما ، محدود کردن این قدرت ها است.

برای بدست آوردن تعادل ، بایدن نباید روی شمشیر خود بیفتد یا یک رئیس جمهور ضعیف شود. دقیقاً برعکس. کار فعالانه با کنگره برای اصلاح سیستمی که بد تحریف شده است ، ممکن است یکی از بزرگترین اقدامات رهبری ریاست جمهوری باشد که این کشور مدتهاست شاهد آن بوده است. همانطور که حکما گفتند ، حالا نه ، کی؟


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*