نظر چگونه طوفان صد ساله آمریکا را آرام کنیم



ما هرگز نباید چشم انداز اصلی را که مترقیان اصلی با آن روبرو هستند فراموش کنیم. Ku Klux Klan که عمدتا وجود نداشت ، در سال 1915 اصلاح شد و یک کارزار وحشت نژادی داخلی را آغاز کرد. آنارشیست ها نهادهای مختلف را تهدید کرده اند ، رئیس جمهور ویلیام مک کینلی را به قتل رسانده و شهرها را با تکرار بمباران کرده اند که اکنون تکان دهنده است. ناآرامی های کارگری نیز اغلب خشونت آمیز بود. بسیاری از خود می پرسیدند که آیا دموکراسی آمریکا می تواند اصلاً زنده بماند؟

به طرز قابل توجهی ، ممکن است تغییرات پشت گردباد امروز بارزتر شود. در بدو تولد جمهوری آمریکا ، سفیدپوستان کل منتخبین ملت را تشکیل می دادند. وقتی بیل کلینتون دو قرن بعد به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد ، سهم سفیدها هنوز 87٪ بود. اما این را درک کنید: در 28 سال آینده ، سهم سفید به 67 درصد کاهش یافته است. در نظر بگیرید که چگونه این تغییر چشمگیر در جوامع مختلف آمریکا متفاوت متفاوت طنین انداز می شود.

در همین حال ، این تغییر امیدوار کننده تر با تغییرات دیگری همراه است که بسیار شوم تر است. نابرابری امروز از شکاف دستمزد در عصر طلاکاری شرمنده است. شرایط آب و هوایی در معرض بحران است ، و این امر ما را مجبور می کند تا بخشهای عظیمی از اقتصاد خود را تغییر ساختار دهیم. ما با رشد چین و افزایش خصومت روسیه روبرو هستیم. و همانطور که همه گیری نشان داده است ، سیستم های بهداشت و سلامت عمومی ، که زمانی سنگ بنای قدرت ملی ما بودند ، نیاز به اصلاح دارند. از بوته های بازیگری که توسط جنگ داخلی ، رکود بزرگ یا جنگ جهانی دوم نشان داده می شود ، چیزی لازم نیست تا دریابیم که احساس تخریب فعلی بیشترین شباهت را به چالشی دارد که در اوایل دهه 1920 با آن روبرو بودیم.شما قرن.

سطح آشفتگی برای کسانی که زندگی آنها از این تغییرات بهره مند شده است به راحتی قابل چشم پوشی است. اما آمریکایی هایی که تحصیلات دبیرستانی آنها ، فراتر از تأثیر حباب جهان وطنی زندگی می کنند ، یا محله های خود را تحت الشعاع “مرگ ناامیدی” دیده اند ، حق دارند نگران باشند که این اثرات ترکیبی فرزندانشان را بدون هیچ فرصتی برای ادعا رویای آمریکایی. این مجوزی برای کنار گذاشتن اصول حاکمیت دموکراتیک یا قانون شکنی نیست – دور از آن. ولی است نگرانی که دیگران در خطر برای کشور ما نادیده می گیرند.

خوشبختانه ، از آنجا كه مشكلات امروز منعکس كننده مشكلاتي است كه عصر طلاكاري را تعريف مي كرد ، سياست اوايل قرن بيستم چيزهايي براي آموزش ما دارد. هنگامی که تدی روزولت ریاست جمهوری را در سال 1901 به عهده گرفت ، دستور کار اصلاحات عمده ای داشت. انتقال از مزرعه به کارخانه باعث شده اصلاح طلبان در سراسر کشور آموزش دبیرستان را به یک سنگ بنای جهانی تبدیل کنند. اما عامل اصلی محرومیت در آن زمان – نهادی که نه تنها مقصر نابرابری اقتصادی بلکه همچنین آرمانهای مقاومت ناپذیر طبقه متوسط ​​و کارگر برای شکوفایی واقعی است – قدرت انحصاری بود. بنابراین ، روزولت ، با شکل دادن به خطوط نمایشگاه عادلانه خود ، برنامه وسیعی را اتخاذ کرد که به جداول مستثنی فرصت بیشتری می بخشد. وی دولت فدرال را به عنوان یک داور بی طرف در اختلافات کارگری تاسیس کرد ، نه به عنوان سنگر برای انحصارگران. این مقررات پایدارتر فعلی را برای شرکت های خصوصی کشور تصویب کرده است. و شاید از همه مهمتر ، او با طرح دادخواست شکسته شدن یکی از شرکتهای بزرگ ریلی JP Morgan ، North Securities ، اعتمادها را مستقیماً به دست گرفت.

امروز ، هنگامی که موج جدیدی از قدرت انحصاری اقتصاد گسترده تری را تهدید می کند ، دولت جدید با چالش های متعددی روبرو است که نیاز به تصمیمات جسورانه دارد. در حال حاضر نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد دولت بایدن فشار جدیدی از انحصارات فناوری را تشخیص داده و می تواند برای دفع آنها از حمایت دو جانبه برخوردار شود.

اما در پایان ، هیچ چیز به اندازه آموزش برای مقابله با تقسیم بین شمول و محرومیت به شدت کار نمی کند. همانطور که کمال هریس معاون رئیس جمهور در بحث خود با مایک پنس خاطر نشان کرد – و مانند بانوی اول جیل بایدن ، استاد دانشگاه ، او می داند که مدرسه به عنوان مهمترین عامل برای رونق اقتصادی و فرصتهای مادام العمر در 21 سال ظهور می کند.خیابان اقتصاد قرن. مدارج بالاتر گرچه همیشه سودآور هستند اما اکنون گذرنامه های ضروری برای موفقیت در طبقه متوسط ​​هستند. اخیراً روسای جمهور دو حزب با هدف بهبود سیستم منسوخ و ناکافی آموزش و پرورش این کشور را به دست گرفتند. اکنون ما به یک برنامه بسیار پایدارتر نیاز داریم. به همان روشی که ترقی خواهان دوره روزولت به اعتمادهای انحصاری حمله می کنند ، مترقیان دوره بایدن نیز باید سیستم آموزشی ما را بهبود بخشند.

خوشبختانه ، با روحیه آغوش لوئی براندایس از آزمایش های محلی ، اصلاحات موثری نزدیک است. ما باید راهی پیدا کنیم تا اطمینان حاصل کنیم دانش آموزان زودتر شروع می کنند و ماندگاری بیشتری دارند. همانطور که دولت شیکاگو من این کار را انجام داد ، همانطور که وزیر کار تازه وارد مارتی والش در بوستون انجام داد ، دولت شهرداری می تواند با کنار گذاشتن مدل K-12 برای چیزی بسیار گسترده تر ، مانند Pre-K تا 14 ، در آموزش عمومی عمومی تجدید نظر کند.

امروز ، هر کودکی در آمریکا می تواند و باید بدون داشتن کد پستی ، در یک برنامه مهد کودک تضمین شود. از طرف دیگر ، آموزش مدارس دولتی نباید در کلاس 12th به پایان برسد – ما باید با رایگان و در دسترس قرار دادن کالج عمومی ، به هر شهروند فرصت کسب مدرک کاردانی را تضمین کنیم. علاوه بر این ، ما باید تمرکز بر فارغ التحصیلی از دبیرستان را به تمرکز بر موفقیت تبدیل کنیم بعد ازفارغ التحصیلی ، شرایط ملی شدن شیکاگو این است که قبل از فارغ التحصیلی ، هر دانش آموز یک نامه پذیرش از کالج ، کالج جامعه یا آموزشگاه حرفه ای ، یک پیشنهاد شغلی یا برنامه ای برای شرکت در یک برنامه نظامی یا ملی مانند AmeriCorps داشته باشد.

برای التیام بخشیدن به سیاست های بدنه در حال حاضر ، ابتدا باید زخم ورود را برطرف کنیم – یعنی تلاش گروه واقعی جنایتکار برای تضعیف دموکراسی ما و آشکار کردن همدستی همه افراد قدرت. اما با گذشت زمان ، باید روی سرطان زمینه ای که کل جامعه را آزار می دهد ، تمرکز کنیم. در زمانی که مسائل مربوط به شمول و محرومیت تقریباً هر بحث سیاسی و اقتصادی را پوشش می دهد ، واشنگتن باید بر تأمین ابزارهای لازم برای ساختن یک زندگی مرفه و متوسط ​​از طبقه متوسط ​​تمرکز کند.

اخلال در نظم عمومی جامعه باعث شده بیش از حد جامعه از ترس کنار گذاشته شدن از سخاوت فردا رنج ببرد. تقریباً به همان چالش رسید ، Fair Deal تدی روزولت بازتاب داد تا در دهه های بعدی به فیلم های New Freedom وودرو ویلسون و New Dealer FDR بپردازد. مسئولیت امروز ما این است که اطمینان حاصل کنیم همه اعضای هر جامعه به آمریکا اعتقاد دارند ، زیرا آمریکا در آنها سرمایه گذاری شده است.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*