[ad_1]

تقریباً غیرممکن است که توصیف کنیم این قهرمانی دموکراتیک هشت کاندیدا چقدر پراکنده ، متوسط ​​و بی مزه بوده است. انتقادات کوچک و رسوایی های شخصی به وفور مشاهده می شود. رهبر فعلی چپ ، مایا ویلی ، مشروعیت وی را زیر سوال برد زیرا شریک دیرینه او پس از سرقت بیرحمانه ای که وی را به بیمارستان منتقل کرد ، کمک کرده بود تا یک ماشین امنیتی خصوصی در محله آنها گشت بزند. کاترین گارسیا به اسپانیایی نبودن متهم شده است. س questionsالات جدی مطرح شده است که آیا اریک آدامز یا اندرو یانگ در شهری که می خواهند بر آن حکومت کنند زندگی می کنند. تلاش های اسکات استرینگر ، جبهه فرنگی یک بار دیگر ، پس از آنکه وی متهم به لمس یکی از دوستان خود از 20 سال پیش و یک پیشخدمت از 30 سال پیش بود ، سرازیر شد. مبارزات دیان مورالس گرد هم آمدند و بلافاصله اعتصاب کردند ، اگرچه به عنوان یک شبح ، تبلیغات تلویزیونی وی همچنان ادامه داشت.

آنچه شهردار سابق دیوید دینکینز زمانی “موزاییک باشکوه” نیویورک نامیده بود ، به نظر می رسد خرد شده است ، و هر نامزد یک قطعه را می گیرد. آدامز جناح Hasidic خود را دارد ، Ian جناح خود را دارد. آدامز و ویلی در مورد حمایت رای دهندگان سیاه پوست بحث می کنند.

بدون شک ، قالب بیزانس رای گیری با یک انتخابات رتبه بندی شده ، که در آن از رأی دهندگان خواسته می شود تا پنج نامزد برتر خود را به ترتیب اولویت انتخاب کنند ، در ایجاد آشفتگی موثر بود. سیستم جدید چیزی مانند “تخلیه فوری” را فراهم می کند که مقداری پس انداز می کند و در عین حال اطمینان می دهد که برنده شخصی خواهد بود نه اولین انتخاب اکثریت رای دهندگان.

و مطمئناً ، بیشتر انتخابات شهردار در شهر دور از درس های دموکراسی بود. نیویورک ، همانطور که دانیل پاتریک مونیهان معروف گفت ، اولین شهر بزرگ در تاریخ بود که توسط مردم اداره می شد – و مردم اغلب آن را می گیرند. شهرداران قرن نوزدهم شامل موجوداتی کاملاً متعلق به رئیس توید مانند جان تی هافمن و ا. اوکی هال ، یک احمق درخشان بودند که دوست داشت در روز سنت پاتریک کاملاً سبز بپوشد. فرناندو وود با وقاحت فاسد ، شورشی را بین نیروهای پلیس رقیب برانگیخت و پیشنهاد داد در آغاز جنگ داخلی نیویورک از اتحادیه خارج شود و کشور خود ، Tri-Insula را ایجاد کند. (شاید چنین ایده وحشتناکی برای احیای آن نباشد …) با کار در یک زمینه با سه نفر در سال 1886 ، تدی روزولت جوان تنها سوم شد و به آبرام هیویت جاوید باخت.

حتی Fiorello La Guardia که هنوز در بین شهرداران آمریکایی در هر نقطه استاندارد طلا محسوب می شود ، در سال 1933 با کمی بیش از 40 درصد آرا ، این دفتر را به دست آورد. جیمی واکر که در انتخابات قبلی لا گاردیا را له کرده بود ، مجبور به استعفا شد و ظرف چند روز به فرانسه فرار کرد و معشوقش در یک تظاهرات و حدود یک میلیون دلار پیوند با او همراه شد. هنگامی که شواهد نشان داد وی قتل مشهور اوباش را انجام داده است ، ویلیام اودوایر ، وارث لا گاردیا ، با همسرش به مکزیک گریخت.

با این حال ، در مواقع بحران واقعی ، نیویورکی ها توانسته اند به مشکلاتی که وجود دارد رسیدگی کنند و نامزدها و برنامه هایی را انتخاب کنند که واقعاً شکاف گذشته باشد. یک نمونه بارز از مبارزات ادغام لا گاردیا در سال 1933 بود ، زمانی که ائتلافی از جمهوری خواهان ، دموکرات ها ، سوسیالیست ها و سایر اصلاح طلبان تصمیم گرفتند که دیگر توانایی پرداخت بی کفایتی و نجابت تامانی هال در اوج رکود اقتصادی را ندارند. از دیگر تغییرات جهت گیری می توان به انتخاب اد کخ پس از آن اشاره کرد که وی یک شب از لیبرال ها در دهکده گرینویچ به عنوان کاندیدای قانون و نظم در سال 1977 ، رودی جولیانی به عنوان اولین جمهوریخواه منتخب در حدود 30 سال در سال 1993 و مایکل بلومبرگ ، اولین در بیش از یک قرن تاجر منتخب ، زمانی که آینده نیویورک پس از 11 سپتامبر متزلزل به نظر می رسد.

همانطور که تعیین شده بودند ، من استدلال خواهم کرد که همه این چرخشهای شدید نیویورک را به مسیر نادرستی سوق می دهد ، و در نهایت شکافهای قابل توجه در رقابت و ثروت را تشدید می کند ، و بخش عمده ای از بخش دولتی ساخته شده را خصوصی یا پاک می کند. New Deal برای ایجاد شهر نیویورک برای همه مردم آن. فکر می کنم بسیاری از اهالی نیویورک نسبت به برخی از این انتخاب ها نسبت به خریدار ابراز پشیمانی می کنند. (من تو را تماشا می کنم ، رودی.)

و با این وجود ، در سال های اخیر ، وقتی نارضایتی از مسیری که شهر طی کرده آشکار شده است ، به طور کلی حتی یک نفر ظهور نکرده است – چشم انداز بزرگی نیست. بیل دی بلازیو در سال 2013 پس از آنکه رشته این سال به دلیل رسوائی و نگرانی از هم گسیخت ، کار خود را آغاز کرد. دبلاسیو دو پیروزی قانع کننده بدست آورد بدون اینکه هرگز بتواند حکمی بسازد و یا حتی مشارکت زیادی را به خود جلب کند. این عدم هدف نشان داد که چگونه نیویورک در چند سال گذشته ، حتی قبل از همه گیری ، منحرف شده است. ما تمایل خود را برای بسیاری از موارد ابراز کرده ایم – مسکن ارزان تر و اجاره های تجاری ، یک اداره پلیس که با افرادی که هزینه آن را پرداخت می کنند ، مدارس بهتر ، مشاغل مناسب برای همه نیویورکی ها – اما هرگز یک برنامه موثر به نظر نمی رسد ظاهر می شود. در عوض ، به نظر می رسد که بیشتر به دنبال آسمان خراش های فوق العاده در سطح و میلیاردرهای زمینی هستیم.

رقابت امسال تقریباً یکسان بود ، در روزهای اخیر به بحث در مورد جرم و کیفیت زندگی کاهش یافت ، گویی که از سال 1993 هیچ تغییری نکرده است. سtionsالاتی درباره مشکلات بزرگتر امروز و فردا – اختلاف ثروت ، افزایش دریا در سطح و دوباره ، پلیس نیروی محرکه کمپین نبود. داوطلبان به طور کلی در مورد اینکه چگونه همه چیزهای خوب را می خواهند – آموزش عمومی بهتر ، دستمزد بالاتر ، مراقبت های بهداشتی بیشتر ، سو abuse استفاده کمتر از پلیس – صحبت کرده اند ، اما آنها این موارد را بدون اینکه بحث زیادی در مورد نحوه رسیدن به آنجا داشته باشند ، می گویند . این باعث شد که نامزدها بیشتر در تلاشند تا خود را از طریق لکه گیری و تلقیناتی که روی حریم خصوصی دیگری و صرف هزینه های کلان برای تبلیغات متمایز هستند ، متمایز کنند.

نیویورکی ها با بازنگری و تعریف جدید از ایده های آزادی و دموکراسی ، افتخار می کردند که در این راه پیش قدم شوند. حالا ما فقط حواس پرت و بی تفاوت به نظر می رسیم و از کسی مطالبه می کنیم آن ATV های پر سر و صدا را از خیابان ها بیرون کنید. این ممکن است نتیجه Covid باشد ، اما فاصله اجتماعی همچنان باقی است. به نظر می رسد که ما اعتماد به توانایی خود در تبدیل این شهر را برای همه از دست داده ایم و ترجیح می دهیم همه را در گوشه گوشه خود نگه داریم.



[ad_2]

منبع: white-news.ir