نگران نباشید ، بازگشت ترامپ در سال 2024 اتفاق نخواهد افتاد


سه دلیل اصلی وجود دارد که عمیقا شک داشته باشیم که لحظه ترامپ برای تسلط بر حزب و شعور عمومی خود مدتها بعد از 20 ژانویه ادامه یابد.

مهمترین آنها سوابق فراوانی است که نشان می دهد ترامپ هیچ اقدام مهم دیگری در سیاست های ملی ندارد. تصور اینکه ترامپ در این زمینه مرتبط باقی بماند ، به احتمال وجود یک شخصیت تاریخی منحصر به فرد بستگی دارد. با این حال ، ترامپ فقط از یک جهت استثنایی است: هیچ سیاستمداری در کنار او تاکنون به مقام ریاست جمهوری دست نیافته است. از بسیاری جهات دیگر ، او یک نوع آمریکایی شناخته شده است ، که توسط شخصیت های متنوعی مانند جوزف مک کارتی ، جورج والاس و راس پروت انتظار می رود.

همه آنها مانند ترامپ شخصیت های فاخر و خود دراماتیکی داشتند. آنها از جذابیت واقعی مردم به نخبگان بهره بردند و فراز و نشیبهایی به وجود آوردند که باعث شد سیستم متزلزل شود و سیاستمداران متعارف هر دو حزب را بترسانند. در هر صورت ، حرکات آنها به سرعت در حال متلاشی شدن بود. فرقه های شخصیت در سیاست های آمریکا کاملاً رایج است. اما آنها هرگز طولانی عمر نمی کنند و ترامپ هیچ دلیلی برای پیشنهاد این موضوع در مورد یک استثنا ارائه نداده است.

این دومین دلیل عدم موفقیت ترامپ در حفظ توجه عمومی خود است: وی تا حد زیادی دست از هرگونه تظاهراتی برداشته است که فکر می کند غیر از کینه های شخصی خود به چیز دیگری فکر می کند یا اینکه سعی دارد جنبش خود را به سمت ایده های بزرگی که زندگی شهروندان را بهبود می بخشد. هنگامی که وی پنج سال پیش وارد سیاست های ریاست جمهوری شد ، هنوز مواهب قدرتمند ترامپ – برای عصبانیت ، تمسخر ، تئوری توطئه – در دستور کار بود که همکاران جمهوری خواه به دلیل تجارت ، مهاجرت بیشتر از آن چشم پوشی کردند ، جهانی سازی و برداشت از زوال ملی. امروزه هیچ کس نمی تواند نمایش توئیتر ترامپ را دنبال کند و معتقد باشد که وی بیش از مشکلات شخصی خود به مشکلات مردم علاقه مند است و این دستورالعملی برای حفظ قدرت سیاسی نیست.

این سومین دلیل نرم بودن در مورد آینده ترامپ است: سیاست هرگز ساکن نیست ، اما ترامپ عمدتاً اینگونه است. ترامپ باید از کاخ سفید خارج شود و واقعیت سخت او را آزار دهد – اگر او توانایی کالیبراسیون خود را داشته باشد ، به هیچ وجه کاخ سفید را ترک نخواهد کرد. مجموعه ای از ابزار سیاسی دارد. وقتی همه چیز خوب پیش می رود ، غریزه او دو برابر کردن است. وقتی همه چیز اشتباه پیش می رود ، غریزه او دو برابر کردن است. از نظر سیاسی ، همه گیری نیاز به تعدیل سیاست مقصر دانستن ترامپ داشت ، اما اگر این کار را انجام دهد پاداش فاخر نیز به او می دهد.

ترامپ تغییر نکرد زیرا احساس نیاز نمی کرد و نمی توانست تصور کند که چگونه این کار را انجام دهد. این ترکیبی از قضاوت نادرست و تخیل فقیر است که به سختی از خوش بینی در مورد توانایی او در حفظ قدرت در شرایط جدیدی که پس از ناپدید شدن او از کاخ سفید در انتظار اوست ، حمایت می کند.

زمان میگذرد. جمهوری خواهان بلند پرواز که می خواهند کنترل حزب را به دست بگیرند و به تنهایی رئیس جمهور می شوند ، نباید ایستادگی کنند و ترامپ را شکست دهند ، زیرا رقبای 2016 او تلاش کردند و شکست خوردند. آنها فقط باید از آن فراتر روند و با استفاده از مشکلات رهبرانی ایجاد کنند که به زودی ترامپ 74 ساله را بی ربط به نظر می رسانند ، مصنوعی از دوره ای که می گذرد. در مورد 88 میلیون فالوئر وی در توییتر و فرصت ایجاد رئیس جمهور سابق خود برای ایجاد شبکه خبری خود چطور؟ درست است که ترامپ فرصت ارائه پیام خود را از دست نخواهد داد. اما این پیام غیر از تکرار اتهامات مربوط به انتخابات سرقتی ، که به گفته دادستان خودش صحت ندارد ، چه خواهد بود. البته نظریه های توطئه حتی در صورت صفر بودن شواهد می توانند معتبر باشند – این فقط اثبات عمیق و گسترده بودن توطئه است. اما این مبنای امیدوارکننده ای برای برگرداندن ترامپ به کاخ سفید یا سلطنت وی نیست.

این ذهنیت را به چهره ای تبدیل می کند که درخشان ترین سلف ترامپ است: جو مک کارتی.

مقایسه با مک کارتی معمولاً به توهین اشاره دارد. مطمئناً این را تعارف نمی دانم. اما در این مورد ، بیایید مقایسه را کاملاً بالینی نگه داریم. ترامپ مانند مک کارتی ، از اتهامات و هشدارهای جدی خیانت و انکار ملی برای پیوستن به جریانات ساده لوحی و سو susp ظن نخبگانی که در روزهای ابتدایی این کشور گسترش می یابد ، استفاده کرده است. مانند مک کارتی ، ترامپ در نظر افرادی است که وی را به خوبی می شناسند بیش از مباحثی که با آنها سر و کار دارد ، بیشتر علاقه مند به تبلیغ درباره خود است. و درست مثل مک کارتی ، به نظر می رسید ترامپ مست از تبلیغات و قدرت است ، و با این واقعیت که هرچه بیشتر به چالش کشیده می شود و به نظر می رسد لحظه اش بیشتر می شود ، قویتر و آزادتر می شود.

روز گذشته در واشنگتن پست ، بورلی گیج ، مورخ ییل خاطرنشان کرد که مک کارتیسم پس از محکومیت جو مک کارتی توسط سناتورهای دیگر در سال 1954 درگذشت. این درست است. اما مک کارتی به عنوان شخصیتی که می توانست ترس یا فرماندهی را القا کند ، به سرعت جای خود را به منصه ظهور رساند.

در یک خاطره جذاب ، بی سابقه ، یکی از بازیگران خردسال درام مک کارتی خاطره دستگیری را به اشتراک گذاشت. جان جی آدامز یکی از وکلای جوزف ولش بود (معروف به دلیل چالش با مک کارتی ، “سرانجام شما هیچ حس نجابت ندارید ، آقا؟”) در جلسات جلسات ارتش مک کارتی ، که سرنگونی ویسکانسین توسط سناتور بود. پس از سرزنش ، مک کارتی بارها و بارها از آدامز خواست که در مواردی دور هم جمع شوند تا احساسات قاطعی را در آنچه او ظاهراً معتقد بود مک کارتی بخشی از توان بخشی عمومی او است ، نشان دهد. او شام را با این زوج پیشنهاد کرد. آدامز پاسخ داد: “او تو را تحقیر می کند”. “او در در شما را قدم نمی گذارد.” مک کارتی خندید. سناتور بدنام گفت: “هی ، هی ، شما دختران را می شناسید.” “آنها این موارد را جدی می گیرند.”

این چیزی را به یاد من آورد که یک گزارشگر که یک بار ترامپ را از نیویورک پوشش داده بود به من گفت: “نه اینکه پوست او از گزشش بدتر باشد. او اصلاً نمی خواهد گاز بگیرد. او می خواهد نوازش شود. “

در مورد آدامز و مک کارتی ، آنها سرانجام جلسه ای داشتند که در آن سناتور خیالات بازگشت را چرخاند. حریفش به او گفت: “خوب نیست جو. تمام شد و تمام شد ؛ این همه است. “

این امر برای مک کارتی که در اثر الکلی رقت انگیز در سن 48 سالگی در سال 1957 درگذشت ، صحت داشت. اصولاً این امر در مورد جورج والاس نیز صادق بود ، وی که 13.5 درصد آرا را به عنوان نامزد حزب سوم برای واکنش نژادی و طبقاتی در 1968 به دست آورد. سال وی هنگامی که در سال 1972 بار دیگر تلاش کرد ، در یک سو assass قصد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و این مسئله را روشن ساخت که ساعتش گذشته است. پرو ، نمایانگر جذابیت آمریکایی بهتر از مردان ظاهراً قدرتمندی بود که در صحنه مخالفت شدید با سیاست متعارف در صحنه فوران کردند ، در سال 1992 به عنوان کاندیدای حزب اصلاحات نزدیک به 20 درصد آرا را به دست آورد. در سال 1996 ، و پرو ادامه داد تا از فضای عمومی خارج شود.

نه تنها در تاریخ آمریکا ، بلکه در تخیل آمریکا نیز ، افراد خارجی ساخته شده با اندازه بزرگ هیچ قدرت دائمی ندارند. ویلی استارک با الگوی هوئی لانگ در پایان All Royal Men به ضرب گلوله کشته شد. اف اسکات فیتزجرالد نیز همین سرنوشت را به جی گتسبی داد. به زودی جادوگر اوز به عنوان یک فریب مهربان (“از آن مرد پشت پرده چشم پوشی کنید!”) در معرض دید قرار گرفت ، دوروتی از خواب بیدار شد و متوجه شد که همه اینها فقط یک رویاست.

سالهای ترامپ فقط توهم نبود. اما آنها احتمالاً به زودی خواهند آمد تا مانند گذشته احساس کنند – که فضای زیادی برای بازگشت به قدرت واقعی نخواهد گذاشت.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*