وقتی چپ به پایتخت حمله می کند


اما دفتر ، دورن را به عنوان یکی از بمب افکن های احتمالی پایتخت معرفی نکرده است. FBI و وزارت دادگستری همچنان بر واشنگتن متمرکز شده اند.

همانطور که رویدادهای اخیر تأیید می کنند ، دولت فدرال معمولاً در برابر تهدیدات امنیتی در سمت راست و واکنشهای بیش از حد نسبت به چپ واکنش ضعیف نشان می دهد.

بمب 1971 در یک لحظه حساس برای ریچارد نیکسون منفجر شد. در این صبح خاص ، او برای حمایت قلبی از حمایت سیاسی راهی آیووا شده بود. رئیس جمهور در حال مبارزه سیاسی بود ، میزان تایید وی رو به کاهش بود. جمهوریخواهان در سال 1970 بسیاری از کرسی های کنگره و فرمانداری ها را از دست داده بودند ، علی رغم امید نیکسون مبنی بر اینکه میانه روها نحوه مدیریت جنگ ویتنام را تأیید می کنند – افزایش جنگ با عقب نشینی آرام نیروهای آمریکایی. مبارزات انتخاباتی سال آینده شدید به نظر می رسید. نظرسنجی ها نشان می دهد که وی از رهبر فرضی دموکرات ها ، سناتور ادموند ماسکی از ماین عقب است.

نیکسون فعالیت خود را تا حد زیادی بر اساس ضددردی با لیبرال ها و چپ بنا کرده بود و برای انزجار احمقانه خود از جنبش ضد جنگ به سوخت اضافی نیاز نداشت. حمله موفقیت آمیز بهار نه تنها تهدید می کند که سیاست وی در ویتنام و از این رو دوره دوم ریاست جمهوری او را پیچیده می کند ، بلکه ممکن است از برنامه بزرگ او برای از سرگیری روابط دیپلماتیک با چین و بازگرداندن جهان جنگ سرد نیز منحرف شود.

یکی از دستیاران او ، ایگیل بود کروگ جونیور ، که بعداً رهبر لوله کش مشهور کاخ سفید بود ، که باعث نشت در رسانه ها و تلاش برای تضعیف مخالفان رئیس جمهور شد ، یادداشتی را شلیک کرد مبنی بر اینکه Capitol یک فرصت نادر است. اگر این کار را درست انجام دهیم ، می توانیم روند “حمایت نرم” از سیاست های دولت در ویتنام را از “میانه آمریکایی ها” مقابله کنیم. کروگ می نویسد ، این انفجار “فرصتی است که ما می توانیم به این نکته اشاره کنیم که در مورد هیچ چیز محکم نبوده ایم. منفجر شدن بمبی که در سینه سنا منفجر می شود به همان اندازه نزدیک است که بتواند به قلب اندیشه های فوق لیبرال در این دولت برسد. “

در اوایل دوره ریاست جمهوری خود ، نیکسون از FBI و وزارت دادگستری خواست تا اقدامات شدیدتری علیه جنبش ضد جنگ انجام دهند ، حتی تصویب کتبی روشهای غیرقانونی مانند سرقت از منازل و دفاتر فعالان را نیز در نظر گرفت. قبل از حمله بهار ، دادستان کل جان میچل اصرار داشت که اعتراضات ، بدون توجه به آنچه سازمان دهندگان ، خشونت آمیز نشان خواهند داد. او مخفیانه اجازه شنود بدون دردسر قبیله Mayday و سه گروه دیگر را داد. اکنون بمب گذاری ها به اعتقاد رئیس جمهور مبنی بر اینکه اختلاف زیادی بین مبارزان زیرزمینی و تظاهرکنندگان صلح آمیز نیست ، دامن زد. رئیس ارشد مشاور داخلی وی در گزارش شکار FBI برای بمب افکن ها به نیکسون گزارش داد: “این Bernadette (sic) Dorn است ، یک دسته از Renee Davis.”

FBI عوامل را از تمام قسمت های دفتر صحرایی واشنگتن به پرونده ارجاع داد. آنها در مقابل فعالان Mayday ، از جمله چهار جوانی که روز بعد از بمب گذاری در حال رانندگی در شمال بودند ، متوقف شدند و سرانجام در بزرگراه پنسیلوانیا متوقف شدند. مأموران با اسلحه های در حال شلیک ، ماشین آنها را جستجو کردند ، اما دلیلی برای بازداشت آنها پیدا نکردند.

پس از تمام تحقیقات ، فقط یک نفر در ارتباط با این حمله بازداشت شد. او بلوندی 19 ساله و قد بلند بود [noun is blonde, no?/lr] از کالیفرنیا به نام لزلی بیکن ، که به موسیقی دانان در تجمعات کمک می کرد. FBI شاهداني را يافت كه گفتند يك روز قبل از انفجار بيكن را در پايتخت ديده اند. هنگامی که او آن را انکار کرد ، او را به دروغ گفتن به هیئت منصفه بزرگ متهم کردند. ودر نامه ای سرگشاده به مادر بیکن نوشت و گفت که او بی گناه است: «خانم. بیکن ، ما نمی توانیم برای نجات لزلی تسلیم شویم. او انقلابی فداکار است و این را درک می کند. ”

حداقل دوازده فعال دیگر پیش از هیئت منصفه اعظم در نیویورک ، دیترویت و واشنگتن احضار شده اند. همه از پاسخ دادن به س refusedالات خودداری کردند. برخی فدرال ها را مسخره کردند ، مانند جودی گامبو آلبرت ، راننده اتومبیل متوقف شده در پنسیلوانیا ، که در مورد بمب گذاری گفت: “ما این کار را نکردیم ، اما آن را حفر کردیم.” دادستان ها باید تصمیم بگیرند که آیا بیکن را بیاورند به هر حال به دادگاه اما با بروز این موضوع ، دیوان عالی کشور حکمی را صادر کرد که در واقع دولت را مجبور به افشای جزئیات نظارت خود می کند. سارقان واتر گیت به تازگی دستگیر شده بودند و آخرین چیزی که دولت به آن احتیاج داشت یک رسوایی شنود دیگر بود. نیکسون خودش دستور داد پرونده بیکن لغو شود. او و سایر فعالان آزاد شدند. بیکن ادامه می دهد که هیچ ارتباطی با بمباران ندارد.

سیاه چال زمان ادامه داشت برای سازماندهی بمب گذاری های غیر کشنده در دهه 1970 ، به ویژه انفجار در حمام پنتاگون و وزارت امور خارجه. (آنها اینها را نیز خواستار شدند.) وقتی سرانجام جنگ ویتنام به پایان رسید ، این گروه مرکز ثقل خود را از دست داد. تا سال 1980 ، زمان به طور م apartثر از هم می پاشید. دورن به همراه همسرش و همدستش بیل آیرز از مخفیگاه بیرون آمدند. آنها به زندان نرفتند. دولت اکثر اتهامات علیه آنها را به همان دلیلی که نمی توانستند لسلی بیکن را تحت پیگرد قانونی قرار دهند ، کنار گذاشت و همچنین به این دلیل که مأمورانی که به شدت دنبال سرنخ بودند ، در خانه های دوستان و بستگان فراریان هک می شدند ، دستگیر شدند. گذرگاه FBI خراب شد ، اما دوران افراط گرایی چپ به خودی خود آغاز شد.

کتی بودین یکی از معدود افرادی بود که در زیر زمین ماند. در سال 1981 ، او به گروهی به نام ارتش آزادیبخش سیاه کمک کرد که یک کامیون زرهی برینک را در خارج از نیویورک سرقت کند. دو افسر پلیس و یک نگهبان کشته و مبارزان اسیر شدند. بودین و شریک زندگی عاشقانه اش دیوید گیلبرت به زندان رفتند. او پسر 14 ماهه خود را رها كرد تا نزديكترين دوستانش ، دورن و آيرز كه در دانشگاه شيكاگو دانشگاهي شدند ، تربيت شود.

هیئت منصفه عالی ، دورن را در پرونده برینک احضار کرد. هنگامی که وی از دادن نمونه دست نوشته خودداری کرد ، وی به مدت هشت ماه زندانی شد. دوست او بودین 22 سال در زندان به سر برد و در سال 2003 مشروط شد ، و اکنون به عنوان مدیر مرکز عدالت در دانشگاه کلمبیا خدمت می کند.

هیچ یک از آنها در مورد فعالیتهای Weather چیزی مشخص نشان ندادند ، اما Dorn به طور کلی در مورد آن روزها صحبت کرد ، با کمی تأسف ، اگر نه عذرخواهی. وی در مصاحبه ای با ایمی گودمن از Democracy Now گفت: “اکنون هیچ کس در دنیای امروز نمی تواند از بمب گذاری دفاع کند.” “چگونه می توانستی این کار را بعد از 11 سپتامبر انجام دهی ، وقتی می دانی ، اوکلاهما سیتی؟” این یک زمینه جدید است ، در یک زمینه متفاوت … زمینه زمان باید درک شود. “

در همان مصاحبه ، شوهر وی گفت ، “من فکر می کنم اگر ما یک چیز را از آن سالهای خطرناک یاد گرفته ایم ، این است که جزم اندیشی ، امنیت ، خود برابری ، فرقه گرایی از هر نوع خطرناک و خود مخرب است.”

به عنوان یک شعار از دهه 1960 ، آنچه پیرامون آن می چرخد ​​، پیرامون آن است. این پسر 14 ماهه که دورن و آیرز برای بودین بزرگ کردند؟ وی از رودس دانشمند ، وکیل دادگستری و مدافع عمومی شد. در سال 2019 ، وی به عنوان دادستان منطقه سانفرانسیسکو انتخاب شد ، شغلی که زمانی به معاون رئیس جمهور کمالا هریس تعلق داشت. و در 6 ژانویه ، هنگامی که طرفدار ترامپ حمله کرد ، چسا بودین ارسال کرد توییت کردن“به امید اینکه همه کسانی که در پایتخت کار می کنند از این تلاش شنیع برای سرنگونی دموکراسی ما در امان باشند.”

پنجاه سال بعد ، جالب توجه به نظر می رسد که حمله 1971 با چه سرعتی از حافظه جمعی محو شد ، البته در اواخر دوره فعالیت سیاسی که تأثیر قابل توجهی در اعتراضات زندگی سیاه زندگی در سال 2020 نداشت ، تأثیر عمیقی داشت. دستیاران وی برای سرعت بخشیدن به سرکوب آنها علیه چپ جدید. آنها در طول اعتراضات روز اول ماه مه ، بزرگترین و ضد قانون اساسی ترین دستگیریهای جمعی در تاریخ ایالات متحده را صادر کردند، جمع آوری بیش از 12000 نفر. و سپس هفته ها بعد ، کاخ سفید اقدامات غیرقانونی را برای بی اعتبار کردن دانیل السببرگ ، رهبر اسناد پنتاگون انجام داد. در آخر هفته روز کارگر ، کروگ افراد مأمور را به دفتر روانپزشک سابق السبورگ در بورلی هیلز فرستاد و به دنبال مطالب سازشکارانه بودند. افراد نیکسون تاکتیک هایی را که به زودی در انتخابات 1972 علیه مخالفان سیاسی خود به کار گرفته می شوند ، در زمین آزمایش کردند.ترامپ هنوز منتظر پیامدهای حمله 6 ژانویه است.




منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*