[ad_1]

این تجربیات گرانش را با این صدای بدون ابهام همیل ، که در مصاحبه های بی سیم رادیویی ، نمایش های تلویزیونی و مستندهای بی شماری شنیده شده ، آگاه می کنند. این یک باریتن کمی خسته بود که در یک معجزه غوطه ور شده بود ، گویی گوینده به سختی باور می کند که تا کجا رسیده است.

هامیل بزرگترین فرزند از هفت کودکی است که از مهاجران کاتولیک از بلفاست ، ایرلند شمالی متولد شده است. پدرش ، بیلی ، پس از آسیب دیدگی در یک بازی فوتبال ، پا و اعتماد به نفس خود را از دست داد. او وقتی که می توانست کار کرد و وقتی که نتوانست مشروب بخورد. مادر او ، آن نیز کار می کرد ، اما کار اصلی او این بود که خانواده را در جیبهای به اصطلاح کثیف ایرلندی بروکلین نگه دارد.

در سن 16 سالگی ، همیل یک دبیرستان برجسته کاتولیک را رها کرد و تنها زندگی کرد ، روزها در نیروی دریایی کار می کرد و شب ها در کلاس های هنری شرکت می کرد. او می خواست یک هنرمند کتاب های مصور ، Milton Canif بعدی باشد. در 17 سالگی به ناوگان پیوست.

وی یک سال در مکزیکو سیتی هنر آموخت ، به نیویورک بازگشت و به عنوان طراح گرافیک کار کرد و برای روزنامه هایی که بیشتر شبیه ستون هستند نامه نوشت. نامه ای در سال 1960 منجر به تجربه گزارشگری در نیویورک پست. همانطور که بعداً همیل در خاطرات تأثیرگذار خود نوشت ، نوشیدن زندگی، دانش آموخته دبیرستان “به طرز ناخوشایندی مبدل به گزارشگری شد و وارد اتاق من شد برای همیشه تغییر شکل داد” وارد اتاق شهر شد.

بنابراین نوشتن شغل 60 ساله برای همیشه. همیل همراه با جیمی برسلین شخصیت بسیار تقلید شده شاعر ستون نویس صلیبی را که نیویورک را در استخوان های خود می شناسد ، تثبیت می کند. اما همچنین شامل سیاست های ملی و درگیری های بین المللی است و ده ها مقاله در مجلات ، فیلمنامه ها ، داستان های کوتاه و کتاب تولید می کند. او بصیرت در مورد بوکس و هنر ، فرانک سیناترا و روزنامه نگاری می نویسد ، و حتی یادداشت هایی را برای آلبوم باب دیلن به نام “Blood on the Tracks” می نویسد.

نوشته های او می تواند ژرف باشد او می تواند در قضاوت اشتباه کند ، که بعدا پشیمان خواهد شد. اما ضربان کار او به معنای E Pluribus Unum برای بسیاری از فرهنگ ها بود که این فرهنگ را تقویت می کند. او که از نسل اول خود از نژاد ایرلندی-آمریکایی افتخار می کرد ، کسانی را که نسبت به ذات گرایی که زمینه ساز ریاست یک کودک ثروتمند از یک محله همسایه بود و به نظر نمی رسید او نیز فرزند مهاجر است ، بی اطلاع باشند ، نادیده گرفتند.

هامیل غالباً در میانه یک زندگی باورنکردنی به نظر می رسید: مردی زیبا ، لجباز ، سرسخت و دارای عادت خواندن علاج ناپذیر که با زنان مشهور جهان قرار می گذاشت – او مدتی با شرلی مک لاین زندگی کرده بود – و در اواسط 30 سالگی هوشیار بود. در 5 ژوئن 1968 ، او کمک کرد تا قاتل دوستش رابرت اف کندی ، که وی برای کاندیداتوری به عنوان رئیس جمهور توصیه کرده بود ، مقهور شود. در 11 سپتامبر 2001 ، او در نزدیکی مرکز تجارت جهانی بود که یک حمله تروریستی دو برج را تخریب کرد و منجر به کشته شدن بیش از 2700 نفر شد. جایی در بین آنها ، او در پست های کوتاه اما به یاد ماندنی به عنوان سردبیر هر دو خدمت کرد پست و اخبار روز نیویورک.

در طول شکوه و شناخت ، هامیل هرگز فراموش نکرد. روزنامه نگار نیویورکی جوآنا ملوئی یک بار به من گفت که او در دهه 1970 در نوجوانی به مینه سوتا گریخت فقط برای نوشتن نامه ای نوستالژیک به زادگاهش – یعنی به نماینده معروف خود ، هامیل ، که او را نمی شناخت. حمیل با ارسال یادداشت اطمینان بخشی فراری را برای شروع به نوشتن تشویق کرد. سالها بعد ، مولوی برای همیل کار می کرد روزنامه. و او هنوز آن نامه را دارد.

چنین مهربانی هیچ انحرافی نبود. همیل لژیون های گزارشگران جوان را با زبان ، داستان سرایی و سختگیری روزنامه نگاری آموزش می دهد. او به طور معمول ایمیل های رایگان در مورد آخرین تقلید کم خونی حمیل را برای برخی روزنامه نگاران ارسال می کرد ، بدون اینکه امضا کند: آغوش بزرگ ، پیت اچ.

در سال 2016 ، هامیل و بیش از 30 سال همسرش ، روزنامه نگار ژاپنی ، فوکیکو آوکی ، از منهتن به بروکلین نقل مکان کردند و در آنجا به عنوان ساکنان دائمی به نوشتن ادامه دادند. یک سری از چالش های سلامتی که هنوز هم کار می کنند و به نارسایی قلبی و کلیوی ختم می شوند ، هنوز هم می توانند بنویسند.

در هنگام مرگ ، پسر ارشد مهاجران فقیر ایرلندی در حال نوشتن کتابی بود – نامه ای عاشقانه – در مورد اینکه از کجا آمده است: بروکلین.

[ad_2]

منبع: white-news.ir