[ad_1]

حداقل از اواسط دهه 1980 ، آزار و شکنجه “رای دهنده در حال چرخش” کهن الگویی توسط ریگان دموکرات ، یکی از دلسردکنندگان پیام های دموکراتیک بوده است. این استراتژی روشن بود: این آمریکایی های سفیدپوست حومه ای از نظر میانه رو تا محافظه کار از نظر اجتماعی تا حد زیادی در مسائل اقتصادی با دموکرات ها دلسوز بودند ، اما تا حدی به دکتر عمومی رای دادند زیرا معتقد بودند که دموکرات ها علاقه مند به دستیابی به عدالت نژادی با هزینه آنچه که آنها می دانند هستند. بیشتر مربوط به زندگی خودشان است.

نتیجه این تفکر رویکرد “کور رنگ” در صحبت کردن در مورد سیاست ها و برنامه های اقتصادی بود – تأکید بر پیام “افزایش جزر و مد همه قایق ها را بلند می کند” که اختلافات نژادی را پنهان یا نادیده گرفت. اما به دلایل ایدئولوژیک و استراتژیک ، این موضع گیری “کور رنگ” دیگر برای دموکرات ها م effectiveثر نیست – و به گفته مک گی ، در واقع می تواند نتیجه معکوس دهد.

“از زمان اوباما ، طبقه بندی نژادی رای دهندگان شامل رای دهندگان سفید پوستی می شود که به حزب دموکرات منتقل می شوند. زیرا دیدگاه های مترقی آنها از نژاد ، “او می گوید. “آنچه که ائتلاف مترقی را در کنار هم نگه می دارد ، بدیهی است این احساس است که دولت می تواند – و باید – نیرویی برای خیر و مقابله با بحران های بزرگ ما باشد. همچنین ائتلاف … فکر می کند ما این کار را می کنیم باید او درباره نژاد صحبت می کند و نمی خواهد سیاستمداران را ببیند بدون اینکه جرات مقابله با این نابرابری های آشکار را داشته باشند. ”

بنابراین ، در حالی که برخی سرمایه گذاری عظیم دولت بایدن در رشد اقتصادی طبقه متوسط ​​را به اوج لیبرال فرانکلین دی روزولت تشبیه کرده اند ، این مقایسه تفاوت مهمی را از دست می دهد. مک نی گفت: دوره New Deal با سیاست هایی تعریف شد که “یا به صراحت ، مانند مورد یارانه مسکن ، یا به طور ضمنی ، به دلیل تفکیک در آموزش و پرورش و مسکن در لایحه GI ، فقط برای سفیدپوستان”. در مقابل ، او دوران بایدن را “دوباره پر کردن انبوه کالاهای عمومی برای همه” می داند.

چه چیزی این تغییر را توضیح می دهد؟ چه عواملی در سیاست آمریکا تغییر کرده است که باعث شده است رهبری دموکراتیک مستقیماً به م componentsلفه های نژادی مشکلات اقتصادی روی بیاورد؟ و همین داستان پنهانی که منجر به عدم سرمایه گذاری کالاهای عمومی شد ، همانطور که سیاه پوستان آمریکایی شروع به گنجاندن آنچه آمریکا به عنوان “عمومی” می کند ، می شود؟ برای مرتب سازی همه چیز ، مجله POLITICO با مک گی صحبت می کند. در زیر متن خلاصه ای از این مکالمه آورده شده است ، که برای مدت و وضوح ویرایش شده است.

بیایید در مورد استخر صحبت کنیم. این یک استعاره زنده است که شما در کتاب خود استفاده می کنید ، و داستانی که من با آن آشنا نبودم. آیا می توانید اهمیت استخرهای عمومی را توضیح دهید؟

هدر مک گی: در دهه های 1930 و 1940 ، اوج شکوفایی اوضاع عمومی در کشور – کتابخانه های عمومی ، پارک ها ، مدارس و استخرها به وجود آمد. اما اینها استخرهای معمولی نبودند. اینها استخرهای بزرگ به سبک تفریحی بودند که در بسیاری از موارد می توانستند هزاران شناگر را در خود جای دهند.

از بسیاری جهات ، این نشان دهنده روحیه بیشتری در آن زمان بود: این که کار دولت تأمین سطح زندگی بالاتر و بالاتر برای مردمش بود. شما این را در قرارداد اجتماعی دوره New Deal مشاهده کردید ، که شامل یارانه های کلان مسکن ، استانداردهای بالای کار ، حداقل دستمزد ، صورتحساب دستگاه GI – که نسلی از مردان را در مالکیت خانه و در دانشگاه و رتبه های حرفه ای قرار می دهد. و همه اینها ، یا در مورد یارانه های مسکن ، یا به طور ضمنی ، به دلیل تفکیک در آموزش و پرورش و مسکن در لایحه GI ، فقط برای سفیدپوستان صریح بود. این سرمایه گذاری های عظیم عمومی ، طبقه متوسط ​​بزرگ آمریکایی را تقریباً سفیدپوستان به وجود آورد.

استخرهای شنای عمومی نیز اغلب تفکیک می شدند. و در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 ، زمانی که خانواده های سیاهپوست شروع به موفقیت وکالت کردند [for integration]با بیان اینکه دلارهای مالیاتی آنها برای این استخرهای عمومی پرداخت شده است و آنها می خواهند فرزندانشان بتوانند در آنها نیز شنا کنند ، بسیاری از شهرهای کشور به جای ادغام آنها استخرهای عمومی خود را تخلیه کرده اند.

این بدان معنا بود که خانواده های سفیدپوست یک کالای عمومی را که برای آن ارزش قائل بودند از دست دادند. این بدان معنا بود که کل جامعه فضای عمومی و چیزهای مشترکی را که می توانند انسجام اجتماعی را ارتقا دهند از دست داده اند. این بدان معناست که خانواده های سفیدپوست با پول کافی شروع به ساخت استخرهای حیاط خانه خود می کنند – این همان زمانی بود که ما واقعاً شاهد این پدیده در حومه شهر بودیم – و این کلوپ های شنای اختصاصی فقط برای عضویت در سراسر کشور ظاهر شدند. خانواده های سیاهپوست معمولاً مجبور به گذراندن زندگی خود شدند – همانطور که خانواده های سفیدپوست نیز که وقتی یک کالای عمومی به عنوان یک لوکس شخصی در آمد ، توانایی مالی ندارند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir