[ad_1]

نامرئی بودن بسیاری از سیاستمداران و افرادی که برای آنها کار می کنند پدیده ای ماندگار است. دیگر نیازی به انتخاب کوومو نیست ، مگر اینکه دهه ها به دنبال او رفته و همین حالا در اخبار است.

پرونده وی بخشی از همزمانی وقایع اخیر این هفته است که موضوعی قدیمی را در پرتو روشنایی جدید قرار می دهد.

این واقعیت واضح است: کوومو ، مبارزه با ادعاهای آزار و اذیت جنسی توسط کارمندان زن و گزارش های گسترده ای از فرهنگ خشونت اداری از راه هایی فراتر از رابطه جنسی ، در طول سالها نگرانی زیادی نداشته است ، به دوستان و متحدان آموزش داده است که مایل به مقاومت در برابر آنها هستند او ، حتی وقتی اوقات سخت است. برعکس ، بسیاری از سیاستمداران هر دو حزب خواهان استعفای وی هستند ، و حتی بیشتر از آنها ظاهرا از سقوط سریع خود از وضعیت یک چپ که از یک سال پیش ، در روزهای ابتدایی همه گیری برخوردار بود ، لذت می برند.

یکی دیگر از موارد واضح دیگر: ورنون جوردن ، رهبر حقوق مدنی ، مدیر بازرگانی شد که هفته گذشته درگذشت و در مراسم یادبود روز سه شنبه توسط روسای جمهور سابق و مدیرعاملان ستایش شد ، که زندگی خود را وقف دوست یابی و بهره مندی از مزایای آن دوستی کرد پس از مرگ او ، همچنین مشخص شد که جردن زمان قابل توجهی را به پرورش پشت صحنه شخصیت های رسانه ای اختصاص می دهد ، که البته این بیش از تصادفی است که برای شهرت وی دارد.

در اینجا چیزی است که باید واضح باشد ، اما واضح است که نه. حتی اگر تلاش ها غیر صادقانه باشد ، تنها منافع شخصی حکم می کند که اکثر سیاستمداران و عوامل سعی در تقلید از اردن داشته باشند و در خطر ، از رفتار مانند کوومو خودداری کنند. نمونه های زیادی از افرادی وجود دارد که به نظر می رسید مورد نفرت مخالفان سیاسی یا رسانه ها قرار گرفته اند – ماده اولیه کنترل و قضاوت نامطلوب در آنجا به نظر می رسد – اما تا حدی از آنها اجتناب می شود زیرا روابط شخصی خوب باعث جذابیت کمتر آنها می شود. و مثالهای فراوان ، مانند کوومو ، از افراد مهمی وجود دارد که خیلی دیر آموختند آنچه در اطراف اتفاق می افتد.

با این حال بسیاری از افراد در سیاست هیچ تلاشی برای جذاب بودن نمی کنند و بسیاری از افرادی که تلاش می کنند شکست می خورند. برای س theال از نظر بالینی: چه عواملی ساختاری را توضیح می دهد که چرا سیاست اینقدر احمق تولید می کند؟

احتمالاً یک عنصر بدون سن است. مشاغلی که نیاز به ارائه عمومی دارند افراد جاه طلب ، خلاق و غالباً نیازمندی را به خود جلب می کنند که شدیداً تحت فشار روحی قرار دارند و اغلب در صورت عدم روشن شدن کانون توجه (یا به اشتباه تصور می کنند که روشن نیست) این کار را برای افراد به وجود می آورند. حتی نمونه هایی وجود دارد ، یا تا حدودی شنیده ام ، که این پدیده مردم را در رسانه های خبری تحت تأثیر قرار می دهد.

اما یک عامل مهم به وضوح محصول این دوران است: کیش الاغ بد ، صحبت از زباله هایی که وارد سیاست شد ، از جمله یا به ویژه در روابط با سیاست و رسانه ها. این همزمان است با ظهور اپراتورهای سیاسی ناشناس سابق به وضعیت شبه شهرت. هم در بین مدیران و هم در شورای مشاوران ، میل به موج و غر زدن و مبارزه با مخالفان و روزنامه نگاران اکنون اغلب به عنوان نشانه قدرت دیده می شود. روند دو حزبی است. در سالهای اوباما ، بسیاری از جوانان عملیاتی ، که در برخی زمینه ها مانند افراد شایسته به نظر می رسیدند ، در ساعات کاری از افراد پرتاب کننده بمب F استفاده می کردند ، که در آنها مغرورانه بودن جالب و مبارزانه بودن نشان دهنده ارادت به رئیس بود.

می توان گفت که دونالد ترامپ ، که نسبت به هرکسی که او را به چالش بکشد ابراز تحقیر می کند ، ثابت کرد که همدردی مهم نیست. با این حال بسیاری از کسانی که اوقات خود را تنها در اطراف ترامپ گذرانده اند می گویند که او توسط صنعت مهمان نوازی شکل گرفته است و به نظر می رسد در صورت لزوم جذاب باشد. حتی اگر ترامپ به همان اندازه که به نظر می رسد ناخوشایند باشد ، برای اکثر سیاستمداران مثال مفیدی نیست. این همان چیزی است که آنها در جریان مانع موتورسیکلت های ایول نایل گفتند: بچه ها این کار را در خانه امتحان نکنید.

عامل سوم این است که خوب بودن از لحاظ اخلاقی مسئله پیچیده تری از آنچه در نگاه اول به نظر می رسد است. به مدت 30 سال ، مردم گفته اند که هیلاری رادهام کلینتون در واقع بسیار زیبا تر است – زیرک ، صادق ، شایعه ، خنده دار ، طبیعی – از چهره عمومی او ، که معمولاً خود جذب ، محاسبه گر ، شکننده ، جعلی. من به اندازه کافی تجربه دست اول دارم که باور کنم این همدردی فرض شده بیش از یک شایعه است. اما او مشاوره مشاوران را در تعداد بی شماری برای صرف وقت بیشتر در خارج از پرونده با روزنامه نگاران که از کار او خشمگین است رد کرد. نه ، این فقط ثابت خواهد کرد که او به همان اندازه که منتقدان گفتند شرور بوده است. آنقدر برای او خوب بود که خودش را زیباتر از آنچه احساس می کرد ، ندانست. اما اخلاص برای او و هر کسی که معتقد است ریاست جمهوری ترامپ مانعی برای این کشور بوده است ، گران تمام شده است.

مثالهای متقابل نیز وجود دارد. روزنامه نگار مارك ليبوويچ ، در كتاب ترش اين شهر ، كاريفيست هاي واشنگتن را توصيف مي كند كه از نظر سطحي مهربان بودند و در حقيقت مزخرفات مي كردند. من به یک مدیر امور عمومی موفق فکر می کنم که به راحتی از ردیاب BS من عبور می کند – همیشه او را مجبور به پاسخگویی به تماس ها و پاسخ ها می کند – که به عنوان یک رئیس قلدر شهرت دارد. (نه ، اینجا هیچ نامی وجود ندارد – شاید یک نوشیدنی).

سرانجام ، مرز دوستانه بودن و به قول کودکان تشنگی وجود دارد. روزنامه نگاران نباید به سمت افرادی که ما شخصاً دوست داریم یا در برابر کسانی که دوستشان نداریم متمایل شوند ، اما این احمقانه است که تصور کنیم این گاهی اوقات عاملی نیست. در این چرخه گذشته یک نامزد ریاست جمهوری وجود داشت که دوست داشت با مطبوعات صحبت کند ، اما هرگز با این کار پیروز نشد زیرا این نامزد از اختلال شخصیت خودشیفته رنج می برد. چه کسی می دانست خوب بودن خیلی سخت است؟

اما اردن فواید تسلط بر هنر را نشان می دهد. اردن شخصی نبود که اغلب از او نقل قول شود. مرگ او نشان می داد که او هر چند هفته یک بار با روزنامه نگاران کهنه کار مانند آل هانت و روزنامه نگاران کوچکتر مانند مارگارت تالف (و بسیاری از اوقات با من) در تماس مداوم بوده است. Baker III و در دوران مدرن تر شامل افرادی مانند Ram Emanuel می شود. حتی در عصر رسانه های اجتماعی نافرمانی ، شواهد نشان می دهد که کار با مطبوعات م worksثر است.

بنای یادبود اردن که به صورت زنده پخش می شد ، شامل شرکای حقوقی و مدیرعاملانی مانند کن شنو از آمریکن اکسپرس و اورسولا برنز از زیراکس بود که اردن را مربی می دیدند. بیل کلینتون یادآوری کرد که اردن در دهه 1970 ، حتی قبل از اینکه فرماندار آرکانزاس شود ، و همچنین در دهه 1980 ، پس از از دست دادن اولین انتخاب مجدد خود ، جاه طلبانه بود و به هیچ وجه مشخص نبود که آینده ای در سیاست وجود دارد. در واقع ، اردن سرانجام به عنوان مهمترین مشاور خارجی کلینتون از این رابطه چیزهای زیادی بدست آورد. اما او توجه کرد ، حتی زمانی که مشخص نبود که دلیل حرفه ای وجود دارد.

کلینتون در اظهارات خود به طور غیرمستقیم به نوعی انتقاد اشاره داشت که غالباً اردن را تحت الشعاع قرار می دهد ، اما هرگز منجر به برکناری جدی سیاسی یا روزنامه نگاری نمی شود. یکی این اعتقاد بود که وی به منظور کسب سود از بخش خصوصی ، جایگاه اقتدار اخلاقی خود را به عنوان یک رهبر حقوق مدنی جایگزین کرده است. (با اشاره به اقدام به سو assass قصد در سال 1980 که تقریباً اردن را به قتل رساند ، کلینتون گفت ، مردم می توانند انتقاد کنند اگر آنها “از پشت سرشان رهبری کنند”). وی خاطرنشان کرد که گفتگوهای وی در زمین گلف با اردن “از نظر سیاسی درست نبوده است.” “بدون شک آنها نبودند. اما جدا از یک قطعه تصادفی ، مانند مشخصات هوشمندانه Marjorie Williams در سال 1993 از Vanjo Fair ، با اشاره به “شهرت جردن به عنوان یک زن زن” ، این سمت از شخصیت او بیش از نمایش واشنگتن در واشنگتن موضوع شایعات بود.

افراد واقعاً خوب احتمالاً برای خوب بودن نیازی به دلایل خوب ندارند. اما کوومو و جردن به طرق مختلف نشان می دهند که دلایل موجهی وجود دارد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir