[ad_1]

امروزه محافظه کاران و لیبرال ها در مورد دیوان عالی کشور خیلی توافق ندارند. اما همانطور که دادگاه تازه تاسیس ترامپ تصمیمات خود را در مورد مهمترین پرونده ها از زمان پایان دوره کار خود نشان می دهد ، به نظر می رسد اختلافات باینری ناگهان کمتر دیده می شود و روش های همپوشانی ایدئولوژی های قضایی بارزتر است. دادگاه به جای تقسیم بندی در دو مسیر “محافظه کارانه” و “لیبرال” ، در یک تصمیم کاملاً موافق در حمایت از خدمات اجتماعی کاتولیک اتفاق نظر داشت و در پرونده ای که NCAA را بر اساس قانون ضد انحصاری به چالش کشید ، اتفاق نظر داشت. او 7-2 حکم کرد که مطابق با قانون مراقبت مقرون به صرفه عمل کند.

این واقعیت که یک رقم دادگاه وجود دارد که هر دو طرف با افتخار ادعا می کنند که مال آنها است ، می تواند درک کند که چرا شکستن دادگاه در “چپ” و “راست” همیشه آسان نیست – و شواهدی که می تواند اشتراکات بیشتری داشته باشد بیش از آنچه که اعتقاد عمومی است

دیدن آن آسان است چرا لیبرال ها هارلان متولد كنتاكی را تحسین می كنند ، كه از سال 1877 تا 1911 پس از پایه ریزی بسیاری از پیشرفتهای مترقی قرن 20 در حقوق مدنی و قانون كار خدمت كرد. او در میان عصر طلاکاری ، همکارانی را که عقاید سیاسی محافظه کارانه خود را به قانون تحمیل می کردند ، به زور دفع کرد. او تنها عدالتی بود که لغو حقوق سیاه پوستان آمریکایی را محکوم کرد – در مواردی که شامل حقوق شهروندی ، حق رأی ، آموزش یکپارچه و موارد دیگر بود. وی همچنین از شهروندی آمریکا برای بومیان آمریكا كه ملت های قبیله ای خود را ترك كرده اند ، قدرت مجالس قانونگذاری ایالتی در اجرای مقررات بهداشت و كار و توانایی دولت در شکستن انحصارهای شركت طرفداری كرد.

این واقعیت که همه این موضوعات به عنوان نشانه های لیبرال دیده می شوند ، درک اینکه هارلان از سمت راست بسیار احترام دارد ، باعث تعجب بیشتر می شود. پس از تحسین هارلان در جلسه تأیید ، گورسوخ در کتاب خود در مورد انحصارطلبی آمریکا به شدت او را ستود و پرتره خود را در دادگاه قرار داد. این تنها تصویری از هارلان نیست که دیوارهای دادگاه عالی را زینت می دهد: تصویری از هارلان جایگاه برجسته ای در دادگاه دارد ، جایی که قضات درباره پرونده ها تصمیم می گیرند. این به لطف رئیس دادگستری جان رابرتز ، یکی دیگر از طرفداران هارلان است. آنتونین اسکالیا ، نماد محافظه کار از هارلان تعریف کرد برقص اختلاف نظر به عنوان یک “کاملاً اصیل” – تعریف نهایی او. و حتی سناتور میچ مک کانل ، معمار دربار ترامپ ، تصویری از هارلان ، همکارش کنتاکی را در دفتر خود دارد.

مطمئناً همه این موارد برای بیشتر مترقیان دوره هارلان و جانشینان قرن بیستم آنها تعجب آور بود. فردریک داگلاس هارلان را “قهرمان اخلاقی” خواند. وی توسط صلیبیون لیبرال ویلیام جنینگز برایان مورد احترام بود. سخنان هارلان از تارگود مارشال و رهبران جنبش مدرن حقوق مدنی الهام گرفته و سخنان وی که از اختلافات وی نیم قرن قبل برگرفته شده است ، در بحث های حقوقی آنها گنجانده شده است.

اما همانطور که بیشتر آمریکای لیبرال با نگرانی در انتظار مجموعه ای از احکام دادگاه عالی است که می تواند دستاوردهای حقوقی مترقی را در دهه های اخیر از بین ببرد ، آغوش محافظه کارانه هارلان دلیلی برای تجدید نظر است. این یک یادآوری است که دادگاه ترامپ در واقع توسط ترامپ ساخته نشده است ، که انتظار دارد (به اشتباه ، معلوم شد) قضات “او” دستورات او را پس از انتخابات اجرا کنند. گورسوچ ، برت کاوانو و ایمی کونی بارت معادل قضایی ژانین پیرو و مایکل کوهن نیستند. آنها بخشی از لیستی از وکلای واجد شرایط بودند که توسط مک کانل جمع آوری شده و با هزینه حمایت محافظه کارانه به زور به ترامپ ارائه شده بودند. آنها از سنتی آمده اند که در حال فروپاشی است روو در مقابل وید و سایر تصمیمات این فعال توسط دادگاه. اما آنها همچنین روشنفکرانی با مبانی قانونی خاص خود هستند ، از جمله هارلان.

انتصاب هارلان به دربار سوicion ظن بسیاری را در میان لیبرال های شمالی برانگیخت ، زیرا وی یک جنوب غربی از تبار برده داری بود و به آرامی دلیل برکناری را درک کرد. وی همچنان به بزرگترین مدافع دادگاه حقوق سیاهان و حمایت اقتصادی تبدیل شد. و اگر شغل هارلان چیزی ثابت کرده باشد ، این است که جنبش های قانونی می توانند از نظر سیاسی قطبی شوند ، اما آموزه های پشت سر آنها چنین نیستند.

این داستان اختلاف تنها هارلان را توجیه کرد و آنچه محافظه کاران و لیبرالها در طول سالها در هارلان تحسین کرده اند تمایل وی به ایستادن در برابر موج ، ایستادن در برابر همکارانش و عقاید عمومی برای انجام آنچه درست است است. دیوید بروور که در سال 1902 با هارلان همکاری داشت گفت: “او به طور ضمنی به قانون اساسی اعتقاد دارد.” “او هر شب با یک دست به قانون اساسی و دست دیگر به کتاب مقدس به رختخواب می رود و بنابراین رویای شیرین می خوابد. عدالت و درستی “

محافظه کاران وفاداری هارلان به معنای روشن قانون اساسی را توجیهی برای نظر خود مبنی بر اینکه حمایت حقوقی باید دقیقاً همانطور که نوشته شده است ، بر اساس قصد اصلی سازندگان اعمال شود ، می دانند. وقتی هارلان ، در خودش برقص اختلاف نظر ، همکاران خود را به پذیرش حجاب نازک جداگانه اما برابر ، به جای محافظت برابر سیاهان از نظر قانون ، او هم از زبان ساده متمم 14 استفاده کرد و هم از اهداف خاص کسانی که آن را نوشتند. قضات دیگر راه های جداگانه خود را طی کردند. به همین ترتیب ، وی با محکومیت قضات محافظه کار عصر خود به دلیل تحمیل دیدگاه های اقتصادی خود بر قانون – به عنوان مثال ، با لغو قانون ضد انحصاری شرمن – وی علوفه ای را برای انتقاد محافظه کارانه معاصر از دادگاه های لیبرال دهه 1960 و 1970 فراهم کرد تا ارزش های خود را تحت تأثیر قرار دهند در قانون

از طرف دیگر ، لیبرال ها به هارلان احترام می گذارند به عنوان یکی از معدود قضات زمان خود که تصمیمات آنها را بر اساس تأثیر آنها بر یک فرد عادی قضاوت می کند. در زمانی که بسیاری از قضات به تصمیمات فلسفی بی پروا و اثیری پناه بردند ، نظرات هارلان پر از ارجاع به نتایج واقعی اقدامات دادگاه بود. هارلان به عنوان یک سیاستمدار جوان ، با تصمیم منحصر به فرد نهایی خود ، دادگاه عالی را تماشا می کرد که کشور را در مسیری اجتناب ناپذیر برای جنگ قرار داد. فراتر از موضوع مورد بحث – نامزد سابق برد اسکات برای بردگی برای آزادی – دادگاه عالی حکم داد که هیچ سیاه پوستی ، آزاد یا برده ، چند وقت حقوقی دارند که سفیدپوستان باید به آن احترام بگذارند. این تصمیم همزمان دانشمندان مشروطه را شوکه کرد ، نیروهای شمالی را برای مبارزه با برده داری مشتعل کرد و سیستم سیاسی را بدون توانایی حل مشکل برده داری غیر از جنگ ، ترک کرد.

برای هارلان ، که در تلاش است تا کشورش از پیوستن به کنفدراسیون جلوگیری کند ، تصمیم اسکات یک یادآوری مادام العمر برای خسارت سنگینی بود که وقتی دادگاه عالی امور را اشتباه می گیرد ، اتفاق می افتد. او معتقد بود كه عدالت را باید از بسیاری جهات سنجید – برای ثبات اعتقادی ، بله؛ بلکه در مورد چگونگی تأثیر آن بر مردم روی زمین و آینده کشور است.

وقتی جنگ داخلی تمام شد ، هارلان دریافت که ملت نمی تواند حقوق اقلیت را با سربازان برای همیشه اجرا کند. این باید به وظیفه مداوم دادگاه ها تبدیل شود. او حتی وقتی همکارانش این کار را نکردند به این مأموریت وفادار ماند. و هنگامی که ایالات متحده به یک قدرت استعماری تبدیل شد ، و کنترل پورتوریکو ، فیلیپین و هاوایی را در دست گرفت ، وی در رفتار نابرابر آنها احیای سرطان قدیمی را دید. خواسته وی مبنی بر پیروی از قانون اساسی از پرچم – که همه افراد تحت حاکمیت آن از حقوق برابر برخوردار باشند – آن بخشی از میراث وی است که هنوز به واقعیت تبدیل نشده است.

اما گرچه لیبرال های امروزی چیزهای زیادی برای تحسین در هارلان پیدا می کنند ، آنها باید اعتراف کنند که نظرات مخالفی که آنها تحسین می کنند شامل دوز سنگینی از اصالت و متن گرایی است ، آموزه هایی که اغلب توسط محافظه کاران نقل می شود. توجه جدی به آنچه نویسندگان قانون اساسی در ذهن داشتند یکی از ابزارهای وی برای غلبه بر دامهای اخلاقی آن زمان است. محافظه کاران همچنین باید درک کنند که هارلان مقید به ایده “اصالت” به عنوان تنها وسیله تفسیر قانون نبود. وقتی ماندارین ها در دادگاه به زبان مبهم در قانون اساسی اشاره كردند تا سابقه قرن ها را لغو كرده و مالیات بر درآمد را خلاف قانون اساسی اعلام كند ، هارلان در این زمینه پیش قدم شد: مالیات بر درآمد به یك عرف تبدیل شده است ، صرف نظر از اینكه سایر قضات چه كاری توانسته اند انجام دهند. قانون اساسی در مورد مالیات مستقیم و غیر مستقیم. در پرونده رسوا از Lochner v. New York، او به درستی تلاش قضات خود برای شهود “حق انعقاد قرارداد” در قانون اساسی را رد كرد – اما درب حفاظت قضایی از حقوق را كه بطور مشخص در قانون اساسی ذکر نشده است ، به طور كامل محكم كرد ، همانطور كه ​​برخی از محافظه كاران امروزی چنین می كنند.

[ad_2]

منبع: white-news.ir