احساس من دربارهی خانمهایی که مهم آرایش و لباسهای نامناسب از خانه خارج میآیند، همین می باشد که در منزل به آنها دقت نمی‌شود و خودکمبینی و اعتمادبهنفس زیر دارند؛ به این ترتیب اساسی همین طریق کارایی می‌کنند جلوی دیگران خودشان را نشان بدهند و دارای به دست آوردن کنند. مردان در نوشتههای خود به مسئلة ضرورت اشتغال زنان برای تأمین «ریختوپاشهای» خود اشاره می­کردند و مینوشتند دستمزد آن‌ها کفاف تأمین هزینههای خانواده و مدگرایی زنهایشان را نمیدهد. بنابراین، چنانچه زنی بخواهد به این طریق زندگی کند، میبایست خودش فعالیت نماید و هزینه های اضافی­اش را تأمین کند. به تیتر مثال هنگام گزینش تونر، همیشه می بایست تونری را گزینش کنید که حاوی الکل نباشد. به این ترتیب، صنعت مد بیش از پیشین در حوزة سامان تن وارد شد و گزیده از دغدغههای روزمرة زن جدید اهل ایران را به خویش اختصاص داد. به نظر من زیبایی خانم­ها همیشه کلیدی بوده. در کنار حیاتی یافتن آرایش و پیرایش رخ و موزونی اندام که باعث به رونق و رویش فزایندة آرایشگاهها و سالنهای زیبایی و همچنین باشگاههای ورزشی و تناسب اندام شده بود، لباس هم مبتلا تغییر و تحول شد و کارکرد آن در زیبایی و پوشانندگی تغییر یافت. اکران بدن و ترویج مدگرایی و مصرف در دوره رضاشاه به دغدغهای جدی به جهت خانوادههای شهرنشین ایرانی، بهویژه در دربین طبقات بالا و متوسط رو به بالا، تبدیل شده بود. معروفترین برندهای پوشاک و کلاه که در میان زنان طرفدار داشت، برندهای استلا، ایریس، اسمارت و الگانس بود. بازاری که مدگرایی و ملزومات آن را اداره میکرد، سازوکار حسابشده و قدرتمندی به جهت سوق دادن زنان به سمت مد و آرایش و همچنین تأکید بر دارای تن داشت. این نوع تصویرسازی ریشه در کسب سود اقتصادی بیشتر داشت، چون مهم نمایش الگوی مطلوبی که دستیابی به آن و حفظش اختلال است، صنعت های تولید مواد آرایشی و لاغری از پرورش و سودآوری سرشاری برخوردار میشدند. شو کلاههای بهاره و تابستانة «مادام عبدل» که در ارتفاع سال به مدت 5 روز برگزار میشد، بیش از 300 دسته کلاه زنانه عرضه ص اسباب آرایشی اصل در چابهار میکرد. یاسمین رستمکلایی در مقالۀ «برنامۀ گسترده به جهت زنان جمهوری اسلامی ایران نو»، براساس مقالههای نشریۀ دنیا نسوان، مبحثی را دربارۀ شیوۀ پوشیدن به جهت ورود به مکانهای عمومی مطرح کرده میباشد (ر.ک.

ایندکسر