چگونه جدایی به تهدید بیکار مورد علاقه آمریکا تبدیل شد



فریادهای انتقام از مسیر دیگر شنیده می شد. نماینده بیل پاسکرل جونیور (DN.J.) از مجلس التماس می کند که در کنگره بعدی که دادخواست را در تگزاس امضا کرده است – یعنی دو سوم (126) از کل جمهوریخواهانی که وارد مجلس می شوند – در کسی شرکت نکند. روزنامه نگاران نیز به این غوغا پیوستند و این جمهوری خواهان را متهم کردند “توطئه فتنه انگیز، “با آن ها تماس بگیر”خائنین، “یا آنها را به سازماندهی” کودتا “برای ترامپ متهم کنید.

این همه صحبتهای وحشیانه و دیوانه وار درباره جدایی و سرقت و زندان برای کارمندان منتخب که کار خود را انجام می دهند کافی بود تا ما را متقاعد کند که ملت می تواند به شکافی خونین شبیه شکافی که در آوریل 1861 آغاز شد ، برسد. اما اگر به اندازه کافی متوقف شوید و اجازه دهید احساسات لحظه ای فروکش کند و سپس مشورت کنید چندین متن تاریخی ، آشکار می شود که کشور ما از سابقه طولانی سیاستمداران (و دیگران) که خواستار انحلال اتحادیه و حبس مخالفان سیاسی هستند ، برخوردار است. به نظر می رسد ایالات متحده مانند یک عاشق نوجوان قادر نیست در آخر هفته بدون تهدید به جدایی راه خود را باز کند. آمریكا همیشه آمریكا را آزار می دهد ، و این تحریک آن را بارها و بارها با ایجاد وحشت در آمریكا با تجزیه اثبات می كند.

بخشی از وسواس فعلی جدایی باید گفتگوی کوید باشد. یک ملت کامل را در بازداشت اصلاح شده قرار دهید و مردم کارهای دیوانه وار انجام دهند. اما بیشتر تقصیرها و اعتبارها متوجه ترامپ است که به عنوان سازمان دهنده اصلی فروپاشی ملی فعالیت کرده است. او از سنگرهای دموکراتیک در این کشور حقیر است کالیفرنیا، نیویورک و ایلینوی، همانطور که مایکل گرسون در ماه اکتبر نوشت ، آنها را به عنوان رفتن به مکانهای جهنمی توصیف می کند. با توجه به تعطیلات خود ، او در برابر شهرهایی که حقیر می شمرد ، در برابر حومه شهرهایی که دوست داشت ، مخالفت خواهد کرد. گرسون همچنین حفاظت از بناها و پرچم های کنفدراسیون و بی توجهی گسترده به غیر سفیدپوستان را به عنوان نمونه ای از روشهای تقسیم بندی عنوان می کند.

ترامپ سزاوار گناه است ، اما نمی تواند با همه رپ ها همراه شود. کتاب جدیدی از ریچارد کرایتنر ، Break It Up: جدایی ، تقسیم و تاریخ مخفی اتحاد ناقص آمریکا، ترامپ در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود نقل قول کرد ، گفت: “من نیامدم و این کشور را تقسیم کردم. این کشور قبل از رسیدن من به اینجا به طور جدی تقسیم شده بود. “و او درست است. تمایل به جدایی به اندازه پای سیب آمریکایی است و از زمانی که مستعمرات اتحاد را در نظر گرفته اند ، بوده است. بنجامین فرانکلین ، از یک سو ، معتقد است که مستعمرات بیش از حد در منافع اقتصادی و سیاسی خود فرو رفته اند تا کرایتنر می نویسد تنها زمانی که مستعمرات با یک دشمن مشترک – انگلیس – روبرو می شوند که مالیات بر دوش آنها سنگینی می کند ، آنها ترغیب می شوند که اختلافات خود را کنار بگذارند و یک نوع لیگ دفاع از خود تشکیل دهند و با هم جنگ کنند.

***

اتحادیه اولیه موضوعی مردد بود ، با هر کشوری که بر حاکمیت خود تکیه دارد. متقاعد کردن مردم به وجود آنها سخت بود آمریکایی ها و نه اول ویرجینیائی ها یا نیویورکی ها یا کارولینگ های جنوبی. و تقسیمات واقعی بود. شمال صنعتی تعرفه های سنگینی می خواست ، اما جنوب این کار را نکرد. جنوب می خواست برده داری را گسترش دهد ، شمال به دنبال پایان آن بود. ایالت های کوچک از بلعیده شدن توسط ایالت های بزرگ می ترسیدند و خواستار قدرت نامتناسب فدرال در قالب سنا بودند (چیزی که امروزه ایالت های پرجمعیت را مرتب می کند). این درجه به قدری شدید بود که در طول جنگ استقلال ، جوشیا تاکر ، نویسنده سیاسی انگلیس ، از انگلیس خواست تا با آزادسازی مستعمرات در جنگ “پیروز شود” “[T]وی ، آمریکایی ها ، مرکزی برای اتحاد بین آنها و منافع مشترک برای پیگیری نخواهد داشت “، نوشت و به زودی از مادر انگلیس خواهش می کند آنها را پس بگیرد. وی نوشت: “به نظر می رسد که سرنوشت آنها این است:” مردم جدا ، تا آخر زمان “.

تاکر اشتباه می کرد اما حق با او بود. به محض اینکه بنیانگذاران به اختلافات خود پی بردند ، با تهدید ایالت های نیوانگلند به جدا شدن برای خریدهای معلق در لوئیزیانا ، این اختلافات دوباره احیا شد. ابرهارد پی. دویچ در 1969 نوشت: آنها به حق از کاهش قدرت سیاسی خود و کاهش ارزش سرزمین خود ، که با پیوستن کشورهای جدید حاصل می شود ، ترسیدند. مجله انجمن وکلای آمریکا. سناتور ویلیام پلامبر ، فدرالیست نیوهمپشایر ، در حال کاشت فرهنگ سیاسی آمریکا با یک استراتژی قطع ، گفت: “این جهان غربی را در اتحادیه بپذیرید ، و شما بلافاصله وزن و اهمیت ملت های شرقی را از بین می برید و آنها را مجبور به ایجاد یک امپراتوری مستقل جداگانه می کنید.” جدایی ، که بعداً جنوبی ها آن را می پذیرند. طرح فدرالیست ها برای خروج از اتحادیه به شکست منجر شد ، تا حدی به این دلیل که الكساندر همیلتون و جان كوینسی آدامز از امضا امتناع كردند ، اما نیو انگلیس ها در حال جدایی بیشتر بودند. آنها با جنگ 1812 مخالف بودند ، زیرا تصور می کردند که این امر برای بنادر و حمل و نقل آنها بیشتر از سایر کشورها مضر است. در سال 1814 ، فدرالیست ها به طور مخفیانه در كنوانسیون هارتفورد ملاقات كردند تا برای خروج نیوانگلند از اتحاد برنامه ریزی كنند و روشهای دیگری برای حفظ قدرت را در نظر بگیرند ، به گفته دانشمند دونالد آر. هیكی ، اما جنگ قبل از اقدام آنها پایان یافت

همانطور که رابرت ال. تسای ، استاد حقوق ، در ایالات متحده آمریكا اظهار داشت ، آمریكایی ها برای همیشه با پیشنهاد کشورهای جدید استقلال خود را اعلام می کنند بوستون گلوب در سال 2014 ، شهرک نشینان در اعماق شمال نیوهمشایر ، که از وضعیت خود و رفتار آنها با همسایگان کانادا خسته شده بودند ، یک کشور جدا شده را اعلام کردند ، که آنها در سال 1832 آن را جمهوری جریان هند نامیدند. البته این کشور توسط نیوهمپشایر خرد شد. کرایتنر در مورد ویلیام لوید گاریسون ، که در دهه 1940 اتحاد شمال با کشورهای برده دار را غیراخلاقی خواند و اصرار داشت که او جنوب شرور را طلاق دهد ، می نویسد. گاریسون امیدوار است که چنین جدایی یک مرز بین المللی ایجاد کند و پناهگاه بردگان فراری باشد و تجارت زندگی انسانها را از بین ببرد.

دیدگاه گاریسون ناپایدار بود ، اما چیزی بیش از این نیست که خیال پردازان امروزی کاسکادی تصور کنند جمهوری مستقلی در شمال غربی اقیانوس آرام ، یا جدایی طلبان سفیدپوست در حال استقرار شخصیت های قومی در غرب آمریکا هستند ، یا ناسیونالیست های سیاه پوست در اواخر جمهوری آفریقای جدید پیشنهاد می کنند دهه 1960 یا بومیان آمریکایی که جمهوری لاکوتا را در دشتهای بزرگ ارائه می دادند. سپس تمرینات منظمی از تگزاسی ها که می خواهند جمهوری را پس بگیرند ، و کالیفرنیایی هایی است که ایالت خود را با شش کشور جدید جایگزین می کنند (که به عبارت دقیق تر ، تولید بیش از جدایی است). در اوایل دهه 1990 ، جورج اف کنان ، دیپلمات و مورخ ، با تقسیم کشور به “ده جمهوری سازنده” ، درمانی برای غول پیکر فدرال و درگیری های سیاسی ایالت پیشنهاد کرد. او پیش بینی کرد که مناطق بزرگ جنوبی “عملاً از لحاظ زبانی و فرهنگی به کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شوند”. مردم امپراطوری در ژاکوبین برای کنان بهتر عمل می کردند: برای ورود به آینده سوسیالیستی ، آنها همه 50 ایالت را شکست داده و یک دولت بزرگ فدرال را جایگزین آن می کردند.

***

در آن زمان پیروزی بایدن قطعی به نظر می رسید ، اینها چپ بودند و لیبرال ها سازمان بهداشت جهانی به نظر می رسید آماده سوار شدن به قطار آرت نوو است. به محض انتقال ترامپ به کاخ سفید ، نظرسنجی رویترز / ایپسوس نشان داد که از هر سه نفر در کالیفرنیا یک نفر حاضر است دست از بسته آمریكا بردارد. استفان میلر ، مشاور ارشد ترامپ ، می گوید پورتلند ، اورگان ، جایی که مقامات شهری کمک پلیس فدرال را رد می کنند ، به دنبال جدایی و تضعیف اتحادیه است. نویسنده و ساکن تگزاس ، کورت آیشنوالد این ایده را که ایالت های آبی در حال تضعیف ملت هستند را رد کرد. مالیات از ایالت های آبی چیست نگهداری اتحادیه ، او در توئیتی با هدف کارمندان GOP در تگزاس و متخصصان فاکس استدلال کرد. “شما می خواهید به جای اینکه نماینده ما باشید ، توهین کنید؟” وی نوشت: “خوب”. “پس بیایید کشور را تقسیم کنیم.” من به ماساچوست نقل مکان می کنم و مالیاتم را جمع می کنم. “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم.

شایعات مداوم درباره جدایی ، وکیل ، وکیل ، دیوید فرانسه را به نوشتن کتاب اخطارهای اخیر خود القا کرد ، ما دچار تفرقه می شویم: خطر جدایی آمریکا و چگونگی بازسازی کشورمان، برای جدایی زیاد. وی گفت: افزایش دمای سیاسی و درگیری بین قرمزها و آبی ها بر سر مسائلی مانند سقط جنین و سلاح می تواند اتحادیه را مختل کند. وی با تصور در دو فصل كالیفرنیا و تگزاس كه اتحادیه را ترك می كند ، نوشت: “ما به طور فزاینده ای از مخالفان سیاسی خود بیزار هستیم.” وی ادامه داد: دو قطبی سازی منجر به مرتب سازی جغرافیایی دموکرات ها در شهرها و سواحل و جمهوری خواهان در سایر نقاط شده است و دو ایالت را در یک کشور ایجاد کرده است. خشونت سیاسی به امری عادی بدل شده است و شبکه های اجتماعی و مجموعه های 24 خبری هر نوع اقدام خشمگینانه را تقویت می کنند و به طور بالقوه خشم بیشتری را ایجاد می کنند.

ترس از یک جنگ داخلی دیگر را نمی توان به طور کامل منتفی دانست ، زیرا هر اتفاقی که یک بار افتاده قطعاً قابل تکرار است. اما گره گشایی از ایالات یک وظیفه مهم است. فقط انگلیس را ببینید ، چهار سال است که تلاش می کند از یک نهاد فوق دولت ، اتحادیه اروپا که تنها چهار دهه به آن تعلق دارد ، دور شود. نیل سداکا حق داشت ، شکستن کار سختی است. کینه ها و حسادت های ما هرچه باشد ، مزایای تجاری یک منطقه تجاری واحد که از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام عبور می کند باید به اندازه ای باشد که شک کنندگان را متقاعد کند که 50 کشور دقیقاً همان جایی که هستند باقی مانده اند.

پس چرا ما رفتار خود را مانند یک ملت شکافته ادامه می دهیم ، اما هنوز آن را کنار هم نگه می داریم؟ یک توضیح این است که ایده جدایی ، به ویژه پس از جنگ داخلی ، از نظر سیاسی چنان تجاوزکارانه شده است که ما دوست داریم هنگام کسل یا نگرانی از آن بترسیم. این عالی ترین فرد دزد آمریکایی است – ترس حتی بیشتر از حمله کمیسیون – و به طور خودکار ما را با ترس خوشمزه ای از برادر در برابر برادر ، خواهر در برابر خواهر ، والدین در برابر کودکان پر می کند. این مانند کتابی استیون کینگ با صدای بلند است ، فقط در مورد دولت ما است.

توضیح دوم و شاید معقول تر این است که ما به جدایی به عنوان یک احتمال واقعی اشاره نمی کنیم ، زیرا می دانیم هر کشوری که بخواهد تجزیه شود از جمهوری جریان هند و سپس برخی از کشور درمان می شود. ما از موضوع به عنوان دماسنج گوشتی برای پخش نارضایتی خود از دولت فدرال و کشورهای همسایه استفاده می کنیم. تهدید به ترک ایالات متحده و رفتن به راه خود راهی برای نشان دادن عصبانیت و ناامیدی ، گرسنگی برای تغییر و ناخوشایندی با هموطنان خود فراهم می کنیم بدون اینکه واقعاً کاری جز فریاد کشیدن داشته باشیم. ما چیزی شبیه آن زوج های نزاعی هستیم که طلاق نمی خواهند ، اما منظور اصلی آن ناامیدی اتحادیه با یکی از واحدهای متاهلی است که برای آخر هفته صادر می شود. تهدید جدایی می گوید به من توجه کن. دست از سوusing استفاده و بی احترامی به من بردارید. بخشندگی بیشتر و معامله مالیاتی بهتر به من بدهید. یا من از اینجا هستم

یکی از راههای خلع سلاح جدائی طلبان مجبور کردن آنها به صدور حکم تفصیلی طلاق ، با جزئیات دیوان سالاری گزارش می دهد که چگونه با تمام واقعیت ها و ارقام موجود در برنامه های خود برای ساختن ملت ، عزیمت خود را انجام می دهند. اوه بله ، و یک نسخه از قانون اساسی که آنها برای اداره امور استفاده خواهند کرد. آنها چگونه تجارت را اداره خواهند کرد؟ مهاجرت؟ دفاع ملی؟ حقوق آب؟ حمل و نقل؟ آیا کشورهای جدا شده با جدا شدن موافقت می کنند هزینه های خروج را پرداخت کنند یا تقاضای توزیع کنند؟ و به همین ترتیب ، همانطور که همه موارد بی شماری که دولت ملی در حال حاضر پوشش می دهد به یک بستر جدید منتقل می شوند. بعنوان یک اقدام بزرگ بلوف ، به احتمال زیاد جدائی طلبان را ترغیب می کند که حداقل در کوتاه مدت به آن پایبند باشند. به آرزوی همیشگی برای ترک اعتصابات دوباره.

******

من هرگز نمیتوانستم میدانهای جنگ داخلی را درک کنم ، هر چقدر هم که آنها را مطالعه کردم. بهترین راهنماهای میدان جنگ خود را به [email protected]. هشدارهای ایمیل من و توییتر feed ستون من را ترک کرد تا دولت مستقلی را با استفاده از Freedonia شروع کند. خدای من خوراک RSS در حالت هرج و مرج وجود دارد.




منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*