[ad_1]

نیمی از دهه گذشته ، سایت مستقر در بوستون و جامعه طرفداران خشمگین آن به هیچ عنوان “سیاسی” اسکن نمی شد. اما اکنون ، روحیه ارتجاعی او با افتخار نئاندرتال ، کاملاً در کنار همسر سیاسی ماست ، که ترامپ آن را تغییر شکل داده است: کسی که مخرج مشترکش عدم تمایل به دندان و میخ ، انگشت میانی برای پذیرش هنجارهای اجتماعی لیبرال است.

اگر به Portnoy در حدود سال 2010 نگاه کنید – یک کارآفرین جوان ، شامپاین ظاهر شده با مدل هایی در عکس های یاس بنفش – برای دیدن یک پرچمدار بالقوه جمهوری خواه ، مجبورید سخت چشمان خود را بکشید. اگر اکنون نگاه کنید ، دشوار است. تا کنون ، معمول بوده است که می بینیم ریاست جمهوری ترامپ “همه چیز را تغییر می دهد” برای جمهوری خواهان ، از سیاست های متعارف تا شیوه سیاست های داخلی آنها. اما در وهله اول چهره حزب تغییر کرد. هنگامی که نامزدهای سابق مانند میت رامنی و جان مک کین تلاش کردند و نتوانستند شکایات فرهنگی را به سبک حرفه ای تر و فراگیرتری در سیاست تسلیم کنند ، ترامپ موفق شد وی را درست در مقابل حلقه قرار دهد. و هنگامی که او ترکیبی از اشتیاق اقتصادی بازار آزاد و سنت گرایی باشگاه های روستایی را با بی دقتی از بین برد ، بارستول آماده بود.

ظهور بارستول جمهوری خواه برای ایجاد یک فنوتیپ لزوماً ترامپ را توضیح نمی دهد. با این حال ، این یک روش مفید برای فهمیدن آنچه که در سیاست آمریکا رخ داده است بدون اشاره مداوم به نام رئیس جمهور سابق است. پرستش کنندگان پورتنوی متعصب طرفداران MAGA یا Q نیستند که برای شکنجه لیبرال ها زندگی می کنند و مطمئناً بخشی از پایگاه انجیلی GOP نیستند. (می توان آخرین چیزی را که فرد می خواهد تصور کند ، یک دادگاه عالی است که اعتصاب می کند گوزن.) اما بارستول جمهوری خواه ائتلاف جمهوری خواه را به دلیل تمایل وی برای کنار گذاشتن خرد سیاسی متعارف حزب خود برای هر کاری – شبکه امنیت اجتماعی ، قوانین مربوط به مواد مخدر ، دسترسی به سقط جنین – تا حد زیادی تعریف می کند: به برخی از دموکرات های کثیف و از طریق یک پروکسی ، گروه رئیسان مشمئز کننده که از رژیم فرهنگی درست سیاسی چپ حمایت می کنند ، رای دهید.

واکنش نسبت به سلطه لیبرال فرهنگ پاپ و تغییر در هنجارهای گفتاری طی دهه گذشته جمهوری خواهان بارستول را مدتها پیش از نام شوخی با نام پورتنوی به عنوان یک نامزد سیاسی ایجاد کرد. و اگر توجه کرده باشید ، انقلاب فرهنگی آنها به دورانی برمی گردد که احتمالاً چنین کارهای شیطانی شما را از مار-لا-لاگو بیرون می کشاند تا اینکه به عنوان “ال رئیس جمهور” او برای زندگی نصب شود.

***

گمشده در سالنامه زمانی که جنگ های فرهنگی است نامگذاری که اکنون تقریباً قدیمی به نظر می رسد: اصطلاحاً پارک جمهوریخواهان جنوبی.

در اوایل سال 2001 ، اندرو سالیوان ، وبلاگ نویس محافظه کار ، این اصطلاح را برای توصیف اعضای قبیله سیاسی خود به کار برد که دارای دیدگاه های ضد رایانه ای ، آزادی-اجتماعی از سازندگان South Park ، مت استون و تری پارکر بودند. استون و پارکر که درست شکل گرفته اند ، به شدت به نفرت خود از دو حزب مهم اعتراض کردند. هنوز هم ، برچسب باقی مانده بود ، یک مسابقه الهام بخش است نیویورک تایمز ستون ها و حتی مطالعه مفهوم طول کتاب توسط نویسنده محافظه کار برایان سی اندرسون.

در اوضاع سیاسی اواسط دهه 2000 ، جذابیت این مفهوم واضح بود: وقتی ژنرال X-ers و Baby Boomers جوانتر به نخبگان سیاسی پیوستند ، منطقی بود که آنها خفقان خون آلود و محافظه کاری اجتماعی را کنار بگذارند. امپراتوری ریگان. -بوش طرفدار تحمل مبهم ضد فرهنگی پس از دهه شصت است. تجارت W در باشگاه پدر پدرش برای یک جفت چکمه گاوچران تأثیرگذار است ، اما او کسی را گول نمی زند: انرژی فرهنگی حزب جمهوری خواه ، تا آنجا که وجود داشت ، در جناح آزادیخواهانه شورانگیز خود بود ، که نفوذ او به زودی با رشد انقلاب خودخوانده. رون پل. اما مانند بسیاری از انقلاب های احتمالی ، این انقلاب نیز انکار شد – یا حداقل به تعویق افتاد و جهش یافت.

تلاش پل برای دستیابی به رئیس جمهور جمهوری خواه در سال 2012 یک اقدام خارق العاده است ، زیرا نتوانست دیوانگی اینترنت را به حمایت مهم و قابل توجهی تبدیل کند. رامنی این نامزدی را به دست آورد و از جانب کمون کنگره ویسکانسین ، پل رایان (همراه با تجهیزات آموزشی وی و عشق سیاسی غیرقابل درک وی به خشم علیه ماشین) ، افسوس که نمی توانست جنبش جوانان رامنی-رایان را تحریک کند ، دعوت کرد.

سقوط بر روی صخره های مشهور فرهنگی مگاواتی باراک اوباما و تاج گذاری قریب الوقوع جب بوش به عنوان چهره پس از “کالبد شکافی” GOP ، گروه خشن جمهوری خواهان در یک رکود به سر می برد – تا اینکه یک نجات بعید بعنوان یک میزبان 6 “3” ظاهر شد. از یک واقعیت نمایشی و مهمان مکرر هوارد استرن ، که با پله برقی طلایی خود در بند اول تاریخ آمریکای قرن بیست و یکم پایین می آید.

در ابتدا ، ترامپ هم از نظر فرهنگی ، از اعضای پیشرفته آزادیخواه ائتلاف جمهوری خواه و همتایان مذهبی آنها نگران بود. اما در همان زمان ، فرهنگ جمهوری خواهان را بهم پیوند داد و آن را به مرزهای قانون خیابان کشاند ، منتقدان رایانه های شخصی شاهد انقلابی دیگر در سیاست های لیبرال بودند – و از مالکیت انتقالی ، فرهنگ پاپ چیزهای زیادی نوشت. از نظر آنها ، مبارزات انتخاباتی هیلاری کلینتون نشان دهنده پیروزی یک کشور پرستاری فرهنگی طرفدار تاسیس است که تلاش اوباما برای تشدید جنگهای فرهنگی را به نفع برچسب جدی جدید عدالت اجتماعی رد می کند: یک پرچم طولانی که در واقع بر سر اتحادیه کن بونپورت بوش برافراشته شده است.

یکی از اوایل پذیرش ترامپ این ایده را در آگوست 2015 ، زمانی که جب! این هنوز نزدیکترین تهدید عمده وی بود: “من به دونالد ترامپ رأی می دهم. کاری ندارم که شوخی باشد. من اهمیتی نمی دهم که او نژادپرست باشد. من فرقی نمی کنم که او یک جنسیت طلب باشد. من به هیچ کدام از اینها اهمیتی نمی دهم. امیدوارم او در مسابقه بماند و امیدوارم که برنده شود. چرا؟ زیرا من این واقعیت را دوست دارم که وی سایر سیاستمداران را وادار به تحریک می کند. من این واقعیت را دوست دارم که او می گوید گریه هیچ کس دیگری نمی گوید ، هر چقدر هم مسخره باشد. “

نکته ای برای حدس زدن نویسنده وجود ندارد: دیو پورتنوی ، بارستول جمهوری خواه را با یک پست وبلاگ 200 کلمه ای به دنیا آورد. ترامپ با پیوستن به تمایل شدید به آزادی از انتقاد یا سرزنش ، فضای سیاسی را دگرگون می کند – تمایلی که پورتنوی در آن اشتراک دارد و فقط با رشد و رشد هرچه بیشتر رسانه های اجتماعی به یک مرحله مهم نه تنها برای سیاست های ملی ، بلکه همچنین برای زندگی مدنی در هر سطح.

در یک ستون در ماه فوریه برای هفته، متیو والتر ، نویسنده محافظه کار اجتماعی کاتولیک با اشاره به “محافظه کاران بارستول” به عنوان اولین ، “تحقیر نسبت به زبان توسعه لیبرال ، نگرش مکروه ، مدرسه ای سیاستمداران دموکرات و متحدان آنها در رسانه ها و بیش از همه ، ظهور ریسک گریزی نسبت به سطح درجه اول کلاسهای حرفه ای ما. “به عبارت دیگر: مسائل مربوط به فرهنگ و جنگ.

به طرز عجیبی ، علی رغم عطش ذاتی برای درگیری ، این قدرت ، ظهور بارستول-ایسم در درون حزب جمهوریخواه را می توان در تنوع ایدئولوژیک درون حزب جمهوری اسلامی لنگر انداخت. چه چیزی می تواند آزادی خواهان بازار آزاد ، کاتولیک های انتقام جویی ، انجیلی های جنوبی و دموکرات های ریگان را در طبقه کارگر متحد کند ، غیر از نفرت مشترک آنها از … دموکرات های واقعی؟

با این اصل به عنوان یک اصل راهنمای حزب و بدون یک برنامه مشخص سیاسی برای گفتگو در مورد آن – RNC 2020 به معنای واقعی کلمه هیچ پلتفرم سیاسی جدیدی نداشت – کسانی که مایل به از بین بردن رژیم فرهنگی دموکراتیک با سر و صدا و به طور مداوم ، با قاطعیت فرماندهی می کنند ، اگر فعالانه از سیگنالهای خود پیروی نمی کنند حداقل پوشش را ارائه دهید.

آنها مجبور به دفاع از دانشجوی سال اول کارولینای شمالی ، جمهوری Madison Cowthorne در برابر توییت های جلب توجه کننده او و ادعاهای آزار و اذیت جنسی از روزهای (بسیار اخیر) دانشگاه در دانشگاه هستند زیرا او در 10 عضو برتر کنگره قرار دارد رای. آنها مجبور به دفاع از سخنگوی فلوریدا ، مت گئتز ، می شوند ، وقتی او با ادعاهای خود در مورد فحاشی جنسی روبرو می شود – نیازی به ذکر سخنی نیست ، از جمله حضور در کنگره با ماسک ضد گاز در روزهای ابتدایی شیوع ویروس کرونا. آنها مجبور به دفاع از سخنگوی کلرادو ، لورن بابرت هستند ، زیرا وی شکایات رای دهندگان در مورد دوره “مزاحم” خود در کنگره را پس از پیروزی در انتخابات مقدماتی و عمومی ، رد می کند ، بیشتر به دلیل دارایی خود.

درست مانند ضد PC ، مبهم غیراخلاقی بارستول می تواند یک نقطه قوت باشد ، همچنین می تواند یک نقطه ضعف باشد. در یک محیط رسانه ای که برای تقویت و تقویت عقاید ایدئولوژیک فرد ساخته شده است ، یک حمله مداوم می تواند شما را در حالت دفاع طاقت فرسای مداوم قرار دهد. بله ، می توان این کار را انجام داد – نزدیک به 75 میلیون نفر به انتخاب مجدد دونالد ترامپ ، رئیس استولوی رأی دادند – اما همچنین می تواند به نوبه خود باعث خشم و عصبانیت شود – رکورد 81 میلیون آمریکایی به جو بایدن ، مخالف عمدی ترامپ ، جوانمردانه رای دادند. علاوه بر این ، خطر هر گونه تازگی وجود دارد: مردم فقط از آن خسته می شوند. تحریک دیروز به وضعیت موجود امروز تبدیل شده و به نوبه خود وحشت حماسی فردا را رقم می زند.

وقتی رأی دهندگان جمهوری خواه ترامپ را برای ریاست جمهوری در سال 2016 معرفی کردند ، آنها جنگ فرهنگی بدون دستکش را به خاطر مصالحه جدی جب بوش یا تقلید از یک تحریک کننده حرفه ای مانند سناتور تد کروز انتخاب کردند. ترامپ از نارضایتی واقعی رای دهندگان آمریکا از وضعیت موجود لیبرال پیرامون گفتار و فرهنگ استفاده کرد و جوایز و واکنش ها را برداشت. کسی مانند دیو پورتنوی ، اگر یک کاندیدای مناسب ریاست جمهوری نباشد ، حداقل جانشین معتبری برای نقش آخرین ساکن جمهوری خواه دفتر است: ترامپ ، گائتز ، بیبرت ، زالزالک و امثال آنها از یک شیدایی پورتنوی برای اضافه کردن عناوین و تأیید مشترک هستند هویت فرهنگی رای دهندگان آنها به هر قیمت.

در دنیایی که وسواس رسانه ای دارد ، این یک مهارت قدرتمند و مست کننده است. و اکنون که اثبات شده است راهی مناسب برای موفقیت در انتخابات ، جمهوری خواهان – شاید معقولانه – برای یک زندگی پرهزینه به آن پایبند هستند. به عنوان اثری از جاد آپاتو ، نویسنده بزرگ کمدی در خوابگاه قرن 21 یک بار گفت: “پاندورا به جعبه برنمی گردد ، بلکه بیرون می آید.”

[ad_2]

منبع: white-news.ir