[ad_1]

این حقیقت یک انسان به مراتب پیچیده تر را رد کرد: یک شاهزاده پناهنده یونانی-دانمارکی با پیشینه ای که می توانست توسط هالیوود نوشته شود و همچنین یک اصلاح طلب که سعی داشت خانواده سلطنتی را در قرن بیستم درگیر کند.

فیلیپ در 10 ژوئن 1921 در خانه دانمارکی گلوکزبرگ ، در کاخ تابستانی خانواده سلطنتی یونان ، در جزیره کرفو متولد شد ، تنها پسر شاهزاده آندرو یونان و همسرش ، شاهزاده خانم آلیس از باتنبورگ بود. از اواخر قرن هجدهم ، زمانی که خانه های بزرگ اروپایی ازدواج می کردند ، “حق امتیازات” در اروپا بیش از پیش یکدست شده و از طریق تار عنکبوت درخت خانواده آن تقریباً با سایر خانواده های سلطنتی قاره ارتباط دارد.

وقتی در سال 1922 ، عمویش شاه کنستانتین اول از سلطنت کناره گیری کرد و خانواده مجبور به تبعید شدند ، هیچ یک از اینها کمک نکرد. در افسانه ها آمده است که فیلیپ یک ساله با گهواره ای ساخته شده از جعبه نارنجی به فرانسه منتقل شده است.

اگرچه از نظر فنی یک شاهزاده یونانی بود ، اما او هرگز به این زبان صحبت نکرد و در پاریس بزرگ شد و به فرانسه و آلمانی صحبت کرد در حالی که یک دانمارکی محسوب می شد. کودکی او هرج و مرج و پر از مصیبت بود.

اندکی پس از استعفا ، مادرش با مشکلات روانی قابل توجهی روبرو شد. با تشخیص اسکیزوفرنی ، وی را به پناهندگی در سوئیس فرستادند. در همین حال ، چهار خواهر بزرگ فیلیپ ازدواج کردند و به آلمان نقل مکان کردند ، در حالی که پدرش در مونت کارلو ناپدید شد و فیلیپ را پشت سر گذاشت. شاهزاده جوان تنها در هفت سالگی برای زندگی با مادربزرگ مادری خود در انگلیس اعزام شد.

در تلاش برای پیوستن دوباره خانواده ، در سال 1933 فیلیپ توسط خواهر ارشد خود به آلمان منتقل شد ، زمانی که همزمان با اوج گرفتن حکومت هیتلر بود. هنگامی که کورت هان ، رئیس معلم فیلیپ ، از آلمان نازی گریخت و مدرسه ای را در گوردونستون ، اسکاتلند افتتاح کرد ، فیلیپ دنبال آن رفت.

گوردونستون نوع جدیدی از مدرسه خصوصی انگلیسی بود که پسران را به مقاومت و انعطاف پذیری ترغیب می کرد و از نوجوانی برای فیلیپ مناسب بود.

در آن طرف دریای شمال ، خواهرانش به طور فزاینده ای درگیر رژیم آلمان شدند. در اسکاتلند ، فیلیپ در جهت مخالف رفت و بیشتر و بیشتر انگلیس شد. پس از مرگ خواهرش سیسیلی در یک سانحه هوایی در سال 1937 ، این خلیج گسترده شد. وقتی ابرهای درگیری جمع شد ، خانواده به سادگی از هم پاشیدند.

فیلیپ که موظف به مراقبت از خود بود ، به نیروی دریایی سلطنتی پیوست و خیلی زود در درگیری ای که در سال 1939 در گرفت ، در طرف مقابل بقیه خانواده اش قرار گرفت. در همان سال ، در جلسه ای که عموی بلندپروازش لویی مونت باتن ترتیب داد ، ملاقات شاهزاده خانم الیزابت ، وارث تاج و تخت انگلیس.

الیزابت بلافاصله مورد هجوم مرد قد بلند قرار گرفت و نوشت که با “خدای وایکینگ ها” ملاقات کرده است. این دو مبادله نامه را آغاز کردند و در سال 1946 نامزد کردند. آنها علی رغم ترس از مادر الیزابت ، در 20 نوامبر 1947 در ابی وست مینستر ازدواج کردند. وقتی این کار را کردند ، هیچ یک از برادران و خواهران فیلیپ دعوت نشدند.

سهمیه بندی نظامی ، که هنوز تمام نشده است ، به این معنی است که این رویداد را عروسی “ریاضت اقتصادی” اعلام کرده اند. اما این فقط یک چرخش بود. 2500 هدیه وجود داشت ، از جمله یک روسری که ماهاتما گاندی بافته بود ، که ملکه ماری ، مادربزرگ عروس ، به اشتباه تصور کرد یکی از روسری های او و یک توهین با دقت تنظیم شده است. حدود 200 میلیون نفر به پخش زنده رادیو گوش می دهند – که این رویداد و این زوج را به یک امتیاز عالی تبدیل می کند. با یک دهه جنگ ، انگلیسی ها فرصت نادر را برای لذت بردن از یک جشن ملی به دست آوردند. صدها هزار نفر برای تشویق مشاهیر سلطنتی به خیابان ها ریختند.

از اوایل قرن نوزدهم ، زمانی که نیروهای تاج سلطنت رو به زوال بود ، هدف جدیدی برای دادگاه خالی سلطنت مشروطه انگلیس دنبال شد. این جنگ نشان داد که می توان از آن به عنوان کانون وحدت استفاده کرد. سلطنتی را می توان از “حاکمان” به چیزی مانند یک خانواده ملی تبدیل کرد ، و این زوج جوان جذاب واجد شرایط به نظر می رسیدند.

ملکه جوان و زیبا بود. فیلیپ شاهزاده جذابی بود که مجسم بود: خوش تیپ ، شجاع و مسلح به مجموعه ای از دندانهای سفید درخشان غیر بریتانیایی. خوشا به حال پنج سال و دو فرزند.

اما در سال 1952 ، هنگامی که شاه جورج درگذشت و الیزابت 27 ساله به سلطنت رانده شد ، همه چیز به هم ریخت.

در حالی که بعدا دیانا مجبور شد ادعا کند که در ازدواج او “سه نفر” وجود دارد – خودش ، پرنس چارلز و کامیلا – حداقل 55 میلیون نفر در فیلیپ و الیزابت بودند. در حالی که الیزابت در طول تاجگذاری خود در 2 ژوئن 1953 زندگی خود را به مردم خود در ابی وست مینستر اختصاص داد ، به نظر می رسد او چیزی شبیه بحران وجودی در همسرش ایجاد کرده است.

کارش به پایان رسیده بود و سرنوشت او این بود که پشتیبان او باشد. فیلیپ و عمویش لویی برای ایجاد مناسب این کار را انجام دادند و توطئه ای را برای تغییر نام خانواده سلطنتی از مجلس ویندزور به خانه Mountbatten طراحی کردند. اما هنگامی که نخست وزیر وینستون چرچیل فهمید ، یک جنگ طولانی مدت وجود داشت و فیلیپ سرانجام باخت. تنها در سال 1957 بود که عنوان “شاهزاده” را پذیرفت.

فیلیپ سعی کرد به عنوان ویولن دوم زنی که به نمایندگی از انگلیس آمد ، نقش جداگانه ای را ایفا کند. وی جایزه ای را برای دوک ادینبورگ ایجاد کرد ، طرحی با هدف آوردن جوانان در جستجوی ماجراجویی. او بیش از 816 خیریه حامی شد و اولین افسر کشتی خوب ویندزور شد.

او ایده هایی برای نوسازی خانواده سلطنتی داشت که امروزه می توان آن را “بهبود اپتیک” نامید ، گرچه همه چیز طبق برنامه پیش نرفت. یک مستند بی بی سی 1969 در مورد پرواز از بالای دیوار ، که توسط فیلیپ برای نشان دادن زندگی در پشت صحنه انجام شد ، به یک فاجعه بی رحمانه تبدیل شد: “The Windsors” نشان داد که خانواده های سلطنتی کاملاً طبیعی هستند ، هرچند یک خانواده از طبقه عالی انگلیسی بسیار ثروتمند هستند که کباب دوست دارند. ، بستنی ، تماشای تلویزیون و مشاجرات. رمز و راز حق امتیاز از زیر اژدر خود به زیر خط آب رسید ، زخمی که خود به خود وارد کرده بود و هرگز از آن بهبود نیافته بود.

پس از نمایش ، این مستند دیگر هرگز پخش نمی شود. اما این تأثیر جبران ناپذیری داشت ، و این فقط با آشکار کردن عادی خانواده های سلطنتی نبود. با اجازه ورود دوربین ها ، فیلیپ درب نگاه های کنجکاو پاپاراتزی را باز کرد ، وی می توانست به حق ادعا کند از آنجا که خود حق امتیاز نمایشگاه را تحریم کرده بودند ، همه چیز تمام شد. از آن زمان به بعد ، اعضای نوجوان مجلس ویندزور توسط مطبوعات به عنوان حیواناتی که در یک صفری شکار انتخاب شده بودند ، انتخاب شدند.

همانطور که دهه 70 دهه 80 بود ، فیلیپ با تشویق پسرش چارلز برای ازدواج با دیانا اسپنسر جوان و ساده لوح ، اوضاع را بدتر کرد. چارلز و پدرش رابطه پر سر و صدایی داشتند. وارث تاج و تخت عاشق شعر و تئاتر بود و با احساساتش باز بود. پدرش ترجیح داد عکس بگیرد و بقیه چیزهای داخل بطری را بطری کند. گفته می شود که این انشعاب سالها ادامه داشته است.

این بدان معنا نیست که دوک ادینبورگ یک هیولای کاملاً دلسوز بود. در بیشتر دوران ازدواج فاجعه بار چارلز و دیانا ، فیلیپ با پرنسس ولز مهربانی زیادی کرد و وحشت خود را با رفتار پسرش با او مرتبط دانست. وقتی او درگذشت ، او نوه های خود را با تأخیر همراه کرد. و از طرف دیگر ، هشت نوه و هشت نوه او به نظر می رسد که او را به اتفاق آراسته اند.

پرنس ویلیام از هنرپیشه مت اسمیت برای جمع بندی پدربزرگش در جلسه ای در سال 2016 پرسید: “فقط یک کلمه – یک افسانه!” و به نظر می رسد که پسر عموهایش و دیگر اعضای جوان خانواده سلطنتی نیز در این عقیده نظر دارند.

در حالی که خبر مرگ فیلیپ طنین انداز است ، بسیاری از بریتانیایی ها ممکن است از احساس از دست دادن تعجب کنند. تعداد کمی از ما می توانیم یک زمان بدون او را به یاد بیاوریم. او در تمام زندگی ما مانند بی بی سی و آسمان خاکستری در آنجا بوده است ، یکی از ثابتهای زندگی.

او هم مهم بود. شاید او کاپیتان سفری نبود که ازدواج کرد ، اما فیلیپ تاج را از میان آب های آشفته سال های پس از جنگ هدایت کرد.

علاوه بر این ، او شوهر وفادار و ثابت ملکه بود. “راک” او ، بزرگترین مشاور و مورد اعتمادترین دوستش است. با نگاه به گذشته ، او و مدافعان سلطنت واقعاً بسیار خوش شانس بودند که این کودک پناهنده حدود 90 سال پیش در سواحل پادشاهی مستقر شد.

[ad_2]

منبع: white-news.ir