[ad_1]

وقتی گیل می خواست از زندگی روسپی های شاغل بداند مجله نیویورک، او شلوار گرم و پاشنه بلند به پا کرد و با آنها در خیابان ها قدم زد – و سپس کتابی نوشت به نام هل دادن: روسپیگری در جامعه کاملاً باز ما. وقتی خواهرش به آمفتامین اعتیاد پیدا کرد ، این مشکل را برای خوانندگان کتاب توضیح داد نیویورکو سپس در سطح ملی در سرعت اصلی است. وقتی دخترش مورا جعبه ای پر از اسم حیوان دست اموز پیدا کرد ، گیل پیشنهاد داد که آنها را به خانه ای که همسایه ها “خانه بچه گربه” در خیابان از خانه خود در شرق همپتون می نامند ، منتقل کند ، جایی که او زندگی شبح ادی بیل کوچک را کشف کرد. راز باغ های خاکستری پس از آن ، الهام بخش یک مستند ، نمایش و فیلم برادوی بود. هنگامی که او با کودکان یتیم کامبوجی در اردوگاه های پناهندگان آشنا شد ، خانه ای آورد و او را به عنوان دختر دوم بزرگ کرد – و منتشر کرد روح بقا. وقتی گیل شروع به یائسگی کرد ، کتابی با این موضوع تا حدودی تابو ارائه کرد ، گذرگاه آرام. و هر چه بزرگتر می شد (و او واقعاً به آن اهمیت می داد!) ، آنجا وجود داشت رابطه جنسی و زن جعلی

سرانجام ، در کتابی که به نظر من بیشترین تأثیر را دارد ، وجود دارد معابر در مراقبتپس از 17 سال دشوار اداره شوهر محبوبش ، كلی فلكر ، سردبیر سابق ، نوشته شده است نیویورک، اسکوایر و غرب جدید مجلات ، از طریق سرطان ، از تشخیص تا مرگ. در هر صفحه ، وی ضمن توصیه به بینندگان دیگر در مورد چگونگی مراقبت از هزینه های خود در حالی که پس انداز می کنند ، از قلب صحبت می کند ، مانند این قسمت: «شب گذشته احساس خوشبختی کردم که هنوز آن را دارم. اما باید صادقانه بگویم. هرچقدر فکر می کردم می ترسم او زندگی نکند ، گاهی فکر می کردم می ترسم که او نمی میرد. “

شخصیت در هیچ كدام از موضوعات گسترده وی بارزتر از زمانی نبود كه گیل تحقیقی درباره شخصیتهای مهم سیاسی از جمله روسای جمهور بوش ، انور سادات ، مارگارت تاچر ، هیلاری كلینتون و میخائیل گورباچف ​​نوشت. از نظر گیل ، نهضتهایی که آنها شروع کردند مهمترین چیز نبود ، و نه جنگها یا نبردهای قانونی که پیروز شدند. وی معتقد بود شخصیت سرنوشت بود. او ابهامات و ناامنی های آنها را کاوش کرد و به دنبال زندگی درونی آنها برای یافتن نشانه هایی از رفتارشان بود. الان هم ، با تصور گیل ، 5 فوت و 3 سانتی متری از او ، که پشت پرده آهنین برای مصاحبه با رهبر ترسناک اتحاد جماهیر شوروی در اواسط جنگ سرد می گذرد ، کمی لول می خورم. اما او نترس بود. وی در خاطرات خود نوشت: “من كوچك بودم.” پررنگ“اما دوست داشتم فکر کنم شجاع هستم.” بعداً ، با تحسین ارتباط جذابی که بین تاچر و گورباچف ​​یافت ، یک نمایشنامه خارق العاده به نام نوشت مگی و میشا – بردن سطح سیاسی-شخصی به سطحی کاملاً متفاوت.

از آنجا که من – برای سالها – این لذت را داشتم که پشت میزهای غیر رسمی شام بنشینم و به نظرات عمیقاً پذیرفته شده گیل گوش فرا دهم ، مطمئناً می دانم که او دوست دارد آخرین پستش در اینجا قرار بگیرد. این است پرونده خطرناک دونالد ترامپ، منتشر شده در سال 2017 ، که در مورد او می نویسد ، “دو ده روانپزشک و روانشناس (و یک نویسنده ، خودم) اجماع ما را ارائه می دهند که وضعیت روانی ترامپ تهدیدی روشن و جاری برای ملت ما و رفاه مردم است.” اوه ، کاش فقط می توانست نتیجه انتخابات 2020 را ببیند.

گیل در کنار عشق زندگی اش در چمنزار قبرستان سال هاربر ، که توسط وی به عنوان کلی انتخاب شده است ، دفن می شود. من به چند دوست نزدیک و خانواده ام که در ماه سپتامبر (البته مبدل و از نظر اجتماعی از راه دور) برای خدمات دینی ساده این روزنامه نگار مبتکر و برنده جوایز که همیشه جرأت داشت با همان شجاعت و دلسوزی به محدوده متن خود نگاه کنند ، پیوستم. همانطور که برای دیگران است. نوه او مراسم را با تحویل ساکسیفون تنور به Body and Soul به پایان رساند. کلماتی که هنگام بازی کردن از ذهن من عبور می کرد ، “من طرفدار تو هستم” به خصوص جالب و شخصی به نظر می رسید. تنها كتیبه روی سنگ مزار كلی “American Editor” بود. هیچ چیز باعث افتخار گیل نمی شود جز این که بدانید توسط یک نویسنده آمریکایی خوانده می شود.

[ad_2]

منبع: white-news.ir